لوگار می گوید، رییس جمهور در صورتی که از بدو امر از ارائه ی اهداف سیاست خارجی خود ، و مشاوره در مورد آن ها با بخش های مربوط کنگره کوتاهی کند، با مشکلات جدی روبرو می شود. او خاطر نشان می کند، البته قدرت و نظارتی که قوه ی مقننه بر تأمین هزینه ی برنامه های دولت فدرال اعمال می نماید، تهدیدی همیشگی در به اجرا در آوردن سیاست هاییست که بدون این گونه مشورت ها طراحی شده اند. لوگار که عضو حزب جمهوریخواه از ایندیانا می باشد، رییس سابق و در حال حاضر عضو ارشد کمیسیون روابط خارجی سنا است. او امسال نامزد ناموفق حزب خود در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. رالف دانهیسر با او مصاحبه ای به عمل آورده است.
سؤال: این یک اصل بدیهی است که سیاست خارجی آمریکا ، مقدم بر ملاحظات حزبی می باشد. این موضوع در موقعیتی که قدرت سیاسی میان دو حزب تقسیم می شود، در این مورد، حاکمیت دموکرات ها در کاخ سفید، و جمهوریخواهان در کنگره، به چه صورت است؟
لوگار: در قانون اساسی برای سنا در رابطه با سیاست خارجی نقش خاصی در نظر گرفته شده، به این معنی که برای تصویب پیمان ها، به کسب دو سوم آرا نیاز می باشد. اما از طرفی، پیمان ها از سوی رییس جمهور و افراد منتخب او مورد مذاکره قرار می گیرند، یعنی وزیر امور خارجه یا سایر مذاکره کنندگان. در این میان، روند تآثیر متقابل وجود دارد که در دوره ی جریان داشتن مذاکرات ممکن است منجر به درخواست مشاوره از سوی رییس جمهور یا دولت او بشود، و به این ترتیب، نهایتا ً تصویب پیمان از سوی سنا صورت می گیرد. یا این که احتمال دارد به رویارویی و از میان رفتن کل قرارداد بیانجامد، که در این صورت به معنای تضعیف دولت و اعتبار ایالات متحد خواهد بود. بنابراین، این رابطه ای بسیار حساس است که مستلزم مهارت و کاردانی از سوی رییس جمهور و اعضای کمیسیون روابط خارجی سنا می باشد. یکی دیگر از نقاط حساس این ارتباط، تأییدیه ی سنا هنگام معرفی افراد منتصب از سوی رییس جمهور است- مانند انتصاب وزیر امور خارجه و همه ی معاونان و مشاوران و نیز سفرای ایالات متحده در 150 کشور جهان. انتصاب هریک از این افراد به اطلاع کمیسیون روابط خارجی رسیده و قبل از معرفی او به سنا باید مورد رآی گیری قرار بگیرد و بعد در سنا نیز از اکثریت آرا برخوردار گردد. همان طور که شما هم توجه کردید، در سال های اخیر، حزب اکثریت درسنا با حزبی که رییس جمهور به آن متعلق است، متفاوت بوده، لذا یک روحیه ی همکاری باید در میان باشد. قانون این است که سنا برای انتصابات از سوی رییس جمهور احترام قائل است- و روشن است که انتصابات از سوی رییس جمهور صورت می گیرد و نه سنا- با این حال رییس جمهور با رآی و نظر سنا باید آگاهانه برخورد کند و برای کسب اکثریت آرا، احساسات عمیق کمیسیون روابط خارجی سنا و سایر سناتور ها را درک نماید، این کار برای کسب رآی به طور کلی لازم است، زیرا تعویق سنا در رآی دادن منجر به این می شود که ایالات متحد برای دوره ای طولانی از داشتن نماینگان در سطح سفرا محروم بماند. علاوه بر این، رییس جمهور برای پیشبرد سیاست خارجی همیشه به پول و در مواردی نیز به داشتن اختیار نیاز دارد. کمیسیون روابط خارجی سنا و کمیسیون روابط بین المللی مجلس نمایندگان با تشکیل جلسات غیر رسمی، در مورد قوانین مربوط به اختیارات در اتخاذ تدابیر سیاست خارجی تصمیم گیری می کنند، و کمیسیون های اعتبارات تخصیصی ، هزینه ی مناسب برای پیشبرد برنامه هایی که اختیار آن ها به رییس جمهور داده شده را تعیین می کنند. قدرت مالی سنا، عملا ً به نظارت و ایجاد توازن در ابتکارات عمل رییس جمهور، پاسخگویی سریع او و یا حتا اعلام جنگ، که به عهده ی او گذاشته شده، می پردازد.
س: به طور کلی، در موقعیتی که نظارت بر عهده ی هر دو حزب می باشد، آیا این روش پاسخگو بوده است؟
لوگار: بله، معمولا ً پاسخگو بوده است، اما برای این که به طور مثبتی به عمل درآید مستلزم این است که رییس جمهور و دولت او استعداد و شکیبایی فوق العاده ای از خود نشان دهند. اولین اعتقاد راسخ این است که او در بدو آغاز هر گونه ابتکار عمل، با رهبری سنا به صورت دو حزبی همکاری نماید. او باید تا جایی که می تواند با افراد زیادی مشاوره کرده و پایگاهی هر چه وسیع تر در حمایت از اقدامات خود به وجود آورد، تا وقتی زمان بررسی واقعیات فرا می رسد، کما این که همیشه هم این طور است- تمام سیاستگذاری ها نکات مثبت و منفی خود را دارند- رییس جمهور، بدون حامی و پشتیبان، تنها نماند. در غیر این صورت، نه تنها با مشکلات سیاسی مواجه خواهد شد، بلکه اقدامات او نیز با مانع برخورد خواهد کرد، و اعضای کنگره که در موقع مقتضی مورد مشورت قرار نگرفته اند، و خود را با اقدامات او کاملا ً بیگانه می یابند، و ممکن است حتا از بی پروایی رییس جمهورغافلگیر هم شده باشند، به محض رویارویی با کاستی ها خواهند گفت که دخالتی در موضوع نداشته اند- در واقع منظورشان این خواهد بود که رییس جمهور اشتباه کرده و نباید دست به چنین اقدامی می زد. در این صورت رییس جمهور در موقعیتی بسیار دشوار قرار می گیرد- و در مقابل خود افرادی را می یابد که نه تنها مایل به همکاری با او نیستند بلکه در اموری مانند کسب اختیارات و تخصیص بودجه هم کارشکنی می کنند. به نظر من، این بدترین چیزیست که می تواند اتفاق بیفتد.
س: آیا مسائلی بوده که در آن، شما خودتان چنین تجربه ای را پشت سر گذاشته باشید؟
لوگار: به یاد نمی آورم که پشتم را خالی کرده باشند.می توانم بگویم در موقعیت های زیادی- مخصوصا ً در زمان پرزیدنت کلینتون- رییس جمهور برای ابتکار عمل در سیاست های خارجی قادر به گردآوردن حامیان زیادی در حزب خودش نبود، چه رسد در حزب جمهوریخواه. گاهی، مانند موردی که در حال حاضر درگیر آن هستیم، یعنی فرایند اعمال قدرت در بوسنی، رییس جمهوراز تعداد زیادی از رهبران دموکرات و جمهوریخواه برای مشورت کمک خواست، اما از همان آغاز پیدا بود که او به دنبال حمایت از طریق آرای مثبت نیست، آن طور که مثلا ً پرزیدنت بوش قبل از عملیات دزرت استورم یا طوفان صحرا به آن احتیاج داشت. پرزیدنت کلینتون، در رابطه با هاییتی اصلا ً سعی نکرد از طریق فرایند مشورت وارد عمل شود. و فقدان مشورت، مسئله ساز می شود، کما این که در مورد تعهدش در خارج کردن نیرو های آمریکا تا 20 دسامبر، این گونه شد. تعداد کثیری می گویند ما برای این کار رأی نداده یا راضی به انجام آن نبوده ایم، و به این ترتیب جایی برای فعالیت رییس جمهور باقی نمی گذارند. فکر می کنم، هدف رییس جمهور، باید این باشد که تا جایی که امکان دارد از حمایت تعداد بیشتری از افراد بهره مند گردد تا بتواند لااقل قسمتی از این بار را بر شانه ی آن ها قرار دهد.
س: شما در باره ی تعهد رییس جمهور در خارج کردن نیرو های آمریکا صحبت کردید. آیا این اقدام از لحاظ جدول زمانی به موقع انجام خواهد شد، و اگر نه، چه تأثیری بر روابط خواهد داشت؟
لوگار: من اطلاعی ندارم و مایل به پیش بینی آن نیز نیستم. فرض کلی من این است که بخش اعظم سربازان آمریکایی تا 20 دسامبر مأموریت خود را به پایان می رسانند. اما دستور العمل تازه ی ناتو این است که بعد از 20 دسامبر مأموریت دیگری در پیش خواهد بود، و همه ی کشور های شرکت کننده، من جمله کشور خودمان، در مورد این که این مأموریت از چه افرادی تشکیل خواهد شد باید تصمیمگیری کنند. بنابراین، این کاریست که هنوز در جریان می باشد.
س: مهمترین دستاورد های اخیر سیاست خارجی را در چه زمینه هایی می بینید، و اولویت های مطرح برای شما و حزب شما کدام است؟
لوگار: به نظر من بزرگترین دستاورد ها را در تجارت جهانی داشته ایم. NAFTA (پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی) و پیمان GATT (توافق کلی بر تعرفه های گمرکی و تجارت)- دور مذاکرات اوروگوئه- این ها پیشرفت های عمده ای هستند که به لحاظ ترقی آمریکا و همین طور مناسبات بین المللی، ارزش زیادی دارند. مرتفع کردن جنگ های تجاری و کشمکش های ملی – پیشرفت حاصل شده است. من اجلاس میامی (اجلاس قاره ی آمریکا که در دسامبر 1994 برگزار شد) را هم، به عنوان یک ابتکار عمل با اهمیت، تحسین می کنم، و همین طور کاری که رییس جمهور در سلسله کنفرانس های APEC(همکاری اقتصادی بخش آسیا پاسیفیک) از پیش برد. باید بگویم که به سامان رساندن اجلاس میامی بسیار ضعیف بوده و شاید هم خواسته ی رییس جمهور و شماری از جمهوریخواهان مبنی بر مورد بحث قرار ندادن NAFTA منجر به تغییر وعده ی پیوستن شیلی و اقدامات دیگر در جهت ایجاد منطقه ی آزاد تجاری بود. فکر می کنم این دوره ای بودکه حرکت به سوی تجارت گسترده تر ضربه خورد و در واقع، شاید بتوان گفت که در این مورد، تقصیر متوجه هر دو حزب بود. تصور می کنم ایجاد تغییرات در ناتو- یعنی پذیرفتن اعضای جدید و مأموریت های تازه- در جریان است، البته در مورد آن تبلیغی صورت نگرفته، اما برای رهبری آینده ی ایالات متحده و همکاری بااروپا بسیار اهمیت دارد، و نیز برای امنیت خود ما، و همین طور امنیت کشورهایی مانند لهستان، مجارستان، جمهوری چک و امیدوارم کشور های بالتیک و سایر کشور ها، به چارچوب امنیتی امریکا و اروپا بپیوندند، چه جهت فعالیت های سیاسی، و چه متعاقبا ً از طریق اتحادیه ی اروپا، برای فعالیت های اقتصادی. این گونه ابتکار عمل ها برای عملی شدن به زمانی طولانی نیاز دارند. فکر می کنم پشتیبانی دو حزب را در این موارد داشته باشیم و البته دربعضی موارد مخالفت آن ها را نیز خواهیم داشت. به جزییات این امور هنوز پرداخته نشده. بسیاری از اعضا هنوز نمی دانند که این اقدامات تا چه حد گسترده هستند، و از آن جا که سیاست خارجی در دستور کار اصلی هیچ یک از دو حزب در این دوره از جلسات کنگره قرار نگرفته است، هنوز حرف های زیادی در این مورد باقیست. اما دست کم من این ابتکارات عمل کلی و آغاز کار را بسیار با اهمیت تلقی می کنم.
س: شما گفتید که در مواقعی هر دو حزب حمایت کردند و در مواردی هم هر دو مخالف بودند. آیا روشن است که نظر اکثریت چه بود؟
لوگار: به اعتقاد من، بعد از نشست دسامبر (نشست وزرای خارجه ی کشور های عضو ناتو) و/یا اجلاس سال آینده ی ناتو، تصمیم به گسترش ناتو گرفته خواهد شد. اما آن را مسلم نمی دانم. به همین علت من و بقیه در حال کوشش برای تشکیل ائتلافی جهت حمایت از آن هستیم، این بحث باید پیش برود و باید با دیگر کشور های عضو درمورد مسئولیت های آینده ی خود به مذاکره بنشینیم.
س: در مورد ابتکارات عمل خود شما، می دانم که شما و سناتور دموکرات، سام نان ، مدت مدیدی در مورد زراد خانه ی هسته ای روسیه نگرانی هایی داشته اید. احساس می کنم که این موضوع هنوز برای شما در درجه ی اول اهمیت قرار دارد.
لوگار: بله، همین طور است. در واقع، ما به لایحه ی اختیارات دفاع، شرطی اضافه کردیم که احتمالا ً نان-لوگار دوم خوانده خواهد شد. این کوششی است برای ادامه ی فعالیت هایی که تا به حال بسیار موفقیت آمیز بوده اند: یعنی، برچیدن موشک ها، نابود سازی آشیانه ها، جمع آوری هرگونه سلاح اتمی تاکتیکی و یا سایر عناصر قابل بهره برداری، و نگرانی به دلیل امنیت مواد شکاف پذیر- مواد شیمیایی و بیولوژیکی که در روسیه و در کشور خودمان یافت می شوند- به نحوی که دسترسی قاچاقچیان به این مواد که به عنوان کانال تحویل این گونه مواد به دولت های شرور و تروریست ها عمل می کنند، به فاجعه ای نیانجامد.
این بخشی از اهداف ما بوده است، اما برنامه ها و مجوز های دیگری نیزهستند که این پول به آن ها اختصاص پیدا می کند. ما تجربه ای را که ژاپن با گروه اوم شینریکیو داشت و چیزی نمانده بود که یک تراژدی را باعث شود، هولناک تلقی می کنیم، در جلسات دادرسی، ما هم شواهدی یافتیم دال بر این که افرادی که در آماده سازی نقشه ی انفجار مرکز تجارت جهانی دست داشتند، در وهله ی اول مایل بودند از مواد شیمیایی نیز استفاده کنند، که در آن صورت عمق فاجعه مضاعف می شد، اما در این کار موفق نشدند. اما همین که توانسته بودند چنین برنامه ای را تنظیم کنند و عوامل اجرایی آن را نیز در اختیار داشتند، بسیار ترسناک است و نظر ما را تأیید می کند که اولین اقدام دفاعی ما، باید نابود کردن مواد یا، با خریداری اورانیوم غنی شده، تبدیل آن به اورانیوم رقیق است. دومین اقدام دفاعی، اتخاذ تدابیر امنیتی در محل های ذخیره ی این مواد است، حتا پیرامون کشور ها، مثل لهستان، برای رد یابی تشعشعات در وسایل نقلیه ای که از مرز رفت وآمد دارند. اقدام سوم، در صورتی که در دو اقدام اول توفیقی پیدا نکنیم، نظام آموزش در کشور است، به طوری که، در صورت وقوع فاجعه، مردم بتوانند درک کنند که دفاع در برابر عناصر شیمیایی و بیولوژیکی با دفاع در برابر سلاح های هسته ای به کلی متفاوت است.
س: آیا این ابتکارات عمل در درجه ی اول از سوی کنگره ارائه می شوند، یا میان کنگره و دولت در این مورد همکاری وجود دارد؟
لوگار: بله، یک همکاری اصولی وجود دارد. سناتور ها، سام نان و پیت دومنیچی و من، با ویلیام پری ، وزیر دفاع، و معاون او، اش کارتر ، و قائم مقام وزیر، چالز کورتیس ، در وزارت نیرو ملاقات کردیم. آن ها سهم زیادی در این موضوع دارند- و ما با افراد دولت همکاری نزدیکی داشته ایم. البته این تلاشی از سوی هر دو حزب است، کوشش های سناتور نان و من، و سناتور دومینیچی، که وجود او به لحاظ اعتبارات تخصیصی اهمیت زیادی دارد.
|