Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

حمایت کنگره از دستور کار رییس جمهور در سیاست خارجی

مصاحبه ای با پاتریک گریفین ، معاون سابق پرزیدنت کلینتون در امور قانونگذاری


گریفین می گوید، با پایان گرفتن جنگ سرد، نبودن "یک خطر واحد خارجی که امنیت ملی را تهدید کند" و تأکید روز افزون بر مسائل داخلی، باعث می شود دولت به سختی بتواند حمایت هر دو حزب، دموکرات ها و جمهوریخواهان را در کنگره برای اهداف مربوط به سیاست خارجی رییس جمهور، به دست آورد. گریفین، به عنوان رابط اصلی کاخ سفید با کنگره، از دسامبر 1993 تا فوریه 1996، در صدد جلب حمایت کنگره برای سیاست های رییس جمهور در چین، بوسنی، هاییتی و مکزیک بود. او که ناظری با تجربه در کنگره بود، از اوایل دهه ی 1980 در هیئت های کمیسیون بودجه ی سنا و کمیسیون سیاست دموکراتیک و به عنوان دستیار سناتور رابرت برد، که در آن زمان رهبر اقلیت سنا بود، کار کرده است. وندی راس با او مصاحبه کرده است.

سؤال: نقش دفتر رابط کنگره در کاخ سفید در امر کمک به پیشبرد قوانین مربوط به سیاست
خارجی رییس جمهور چیست؟

گریفین: مسئولیت من و همکارانم، پیشبرد استراتژی کلی دستور کار رییس جمهور در زمینه ی امور داخلی و خارجی، و مطرح کردن آن در کنگره بود. من برای به اجرا درآوردن قوانین، تا حدی که لازم بود، مستقیما ً با رهبران احزاب کنگره، در مجلس نمایندگان و در سنا کار می کردم. کار من در جهت زنده نگه داشتن پیام رییس جمهور در حزب خودش نیز بود.

س: تعداد متعددی از وزارت خانه ها که در سیاست خارجی دخالت دارند، دارای هیئت های رابط خود در کنگره هستند، من جمله وزارت امور خارجه و دفتر نمایندگی تجاری آمریکا. آیا این هیئت ها به طور منظم با یک دیگر مشورت می کنند و رویکرد های خود به مسائل را با هم هماهنگ می نمایند؟

گریفین: بله، اجازه بدهید دراین رابطه مثالی بزنم. زمانی که پرزیدنت کلینتون باید تصمیم می گرفت که وضعیت صاحب امتیاز را در مورد چین اعمال کند یا نه، جلسه ای با شرکت وزیر خارجه، مقامات بلند پایه ی شورای امنیت ملی و اداره ی ضد اطلاعات و سایر شخصیت های برجسته، تشکیل شد. هنگامی که خط مشی تعیین شد، فرایند دیگری در پیش گرفته شد که شامل تیم های قانونگذاری ادارات مختلف بود، که می بایست استراتژی ما برای به اجرا درآوردن تصمیمات رییس جمهور را تعیین می کردند.
تصمیمی بسیار بحث انگیز بود. رییس جمهور، بعد از تفکر زیاد، موضع اولیه ی خود در مورد وضعیت ملت صاحب امتیاز برای چین را تغییر داده بود.با این کار، در حالی که برخی از متحدان سنتی خود، من جمله رهبران دموکرات مجلس نمایندگان و سنا، را به طور موقت خشمگین کرده بود، می توانست یک ائتلاف اکثریت با شرکت دموکرات ها و جمهوریخواهانی که از پیشنهاد او حمایت می کردند، تشکیل دهد. من بعدا ً با این هیئت های رابط کنگره همراه با یک گروه متشکل از هر دوحزب، برای اطمینان ازکسب تعداد آرای مورد نیاز جهت حمایت از موضع رییس جمهور، کار کردم.

س: در مورد مسئله ی بوسنی، خیلی ها در کنگره نگران درگیری آمریکا بودند، در حالی که بقیه تمایل داشتند ایالات متحد در این موضوع مداخله کند. شما چه گونه توانستید حمایت کنگره در مورد سیاست رییس جمهور در بوسنی را جلب کنید؟

گریفین: رییس جمهور در اوان تشکیل دولت خود، مسئولیت اتخاذ یک سیاست جدید در بوسنی را شخصا ً به عهده گرفت. مسائل مربوطه از حساسیت و پیچیدگی زیادی برخوردار بودند. جناح هایی از حزب دموکرات، با جنبه های مختلف خط مشی رییس جمهور مخالفت می کردند. ما سعی کردیم آن مشکلات را مورد به مورد حل وفصل کنیم. وقتی زمان آن فرارسید که خط مشی ما مورد حمایت قرار بگیرد، رییس جمهور طلب حمایت رهبری هر دو حزب را نمود. و من فکر می کنم در آن زمان سناتور باب دوعل ، رهبر اکثریت با پا پیش گذاشتن و حمایت از رییس جمهور، شهامت زیادی به خرج داد.
عدم قابلیت سناتور دوعل در کنترل گروه خود، نه تنها برای خود او، بلکه برای ما هم مسئله ساز شد. موضوع، کل تحرکی بود که میان قوه ی مجریه و کنگره بر سر سیاست خارجی ایجاد شده بود و ربطی به حمایت از دو حزب نداشت. حتا رهبران کنگره هم نمی توانستند به اتکای گروه خود موضع مبتکرانه ای در رابطه با امور بین المللی داشته باشند. گرایش به امور داخلی و پرداختن به مسائل کشوری، با حزب گرایی ارتباطی نداشت و به هیچ وجه الزام آور نبود و در حالی که سناتور دوعل در کمک به رییس جمهور می توانست نقشی کلیدی داشته باشد، نتوانست حمایت سایر جمهوریخواهان را جلب کند.

س: شما در سال 1994 ، هنگامی که جمهوریخواهان بعد از 40 سال مجلس نمایندگان و سنا را در کنترل خود گرفتند، ریاست روابط کاخ سفید با کنگره را به عهده داشتید. نتایج انتخابات میان دوره ای چه تأثیری بر کار شما با کنگره گذاشت؟

گریفین: به تصور من، ریشه ی پیچیدگی های روابط میان قوه ی مجریه و کنگره در مورد سیاست خارجی، به سال های 1990 و 1992 ، و قبل از انتخابات میان دوره ای بر می گردد. فکر می کنم پایان جنگ سرد، و فرو ریختن دیوار برلین در اروپا ، نشان دهنده ی خاتمه ی یک دوران وآغاز دینامیکی بود که رأی دهندگان آمریکایی بیشتر متوجه مسائل داخلی شدند. این موضوع در آرای ضد وضع حاضر تجلی پیدا کرد که از این طریق قدیمی ها برکنار شدند و اعضای جدیدی انتخاب گردیدند که از دستور کار قدرتمندی درمورد امور داخلی کشور برخوردار بودند.
پرزیدنت کلینتون هم از این پدیده بهره برد. به عقیده ی من، پرزیدنت بوش، دقیقا ً به دلیل این تحولات در آرای رأی دهندگان بود که در انتخابات سال 1992 شکست خورد. با انتخاب شدن پرزیدنت کلینتون، گروه تازه ای از دموکرات ها به روی کار آمدند که توجه شان بیشتر به امور داخلی بود و با انتخابات میان دوره ای در سال 1994 مواضع قدرتمندی یافتند (435 تن اعضای مجلس نمایندگان و یک سوم کرسی های سنا). به این ترتیب جریانی رشد می کرد که متمایل به امور داخلی کشور بود و حساسیت چندانی در مورد دورنمای بین المللی نداشت. پیشبرد سیاست خارجی در کنگره، به دلیل انتقال قدرت از دموکرات ها به جمهوریخواهان که از عواقب آن انتخابات بود، وخیم تر از گذشته شده بود.

س: می توانید با آوردن مثال بگویید که در جوّ فعلی چه گونه کسب حمایت دولت از کنگره در مورد سیاست خارجی با اشکال روبرو است؟

گریفین: حتما ً. یک نمونه از این مشکلات در مورد ضمانت مالی مکزیک است.
رییس جمهور،یک شب، بعد از این که گزارش رابین ، وزیر خزانه داری را که تازه سوگند یاد کرده بود، شنید، گفت برای ثبات بخشیدن به وضعیت مالی مکزیک باید دست به کار شویم. رییس جمهور آماده ی اقدام بود. اما من احساس کردم که او در کنگره از حمایت لازم برای پیش بردن این پیشنهاد برخوردار نسیت.
پزیدنت هم این مطلب را قبول داشت و از چهار رهبر کنگره- تام داشل ، رهبر اقلیت سنا، دیک گپارد ، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان، نیوت گینگریچ ، رییس مجلس نمایندگان و سناتور دول- خواست که روز بعد برای مذاکره در باره ی پیشبرد این پیشنهاد به کاخ سفید بیایند.
آن ها همگی از این پیشنهاد حمایت کردند که نشان دهنده ی شجاعت آنان بود. اما طولی نکشید که همه ی ما متوجه شدیم انجام این کار از راه های قانون ممکن نیست. رییس جمهور می گفت که باید اقدام را آغاز می کردیم، و راه آن را یافت، که از طریق حکم مقام مجریه، یعنی اختیارات شخصی خود او ، و با موافقت کنگره بود.

س: آیا نمونه های دیگری هم وجود دارد؟

گریفین: یکی از مسائل ناراحت کننده، از نقطه نظر کنگره، دخالت آمریکا درکشور هاییتی در سال 1994 بود، که جنبه های سیاسی، دیپلماسی و نظامی داشت.
ما در مراحل قبل از شروع انتخابات میان دوره ای سال 1994 بودیم و تهاجم به بخشی از جهان را در سر می پروراندیم که کنگره معتقد بود حضور ما در آن جا به هیچ وجه ضرورت ندارد. رییس جمهور معتقد بود حمایت از دموکراسی به این خطر می ارزد- و یک بار دیگر رییس جمهور می خواست قاطعانه قدم پیش بگذارد. این تصمیمی بود که به لحاظ کنگره من مایل نبودم او بگیرد، اما روشن بود که او خیال عقب نشینی ندارد.
این مورد، با سربلندی طراحان این استراتژی، با موفقیت روبرو گشت. اما تصور کنید که در مراحل قبل از انتخابات، مسئله ی تهاجم به کشوری مطرح گردد که در وهله ی اول هیچ یک از اعضای کنگره با آن موافق نبودند. من از فرط نگرانی ناخن های خود را می جویدم، اما همه چیز عالی از آب در آمد. این نموداری است از شجاعت رییس جمهور.

س: در چارچوب سیاست خارجی، آیا قدرت در دست رییس جمهور است یا در دست کنگره؟

گریفین: برداشت من این است که به طور یکسان در اختیار قوه ی مجریه و قوه ی مقننه است و گاه به گاه از یکی به دیگری منتقل می شود. فکر می کنم نهایتا ً این قوه ی مجریه است که امتیاز طرح و اجرای سیاست های خارجی را دارد. گمان می کنم کنگره پیوسته در تلاش بوده که از طریق استفاده از قانون قدرت جنگ ، نفوذ خود را افزایش دهد (این قانون درسال 1973 ، در پی وتوی رییس جمهور، از سوی کنگره به تصویب رسید و مقصود از آن محدود کردن اختیارات رییس جمهور در ارسال نیروی نظامی به خارج بدون تأیید کنگره می باشد).قضاوت من، در بازنگری، این است که رییس جمهور در مورد امور مربوط به سیاست خارجی دست بالا را دارد، چون می تواند پیام خود را خارج از کنگره به گوش ملت برساند، و کنگره برای تغییر دادن وتوی رییس جمهور باید از اکثریت آرا در هر دو مجلس برخوردار باشد.
با این حال، برتری قطعی در مورد اعتبارات تخصیصی از آن کنگره است. ما زمانی شاهد این موضوع بودیم که کنگره تأمین اعتبار برای جنگ ویتنام را قطع نمود. قدرت قطع کردن اعتبار مالی ، مانند چماقی است که رییس جمهور قبل از ورود به هر جنگی آن را می بیند. رییس جمهور می داند که کنگره نهایتا ً از قدرت قطع کردن اعتبارات مالی برخوردار است، و به همین جهت در هنگام برنامه ریزی سیاست های خود ، این موضوع را لحاظ می کند. در مورد هاییتی و برخی مباحثات بر سر بوسنی و در زمینه ی مهلت زمانی رییس جمهور، و پاسخگو بودن به این مهلت زمانی و کنترل مأموریت ، رییس جمهور می دانست که کنگره می تواند از طریق متوقف کردن اعتبارات مالی، دخالت های لازم را بکند. برای اجتناب از این روند، رییس جمهور نگرانی های کنگره را پیش بینی کرده وبرای اجتناب از مقاومت آن ها در برابر برنامه های خود، آن ها را در جریان شکل گیری و به اجرا درآوردن سیاست های خود قرار می دهد.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.