Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

مقاله دوم - پرونده قرن

به دلیل وجود مارشال و صندوق حقوقی (NAACP) دادگاه های فدرال رای به این دادند که " جدا اما مساوی" در محیط های اموزشی واقعا باید مساوی باشد. این یک دستاورد واقعی به شمار می آمد , اما نه چندان خوب که بتواند منجر به تغییرات عظیم تری شود.سیاهان آمریکایی فقیر در هر یک از صدها منطقه آموزشی جنوب به ندرت می توانستند در مورد امتیازات مساوی در مدارس جداگانه سیاه پوستان و سفید پوستان به دادگاه شکایت کنند.



عکس از AP©


تنها یک رای قاطع در مورد تبعیض نژادی می توانست با یک حرکت نابرابری های موجود را از بین ببرد. مثلا در کلارندون کانتی در جنوب کارولینا در 1949_1950 هزینه تحصیلی هر دانش اموز سفید پوست به طور متوسط 179 دلار و برای دانش آموزان سیاه پوست 49 دلار بود. مارشال و تیم او برای گرفتن چنین رایی وارد پرونده براون شدند و نتیجه کار چهره جامعه آمریکا را به کلی تغییر داد.
هنگامی که این پرونده که به نام Brown v. Board of Education معروف است به دیوان عالی رسید شامل پنج دادخواهی تثبیت شده از چهار ایالت از جمله, کارولینای جنوبی از کلارندون کانتی و کانزاس بود . پرونده کانزاس , توپکا در مورد معلم مدرسه ابتدایی لیندا براون بود که برای تدریس مجبور شده بود به یک مدرسه سیاه پوستان 21 بلوک دورتر از خانه اش برود , در حالی که یک مدرسه سفید پوستان تنها 7 بلوک دورتر وجود داشت.
اما دادگاه این شکایت را با این دلیل که مدارس سیاه پوستان و سفیدان در آن منطقه از تساوی کامل برخوردارند رد کرد.( در این پرونده شاکی از لحاظ قانونی پدر لیندا براون , پدر روحانی اولیور براون بود.)این کار این فرصت را به مارشال داد تا دیوان عالی را مجبور به صدور حکمی کند مبنی بر این که امکانات جدا بنا بر تعریف و بر اساس قانون نابرابر بوده و در نتیجه مطابق قانون اساسی نمی باشند.
استراتژی حقوقی مارشال بر پایه مدارک اجتماعی استوار بود.صندوق دفاع حقوقی NAACP تیمی از متخصصان در زمینه های , تاریخ , علوم سیاسی و روانشناسی را جمع کرد. از همه شاخص تر تحقیقی بود که در آن دو روانشناس به نام های کنت ومامی کلارک به بررسی این مسئله پرداختند که چگونه این تبعیض نژادی بر اعتماد به نفس و سلامت روی سیاه پوستان آمریکایی تاثیر می گذارند. در میان یکی از یافته های تاثر بر انگیز آنان , کودکان سیاه پوست بین 3 تا 7 سال عروسک های سفید را به عروسک های مشابه سیاه رنگ ترجیح می دادند.


عکس از AP©



پرونده براون در دو موقعیت مختلف به اطلاع دیوان عالی رسید. در دومین موقعیت و در 8 دسامبر 1953 بسیاری از مردم متوجه شدند که تاریخ جدیدی در حال شکل گیری است. دستیلر دادستان کل آمریکا جی لی رنکین حمایت خود را از شکایت شاکی به دولت فدرال اعلام می کند. او تصریح می کند که قضات دیوان عالی اختیار و وظیفه دارند که با صدور رایی اعلام کنند که تبعیض قانون اساسی را نقض می کند. کسانی که حاضر بودند همچنین جمع بندی قدرت مندانه تر گود مارشال را شنیدند : سوالی که مارشال از دادگاه کرد این بود که " باید دید خواسته های این افراد تبعیض گر یا قانون اساسی کدام یک بر دیگری غلبه خواهند کرد."
در 17 مه 1954 , دیوان عالی به طور دسته جمعی به استراتژی مارشال رای موافق داد. با استناد به مدارک کلارک و دیگر مطالعات انجام شده توسط شاکیان , دیوان عالی به صورت قاطع رای خود را اعلام کرد:
...در زمینه اموزش عمومی نظریه " جدا اما مساوی" هیچ جایگاهی ندارد. امکانات آموزشی جداگانه ذاتا نا مساوی هستند. بنا بر این اعلام میداریم , همانگونه که شاکیان و دیگر موارد مشابه تصریح کردند , این تبعیض ها , مانع از حمایت برابر قانون به صورت اعلام شده در اصلاحیه چهاردهم قانون , می شوند.


عکس از AP©


وکیل اموزش دریل دبلیو وین , عضو میزگرد سیاست اموزشی دانشگاه اکسفورد , در مورد اهمیت پرونده براون گفته است:
در این پرونده عالی ترین دادگاه کشور تصریح می کند که اشتباهی در مورد چگونگی رفتار با سیاه پوستان و سفید پوستان وجود دارد...به یاد می آورم پدرم که در آن موقع نو جوان بود می گفت که این تصمیم باعث شد که احساس کند او هم حضور دارد ....در سطح شخصی میراث پرونده براون این است که هر کودکی, هر کدام از ما بداند که او هم انسان است.
دادگاه مدت زمان مشخصی را برای پایان تبعیض در مدارس اعلام نکرد , اما سال بعد در گروهی از پرونده ها که به نام براون 2 شناخته می شدند , مارشال و همکارانش تضمین رای دیوان عالی را در مورد این که رفع تبعیض نژادی با " سرعت سنجیده ای" در حال پیشروی است به دست آوردند.
حتی بعد از آن , مقاومت در بخشهایی از جنوب ادامه پیدا کرد . در سپتامبر 1957 هنگامی که دانش آموزان سیاه پوست به زور مجبور به ترک دبیرستان مرکزی در لیتل راک ارکانزاس شدند , مارشال به سرعت به آنجا رفت و شکایتی را در دادگاه فدرال تنظیم کرد. موفقیت مارشال در این پرونده زمینه را برای بیانیه پرزیدنت دوایت ایزن هاور آماده کرد. " امروز دستور العملی را خطاب به ارتش فدرال برای کمک به اجرای قانون فدرال در لیتل راک آرکانزاس صادر کردم... نادیده گرفتن تصمیمات دادگاه مجاز نمی باشد."
در نهایت مارشال موفقیت دیگری در دیوان عالی به دست آورد , که دستور به رفع سریع تبعیض نژادی در مدارس عمومی لیتل راک می داد.


Baltimore Sun


در سال 1956 مارشال با استفاده از پرونده براون به عنوان یک تصمیم کلیدی , به کمک حقوقی مارتین لونر کینگ جونیور و همراهان او در تحریم اتوبوس ها در مونتگومری, الاباما آمد. این تحریم در اول دسامبر 1955 با خودداری شجاعانه رزا پارکس از ترک کردن صندلی خود در یک اتوبوس تفکیک شده شهرداری برای نشستن یک مرد سفید پوست آغاز شد. این مارشال و تیم NAACP او بودند که وظیفه دفاع از سیاه پوستان مونتگمری را در برابر دادگاه بر عهده گرفتند. در 13 نوامبر 1956 , دیوان عالی سیاست جدا کردن صندلی سیاه پوستان را در قسمت انتهایی اتوبوس بر خلاف قانون اساسی دانست واین تحریم با پیروزی به پایان رسید.
اگر چه افراد متخصص از خود گذشته زیادی با او کار کردند اما هیچ آمریکایی بیشتر از ترگود مارشال در از بین بردن این تبعیض فداکاری نکرده است.افراد کمی به دستیابی به رکورد بزرگتری می بالیدند اما کار مارشال در خدمت رسانی به مردم تازه آغاز شده بود.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.