مصاحبه ای با ونس دیتز ، استیون استوارت ، و کارن ویلکینز

| یک زیست شناس در آزمایشگاه بیماری های انگلی در مرکز کنترل و پیشگیری بیماری های آمریکا در جورجا، به کار مشغول است. در این آزمایشگاه، حدودا ً 40 تن کارمند به کار اشتغال دارند که در زمینه ی شیوع بیماری های انگلی تحقیق و مطالعه می کنند. عکس از آسوشیتد پرس/ گرگوری اسمیت | ده ها سال است که ایمن سازی معمول کودکان در برابر بیماری ها هدف بسیاری از آژانس ها، افراد خیر، و نهاد ها بوده است که این هدف را با جدیت پیگیری کرده اند. تعیین این هدف آسان است، اما نیل به آن مستلزم فعالیت های گسترده ی لجستیکی، کمک رسانی، تجهیزات و در اختیار داشتن پرسونل می باشد. شارلین پورتر، مدیر مسئول مسائل جهانی، در مورد چالش های موجود در ایجاد برنامه های منظم ایمن سازی با متخصصان این امر در بخش ایمن سازی جهانی، متعلق به مراکز کنترل بیماری و پیشگیری آمریکا (CDC) واقع در آتلانتا، جورجا به صحبت نشسته است. دکتر ونس دیتز مدیریت شاخه ی سرخک در جهان را به عهده دارد. استیون استوارت کارشناس روابط بهداشت است. کارن ویلکینز مشاور در امور بهداشت عمومی می باشد. این سه متخصص به طور گسترده ای در آفریقا، آمریکای مرکزی و جنوبی، و جنوب و شرق آسیا فعالیت داشته اند، و به جوامع کشور های در حال توسعه، در جهت تقویت برنامه های ایمن سازی کودکان، کمک کرده اند. آن ها روی هم رفته برای مدت 30 سال در تلاش بوده اند تا جان کودکان را از بیماری های قابل پیشگیری نجات دهند.
سؤال: برنامه های گستره ی ایمن سازی، در تمام کشور های در حال توسعه با همکاری دولت های این کشور ها به جلو برده می شود، آیا مشکلاتی در این کشور ها برای به اجرا درآوردن برنامه ی ایمن سازی جامع وجود دارد؟
دیتز: یکی از مهمترین مسائل در راه امکان پیشبرد این برنامه ، تعهد سیاسی است. این موضوع برای تضمین سرمایه ی کافی در تحقق برنامه های ایمن سازی اهمیت زیادی دارد. یکی دیگر از مسائل با اهمیت در ادامه ی این برنامه وجود تعداد کافی پرسنل ماهر و کاردان است تا بتوان این برنامه های ایمن سازی را راه اندازی کرده و ادامه داد. کشور ها نیاز به تأسیسات زیر بنایی مناسب، با پوشش جغرافیایی کافی برای رساندن و تحویل واکسن و دسترسی به خدمات ایمن سازی دارند. با خاطر نشان کردن این مطالب، در غالب کشور ها این تأسیسات زیر بنایی جوابگوی تمام جمعیت نیستند، یا به دلیل دور افتادگی و صعب العبور بودن مناطق، مانند نواحی کوهستانی، و جاهایی که رودخانه از آن گذر می کند و یا مناطق فقیر نشین که از هر نوع امکانی محروم هستند. بنابراین، برنامه ی ایمن سازی در وهله ی اول به نوعی استراتژی برای دستیابی به این گونه مناطق نیاز دارد. این ها مسائل کلیدی هستند، و در زمان های بحرانی ، دشوار تر می شود؛ برای مثال، هنگامی که جنگی در جریان است، یا در زمان های قحطی، اغتشاشات داخلی، یا بلایای طبیعی. مسائل زیر بنایی و تعهدات سیاسی مهمترین عوامل تعیین کننده بوده، و در هنگام بحران، از حساسیت بیشتری برخوردار می شوند.
سؤال: در صورت فقدان برخی از این شرایط و در مواقع بحرانی، آیا شما شاهد عقب نشینی کشور ها در برابر برنامه ی ایمن سازی بوده اید؟
دیتز: بله، در کلمبیا. این کشور تا سال های دهه ی 1980، دارای برنامه ی ایمن سازی بسیار منظمی بود. آن ها در این اقدام خود مبتکر و در منطقه سرد مدار بودند. اما با گسترش جنگ های داخلی که دامنه ی آن به مناطق روستایی نیز کشیده شد، برای گروه، امنیت کاری وجود نداشت. و این وضعیت منجر به افت برنامه در بسیاری از نواحی آن کشور گردید. این نمونه ایست از آنچه در هنگام جنگ بر سر برنامه ی ایمن سازی می آید. و البته ضعف تعهدات دولت ها هم از موارد مهم است. در اوایل دهه ی 1990، ونزوئلا یکی از نخستین کشور ها ی آمریکای لاتین بود که در صدر اقدامات ایمن سازی در برابر سرخک قرار داشت. آن ها بسیاری از استراتژی ها را به مورد اجرا گذاشته بودند و در پایین آوردن سطح ابتلا به این بیماری بسیار موفق بودند، حتی شیوع آن هم به میزان زیادی کاهش یافته بود. اما در اثر فقدان منابع مالی که از سوی دولت تأمین می شد و عدم پیگیری صحیح برنامه ، همه ی اقدامات متوقف مانده و در سال 2002 شاهد شیوع مجدد و گسترده ی آن بودیم.
استوارت: زمانی که مردم در پی بلایای طبیعی مجبور به جا به جایی می شوند، خطر شیوع بیماری های عفونی بیشتر می شود. ما شاهد این موضوع در مناطق زلزله زده ی پاکستان بودیم، و همین طور در اندونزی بعد از وقوع سونامی، و در دیگر موارد مشابه. اگر از سوی وزارت بهداشت و سازمان های خیریه ی بین المللی واکنش سریع صورت بگیرد، می توان از شیوع مجدد بیماری جلوگیری به عمل آورد.
ویلکینز: من می خواهم نکته ای را اضافه کنم. وقتی از تعهد سیاسی صحبت می کنیم، منظور فقط در سطح کشور مربوطه نیست. جامعه ی بین الملل هم نقش مهمی ایفا می کند. در طول دهه ی 1980، و تا سال 1990، برنامه ی ایمن سازی سازمان جهانی بهداشت از حمایت سازمان های خیریه ی زیادی برخوردار بود و به ایمن سازی توجه زیادی می شد و میزان پوشش این برنامه، به سرعت و تا حد زیادی افزایش پیدا کرده بود. بعد افراد و سازمان های خیّر حوصله شان از این سر رفت و به سراغ چیز دیگری رفتند، به این ترتیب، کشور ها به حال خودشان رها شدند. یا در برخی موارد، افراد خیّر و سازمان های خیریه اولویت های دیگری یافته و کمک های خود را متوجه امور دیگری کردند. برای همین، برنامه ی ایمن سازی در کشورهایی که خود تدارکاتی در این زمینه ندیده بودند، دچار افت زیادی گشت. در حال حاضر اوضاع بر عکس شده، اما جامعه ی بین الملل نقش زیادی در حمایت از تعهدات سیاسی و دراز مدت برای تقویت این گونه برنامه ها دارد.
دیتز: فکر می کنم چشم انداز ما، از زمانی که فقط معدودی از کشور های خیّر و آژانس های سازمان ملل در جهت برنامه ی ایمن سازی فعالیت می کردند، تغییر کرده است. به نظر من ایجاد اتحاد جهانی واکسن و ایمن سازی ، از بسیاری جهات مسئولیت این کار را تقبل کرده است. مشارکت های زیادی در این مورد صورت می گیرد و ابتکار عمل های بسیاری در افق دیده می شود.
سؤال: از این موضوع بگذریم و به جزییات بپردازیم. چالش هایی که یک مرکز درمانی در مناطق روستایی کشور های در حال توسعه با آن روبرو می شود کدام است؟
ویلکینز: دکتر دیتز قبلا ً خاطر نشان کرد که کارکنان چنین مرکزی باید از مهارت برخوردار باشند. باید آموزش ببینند. و باید تحت سرپرستی قرار داشته باشند. آن ها باید واکسن، سرنگ و سوزن در اختیار داشته باشند. این تجهیزات باید در جای خنک نگهداری شود، بنابراین به یخچال نیاز دارند، دست کم تا فواصل قابل قبول، و معیار این فاصله در کشور های مختلف، متفاوت است. آن ها باید تقاضا را با مادران در میان گذاشته باشند تا مراجعه کننده ها به آن ها روی آورند. مادران، پدران و کودکان باید برنامه های ایمن سازی را قبول داشته باشند، زیرا در بعضی کشور ها کسانی هستند که از مراجعه ی مادران برای ایمن سازی فرزندان خود، ممانعت به عمل می آورند. ساختمان هایی که محل درمانگاه هستند، در بعضی موارد ساختمان های مناسبی نیستند. گاهی این درمانگاه از یک اتاق تشکیل می شود و گاهی از پنج اتاق. گاهی فقط یک میز است که زیر درختی جای داده شده، یا مواقعی واکسیناسیون در خانه ها انجام می شود. بسته به این است که این درمانگاه ها در کجا واقع شده اند. اما ضروریات اصلی پرسنل آموزش دیده، سوزن، سرنگ، واکسن خنک ، و آموزش است.

| مادری با فرزندش مشغول صحبت با پزشک یونیسف در مرکز بهداشتی یکی از جزایر دورافتاده ی خلیج بنگال است. در سال 2004، بعد از وقوع سونامی در اقیانوس هند، حدود 3500 تن جان خود را در مجمع الجزایر نیکوبار از دست دادند. بعد از این واقعه، امداد گران بین المللی به تأمین مایحتاج ضروری مردم مانند غذا، سرپناه، و مواد دارویی ادامه دادند؛ جلوگیری از مالاریا و دیگر بیماری هایی که از طریق هوا منتقل می شوند؛ و ایمن سازی اطفال زیر پنج سال. عکس از یونیسف/ HQ05-0750پالاوا باگلا
|
سؤال: در مورد تقاضا، یعنی تمایل جامعه به پذیرفتن ایمن سازی به عنوان یک چیز خوب. این موضوع در کشور هایی که شما کار کرده اید چه وضعیتی دارد؟
ویلکینز: بیشتر تجربیات من بسیار مثبت بوده اند. از زمانی که مردم شاهد از میان رفتن یک روستا به دلیل شیوع سرخک بودند، هنوز خیلی نگذشته است ، و کسانی که جان سالم به در برده اند این را فراموش نکرده اند. اگر آن ها در ک کنند که واکسن از بیماری پیشگیری می کند، حتما ً برای دریافت آن مراجعه می کنند. و تحت هر شرایطی، از دور ترین نقاط پیش ما می آیند. ین تجربه ی من در جمهوری دموکراتیک کنگو و بورکینا فاسو بوده است. اگر مادران بدانند که واکسن برای چیست، به کجا باید مراجعه کنند و چه موقع آن را دریافت دارند، حتما ً تقاضا بالاست. از افرادی که تلقیح سری واکسن ها را تکمیل نمی کنند، در همه پرسی ها علت آن سؤال می شود. و علت معمولا ً این است که یا مادر نمی دانسته باید به کودک خود واکسن بزند و یا اشتباها ً فکر کرده که واکسن ها کامل شده اند. به ندرت مادری بوده که از وقوع حادثه ای بد در پی ایمن سازی ابراز نگرانی کرده باشد.
استوارت: من موافق هستم. وقتی ارزش واکسن درک می شود، والدین، به خصوص مادران به هر دری می زنند تا کودکان خود را واکسینه کنند، آن ها مسیر های طولانی را پای پیاده طی می کنند. واقعاًً بعضی کارهایی که مردم می کنند قهرمانانه است. اما استثنا هایی هم وجود دارد. این موضوع مخصوصا ً در برنامه ی ایمن سازی در برابر فلج اطفال رخ داد. و غالبا ً در میان افراد بیسواد اتفاق می افتد. در مناطقی مانند شمال هند و شمال نیجریه، شایعاتی به وجود آمد که واکسن خاصی برای سلامت کودکان مضر است، و امکان دارد باعث عقیم شدن کودک در بزرگسالی شده و یا حتی موجب ابتلا به ایدز گردد، در این قبیل موارد، مردم از مراجعه برای دریافت واکسن خودداری می کنند.
دیتز: می خواهم در مورد تجربه ی شخصی خود در این زمینه ی خاص بگویم- به یاد دارم که در مکزیک و در ایالت سینالوا، با کارگران فصلی کار می کردم که از اهالی کوه های اوآکزاکا و چیاپاس در جنوب بودند. آن ها همگی از اهالی بومی بودند. بسیار ی از آن ها زبان اسپانیایی را بلد نیستند و طب غربی را نمی شناسند. تیم های ما به اردوگاه های این قبیل کارگران می رفتند، اما مادران فرزندان خود را برداشته و از دست ما فرار می کردند، چون می ترسیدند، نه فقط از واکسن، بلکه از طب غرب و دارو های آن. فکر می کنم با گذشت زمان، این موضوع تخفیف پیدا کرده باشد، اما چیزیست که در میان جمعیت بومی و دور افتاده که تعاملی با دارو های غرب ندارند، به وضوح دیده می شود.
سؤال: چه گونه این تلاش ها برای ایمن سازی و دسترسی به مناطق دور افتاده ی روستایی می تواند گامی در جهت رساندن دیگر کمک های دارویی و پزشکی از طریق همین تسهیلات باشد؟
دیتز: در خیلی از کشور ها، برنامه های ایمن سازی از جمله ی پیشرفته ترین برنامه های مربوط به بهداشت همگانی هستند، و بیشترین جمعیت را تحت پوشش قرار می دهند. یکی از اساسی ترین استراتژی های این برنامه دسترسی به مناطق و افراد دورافتاده و غیر قابل دسترس است. این قدم اول است، و بعد بسیار اهمیت دارد که فرا تر از واکسیناسیون، خدمات دیگر پزشکی و امکانات معالجه نیز به این مناطق دورافتاده برد شود. یک نمونه از کمک رسانی این است که در هنگام اجرای برنامه های ایمن سازی، ما همراه خود پشه بند های آغشته به حشره کش، برای جلوگیری از مالاریا، قرص ویتامین آ برای جلوگیری از کوری و دارو های ضد انگل هم می بریم. مهم است که خدمات ایمن سازی به این موارد هم توجه داشته باشد.
ویلکینز: کمک رسانی به هر دو این برنامه ها کمک می کند. و این کار بر اساس اقدامات سازمان جهانی بهداشت و برنامه ی ایمن سازی گسترده ی آن انجام می گیرد چون، همان طور که دکتر دیتز خاطر نشان کرد، از این طریق امکان دسترسی به مناطق دورافتاده بیشتر است. اما در بعضی جا ها مشاهد ه می کنیم که مردم بعد از مراجعه برای برنامه ی ایمن سازی، اکنون بیشتر برای درخواست پشه بند های مبارزه با مالاریا مراجعه می کنند. یا این که راهی طولانی را برای دریافت فقط واکسن نیامده و دست کم چند قرص ویتامین آ نیز نصیبشان می شود، و به این ترتیب هر دو را می گیرند. این موضوع به نفع هر دو برنامه است. ما مشغول بررسی اقدامات دیگر جمعی با سازمان جهانی بهداشت و یونیسف هستیم.
سؤال: نقش CDC در کمک به کشور های در حال رشد برای اعتلای خدمات ایمن سازی و گسترش این برنامه برای شمول کودکان بیشتر چیست؟
دیتز: CDC با سازمان جهانی بهداشت و یونیسف به صورت چند جانبه همکاری دارد، به این صورت که ما از طریق آژانس های سازمان ملل وارد می شویم، و آن ها هماهنگی های جهانی و توصیه های لازم را برای استاندارد کردن سیاست ها و روال کار به عهده می گیرند.

| دختر بچه ی 8 ساله ای گواهی واکسیناسیون خود را به مرکز بهداشت در گینه بیسائو ارائه می کند. امدادرسانی بین المللی از سال 2001، بیش از دوبرابر تعداد کودکان گینه را تحت پوشش ایمن سازی قرار داده است. عکس از یونیسف/HQ92-0363/جاکومو پیروتز
| CDC ، واکسن های ایمن سازی و مقدار کافی واکسن فلج اطفال برای ریشه کن کردن آن و مهار سرخک و هاری را تأمین می کند. بخش اعظم بودجه ی سرخک و فلج اطفال، مستقیما ً صرف خریداری واکسن می شود. ما کمک های فنی را نیز تأمین می کنیم. همکاران ما در حال حاضر مورد تأیید سازمان جهانی بهداشت و یونیسف هستند و در مراکز اصلی این آژانس ها، و ادارات ملی و منطقه ای به کار گماشته شده اند، و مستقیما ً با وزارت های بهداشت برای به اجرا درآوردن برنامه های ایمن سازی و طرز تقویت بیشتر این برنامه ها، همکاری می کنند. ما در حال آموزش دادن به پرسنل برای مراقبت و مدیریت داده ها در تمام سطوح در وزارت بهداشت هستیم و نیز کارمند انی که وظیفه ی رساندن واکسن را دارند. ما در ایجاد و توسعه ی وسایل آموزشی نیز با همکاری دیگر کشور ها در سطح ملی و منطقه ای شرکت داریم.
استوارت: در بخش ایمن سازی جهانی در آتلانتا، کسانی را داریم که به کشور ها کمک می کنند تا برای اقدامات سالانه ی خود، یا اقداماتی که چند بار در سال باید صورت گیرد، برنامه ریزی نمایند. و این که کشور ها با به اجرا درآوردن برنامه ی ایمن سازی به چه اهدافی می خواهند نایل گردند و در چه مدت زمان و با کدام استراتژی بهترین نتیجه رامی توان حاصل کرد. کارشناسان بهداشت همگانی CDC به کشور های دیگر سفر می کنند تا در ترتیب دادن عملیات گسترده ی ایمن سازی و فعالیت های جهت اجرای واکسیناسیون معمول کمک کنند. ما عملیات گستره ی ایمن سازی و نیز برنامه ی واکسیناسیون را کنترل می کنیم. برای همین، کسانی هستند که هر ساله دو تا شش ماه از وقت خود را در کشور های دیگر گذرانده و در تقویت این قبیل برنامه ها شرکت دارند.
سؤال: از موفقیت ها و دستاورد های این اقدام بین المللی در جهت توسعه ی ایمن سازی کودکان بگویید.
یکی از دستاورد های این برنامه کاهش مرگ و میر کودکان بر اثر بیماری سرخک است این نتیجه ی کار ابتکار عمل سرخک است، برنامه ای با مشارکت ایالات متحد، آژانس های سازمان ملل، و دیگر سازمان ها. ما در کشور هایی که دارای اولویت بودند تلاش کردیم و مرگ و میر در اثر سرخک را در سال 2005 ، نسبت به سال 1999 به نصف تقلیل دادیم. اطلاعات، حاکی از این هستند که زود تراز زمان تعیین شده به هدف رسیده ایم- در حال حاضر 60 در صد کاهش در مرگ و میر دیده می شود.
استوارات: عملیات 20 ساله برای ریشه کن سازی فلج اطفال نیز یکی از دستاورد های ما در دوره ی حاضر است. CDC در این ابتکار عمل –در میان سازمان جهانی بهداشت، یونیسف، و روتاری بین المللی- در صف اول قرار دارد. طبق برآورد ما، به دلیل ریشه کن سازی این بیماری، از 5میلیون مورد ابتلا به آن ممانعت به عمل آمده است و علاوه بر این، از ربع میلیون مورد مرگ و میر هم در همین دوره جلوگیری شده است.
سؤال: این آمار البته پر معنا هستند، اما به عنوان متخصصانی که سال ها در راه نیل به این اهداف زحمت کشیده اند، آیا در جای خاصی شاهد چنان پیشرفتی بوده اید که شما را به کار دلگرم کند؟
ویلکینز: من در جمهوری دموکراتیک کنگو که در سال1978 به رسمیت شناخته شد، معلم سپاه صلح بودم . در سال 1980، پزشک بیمارستان مرا برای انجام واکسیناسیون های معمول ایمن سازی در منطقه ای که به کار مشغول بودم، استخدام کرد. ما از روستایی به روستای دیگر می رفتیم-او رانندگی می کرد و همسرش و پرستاران بیمارستان واکسن ها را می دادند. ما تنها افراد او بودیم که از روستا به روستا می رفتیم. مردم برای دریافت واکسن از هر نقطه ای می آمدند و از ابتکار عمل این تنها فرد استقبال می کردند. در آن زمان، این برنامه ها بیشتر در شهر ها و مناطقی معدود عملی می شد، مناطقی مانند همان که من در آن جا کار می کردم که یک فرد، به تنهایی برنامه ای برای واکسیناسیون ترتیب می داد. سال ها بعد، در سال 1988، اولین شغل من با CDC ، برگشت به جمهوری دموکراتیک کنگو و شرکت در برنامه ی ایمن سازی بود. تا آن موقع، 306 مرکز بهداشتی در این کشور تأسیس شده بود، و 175 مرکز از میان آن ها به کار مشغول بود. افراد تحت پوشش در کنگو، از 11 درصد ، به 38 درصد در سال 1990 رسید. اکنون علیرغم جنگ ها و منازعات و اتفاقاتی که در کنگو افتاد، تقریبا ً 503مرکز بهداشتی، از کل 515 مرکز، در امر خدمات ایمن سازی معمول فعال هستند. 70 در صد از کودکان تحت پوشش واکسن سرخک قرار گرفته اند. این البته هنوز به حد 90 درصدی که ما مایلیم تمام کشور ها به آن برسند، نیست. اما آن ها تنها با گذشت 20 سال به این جا رسیده اند. آن ها در طول تمام این سال های ناآرام و اغتشاشات روزمره موفق شده اند مردم را چه از مناطق شورشی، و چه مناطق تحت کنترل دولت به مراکز بهداشتی کشانده و با واکسینه کردن کودکان، برنامه ی خود را پیش ببرند.
ایام پر آرامش، زندگی بهتر
ایمن سازی زندگی کودکان را نجات می دهد، این واقعیت به رسمیت شناخته شده و در بیست ساله ی اخیر، تأثیر آن بر امور، بیش از دیپلماسی، مذاکرات و اسلحه بوده است. درخواست حمایت از کودکان، طرفین متخاصم را متقاعد کرده است که اسلحه ی خود را بر زمین بگذارند و شورشیان، در برابر کسانی که واکسن برای کودکان را به دور افتاده ترین مناطق می رسانند، سنگر های خود را باز کنند. این وقفه ها در منازعات را "روز های آرام" می گویند، و از سال 1985، جنگندگان بر سر آتش بس موقت در زمان فعالیت های گسترده ی واکسن رسانی توافق کرده اند. این موضوع در سال 1985 و در حین جنگ داخلی در السالوادور آغاز گردید. نیرو های امنیتی دولت از یک سو، و شورشیان از سوی دیگر، برای مدت سه روز سلاح های خود را زمین گذاشتند، و اجازه دادند که 250,000 کودک در مقابل بیماری های فلج اطفال، سرخک، دیفتری، کزاز و سیاه سرفه واکسینه شوند. لبنان در سال 1987، سودان در سال 1989، سیرالئون در 1998، بوروندی در 2002 – در این مناطق ودر جاهای دیگر ، دو دهه است، از زمان جنگ السالوادور، که برای رساندن واکسن به کودکان، آتش بس های موقت صورت گرفته . در کنفرانس سازمان ملل در سال 2004، الیزابت لوالی ، نماینده ی سیرالئون، در مورد این که حامیان سلامتی کودکان چه گونه توانستند در حین جنگ به مناطق دور دست رفته و واکسن ها را به کودکان برسانند، توضیح داد. "ما باید در مناطقی کار می کردیم که در اختیار شورشیان بود. و باید برنامه ریزی می کردیم که چه طور به آن مردمان دسترسی پیدا کنیم، و چه گونه اطمینان لازم را در آن ها ایجاد نماییم." با پیش گرفتن بعضی تاکتیک ها و تماس ها می توانستیم موقعیت امنی ایجاد نماییم. او گفت، "ما از اقوام شورشیان که در دولت دست داشتند برای رساندن پیام خود استفاده کردیم، و از گروه های زنان هم بهره گرفتیم." بعد از بیش از بیست سال از زمانی که آن ها اقدام کردند، "روز های آرام"، مانند واحه ای از صلح عمل کرده و می تواند شرایطی را به وجود آورد که هزاران مددکار –در واقع 44,000 در نوامبر 2006 در سودان- بتوانند به وظیفه ی ایمن سازی کودکان بپردازند. تد چیبان ، نماینده ی یونیسف برای هماهنگ ساختن این عملیات کوشش زیادی کرد، او از کمیته های ضد خشونت خواست تا امنیت مددکاران بهداشتی را تضمین کنند. زمانی که فعالیت گسترده برای واکسیناسیون 8000 کودک آغاز شد، او گفت، "حمایت از سلامت کودکان، از تمامی اختلافات سیاسی در جوامع با اهمیت تر است. در مناطقی که جنگ در جریان است، دسترسی مددکاران به کودکان و امنیت والدینی که مراجعه می کنند، باید الزاما ً حفظ گردد."
|
|