امروزه، شمار زيادى از واژه ها و اصطلاحات ورزشى تبديل به بخشى از گفتار معمول آمريکايى شده اند. برخى از مثال هاى زير به حدى رايج هستند که حتى به متکلم محلى بايد يادآورى کرد که منشا آنها يک بازى يا مسابقه بوده است.
اصطلاحات عمومی
گرفتنش – به دردسر افتادن و تنبيه شدن؛ متوجه شدن "اگه زود به اداره برگرده گرفتيمش"
بازى کردن [بيس بال بازى کردن] – همکارى کردن با کسی "به محض اينکه طرفين قرارداد را امضا کنند، مى توانيم بازى کنيم."
طرز چرخش توپ – تقدير، اجتناب ناپذيری، سرنوشت؛ اتفاقى بودن " اين که تقاضاى تو قبول بشود يا نه به اين بستگى دارد که توپ چطور بچرخد. "
شانس ورزشى – احتمال خوب "وقتى آن يکى شرکت پيشنهادش را پس گرفت فکر کرديم که يک شانس ورزشى پيدا کرديم."
بازى کاملا جديد [بيس بال] – شرايط جديد "ما در واشنگتن دى سى بدون گم شدن راه خود را پيدا مى کرديم، اما نيويورک يه بازى کاملا جديد است."
عدد ورزشگاهى – تخمينی "در حال حاضر، ما فقط به يک عدد ورزشگاهى احتياج داريم. دقت باشد براى بعد."
توپ را در زمين ديگرى انداختن – وادار کردن کسى به پاسخ يا اقدام "پيشنهاد خودمان را داديم، حالا توپ در زمين آنها است."
به نيمکت فرستادن – کسى را بيرون کشيدن؛ مانع مشارکت کسى شدن " چون بازيگر نقش اول زن دائما براى تمرين دير مى کرد، کارگردان تاتر او را به نيمکت فرستاد."
سوار توپ بودن – آگاه؛ قابل اطمينان؛ حواس جمع "اگر سوار توپ مى بوديم، قبض ها به موقع پرداخت مى شدند."
اصطلاحات بيس بال
اصابت [اصابت چوگان با توپ] بودن – کسى را خوشنود کردن؛ موفق بودن " با جذب انبوه مردم، مراسم اهداء جوايز يک اصابت بود."
قدم بر صفحه [صفحه بيس] گذاشتن – اقدام کردن؛ گرفتن؛ قبول مسئوليت کردن "مارى بايد قدم بر صفحه گذاشته تصميم بگيرد که کدام پيشنهاد منافع شرکت را بهتر تامين مى کند."
به خطا زدن [حذف شدن به خاطر نزدن توپ با چوگان] – شکست خوردن، موفق نشدن "جان با پيشنهاد کتابش به خطا زد؛ او امروز يادداشت عدم قبول از ناشر دريافت کرد."
قوس دار انداختن – گول زدن؛ غافلگير کردن؛ به ميان آوردن غير منتظره ها "رئيس با اعلام اينکه هر کارمند بايد ناهار خود را به پيک نيک شرکت بياورد يک توپ قوس دار انداخت."
خارج از صفحه [صفحه بيس] – غير واقع بينانه؛ غير دقيق؛ اشتباه "برآورد هزينه او خيلى خارج از صفحه بود، خيلى بيشتر از آنکه که با قيمت هاى فعلى دستمزد و مواد توجيه پذير باشد."
خارج از چپ زمين – نامربوط؛ غير منتظره " پيشنهادهاى نابخردانه او براى حل مسئله از چپ زمين خارج بود."
اصطلاحات بسکتبال
تلاش تمام در زمين – فشار شديد؛ تلاش "کميسيون با يک تلاش تمام در زمين وجوه را جمع آورى کرد."
اسلم دانک [توپ را با دست و محکم در حلقه فروبردن] – موفقيت فوق العاده، دستاورد چشمگير "نمايشگاه هنرمند يک اسلم دانک بود چون تمام تابلوهايش به فروش رفت."
اصطلاحات مشت زنی
مشت خود را کشيدن [خوددارى از مشت محکم زدن] – خوددارى از انتقاد کردن "معلم انگليسى من در مورد انضباط مشت خود را نمى کشد. او کلاس با نظمى اداره مى کند."
حوله را انداختن – استعفا دادن، ول کردن؛ تسليم شدن " وقتى که متوجه شدند او رشوه مى گيرد، سناتور مى دانست که وقت انداختن حوله است."
در برابر طناب ها – در شرف عدم موفقيت واقع شدن، شکست خوردن؛ بى توانی "پس از دو جواب منفى براى دريافت وام، جان در برابر طناب ها بود وقتى از بانک سوم تقاضاى وام کرد."
اصطلاح بولينگ
زدن و انداختن [با توپ بولينگ] – غافلگير کردن "خبر گرفتن کار مرا زد و انداخت."
اصطلاحات فوتبال آمريکايی
جناح شکنى – گريز از رويه ها و مسئولان معمول "او جناح رئيس خود را شکست و اعتبار مورد نياز پروژه را مستقيما از مدير عامل شرکت دريافت کرد."
تنگ هم ايستادن [دور کاپيتان تيم حلقه زدن براى شنيدن دستورات وی] – گرد هم آمدن براى مشورت "هيئت مديره تنگ هم ايستادند تا اعتصاب احتمالى کارگران را مورد بررسى قرار دهند."
اصطلاحات اسب دوانی
جفتک انداختن [شلوغ کردن] – اتلاف وقت؛ بى دقتى کردن " رئيس در حين جلسه فرياد کشيد، "جفتک نيندازيد و به کارتان برسيد.""
به سيم پايان مسابقه رفتن [مشابه اصطلاح "دقيقه 90" در زبان فارسی] – به پايان رساندن کارى در دقيقه آخر "دانش آموز به سيم پايان مسابقه رفت و انشاء خود را درست قبل از به صدا درآمدن زنگ تفريح تحويل داد."
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود. پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.