|
ميسون ديب
سپتامبر 2005
سريع تر از گلوله، توانایی پریدن به بالای ساختمانهای بلند با یک جهش! این يك پرنده است! این يك هواپيما است! نه، این دین كين، بازيگر نقش سوپرمن است. در اين شب خنك بهاری در ماه مه، يك هنرپيشه جذاب، قد بلند با موهای تيره بر كويت سايه می افكند. دین كين بعد از يك پرواز طولانی از ماليبوی كاليفرنيا، خسته ولی هنوز دوستانه، به نظر می رسد. از او با جار و جنجال مخصوص افراد مشهور هاليوود خوشامد گويی نشده بود، اما دير وقت هم هست، و ورود او به کویت نیز به عموم اعلام نشده است.
دین كين، برخلاف بسياری از ستارگان هالیوود، توانسته زندگی خصوصی اش را مانند ورودش به کویت مسكوت نگاه دارد. آيا شخصیت پنهان شده او هم مانند ابرقهرمانی است كه نقشش را بازی می كند؟ احتمالا خير. كين 31 جولای سال 1966 در مونت كلمنز ايالت ميشيگان به دنيا آمد. مادرش شارون توماس، هنرپيشه، و پدرش راجر تاناكا بود. كين نزد مادر و ناپدری اش كريستوفر كين، كارگردان هاليوود، بزرگ شد. به احتمال زیاد وجود چنین والدينی، كه با صنعت فيلمسازی در ارتباط بودند، می توانست به عنوان كاتاليزوری برای ورود او به دنيای باشكوه برجستگان هاليوود عمل كند.
اما كين هيچگاه آرزوی هنرپيشه شدن را نداشت. او علاقه شديدی به ورزش داشت، او ذاتا يك ورزشكار در سطح جهانی بود. او می گويد، "در واقع هيچوقت تصميم نداشتم هنرپيشه بشوم. روياهای من هميشه در مورد ورزش و به خصوص فوتبال بود." كين در دبيرستان سنتامونيكا در جنوب كاليفرنيا به يك ستاره فوتبال تبدیل شد. او تصميم داشت در يك دانشگاه معروف ادامه تحصيل دهد - و اميدوار بود بتواند به طور حرفه ای فوتبال را ادامه دهد.
موانع و پیشرفتها پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان در سال 1984، كين از بين 17 كمك هزينه دانشجويی ورزشی حق انتخاب داشت؛ ولی به خاطر دنبال كردن تحصيلاتش در دانشگاههای معتبر از پذيرفتن همه آنها سرباز زد. او مستقيما به دانشگاه پرينستون رفت، مدرک كارشناسی اش را دررشته تاريخ گرفت و فوتبال نیز بازی می كرد. وی به عنوان يك استعداد درخشان همه را تحت تاثير قرار داد و به اين ترتيب برای بازی در تيم بوفالو بيلز قراردادی امضاء كرد. متاسفانه (برای كين) سه روز قبل از اولين بازی پيش از فصل، زانويش صدمه ديد و همه آرزوهای او برای بازی در ليگ حرفه ای فوتبال نقش بر آب شد.
به اين ترتيب كين به كاليفرنيا بازگشت. با تشويق ناپدری اش به فكر افتاد كه سناريونويس شود. تا اينكه يك نقش كوچك ولی مهم در فيلم پدرش " پسر سنگی" بازی كرد و به اين ترتيب حسابی به بازيگری علاقمند شد. از آن زمان به بعد، او در بسياری از تبليغات تلويزيونی بازی كرد و به عنوان بازيگر مهمان به بسياری از برنامه های معروف تلويزيونی دعوت شد. او در پنج قسمت برنامه تلويزيونی بورلی هيلز 90210، پربيننده ترين برنامه آمريكايی در آن زمان، ظاهر شد. كين به خاطر بازی در فيلم لوئيز و كلارك معروف است، كه در آن در نقش سمبليك ترين شخصيت جهان يعنی سوپرمن ظاهر شد.
یک فرد عادی حدود ساعت 9 صبح، از سوئيت خود به رستوران لابی هتل راديسون اس. آ. اس. در كويت می آید. صورتش آفتاب سوخته است و یک تی شرت آبی و شلوار كرم رنگ معمولی به تن دارد. هيچ چيز در رفتار و طرز برخورد او نشان از موقعيت او به عنوان يك هنرپيشه هاليوود ندارد. در آن صبح به خصوص رستوران پر از آدم از همه جای دنيا بود. كين با مدير روابط عمومی اش وارد رستوران شده و به يك ميز خوب در گوشه راست رستوران راهنمايی می شود.
او موفق می شود كه صبحانه اش را بدون مزاحمت و يا حتی يك نگاه خيره صرف کند. حتی كلارك كنت، فرد متواضعی كه به سوپرمن مبدل می شود، احتمالا برای اينكه ديگران را متوجه خود نكند بيش از اين به دردسر می افتاد. او يك آمريكايی مانند دیگر آمریکایی ها است؟
ولیکن، بعد از صبحانه وضعيت طور ديگری شد. كين برای اجرای مصاحبه اش به لابی آمد و فقط در آن موقع بود كه مردم نزديك او جمع شدند، با تعجب به او نگاه كرده و پچ پچ می كردند. يك آقای انگليسی پرسيد، "اين آقا دین كين است؟" يك گروه از مهمانداران هواپيما كه برای يك توقف كوتاه آنجا بودند، آمدند تا از دین كين و همينطور با او عكس بگيرند.
كين به همه اين كارها به نوبت رسيد. فردی از نيويورك كه آنجا بود گفت، "او خيلی متواضع و خوش برخورد است." اين هنرپيشه به همه سوالات، هم در مورد فيلم هايش و هم در مورد زندگی خصوصی اش پاسخ می دهد و به نظر می رسد كه به راستی از حضور طرفدارانش، كه در اطرافش حلقه زده اند، لذت می برد و مدام لبخند می زند. تعداد طرفداران تجمع كننده دو برابر و سه برابر می شود.
می توان گفت كه اولين سفر كين به خاورميانه يك موفقيت چشمگير بوده است. كين می گويد، "متعجب شدم وقتی افرادی با ظاهری شديدا غربی را در کنار افرادی با ظاهر بسيار سنتی خاورميانه ای در فرودگاه ديدم. تركيب خوبی است."
وقتی كه او شماره جديد مجله "های" را ورق می زند و عكس آنجلينا جولی، هنرپيشه و سفير حسن نيت ايالات متحده، را روی جلد مجله می بيند، اعلام می كند کاملا مایل است سفير حسن نيت برای خاورميانه بشود. او می گويد، "ببينيد، من كاملا از حسن نیت پشتیبانی می کنم. دوست دارم كه از معروفيتم برای انجام كارهای خوب و پرمعنی در همه دنيا استفاده كنم. در آينده دلم می خواهد در جايگاهی مانند آنجلينا جولی باشم و كار خوبی انجام دهم. کار خوبی که انجامش نیز بسیار آسان است."
برقراری تعادل در کار و زندگی انگيزه بسياری از كارهای كين، پسر 5 ساله اش، كريستوفر، است. او می گويد،" مدتهاست که او الهام بخش من در زندگی بوده است. كريستوفر مرتب ترين، بامزه ترين، باهوشترين و دوست داشتنی ترين فردی است كه من تاكنون ديده ام.
كين از اينكه پدری همه کاره دارد به خود مغرور است، اينكه پسر خود را بدون کمک کسی و استخدام پرستار بزرگ می كند. يك روز عادی برای او از این قرار است: صبح زود بيدار شدن، آماده كردن صبحانه و چندین بار در آغوش گرفتن كريستوفر قبل از رفتن به مدرسه. معمولا قبل از اينكه به دنبال پسرش برود، برای چند ساعت كار می كند يا يكی دو مصاحبه انجام می دهد. در صورتی كه در حال بازی در يك فيلم باشد، شب به خانه می آيد تا برای خودش شام درست كند و بعد از يك روز طولانی استراحت كند. كين اميدوار است كه روزی اين اقبال نصيبش شود و درآمدش را با بازی در يکی دو فيلم در سال تامین کند و بقيه اوقات را به بهترین نحو زندگی کند.
اما، پسرش تنها چيزی نيست كه به آن افتخار می كند، نقشهای اخيرش در فيلم هايی مانند "بيرون از زمان"، " باشگاه دل شكسته ها" و " گمشده" را نیز بايد به عنوان افتخارهایش ذكر كرد. فیلم "گمشده" به زودی در ايالات متحده به روی صحنه می آيد. او می گويد، "در آغاز كارم، موفقيت هايی به دست آوردم. اما اين موفقيت بزرگ را به دست نياوردم كه بلافاصله در فيلمهای بزرگ نقشی پيدا كنم. حرفه بازیگری هيچوقت آسان نبوده است. حتی وقتی كه جای خود را پيدا كرده ای، فقط به خوبی آخرين كارت هستی. بنابراين دائم سعی می كنی قرارداد نقش بعدی را به دست آوری." او در ادامه می گويد، "اين باور غلط وجود دارد كه به هر فردی در جايگاه من، هر روز پيشنهادهای متعددی برای ایفای نقش می شود. اين طور نيست. هر روز برای یافتن نقش جدید رقابت كنم. اين كار بسيار با آنچیزی که مردم تصور می کنند تفاوت دارد." اخيرا، كين مجری و تهيه كننده " Ripley’s Believe It Or Not" است كه به وسيله شركت خودش، Angry Dragon Entertainment، و با كمك مالی دوست قديمی او مايك كار تهيه شده است. او همچنين انتظار دارد كه پروژه تلويزيونی اخيرش "Grown Men" به اندازه كافی موفقيت به دست آورد تا بتواند وقت بیشتری را با پسرش بگذراند.
او می گويد، "برنامه های نيم ساعته، شيوه زندگی عالی ای را برای من فراهم می كند. من پدری هستم كه به تنهايی فرزندم را بزرگ می كنم. مادر كريستوفر و من هر دو حضانت او را به عهده داريم." در واقع، فكر اينكه كريستوفر هر روز در زندگی او نيست، عذاب آور است. او می گويد، "نمی خواهم ساعتهای زيادی كار كنم و زمان كافی برای پسرم نداشته باشم. اگر اين برنامه ادامه پيدا كند، عالی می شود."
بالا، بالا و بالاتر بعد از تعريف شدن در نقش سوپرمن - و شايد زيادی تعريف شدن در اين نقش- كين به دنبال همه جور نقش است. او می گوید، "به دنبال چيزی هستم كه برايم جذاب باشد، چه نقش مثبت يا منفی باشد. يا به دنبال نقشهای كوچكی هستم كه بتوانم گوشه و كنار دست نخورده شخصيتم را كشف كنم." اما، مهم نیست كين در چه نقشی بازی کند، زیرا در مورد كاری كه انجام می دهد واقعيت گرا است. " گاهی اوقات من آن شخصيت يا فيلم را دوست ندارم، اما برای پول آن كار را انجام می دهم. من بايد پول دربياورم و اين بخش صادقانه كار است."
كين چند نصیحت برای بازيگران بلندپرواز دارد: "می خواهم بگويم، مهمترين چيزی كه بايد عميقا به آن باور داشت، كاری است كه انجام می دهيد و از پذيرفته نشدن ناراحت نشويد، چون اين بخش بزرگ اين حرفه است. روی كاری كه انجام می دهيد تمركز كنيد و آن را ادامه دهيد. اگر مردم آن را دوست ندارند مشكل خودشان است." وقتی از كين در مورد اينكه با كدام يك از بازيگران و كارگردانها، بيش از همه مايل به كار است سوال شد، او افراد مشهور بسياری را نام برد. او می گويد، "هميشه می خواستم با دنزل واشنگتن كار كنم و كردم. او فوق العاده بود. او از دوست خوبش جيمی فاكس، برنده جایزه اسكار، تعريف می كند و می گويد، "البته فهرست افرادی که مایلم با آنها بازی کنم خیلی زیاد است و می توانم همينطور ادامه دهم."
از لحاظ شغلی، كين در وضعيت بدی نيست. طی سه تا پنج ماه آينده در چندین فيلم بازی خواهد کرد. بعد از آن، زمان بيشتری خواهد داشت تا با پسرش باشد و به ورزش های مورد علاقه اش مانند بسكتبال و اسكی بپردازد. قبل از اين که برود می گويد، "كار كردن برای زندگی، فلسفه من است". او بايد به پروازش برسد. سوپرمن سابق بالا، بالا و بالاتر می رود.
|