|
نیک کولاکووسکی
نوامبر 2005
در اوایل سال، اشلی جاد، هنرپیشه زیبای هالیوود، در ناحیه فقیرنشین ماداگاسکار بود. او، در کنار هفت زن دیگر در انتظار دریافت جواب آزمایش اچ. آی. وی. شان ایستاده بود. جاد، در مقطعی از این تجربه بسیار پر افت و خیز از لحاظ احساسی، متوجه شد در کنار یکی از این زنان زانو زده، و در حالیکه اشک در چشمهایشان جمع شده بود، جواب آزمایش را از یکی از مددکاران اجتماعی شنیدند: "منفی".
اشلی جاد، 36 ساله، بعدا در این باره گفت، "اشکهایم سرازیر شد، ولی خیالم فقط کمی راحت شده بود و هنوز نگران جواب آزمایش زن بعدی بودم که فکر می کردم مثبت باشد. ولی همان جریان دوباره تکرار شد و جواب وی نیز منفی بود. و عکاس ما، که بعضی از فجیع ترین صحنه های دنیا را عکاسی کرده، نیز گریه اش گرفته بود... افراد تیم فیلمبرداری - که همیشه بدنبال فیلمبرداری از لحظات پر شور و هیجان هستند - نیز گریه می کردند."
در انتها، جواب آزمایش هر هفت زن منفی بود.
برای جاد، روزی شبیه آن روز بخشی از زندگی او به عنوان سفیر جهانی برنامه "یوث ایدز" (YouthAIDS) سازمان پاپیولیشن سرویسز اینترنشنال است. این سازمان دارای برنامه های آموزشی و پیشگیری در رابطه با اچ. آی. وی. و ایدز در بیش از 60 کشور دنیا است. گفتن اینکه اشلی جاد نسبت به این وظیفه احساس تعهد می کند واقعا دست کم گرفتن مطلب است. او می گوید، "خیلی قویتر از آنچه که تصورش را می کردم هستم. شاید، همیشه امیدوار بودم بتوانم همینقدر قوی باشم." او اضافه می کند، "خدمت به دیگران، بدون شک، دلیل حضورم در اینجاست."
جاد وقت زیادی را صرف این هدف می کند. او به تایلند، کامبوج، کنیا و آفریقای جنوبی سفر کرده. او از شهرتش برای این کار استفاده می کند: "در ماداگاسکار یکی از هنرمندان بسیار معروف محلی به من پیوست. با یکدیگر یک برنامه تلویزیونی برای حمایت از فعالیتهای سازمان اجرا کردیم." در ضمن، جاد در برخی مواقع جواهراتش را نیز در این راه داده است.
خوب، البته فقط یک بار. در کنیا، جاد مشغول صحبت با یک زن کارگر در دستشویی فرودگاه نایروبی بود. صحبتشان به گردنبند جاد کشیده شد، و زن کارگر از او خواست گردنبندش را به او بدهد.
جاد با خنده می گوید، "عکس العمل من این بود ‘اوه، شوهرم (داریو فرانچیتی، راننده مسابقات اتومبیلرانی) این گردنبند را به من داده، فکر نکنم از این کار من خوشحال بشه. می تونم چیز دیگه ای بهتان بدهم؟’"
وقتی جاد از آن زن پرسید آیا آزمایش اچ. آی. وی. داده است، این زن جواب داد، "احتیاجی ندارم این آزمایش را بدهم. من عضو برنامه چیل (Chill) هستم." برنامه چیل، طرح پرهیز از آمیزجنسی در آن منطقه از آفریقا است. جاد بلافاصله گوشواره هایش را درآورد و به این خانم داد. او می گوید، "از شنیدن این حرف او بسیار خوشحال شدم و خواستم تشویقش کنم."
سینما اما، شهرت دردسرهای خودش را نیز دارد. چند وقت پیش اتوبوسی که وی از آن به عنوان محل اقامتش در حین فیلمبرداری استفاده می کرد، دچار حریق شد. این موضوع در اخبار سراسری کشور پخش شد. در زمان آتش سوزی جاد حتی نزدیک آن محل نیز نبود، ولی روزنامه یو. اس. آ. تودی این خبر را با این تیتر در روزنامه چاپ کرد "اتوبوس اشلی جاد طعمه حریق در آرکانزا". شمعی که در اتوبوس روشن مانده بود باعث ایجاد حریق شد. زمانی واقعا درک می کنید یک هنرپیشه معروف شده اید که ماجرای آتش گرفتن اتوبوس محل اقامتتان در محل فیلمبرداری در صدر خبرها جای می گیرد.
او در شهر لیتل راک، مرکز ایالت آرکانزا در جنوب آمریکا، بود و در حال بازی در فیلم "صبح زود بیا" - یک فیلم مستقل با بودجه ای بسیار کم درباره زندگی یک زن در یک شهر کوچک. این فیلم بسیار متفاوت با فیلمهای پرهیجان و پرهزینه ای است که در سالهای 1990 باعث شهرت وی شدند که اکثرا در آنها: 1) با یک هنرپیشه مرد سفت و سخت مانند تامی لی جونز یا مورگان فریمن همبازی می شد، 2) معمولا موضوع فیلم درباره یک قتل یا قاتل زنجیره ای بود و 3) پایان فیلم هم یک چرخش غیرمترقبه داشت. این فیلمها همه شبیه یکدیگر هستند، البته به غیر از نقشی که جاد در این فیلمها بازی کرد: نقش زنی باهوش، سرسخت و مصمم.
با اینکه جاد بسیاری از وقتش را صرف فعالیتهای انسان دوستانه می کند، ولی هنوز هم هنوز اهمیت خاصی برای فیلم و هنر قائل است. او می گوید، "کتاب، تلویزیون و فیلمهای سینمایی توانایی این را دارند که دنیا را تغییر دهند. هنر به ما می گوید چه کسی هستیم. هنر به ما می گوید چه چیزهایی برایمان مهم است، و توجه و نگرانی مان واقعا چقدر عمیق و به چه میزان است."
جاد اینک، چه با انگیزه به چالش گذاشتن استعداد هنری اش یا شاید فقط بخاطر تنوع، ترجیح می دهد در فیلمهای کوچکتر بازی کند - به عنوان مثال، سال گذشته فیلم "د-لاولی"، که در آن نقش همسر موسیقیدان معروف، کول پورتر، را ایفا کرد. و یک نقش بسیار کوچک نیز - اگر پلک بزنید، او را نخواهید دید - در فیلمی بر اساس زندگینامه هنرمند معروف مکزیکی، فریدا کائلو، بازی کرد. او همچنین در چندین نمایشنامه نسبتا مشکل، مانند نمایشنامه "گربه روی شیروانی داغ" اثر نمایشنامه نویس معروف آمریکایی، تنسی ویلیامز، بازی کرده است.
جاد می گوید، "از بازی در فیلم لذت می برم، ولی عاشق این کار نیستم. این کار به نظر من خسته کننده و ملال آور است. پس از اتمام فیلم، دیگر افرادی را که با آنها کار کردم را به خاطر نمی آورم. درست مانند درهای چرخان در یک ساختمان بزرگ می ماند."
چیزهایی که در ذهنش نقش می بندند کاملا متفاوت هستند. در حالیکه موقع حرف زدن دستهایش را در یکدیگر قفل کرده و با انگشتانش بازی می کند، می گوید، "تمام افرادی را که در سفرهایم تا کنون ملاقات کرده ام به خاطر می آورم. هر روز صبح که بیدار می شوم در ذهنم هستند و هر شب قبل از خواب نامشان بر روی لبانم است. انگیزه اصلی من در این کار آنها هستند."
در دورانی که بسیاری از افراد معروف جنجال زیادی درباره کارهای مربوط به امور خیریه شان بپا می کنند، رفتار جاد خلاف قاعده به نظر می رسد. او سعی می کند حضورش خارج از جنجالهای بین المللی بماند.
فعالیت او در این زمینه با دریافت نامه ای از طرف سازمان "یوث ایدز" آغاز شد که از وی دعوت شده بود سفیر جهانی این سازمان شود. مارشال استوول، معاون مدیرعامل سازمان یوث ایدز، می گوید، "او با بونو (خواننده گروه U-2) دوست است و از پیش اطلاعاتی راجع به فعالیت وی در امور اچ. آی. وی./ایدز دریافت کرده بود، و به نظرش آمد دوست دارد این کار را تجربه کند." نقش اشلی در سازمان، ملاقات با اشخاص و افراد عالیرتبه ای است که می توانند در این کار به ما کمک کنند؛ همچنین انجام کارهایی که به افزایش بودجه مان کمک می کند."
کنتاکی اشلی تنها فرد از خانواده جاد است که خواننده نشده. مادر و خواهر او - نائومی و ویونا جاد - از خوانندگان بسیار معروف موسیقی کانتری هستند. طبق روایتها، اشلی، که در کنتاکی بزرگ شده، برای دریافت پول توجیبی اتوبوسی را که برای سفرهای خانواده و اجرای برنامه استفاده می شد، نظافت می کرد." اشلی می گوید، "عاشق خواهر بزرگم هستم. همیشه از اینکه همراه او باشم و شریک موفقیتش باشم خوشحال بودم، با آن موهای زیبایش، فقط می توانم بگویم واقعا دوستش دارم."
به گفته اشلی، خانواده جاد 18 نسل است که در کنتاکی زندگی می کنند و در واقع همین امر وی را برای حضور در صحنه بین المللی آماده کرد، زیرا باعث شد وی نسبت به حساسیتهای فرهنگی آگاهی پیدا کند. او می گوید، "بزرگ شدنم همراه بود با علاقه زیادی که نسبت به شناخت فرهنگها و مردم مختلف پیدا کردم. و، با در نظر گرفتن آپالاچی بودنم، جزیی از فرهنگ اقلیت در آن ایالت هستم. و صد در صد موافق حفظ تمامیت بومی و فرهنگی هستم." سال آینده، اشلی قصد دارد بهمراه یوث ایدز به آمریکای مرکزی سفر کند.
اشلی واقعا نمونه بارز جذابیت و وقار خاص مردم جنوب است - و همچنین تربیتشان. ایستادن راست و شق و رق او فرد را به یاد کسی می اندازد که مادرش بارها در جوانی سیخونکش کرده تا راست بایستد. وقتی طرفدارانش از او می خواهند با آنها عکس بگیرد، با کما میل این کار را انجام می دهد. و پس از هر عکس می گوید، "خواهش می کنم، احتیاجی به تشکر نیست."
و بعدا، در ضیافت شامی که به افتخار او در توقفش در واشنگتن دی. سی. ترتیب داده شده بود، او مرتب حضار را تشویق می کند و از آنها می خواهد در جواب سلام کردنهای او، بگویند "عصر بخیر". هیچ چیزی نمی تواند مانع اظهار نظر او نسبت به موضوعاتی که برایش مهم هستند، شود. او می گوید، "می توانم به مدت چهار هفته پشت سر هم صحبت کنم - کافیست از شوهرم بپرسید."
او یک انسان تمام عیار است، انسانی بسیار متواضع و واقع بین، خوش قلب و با اراده. در سالی که بسیاری از فوق ستاره های سینما با راه انداختن جار و جنجال در صدر اخبار قرار گرفته اند، این خصوصیت انسان بودن او بیش از هر چیزی خود را نشان می دهد.
|