ملانی کاپلان
زمانی برای اولین بار جامعه موتورسواری به نظرم جذاب آمد که پشت چراغ قرمزی در شهر واشنگتن دی سی ایستاده بودم. یک هفته بود که موتور جدیدم را خریده بودم. یک مرد درشت اندام، سوار بر یک موتور "هارلی"، در طرف دیگر تقاطع ایستاده بود. او دستش را بلند کرد و به من سلام داد. ناگهان احساس کردم من عضوی از معرکه ترین دار و دسته های روی زمین هستم. تنها مشکل این بود: هنوز آنقدر از مهارت خود مطمئن نبودم که دستم را از روی دسته موتور بلند کرده و جواب سلامش را بدهم. درنتیجه، با تکان سر جواب سلامش را دادم، در حالی که کلاه کاسکت نقره ای رنگم روی سرم اینطرف و آنطرف می رفت. و سپس همانطور که منتظر سبز شدن چراغ بودم، گازی به موتورم دادم.
اولین باری که شروع به موتورسواری کردم تابستان امسال بود. دلیل این کار هم همان دلیلی است که بسیاری از آدمها دارند: برای لذت بخش بودنش، و همچنین به من کمک می کند تا استقلالم را، معمولا در یک محیط اجتماعی، نشان دهم. با اینکه تازه این کار را شروع کرده بودم، بلافاصله فهمیدم که موتورسواری با یک دوست، یا گروهی از دوستان، بسیار لذت بخش تر – و ایمن تر – است. همچنین یاد گرفتم که ایجاد ارتباط و پیوند با موتورسواران دیگر معنایی بسیار فراتر از سواری در جاده با یکدیگر دارد. با این همه، همین که یک موتور می خرید، در اشتیاق داشتن همصحبتی هستید که بتوانید درباره موتوری که خریده اید، موتوری که روزی آرزوی خریدنش را در سر می پرورانید، سواری هایی که کرده اید، لوازمی که خریده اید و از کجا آنها را خریده اید، با او صحبت کنید. و قبل از اینکه متوجه شوید، عضو یک جامعه افسانه ای و قوی ای شده اید که حتی موتورسواران ناآشنا هم در تقاطع ها با یکدیگر مثل اعضای یک باشگاه برگزیدگان سلام می کنند.
برای همین از مشاهده یک سیستم مشابه در خاورمیانه حیرت نکردم. در واقع، شعبات زیادی از "گروه صاحبان هارلی" (یا اچ. او. جی.، که در واقع نام مستعار موتورهای هارلی دیویدسون، شاید معروف ترین موتور دنیا، می باشد) در کشورهای قبرس، مصر، کویت، عمان، عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی وجود دارد. یک جستجوی سریع در اینترنت نشان داد که رویدادها و برنامه های موتور سواری ترتیب داده شده در سرتاسر منطقه برگزار می شود.
باشگاه باب کلاین، یکی از سخنگوهای کمپانی هارلی دیویدسون، مستقر در شعبه اصلی کمپانی در شهر میلواکی، بزرگترین شهر ایالت ویسکانسین، می گوید، "این یک تجربه کاملا منحصربفرد است. مردم دوست دارند با افراد هم سلیقه خودشان معاشرت کرده و موتورسواری کنند." در رابطه با صاحبان موتورهای هارلی، موتورهایی که دهها سال است ساخته می شوند، کلاین می گوید، "رفاقت های زیادی بین افرادی که موتور هارلی سوار می شوند بوجود آمده است. در کشورهای دیگر هم مردم به همان دلایل مشابه در ایالات متحده، موتور هارلی می رانند – احساس آزادی در جاده، حس ماجراجویی و راهی برای ابراز شخصیت و هویت فرد."
به گفته پیتر مین گای، مدیر هتل ریتز-کارلتون در شرم الشیخ، در خاورمیانه، مشاهده یک موتور هارلی در خیابان بسیار شگفت انگیزتر از مشاهده آن در ایالات متحده است، و افراد غیرموتورسوار نیز کنجکاوی بیشتری نسبت به آنها نشان می دهند. فروش موتورهای هارلی فقط از اواخر دهه 1990 در کشور شروع شد. او می گوید، "هنوز دیدن این ماشینهای پرهیبت و زیبا، که هیجان زیادی را ایجاد می کنند، برای مردم عادی نشده است."
تعداد افرادی که برای تماشای این موتورها می آیند چنان زیاد است که صاحبان کلوپ های شبانه و رستورانها این موتورسواران را تشویق می کنند موتورهایشان را جلوی درب آنها پارک کنند. مین گای صاحب سه موتور است، که یکی از آنها موتور هارلی است. او در رویدادهایی چون هفته موتور سواری در دوبی و مسابقات رالی در صحرا، که چندین ساعت طول می کشد، شرکت می کند. در این رالی ها، سرعت موتورسواران به 145 کیلومتر در ساعت نیز می رسد. او می گوید، "این راه بسیار خوبی برای تماشای صحرای شگفت انگیز است." حقیقتا، هوای گرم به معنی فصل بلندتری برای موتورسواری است که همین امر خاورمیانه را تبدیل به مکانی ایده ال برای موتورسواری می کند. عجیب نیست که این کار بین کسانی که استطاعت آن را دارند، طرفداران زیادی پیدا کرده است.
به گفته اینجی قطاس، مدیر عملیاتی کمپانی هارلی دیویدسون در مصر، اکثر موتورسوارها در مصر مردان بین سنین 30 تا 60 با تحصیلات بالا هستند. از آنجاییکه موتورهای هارلی گرانتر از موتورهای اسپرت ژاپنی رایج در خاورمیانه می باشند، صاحبان این موتورها پول اضافی برای خرج کردن دارند. اما، افراد مختلفی در جرگه موتورسوارها دیده می شوند.
مین گای می گوید، "هم موتورسواری خارج از جاده و هم هارلی سواری بیشتر نمایانگر شخصیت و منش یک فرد است تا نمایانگر پاسپورت، دین یا رنگ یک فرد. در خاورمیانه، موتورسوارها شامل پادشاهان، شیخ ها، اشخاص محلی و هر نوع خارجی که می توانید فکرش را بکنید، هستند."
موتورهای سفارشی بروس مالینسکی، یک مدیر سازه که در شیکاگو به دنیا آمده ولی 25 سال است که در خاورمیانه زندگی می کند، می گوید، "اکثر مصریها نمی توانند درک کنند چرا ترجیح می دهم به جای راندن ماشین جیپ چروکی راحتم که تهویه مطبوع دارد، سوار موتور شوم. مالینسکی سوار موتورهای بی. ام. دبلیو. و هارلی می شود. او در برنامه های آخرهفته اچ. او. جی. مصر شرکت کرده است، که تا 15 موتورسوار را به خود جلب می کند. او می گوید مشتاقان مصری هارلی معمولا "مصریهایی پولداری هستند که زیاد هم مسافرت می کند"، و شیفته هارلی دیویدسون می باشند زیرا این موتور در سرتاسر دنیا به عنوان نماد موتور شناخته شده است.
درست مثل ایالات متحده، این موتورسوارها عاشق سفارشی کردن و استفاده از لوازم جانبی برای موتورهایشان هستند. و درست مثل ایالات متحده، این موتورسوارها با دیدن موتورسوار دیگری در خیابان وی را مورد تائید قرار می دهند – شاید حتی بایستند و صحبت کنند، زیرا موتورسواری به اندازه ای که در ایالات متحده رایج است در آنجا نیست. مالینسکی با خنده و به شوخی می گوید که بیشترین تفاوت فرهنگی این است که "نمی توانید مصریها را در یک زمان مشخص در یک جا جمع کنید و بموقع برای سواری عازم شوید. آنها همیشه دیر می کنند."
البته، یک تفاوت بزرگ دیگر این است که خانمها در خاورمیانه موتورسواری نمی کنند – برعکس زنان در ایالات متحده. کلاین می گوید که 10 درصد صاحبان موتورهای هارلی اکنون زن هستند، و زمانی که در کلاس آموزش ابتدایی موتورسواری در یکی از نمایندگی های فروش نام نویسی کردم، همشاگردی های بسیار خوبی داشت – نصف شاگردان زن بودند. ولی در خاورمیانه، دیدن یک خانم روی دوچرخ چیز بسیار نادری است.
معمولا تنها رابطه ای که بین خانمها و موتور در خاورمیانه وجود دارد ملاقات دوستان موتورسوار همسرانشان است که به منزلشان می آیند.
عمر فرج، که در که در شهر امان متولد شده و اکنون در قاهر زندگی می کند، می گوید، "موتورسواری یک فعالیت بسیار اجتماعی است. با یکدیگر غذا می خورید، و به خانه های یکدیگر می روید، همسران و کودکان دوستانتان را ملاقات می کنید، و با یکدیگر به مسافرت می روید." فرج، که مدیرکل یک کمپانی مصری-اردنی و صاحب دو موتور هارلی است، می گوید، "هیچوقت تا به حال یک زن موتورسوار ندیده – ولی روز به روز تعداد بیشتری ترک موتور سوار می شوند."
ولی خانم قطاس، که چون خانواده اش صاحب نمایندگی فروش است در آنجا کار می کند، جدیدا موتورسواری را شروع کرده. او می گوید، "شدیدا عاشق موتورهای هارلی هستم. در مصر، زنان استقلال زیادی بدست آورده اند، ولی فرهنگ ها هنوز متفاوت است. هنوز هم به دیدن زنان روی موتور عادت نکرده ایم. تعداد زیادی از زنان هنوز هم پشت شوهرانشان ترک موتور سوار می شوند، ولی تنهایی سوار نمی شوند."
مین گای می گوید، "و آن تعداد زن دل و جرات داری که شهامت به خرج داده و کلاه کاسکت به سر می گذارند و سوار موتور می شوند، واقعا منظره جالبی و دیدنی بوجود می آورند. این کار نمایانگر خیلی چیزها در شخصیت آن زن است. روز به روز تعداد بیشتری خانم موتورسوار می بینم. بسیاری از آنها، یکبار که موتورسواری را تجربه می کنند، دیگر صبر کردن برای خریداری موتور خودشان سخت است."
حقیقتا، پس از یاد گرفتن موتورسواری، حسابی گرفتار این کار شدم. فقط هنوز نمی توانم تصمیم بگیرم کدام کار لذت بخش تر است – سرعت، ماجراجویی یا احساس باد در موهایم. خوشحالم که نباید از بین اینها یکی را انتخاب کنم. ولی باید تصمیم بگیرم که بعد از این به کجا می خواهم بروم، و کرایه یک موتور در نمایندگی هارلی دیویدسون در امارات متحده عربی و موتورسواری از یک سوی صحرا به سوی دیگر در صدر لیست کارهایم قرار دارد.
|