Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
عناوين
 
 

نسل جدید جلوه های ویژه در تهیه فیلمهای سینمایی تغییرات اساسی بوجود آورده است

پشت پرده


نیک کولاکووسکی

دسامبر 2005

با اینکه پال دبووک فقط 34 سال سن دارد، ولی بسیاری از دست اندرکاران صنعت جلوه های ویژه در هالیوود بهنگام صحبت درباره وی از عبارت "اسطوره" استفاده می کنند. زیرا، پال دبووک، دانشیار دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در امور تحقیقاتی، نقشی عمده ای در ایجاد اعجاب انگیزترین صحنه جلوه های ویژه در یک فیلم سینمایی در 15 سال گذشته بازی کرد.

صحنه جلوه های ویژه مورد بحث "صحنه گلوله ها" در فیلم "ماتریکس" است، یعنی هنگامیکه دوربین با سرعت زیاد به دور شخصیتها و اشیاء حاضر در صحنه، که با سرعت آهسته حرکت می کنند، می چرخد. اولین باری که از این فناوری استفاده شد، برای این بود که "کیانو ریوز" بتواند سریعتر از گلوله هایی که به طرفش شلیک می شدند، حرکت کند. ولی، پس از آن، از این فناوری برای ساخت تقریبا 10 میلیارد آگهی تبلیغاتی فروش خودرو استفاده شده است؛ و به همین علت، این تکنیک تبدیل به یکی از روشهای اصلی جهت ساخت جلوه های ویژه شده است.

بخش اعظم توانایی انجام این تکنیک بخاطر کارهایی است که دبووک در دوره دکترا انجام داد. او می گوید، "موضوع پایان نامه من ساخت مدلهای معماری از روی عکس بود. تصویر عکسها را روی یک شکل هندسی ساده در صحنه نمایش می دهید، و این یک تصویر مجازی از یک صحنه واقعی بوجود می آورد که می توانید در آن به هر سو حرکت کنید. برای نمایش این تکنیک، او و چند دانشجو "فیلم کامپانیل" را تهیه کردند – پروازی مجازی به دور یک برج در محوطه دانشگاه برکلی که تماما توسط عکسهای ثابت تهیه شده بود.

زمانیکه جان گاتا، سرپرست امور جلوه های ویژه فیلمهای ماتریکس، این فیلم کوتاه را در یکی از کنفرانسها دید، بلافاصله متوجه شد که راه حل مناسب مشکلی را که کارگردانان فیلم، برادران واچووسکی، در مقابلش قرار داده بود، پیدا کرده است: چگونه یک فیلم سه بعدی واقعی ای از روی عکس ایجاد کند که دوربین توانایی چرخش 360 درجه ای در آن داشته باشد، و تمام سکانس یکپارچه و بدون قطع باشد. دبووک فناوری این کار و حتی بخشی از نرم افزار مربوط به این کار را در اختیار وی قرار داده بود.

پنج سال بعد، فناوری "صحنه گلوله ها" درست به اندازه تکنیک ساخت جانوران مصنوعی فیلمهای علمی-تخیلی دهه 1950 کماکان فناوری پیشتاز در صنعت جلوه های ویژه است. بدون شک، کارگردانان آن دوران، با دیدن فناوریهای جدید جلوه های ویژه مانند بدل کاران دیجیتالی و صحنه های از پیش ساخته شده توسط کامپیوتر، به شدت به داشتن چنین فناوریهایی حسادت خواهند کرد.



بدل کار فناناپذیر
در گذشته، اگر کارگردانی می خواست مکانی را روی پرده سینما نشان دهند، باید ماکت آن مکان را می ساخت. ساختن مکانی مانند شهر رم برای فیلمهای اسطوره ای آن دوران میلیونها دلار هزینه و صدها کارگر لازم داشت. اما، حالا نه. بسیاری از دکورها و صحنه های فیلمهای امروزی – سیاره های عجیب و غریب سری فیلمهای "جنگ ستارگان" یا شهر متروپولیس فیلم جدید "بازگشت سوپرمن" – بیشتر در دیسک سخت کامپیوترها قرار دارند. اما، درحالیکه ساخت صحنه ها و دکورهای مجازی امری نسبتا عادی شده، تلاش برای ساختن بازیگران مجازی هنوز هم مشکلی است که مطمئنا باعث شب زنده داری بسیاری از سازندگان جلوه های ویژه خواهد شد.

اریک راث، مدیر اجرایی جامعه متخصصین جلوه های ویژه، سازمانی جهانی متشکل از کارشناسان جلوه های ویژه، درباره چالشهای موجود برای ساخت بازیگران مجازی می گوید، "همیشه عنصر انسانی از همه چیز مهمتر است – یعنی پوست بدن و از این قبیل چیزها. در نهایت، مسئله چشمها است که از همه مهمتر است. زمانیکه بتوانید مهارت کامل را در به تصویر کشیدن احساسات انسانی در چشمها بدست آورید ..."

حرف زدن راحتتر از عمل کردن است. فیلمهایی چون "فانتزی نهایی" و "پولار اکسپرس" از بازیگران دیجیتالی ای استفاده کردند که مصنوعی به نظر می رسیدند و به همین جهت انتقادهای زیادی درباره اینکه این شخصیتهای دیجیتالی بسیار شبیه مانکنهای ویترین مغازه ها بودند، متوجه شان شد. با اینکه هنرپیشگان واقعی سینما نگرانی ای از جانب بلااستفاده شدن در آینده نزدیک نخواهند داشت، ولی نقشهایی هست که مختص بازیگران مجازی می باشد: ایفای نقش در زیر یک کامیون، در حال آویزان شدن از یک قطار، و پرت شدن از ارتفاعات بسیار بلند.

یعنی، بدل کاران دیجیتالی.

بیش از یک قرن است که بدل کاران زندگی و سلامتی شان را در این راه گذاشته اند، پریدن از روی اسب، رانندگی های بسیار سریع و تصادفات وحشتناک، شکسته شدن استخوانهای بدنشان، و، برخی مواقع، حتی مرگ – همه اینها برای ایجاد بهترین صحنه فیلمبرداری شده است.

اینک راه حل مناسبی پیدا شده است – هم برای ایمنی بیشتر و هم برای صحنه های واقعی تر. دبووک، در طبقه همکف ساختمانش، دستگاه حلالی شکلی دارد که مجهز به 30 چراغ چشمک زن است. از ظاهر این دستگاه برمی آید که قاعدتا باید متعلق به یک آزمایشگاه پزشکی باشد، و در واقع این دستگاه زندگی را برای خیلی ها آسانتر کرده است. دبووک درباره این فناوری، که جایزه جلوه های ویژه را در فیلم "مرد عنکبوتی 2" نسیب دبووک و تیمش کرد، می گوید، "این دستگاه اطلاعات کامل درباره چگونگی بازتاب نور از بدن یک فرد از تمام زوایای ممکن را در اختیار ما قرار می دهد. او اضافه می کند، "روی فناوری ای که بتواند حالات صورت را به بهترین نحوی روی صورت بازیگران دیجیتالی به نمایش درآورد، کار کردیم، و بدین ترتیب کمپانی سونی پیکچرز ایمج ورکز توانست بازیگران دیجیتالی واقعی خلق کند که از روی عکس ساخته شده اند.

بنابراین در حساسترین صحنه نبرد این فیلم، که روی سقف یک واگن متروی یک وری شده اتفاق می افتد، وقتیکه مرد عنکبوتی و دشمن همیشگی اش، دکتر اختاپوس، با چنان نیرو و شدتی به یکدیگر ضربه می زنند که می تواند یک ساختمان را ویران سازد و در ضمن از جلوی قطارهایی که از روبرو می آیند جاخالی می دهند و در کل همه جور آکروبات بازی خطرناک و غیرقابل تصور را در سرعتی بالغ بر صد کیلومتر در ساعت انجام می دهند، خب، اینها هنرپیشگان واقعی نیستند که مجبور به انجام این کارها شده اند و جانشان در خطر افتاده است. آنها توسط کامپیوتر ساخته شده اند، البته با کمک فراوان از جانب دبووک و نرم افزارش، که در ایجاد واقعی ساختن پوست دیجیتالی نقش بسزایی داشته است.

دبووک توضیح می دهد، "پوست چیز جالبی است. درخشندگی و بافت دارد و میزان ملانین، نقطه های قرمز رنگ، و منفذهای موی آن متغیر است. نیمه شفاف است و نور را منتشر می کند – که سابق بر این نشان دادنش در تصویرهای گرافیکی کامپیوتری بسیار مشکل بود." ولیکن، بخاطر فناوری دبووک، "وقتی دکتر اختاپوس در حال مبارزه با مرد عنکبوتی روی سقف قطار است، آنها دقیقا می دانستند چقدر نور از میان آسمانخراشها قابل رویت خواهد بود، و شدت رنگها از هر زاویه، و نوری که روی صورت بازیگران از جهت های مختلف می تابد، چقدر باید باشد. نتیجه نهایی: بازیگرانی که به نظر می رسید امتحان بازیگری را پشت سر گذاشته و برای ایفای این نقش انتخاب شده اند، نه اینکه از دستگاه پلی-استیشن 2 بیرون آمده اند.

صحنه های نبرد و درگیری
موجودات فضایی نیوجرسی را زودتر از زمان پیش بینی شده با خاک یکسان کرده اند. با ماشینهای جنگی سه پایه ای شان در خیابانها حرکت می کنند، از همه جا دود سیاه بلند می شود، و مردم سراسیمه در حال فرار به هر سو و نجات جانشان هستند. هیچکس انتظار چنین ویرانی ای را تا قبل از سال 2006 نداشت، ولی موجودات فرازمینی به کره زمین آمده اند و هر چیزی را که سر راهشان قرار دارد، نابود می کنند.

استیون اسپیلبرگ می گوید، "و حالا، کات." اینجا مکان فیلمبرداری "جنگ دنیاها" است، نسخه جدید و بسیار پرهزینه رمان نویسنده معروف انگلیسی، اچ. جی. ولز، که در سال 1898 نوشته شده و درباره حمله موجودات فضایی به زمین است. افراد حاضر در صحنه از دویدن دست می کشند. گرد و خاک فرو می نشیند. موجودات فضایی بعدا به صحنه اضافه خواهند شد – در مراحل پس از تولید. بخاطر زمان بندی بسیار فشرده، با در نظر گرفتن عظمت این فیلم، استیون اسپیلبرگ، کارگردان مشهور سینما و برنده جایزه اسکار، مجبور شده به فناوری دیجیتالی روی آورد تا فیلمش را پیش از تاریخ 4 ژوئیه، که از لحاظ اکران کردن فیلم تاریخ مهمی است، به اتمام رساند.

بخش اعظم جلوه های ویژه مربوط به جزئیات کوچک است – روتوش کردن تصاویر، پاک کردن برچسبها از روی لباسها یا محو کردن سیمهای وصل شده به بدل کاران، و پاک کردن تصاویر هواپیماها یا حتی ساختمانها از پس زمینه. چیزهایی مانند خون – که زمانی منحصرا توسط جلوه های واقعی تولید می شدند – اینک اکثر اوقات به شکل دیجیتالی انجام می شوند. حتی برنامه های زنده تلویزیونی نیز دارای روتوشها و اصلاحات زیادی هستند. اما، برای هر صد فیلمی که جلوه های ویژه اش خیلی چشمگیر نیست، فیلمهای بسیار پرفروشی هم به روی صحنه می آیند که صنعت جلوه های ویژه را در مرکز توجه همگان قرار می دهد.

در دهه های 1950، وقتی جرج پال، کارگردان سینما، در حال ساخت نسخه اولیه فیلم "جنگ دنیاها" بود، هیچ راهی برای ایجاد ماشینهای جنگی عظیم و سه پایه ای که اچ. جی. ولز توصیف کرده بود، وجود نداشت؛ آنها مجبور شدند از ماشینهای پرنده که با سیم آویزان شده بودند، استفاده کنند. حتی یک دهه پیش، تولید فیلم بزرگی چون "جنگ دنیاها" در چنین مدت کوتاهی کار غیرممکنی بود.

اینک، کارگردانانی چون اسپیلبرگ می توانند از فناوری "تجسم ذهنی از پیش" (که اصطلاحا به آن پری-ویز گفته می شود) استفاده کنند، یعنی تجسم صحنه پیش از فیلمبرداری توسط تصاویری که با کامپیوتر ساخته می شوند. این کار کلی در پول و وقت صرفه جویی می کند. در ضمن، برنامه های کامپیوتری و نرم افزارهای زیادی برای جلوه های ویژه جدید نیز ساخته شده اند، با تشکر از کمپانی های بزرگ جلوه های ویژه مانند اینداستریال لایت اند مجیک، که ایجاد جلوه های ویژه نوری و پرداختهای مختلف را میسر می سازد.

زوم
وقتی فیلمی را با کارگردانی استیون اسپیلبرگ و هنرپیشگی تام کروز تهیه می کنید، بودجه ای که صرف جلوه های ویژه می شود می تواند به راحتی به اندازه بودجه وزارت دفاع یک کشور کوچک باشد. که البته خوب است، زیرا استفاده از جدیدترین فناوری و دهها هنرمند و تکنسین آموزش دیده ارزان نیست. ولیکن، برنامه های تلویزیونی نمی توانند از چنین تجملاتی استفاده کنند. هنرمندان جلوه های ویژه که روی برنامه های تلویزیونی چون CSI کار می کنند، سریالی درباره کارآگاهان پزشکی قانونی که جنایات را کشف می کنند، از همان ابزاری استفاده می کنند که در فیلمهای سینمایی نیز استفاده می شود، ولی این تنها شباهت این دو است.

مارک دریسکول، که تجربه کار در برنامه "CSI: نیویورک" و فیلمهای سینمایی دارد، می گوید، "تفاوت عمده بین این دو، بودجه و برنامه زمانی است. هر قسمت سریال CSI ظرف یک هفته الی ده روز ساخته می شود. ولی ساخت یک فیلم سینمایی مانند ‘جنگ ستارگان’ ماهها وقت می برد."

در واقع، ساده تر کردن مراحل تولید اصل قضیه است. وقتی افراد تیم جلوه های ویژه یک سریال تلویزیونی جهت ساخت قسمت بعدی سریال به دور هم جمع می شوند، معمولا مجبورند کارشان را ظرف مدت زمان موجود به پایان برسانند. دریسکول در ادامه می گوید، "اگر نتوانیم صحنه ای را در فرصت کمی که موجود است انجام دهیم، حتی پیشنهاد کردنش نیز بی فایده خواهد بود. معمولا برای یک قسمت عادی برنامه CSI بین 25 تا 30 صحنه ای که دارای جلوه های ویژه هستند، وجود دارد. این صحنه ها عموما مربوط می شوند به صحنه هایی که مختص CSI هستند، یعنی نماهای بزرگ از جراحات یا جزئیات میکروسکوپی از مدارک و شواهد، که هیچ دوربین دیگری قابلیت نشان دادنش را ندارد. دریسکول می گوید، "سعی می کنیم نگاه و حس خاصی را در این صحنه ها بوجود آوریم."

همه چیز ممکن است
آیا این بدین معنی است که جلوه های عملی – یعنی عملا ساختن جانوران مختلف و هدایت آنها توسط سیستمهای الکترونیکی، و ساخت صحنه ها به هنگام فیلمبرداری، به جای اضافه کردن آنها پس از پایان فیلمبرداری – دیگر مربوط به گذشته هستند؟ او می گوید، "به اندازه کافی جا برای انواع مختلف جلوه های ویژه در دنیای سرگرمی و ساخت فیلمهای سرگرم کننده وجود دارد. در نهایت، همه چیز به داستان فیلم بستگی دارد. اگر داستان فیلم خوب باشد، جلوه های ویژه ای که بتوان آن داستان را خوب تعریف کرد نیز وجود دارد."

در واقع مهمترین چیز، قدرت پردازش و توانایی ارسال داده های مربوط به یک صحنه در زمان واقعی بین محل ساخت جلوه های ویژه در نیوزیلند و محل تدوین فیلم در لس آنجلس است. در هر صورت، تهیه جلوه های ویژه یک عملیات جهانی است، که دربرگیرنده عوامل مختلف در سرتاسر دنیا، از آمریکا و کانادا گرفته تا استرالیا و آسیا، است.

الان زمان بسیار مناسبی برای متخصصین جلوه های ویژه است. البته، مرد پشت پرده بودن مشکلات خود را نیز دارد. دبووک با خنده می گوید، "وقتی با دوست دخترم برای تماشای فیلم ‘جنگ ستارگان: قسمت سوم’ رفته بودم باید تمام مدت سعی می کردم از تماشای خود فیلم لذت ببرم، و نه فقط به جلوه های ویژه توجه کنم."



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.