Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
محصولات
 
 

سالاران رينگ

يک قسمت رويداد ورزشی و سه قسمت سريال تلويزيونی، کشتی حرفه ای پديده ای جهانی شده است. تلويزيون خاورميانه هر هفته آن را پخش می کند. در آينده به کجاها می رود؟




از نيک کولاکفسکی (1)

آغاز يک مسابقه کشتی حرفه ای در سالن مترو سنتر (2) در راکفرد (3)، ايلينوی (4) است و شلتون بنجامين (5) در دردسر بزرگی افتاده. دردسر مانند کشتی گير رندی ارتن (6) که او را در قفل سر دارد و بزرگ مانند دِيو باتيستا (7) که مشغول کوبيدن بدن محکم بنجامين است. اگرچه او از 111 کيلو ماهيچه ساخته شده، بنجامين بعد از فقط چند ثانيه دوام آنچنان محکم به زمين می افتد که تمامی تماشاچيان سالن ده هزار نفری صدايش را می شنوند.

صدای برخورد گوشت بدن با چوب برای حتی گردن کلفت ترين انسان ها چندش آور است.

بنجامين قبل از مسابقه به مجله های (8) می گويد، "بعد از سال های طولانی چنين کارهايی، درد بخشی از کار شد. هيچ راه خاصی برای آماده شدن وجود ندارد، کاری است که بايد انجام شود. بايدی است پس به آن عادت می کني." يک لگد در زانو، فارغ از اينکه چقدر برنامه ريزی شده باشد، هنوز يک لگد در زانو است: درد خواهد داشت. اما کشتی گيران حرفه ای معمولا خود را از آسيب های جدی در امان نگه می دارند.

بنجامين به جای زخم بزرگی روی پيشانی اش اشاره می کند. "در تلويزيون شد. يک مشت گردن کلفت با نام "تکامل" (9) تصميم گرفتند مرا بزنند. من هم بدون توقف به رهبرشان ضربه می زدم." در طول زندگی حرفه ای چهار ساله اش، بنجامين با صندلی و چوب زير بغل کتک خورده؛ به اين طرف و آن طرف پرتاب شده؛ و حتی از نردبانی تو سری خورده. او می گويد، "بله، درد دارد. خيلی."

اگر هنوز نمی دانيد، کشتی حرفه ای يک ورزش نيست؛ يک سريال تلويزيونی است با شرکت مردهای اندازه کاميون که اختلاف نظرهايشان را با توهين، پرتاب، مشت، و گهگاه صندلی تا شو حل می کنند. نتيجه مسابقات از پيش تعيين می شود. قوانين و مقررات برای شکستن ساخته شده اند. هر گونه شباهتی به کشتی سنتی و همان ورزش المپيکی که روزگاری يونانی های باستان و رومی ها به آن می پرداختند کاملا اتفاقی است. تقريبا تمام کشتی گيران طراز اول زير بيرق نمايش جهانی کشتی (10)، آخرين شرکت کشتی حرفه ای بزرگ در ايالات متحده، کشتی می گيرند. کشتی حرفه ای که تا پنج سال پيش در آمريکا از محبوبيت فراوانی برخوردار بود، اخيرا مغلوب تلويزيون واقعيت و ديگر مدهای زودگذر شده. مانند بنجامين در مسابقه با باتيستا، نمايش جهانی کشتی خود را ناگهان بازنده ای يافت که در حال پناه بردن به بازارهای خارجی و از جمله جهان عرب برای گسترش کشش و جذابيت جهانی خود است. آيا به زمين می خورد و شمارش آغاز می شود يا از عقب می آيد که ببرد؟

امشب، بازنده برنده می شود.

بنجامين که خود را از قفل سر رها کرده و حريف درشت تر پايش را گرفته تا او را بپيچاند، به باتيستا لگدی می زند. شايد باتيستا وقت کافی داشته باشد که متوجه شود اين يک تله است و دست های درگيرش او را بی دفاع کرده اند اما پای دوم بنجامين از راه می رسد و او را به روی تشک پهن می کند.

روياها

شهر راکفرد شايد دومين بزرگترين شهر ايالت ايلينوی بعد از شيکاگو (11) باشد اما تا مدت ها تعريف جديدی برای هيجان نخواهد داشت. در يک بعد از ظهر آفتابی دوشنبه، تنها علائم حيات در مرکز شهر از يک مسئول پارکينگ در حال ورق زدن يک رمان و تعدادی مرد مسن در حال بحث سياسی محلی در يک رستوران کويزنوس (12) خالی در نزديکی خيابان الم (13) ديده می شد.

اما چند خيابان آنطرف تر و در مترو سنتر دنيايی ديگر است. دنيايی که صفی از اتوبوس های سياه با آرم سفيد نمايش جهانی کشتی در جلو آن ايستاده اند. کارگرها و تکنيسين هايی که بيشتر از وقت کار دارند، در حال تحرک هستند. دو مامور امنيت و نوارهای زرد رنگ پليس گروه فزاينده ای از هواداران را در آنطرف خيابان نگه می دارد.

اوضاع در داخل سالن حتی شلوغ تر است. رينگی است و رمپی به آن از درب گوشه سالن. در بالاسر درب، صفحه نمايش عظيمی در يک قاب فولادی قرار دارد. اين صفحه نمايش خود بخش بسيار مهمی از نمايش است. در طول مسابقه، صفحه نمايش مثلا وقايع پشت صحنه را نشان می دهد – کشتی گيران درگير در بحث های اتاق رختکن يا در حال تشکيل اتحاد برای داخل رينگ.

در حال حاضر، تکنيسين ها هنوز تلاش می کنند که صفحه نمايش را به کار باندازند. داخل رينگ، دو زن که گرم کن به پا دارند سعی دارند يکديگر را خاک کنند. حرکاتشان ناشيانه است؛ به نظر می رسد که از ساير کشتی گيرها کم عضله تر باشند. آيا بخشی از نمايش هستند؟

آدام هاپکينز که در نمايش جهانی کشتی يک مسئول هماهنگی ارتباطات است و اغلب با کشتی گيران سفر می کند می گويد، "آنها برای مسابقات تاريک آماده می شوند. اينها افراد محلی و آماتوری هستند که يکی دو رُند کشتی می گيرند. ما در بين تماشاچيان کسانی را داريم که به دنبال يافتن استعدادهای جديد از ميان اينها هستند. همه کشتی گيرها در مقطع خاصی در يکی از اين مسابقات شرکت کرده اند."

برای آنهايی که خواسته اند کشتی گير حرفه ای بشوند، پاداش می تواند عظيم باشد. يک کشتی گير حرفه ای می تواند بيش از 200،000 دلار در سال درآمد کسب کند و ابر ستاره هايی نظير "سنگ" (14) می توانند با امضای قراردادهای شناسانگری ميليون ها دلار به دست بياورند. چنين افکاری باعث می شود تا هزاران نوجوان رينگ های کشتی دست ساز در حياط خانه هايشان راه باندازند و يا در مسابقات تاريک شرکت کنند. چنين افکاری موجب می شود تا کشتی گيران حرفه ای بسياری از گمنامی به شهرت برسند.

راينو (15)، کشتی گير حرفه ای 125 کيلويی که 10 سال سابقه دارد و اسم واقعی اش تری گپين (16) است می گويد، "يک رويا است. يک رويا. من هوادار سرسخت کشتی بودم و بعد از دبيرستان پول کافی برای رفتن به کالج نداشتم و می دانی، اصولا اهل درس هم نبودم. فوتبال آمريکايی و کشتی دوست داشتم و با خودم گفتم اين راامتحان می کنيم. پنج سال بعد نتيجه معلوم شد."

او ادامه می دهد، "من حتی يک شغل هم ندارم. بعضی روزها چک حقوقم را نگاه می کنم و فکر می کنم اين را به من می دهند؟ برای اين کار؟ شيوه زندگی دشواری است اما اگر چيزی را آنقدر دوست داريد که رويای شما شود، همه چيز آسان می شود."

کريس بنوا (17)، معروف به چلاق کن کانادايی (18) که 18 سال است سابقه کشتی حرفه ای دارد می گويد، "اين يک رويای ديرين است. من از 20 سال پيش تماشاچی بودم." در ماه مارس، اين شخصيت در ماديسون اسکور گاردن (19) نيويورک (20) برنده قهرمانی سنگين وزن جهان شد. اين پيروزی مهمی در زندگی حرفه ای ای بود که با دستياری برپا کردن رينگ های کشتی در ادمونتون (21) کانادا (22) آغاز شد.

درد

راينو که پدری وفادار و به اعتراف خود خيال پرداز است، صورت حريف را سه بار به گوشه طناب رينگ می کوبد و او به زمين پرتاب می کند. با لباس مشکی و موهای بلند، چنين به نظر می رسد که راينو برادر دوقلو و خبيث مرد مودب و گرمی است که قبل از نمايش ديده شده بود. همانطور که راينو بدن حريف خود را تا می کند تا شانه هايش را خاک کند و مسابقه را ببرد، تماشاچيان با فريادهای ديوانه وار او را تشويق می کنند.

با هر کسی که در مورد کشتی حرفه ای صحبت شود، چه هوادار باشد چه نباشد، دير يا زود اين بحث در می گيرد: آيا کشتی حرفه ای ساختگی است؟ آری، ساختگی است. برنده هر مسابقه هم توسط مشتی نويسنده 44 کيلويی تعيين می شود، نه غول های داخل رينگ. آری، شخصيت ها و مبارزات همگی ساختگی هستند. آری، قوانين کشتی يک دقيقه يک بار نقض می شوند، از پريدن به داخل و خارج رينگ، تا حمله به داور مسابقه. برای همين است که کشتی حرفه ای که بيش از يک قرن پيش به عنوان نمايشی در کارناوال ها آغاز شد، امروزه در مقابل "ورزش های سنتي"، به عنوان "نمايش ورزشی" شناخته می شود.

اين مسئله به آن معنی نيست که همه چيز ساختگی است. بر خلاف سينما و تلويزيون که بازيگران آن مجبورند تا يک صحنه مبارزه را تا آخرين مشت حفظ کنند، کشتی گيران حرفه ای کمی انعطاف دوست دارند. شلتون بنجامين می گويد، "تنها چيزی که مکتوب است حرف ها است. اما در رينگ، ما فی البداهه کار می کنيم."

راينو می گويد، "در مسابقات تمرين مختلف، آنقدر با اين حريف ها مبارزه کرده ايم که چيزی مانند رقص شده. برنامه ريزی بيش از حد تمام حرکات می تواند نتايج معکوس به بار بياورد. می توانی برنامه ريزی کنی، اما اگر تماشاچيان از مسابقه خوششان نيامد، به دردسر می افتی."

راينو می گويد در نمايش های زنده، کشتی گيران حرکات را با قدرت تمام انجام می دهند. تنها استثنا مشت ها و لگد ها است. "می دانی، بعضی اوقات مشت نمی زنی چون نمی خواهی حريف را از بين ببري. او صاحب خانه و خاواده است و نمی خواهی که او مصدوم شود." با آموزش صحيح، ياد می گيری که چگونه حرکات واقعی جلوه کنند.

تا آنجايی که مصدوميت جدی مطرح است، تنها آمادگی که می توان داشت اين است که بدانی چه می کنی و چه محدوديت هايی داري. بنجامين می گويد، "اما با طبيعتی که اين کار دارد، چيزهايی پيش می آيد که نمی توان برايشان از قبل آماده شد." کسی نمی خواهد به عاقبت ميک "منکايند" فالی (23) دچار شود. او يک بار آنقدر محکم به زمين خورد که يکی از دندان هايش سر از دماغش در آورد.

حتی اگر آسيب جدی هم نبينند، درد هميشه و در تمام نقاط بدن کشتی گيران وجود دارد. يخ و آسپيرين زيادی لازم دارند. با وجود اين برنامه پر و مسابقات دائم، در بسياری از موارد حتی وقت برای بخيه زخم هايمان هم نداريم – کشتی گيران بايد زخم های خود را با چسب قطره ای ببندند. راينو می گويد، "بعد از مدتی تحمل عادت می شود. می دانی، وقتی جراحی گردن داشتم، پزشکم به من می گفت، "شما کشتی گيران حرفه ای تحمل زيادی برای درد داريد، بيشتر از يک انسان معمولی. چون هميشه با ضربه و کبودی و پارگی و پيچ خوردگی سر و کار داريد.""

مسافرت

و علاوه بر حضور در رينگ که به اندازه کافی دشوار است، سفرها هم هستند. مايل ها و مايل های خسته کننده ای که بايد پيموده شوند.

راينو می گويد، "ديروز ساعت 7:30 بيدار شديم و به فرودگاه رفتيم تا به پرواز دو و نيم ساعته خود به شيکاگو برسيم. بعد، 273 کيلومتر را سه ساعته با اتومبيل پيموديم." فردای همان شبی که تکنيسين ها صحنه را از هم باز می کنند، کشتی گيران بايد آماده پرواز به دوبلين (24)، ايرلند شوند. و سپس به انگلستان. و سپس بازگشت به ايالات متحده.

چنين برنامه ای بی اغراق ديوانگی است. کشتی گيران حرفه ای چيزی در حدود دو سوم سال را در سفر می گذرانند. و اگر مراقب نباشند، اين سفرها می توانند از ضربات صندلی به سر هم برای بدنشان مضرتر باشند.

باعث می شود مبارزه برای سالم ماندن هميشگی شود. بنوا می گويد، "اساسا، بايد رژيم غذايی رعايت کنيم، ورزش و تمرين کنيم، و سعی کنيم که خوب بخوابيم. اما تا وقتی که دائم در حال حرکت هستيم مشکل است. وقتی کار در اينجا تمام شد به مونترال (25) می رويم، و بعد از آن به تورانتو (26) برای مصاحبه مطبوعاتی سامر اسلم (27). ما را مشغول نگه می دارند."

آسيب ها در طول سال ها روی هم جمع می شوند. جای زخم ها از نزديکی به وضوح ديده می شوند. در هنگام تمرينات قبل از مسابقه، اغلب کشتی گيران يک يا هر دوزانوی خود را می بندند. اما اين چيزها از شور اين ورزشکاران چيزی کم نمی کند. هنگامی که آرن اندرسون (28)، آخرين فرد تيم چهار اسب سوار (29) نشان می دهد چگونه بايد کشکک زانو را خرد کرد، تمتشاچيان حرکات او را به دقت زير نظر دارند.

انجام دادن کارها

هواداران کشتی همگی يک وجه اشتراک دارند. اما اين چيز نه اتومبيل آنها است، نه وضع ظاهريشان، و به طور قطع، نه سنشان. وجه اشتراک اين جماعت اين است همگی هواداران واقعی و سرسخت و به شدت وفادار به کشتی گيران محبوب خود هستند.

قبل از اينکه مادر بابی (30) هفت ساله را کنار بکشد، او می گويد، "من در دعواهای زيادی شرکت داشتم. بسيار بسيار زياد."

هواداران بيشتری در پارکينگ روبرو پلاکارت هايی با نام کشتی گيران محبوب خود در دست داشته با تمام قدرت فرياد می کشند. صفی از بچه هايی که در صندلی چرخدار نشسته اند و چهره اخمو ستاره کشتی، "سنگ سرد" استيو آستين (31) را بر تی شرت های خود دارند، به طرف ورودی معلولين در حرکتند.

جماعتی که در بيرون سالن متلاطم و پر سر و صدا بود بعد از آغاز مسابقه هسته ای می شود. با آغاز آتش بازی ها و شليک تی شرت های لوله شده از توپ های بادی، تشويق های تماشاچيان شديدتر می شود. با آمدن زوج کشتی گير "مقاومت" (32) به طرف رينگ، تماشاچيان مشت های خود را گره کرده و فرياد می کشند "مزخرف هستيد!!!" هر گاه که شخصيت منفی ای – که در اين کار به نام آدم رذل شناخته می شود – به روی تشک سقوط کند، يا شخصيت مثبتی برنده شود، آنها با غرشی تاييد خود را اعلام می کنند.

با ديدن اين تماشاچيان، به ذهن انسان خطور نمی کند که در سال های اخير، نمايش جهانی کشتی از لحاظ محبوبيت ضربات سنگينی را تحمل کرده. اول، نمايش جهانی کشتی ليگ فوتبال آمريکايی ای به راه انداخت به نام اکس اف ال (33) که اولين فصل خود را در اوايل سال 2001 آغاز کرد. علی رغم گزافه پردازی های سنگين، رتبه تلويزيونی اکس اف ال، از لحاظ تعداد بيننده، به شدت افت کرد. نمايش جهانی کشتی در تايم اسکور (34) نيويورک هم صاحب رستورانی بود که در سال گذشته دچار ورشکستگی شد. و اگر همه اينها کافی نبود، کشتی حرفه ای رتبه خود را به برنامه "آزبورن ها" (35) باخت.

بنجامين می گويد، "آيا محبوبيت پنج سال پيش را دارد؟ می گويم نه، ندارد. پنج سال پيش، بليط های تمام رويدادها به فروش می رفت. فکر می کنم هنوز هم محبوب باشد اما اين روزها مردم مسائل ديگری دارند. حملات 11 سپتامبر روی تمام کارها تاثير گذاشت و وقتی پای کاهش مخارج به ميان می آيد، اولين چيزی که مردم حذف می کنند سرگرمی است."

اما بخش هايی از اين کار به شدت محبوب است. از 21 کتاب منتشر شده از سوی نمايش جهانی کشتی، 15 کتاب به ليست با پرستيژ پرفروش ترين کتاب های روزنامه نيويورک تايمز (36) راه پيدا کردند. فروش نسخه های مختلف بازی های ويدئويی که بر پايه کشتی گيران وقت تهيه می شوند از سال 1999 تا کنون به 16 ميليون نسخه می رسد و فروش دی وی دی هايی با عناوينی نظير: "حمام خون: باورنکردنی ترين مسابقات قفس فولادی کشتی" (37) به ده ها هزار نسخه می رسد.

با اينکه نمايش جهانی کشتی در داخل کشور دچار ضعف شد، اما در صحنه بين المللی قدرتی تازه يافت. انتظار می رود که فروش بين المللی امسال از 14 درصد به 18 درصد رشد کند. شبکه های تلويزيونی خاورميانه در سال 2004 بالغ بر 129 ساعت کشتی نمايش جهانی کشتی پخش خواهند کرد. اين در حالی است که اين رقم در ژاپن بالغ بر 1،300 ساعت است.

بنجامين می گويد، "خيلی عظيم است. وقتی به خارج از کشور سفر می کنيم لذت می بريم." او به ياد می آورد که مردم جاهايی مانند آفريقا، اروپا، و ژاپن چگونه او و ديگر کشتی گيران را در خيابان می شناختند، حتی اگر در يک يا دو مسابقه تلويزيونی شرکت کرده باشند.

بنوا می گويد، "ما از محبوبيت بين المللی خوبی برخوردار هستيم. تلويزيون بسيار قدرتمند است. در توکيو، سالن 19،000 نفری پر می شود. فردا عازم دوبلين هستيم. تمام بليط های هر چهار شب به فروش رفته. انگلستان هم به همين شکل. هواداران واقعا دنبال می کنند. فرصتی است تا با کشتی گيران جديد مانند ابر ستاره رفتار شود با ابر ستاره ها مانند پادشاه.

جايی که همه چيز دوباره... آغاز می شود

در شرايط فعلی، کشتی توانسته است مانع کاهش بيشتر محبوبيت خود را در ايالات متحده شود. رتبه های تلويزيونی اش تثبيت شده اند. اما بسياری از کشتی گيران چنين افت و خيزی در محبوبيت را جزئی از کار می دانند. اگر سطح علاقه در داخل کشور پايين باشد، در عرصه بين المللی بالا است و باالعکس.

کار کشتی حرفه ای قبلا هم به مشکل افتاده اما کشتی هميشه از عقب آمده و پيروز شده. دهه 80 اوج رونق کشتی حرفه ای بود و در همان سال ها بود که ابر ستاره هايی مانند هالک هوگان (38) رينگ را به تصرف خود در آورده بودند. اما دهه 90 اين طور نبود و در اين دهه شاهد افت محبوبيت کشتی حرفه ای بوديم.

اما امروز با روزهای هالک هوگان تفاوت های عميقی دارد. به نظر بنوا که سابقه حضور او در رينگ به دو دهه می رسد، تفاوت ها در جهت بهبود اوضاع خواهد بود: "ورزشکاری زيادی در کاری که کشتی گيران امروزی می کنند وجود دارد. در حال حاضر، کرت انگل (39) را داريم که برنده مدال طلای کشتی در المپيک 1996 است. بيست سال پيش، هيولاهايی را می ديدی که از لحاظ ورزشی کار قابل توجهی ارائه نمی دادند. استثناهايی هم وجود داشت. اما امروز، کشتی گيران حرفه ای بايد 99 درصد ورزشکار باشند تا بتوانند عقب نمانند و کشتی بگيرند.

اما اين تنها تفاوت نيست. کشتی گيران حرفه ای که تمايلی به محدود شدن در رينگ کشتی ندارند به هالی وود (40) می روند. از لحاظ نظری، ورود به هالی وود برای يک کشتی گير حرفه ای نبايد مشکل باشد. هر کسی می تواند نقش بازی کند، اما کس خاصی را می طلبد که بتواند در حال کتک خوردن نقش بازی بکند و آن هم در جلوی ميليون ها بيننده. تمام آن کتک ها – و لباس ها و جو ديوانه وار کارناوالی حاکم بر مسابقات – می تواند داغی باشد برروی کشتی گيران که آنها برای هالی وود که دائم به دنبال چهره ای محترم است مناسب نيستند. و سپس "سنگ" آمد.

بعد از بازی در فيلم های موفقی همچون "پادشاه عقرب" (41) و "بلند ايستادن" (42)، اين کشتی گير مشهور به نظر می رسد که آرنولد شوارتزنگر (43) بعدی باشد. و در يک آن، کشتی گيران در هالی وود محبوب می شوند. کشتی گير مشهور ديگر، سه اچ (44)، نقش خون آشام را در فيلم اکشن-ترسناک "تيغ: سه گانگی" (45) ايفا کرد. مسئول هماهنگی ارتباطات، هاپکينز می گويد، "تهيه کنندگان اين فيلم از کار او به شدت راضی بودند و صحنه های اضافی ای از شخصيت او به فيلم اضافه نمودند.

علی رغم تمام جاذبه ای که دارد، برخی از کشتی گيران با دو دلی به هالی وود می نگرند. راينو می گويد، "بستگی دارد. من تا به حال کلاس بازيگری نرفته ام. کشتی علاقه من است، و خب، نمايش عشق من است." در طول سفر، کشتی گيران به تمرين سناريوها می پردازند اما چيزی از آنها در رينگ واقعا اجرا می شود.

شهرت در کشتی حرفه ای از جنبه های سورئالی هم برخوردار است. مثلا اينکه خودت را در بازی ويدئويی نمايش جهانی کشتی بازی کني. بنجامين چند باری امتحان کرد ولی فکر کرد عجيب است اما از سازنده بازی برای واقعی جلوه کردن قيافه اش بسيار خوشنود است. او می گويد، "کارهای جالبی انجام می دهم. شخصيت من فقط دو کار می کند که من تا به حال نکرده ام. همه چيز ديگر کاملا دقيق بود."

و اين شهرت و اقبال است به همراه آتش بازی ها و اکشن بی وقفه کشتی حرفه ای می آيد. اما در ميان اين همه جنب و جوش، به راحتی می توان فراموش کرد که اين تجارتی است که بر پايه کمر – و سر و دست و پا – تعدادی مرد که به طور هفتگی مقادير زيادی درد تحمل می کنند استوار شده. و عشق مردان به هر لحظه اش، صندلی های پرت شده و سر های شکسته و اين جور چيزها، چيزا است که کتک های بی رحمانه را زيبا می کند.




1. Nick Kolakowski
2. MetroCentre arena
3. Rockford
4. Illinois
5. Shelton Benjamin
6. Randy Orton
7. Dave Batista
8. Hi
9. The Evolution
10. World Wrestling Entertainment
11. Chicago
12. Quiznos
13. Elm Street
14. The Rock
15. Rhyno
16. Terry Gepin
17. Chris Benoit
18. Canadian Crippler
19. Madison Square Garden
20. New York
21. Edmonton
22. Canada
23. Mick 'Mankind' Foley
24. Dublin
25. Montreal
26. Toronto
27. Summer Slam
28. Arn Anderson
29. Four Horsemen team
30. Bobby
31. 'Stone Cold' Steve Austin
32. La Resistance
33. XFL
34. Times Square
35. The Osbournes
36. New York Times Bestseller List
37. Bloodbath: Wrestling's Most Incredible Steel Cage Matches
38. Hulk Hogan
39. Kurt Engle
40. Hollywood
41. The Scorpion King
42. Walking Tall
43. Arnold Schwarzenegger
44. Triple H
45. Blade: Trinity



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.