|
مارا بوكای(1) و نورا سليمانی(2)
اوت 2005
سرگيجه و سرسام می آفريند. ساده و در عين حال پر از پيچيدگی است و امتحان آن به همكاری كامل هر دو چشم و ذهن نياز دارد. نام آن هنر چشمی يا آپ آرت(3) است.
ريشه های آپ آرت به اواسط قرن بيستم و هنرمندی به نام جوزف آلبرز(4) باز می گردد. با وجودی كه آلبرز از اوايل قرن به شدت درگير هنر بود، هنر چشمی او تا اواسط دهه 1960، هنگامی كه موزه هنر مدرن نيويورك نمايشگاهی را با عنوان "چشم تاثير پذير"(5) برگزار كرد توجه منتقدان و هنردوستان را به خود جلب نكرده بود.
آپ آرت به طور خلاصه از تكرار يك تركيب ساده بر روی بوم به وجود می آيد. موج های به وجود آمده از رنگ های درخشان، توهمی از حركت و عمق ايجاد می نمايد.
موج های پياده رو تماشای آثار محمد المليحي، هنرمند مراكشی تقريبا شبيه تماشای دريا با موج های پياپی آبی رنگ است. شهر ساحلی اصيله در مراكش، زادگاه اين نقاش، بزرگ ترين عامل تاثير گذار بر كارهای او و انتخاب موج اقيانوس به عنوان موضوع اصلی آثارش است.
كار المليحی نمونه ای از هنر مينيمالی به شمار می رود كه در دهه 1970 آمريكا را در بر گرفت. ساختار مينيماليسم – تلخيص همه چيز به بنيادی ترين و القا كننده ترين عناصر آن – اساس آپ آرت نيز هست. با افزايش اشكال هندسی در آثار المليحی حس حركت طبيعی نيز بيشتر می شود.
بنا به گفته خود هنرمند خود: "من بر اساس يك قانون بنيادين روی كارهايم حساب می كنم و آن موج های اقيانوس در مراكش است كه به آن احساسی همراه با فكر و الهامات چشمی اضافه می شود."
"پرهای" آبرامس(6) آپ آرت نسبت به دهه 1960 و 70 تغييرات فراوانی كرده است. هنرمندان جديد آمريكايی تلاش كرده اند تا به اين شكل از هنر بعد انسانی و احساسی ببخشند. دوور آبرامس، هنرمند لس آنجلسی را در نظر بگيريد كه بيشتر وقت خود را صرف آپ آرت می نمايد.
انرژی بالای آثار او ناشی از تكرار نمادها و تصاويری است كه روی هم انباشته می شوند و از سر يكديگر می ريزند و توهمی از حركت می آفرينند. اين شيوه برای آبرامس كه كار خود را با هنر گرافيك آغاز كرد يك نوآوری محسوب می شود. آنچه او هم اكنون انجام می دهد با افشاندن پر جوش و خروش رنگ بر ديوارها و بلوك های سيمانی يا حتی نقاشی بر روی پارچه و چوب فاصله زيادی دارد. كار او نشان دهنده آغاز ايجاد تعادل بين احساسات جاری يك هنرمند جوان و دانايی يك استاد كارآزموده است.
جيل پيترسن(7) كه هم دوره آبرام است درباره گيرايی نقاشی های او می گويد: "آتار آبرامس از طريق رنگ و طرح انفجاري، ميزان حسی آرام را در فكر ناپايدار او به نمايش می گذارد." آبرامس روزی 10 ساعت كار می كند و هيچگاه پيش از اتمام آنچه شروع كرده است استوديوی خود را ترك نمی كند. پيترسن می گويد: "او تلاش دارد از طريق نمادهايش پذيرش و حساسيت بينندگان را آزمايش نمايد، هر چند اين ميزان بين افراد متفاوت، متغير است."
آبرامس كه مديريت گالری اينفيوژن(8) را در لس آنجلس بر عهده دارد خود را يك هنرمند آپ آرت می داند. او می گويد: "آنچه من انجام می دهم عصب بينايی را تحريك می كند و مجموعه ای از احساسات عاطفی را در مغز به وجود می آورد. منظورم احساساتی مانند عشق، از دست دادن، درد و تنهايی است."
در حالی كه ممكن است برخی از افراد آپ آرت را نوعی بازی فروشی روشنفكری و راهی برای گول زدن چشم تلقی كنند، آبرامس توضيح می دهد كه فوايد اين هنر علاوه بر بينندگان شامل حال هنرمندان نيز می شود. او می گويد: "شيوه كار من جريان آگاهی نام دارد. اينگونه نقاشی بدان معنا است كه همه چيز را از ذهن خود خارج می كنم و به الهامات اجازه می دهم تا فعال شوند و در بدنم به جريان بيافتند تا نقاشی هايی خودجوش با تصاويری درخشان و اهدافی نامعلوم خلق شود."
آپ آرت با تكرار اشكال و استفاده از فضاها در طول سال ها توسط هنرمندانی قدرتمند مانند دوور آبرامس و هم عصرانش و هنرمندان پيشتری مانند لورنس پونز(9) و بريجيت رايلي(10) و پيش كسوتانی مانند جوزف آلبرز پرورش يافته است. با وجود تفاوت دوران، تمام اين هنرمندان يك هدف مشترك داشته اند: به چالش طلبيدن ديد ناظران و واداشتن آنان به گام نهادن در وادی نه چندان راحت تجريد. كارهای آنان همواره تازه است و هيچگاه به يك سن يا شيوه مشخص محدود نمی شود؛ تماشاگران امروز می توانند از كار رايلی يا آلبرز به نحوی لذت ببرند كه گويی در نخستين بار كه به نمايش گذاشته شده اند حضور داشته اند.
1. Marah Bukai 2. Nura Suleimani 3. Op Art 4. Joseph Alberz 5. The Responsive Eye 6. Dover Abrams 7. Jill Peterson 8. Infusion Gallery 9. Laurence Poons 10. Bridget Riley
|