Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
محصولات
 
 

آينده خودروها همين حالا است

گروهی از طراحان جوان و امروزی خودرو در حال تغيير دادن نگاه دنيا به خودروها – و نحوه راندن آن ها – هستند.




ديويد کوشنر (1)

نوامبر 2004

در ساعت مناسبی در يک بار در فضای آزاد در ديترويت (2)، کاميلو پاردو (3)، پرشورترين طراح جوان صنايع خودروسازی، مثل هميشه آرام و قرار ندارد. او سرگرم دعوت کردن آدم ها برای مهمانی ای است که فردا شب در اين هنرکده واقع در پايين شهر برگزار خواهد کرد، انبار متروکه ای که يک وان بزرگ 20 نفره و يک " تندربرد " (4) اوراق مدل 1968 داخل آن گذاشته اند.

پاردو ميگويد: " هی خوشگله ، مهمونی فردا شب"، و در همين حال اعلاميه ای را به دست زن زيبايی که دارد رد ميشود ميدهد. پاردو ريش بزی خيلی باريکی دارد با موهای دم اسبی به هم ريخته، عينک آفتابی خميده پر زرق و برق نقره ای به چشم زده، شلوارکی پر از لکه های رنگ به پا دارد، و پيراهن خنده دار کارکنان پمپ بنزين را که روی سينه اش آرم فورد دارد به تن کرده است. البته اين پيراهن اصلا" شوخی نيست. پاردو آن را طراحی کرده، همراه با آخرين مدل خودروهای اسپرت روی زمين، يعنی " فورد جی تی 2005" (5).

اين مدل " جی تی" بازسازی فورد کلاسيک " جی تی 40" مدل 1965 است. اين " جی تی" 140 هزار دلاری را، که با بودجه 100 ميليون دلاری و تنها به تعداد 4500 دستگاه توليد ميشود، از هم اکنون بايد مناسب حال سرآمدان هاليوود دانست. مجری ميزگردهای تلويزيونی، جی لنو (6)، و نيکلاس کيج (7) و جان تراولتا (8) هنرپيشه از نخستين کسانی بودند که سفارش خريد دادند.

ظهور پاردو و " جی تی" فقط به فورد مربوط نميشود. اين پديده نشانه ظهور نسل جديدی از طراحان خودرو است که به نيروی محرک نسل جديدی از خودروها بدل شده اند. اين طراحان، که با مهمانی های جنجالی، شوهای ام تی وی، و بازی های کامپيوتری بزرگ شده اند، در پی اين نيستند که مانند نسل های پيشين خودروسازان در باشگاه های ييلاقی اختصاصی به بازی گلف مشغول شوند. آن ها دلشان ميخواهد وقت خود را شب و روز صرف خيال پردازی درباره خودروهای رويايی کنند، همان کاری که وقتی رديف آخر کلاس مثلثاث دبيرستان مينشستند مشغول آن بودند.

ويليام چرگوسکی (9)، طراح ارشد و ستاره نوظهور " پژوهشگاه طراحی کالتی" (10)، يک گروه طراحی اساسا" آمريکايی که برای شرکت های تويوتا و لکسوس (11) کار ميکند، ميگويد: " معلم هايمان هميشه به ما ميگفتند اگر صبح تا شب مشغول کشيدن طرح خودروها باشيم، هيچ وقت به هيچ جا نميرسيم." اما آن ها اشتباه ميکردند.

روياپردازی کاليفرنيايی
بيل چرگوسکی آن طور که انتظار ميرود ماشين سواری جالبی دارد. با لکسوس اس آی 300 سفيدش، که اعطايی شرکت است، بزرگراه های مارپيچ " نيوپورت بيچ" (12) در کاليفرنيا را پشت سر ميگذاريم. به من ميگويد که اين وسيله جالبی برای حال کردن با " کولدپلی" (13) در جريان تردد سر صبح است، اما اين هم ختم ماشين سواری ها نيست. ختم اين ماجرا ميتواند " شاهين هزاره" (14) فضاپيمای تقويت شده هان سولو (15) در فيلم های " جنگ ستارگان" (16) باشد. چرگوسکی ميگويد: " همه همنسلان من که وارد کار طراحی خودرو شده اند هدفشان شاهين هزاره است. ما هميشه به جنبه های هنری جنگ ستارگان فکر ميکنيم."

چرگوسکی شوخی نميکند. او هم مثل پاردو در زمره نسل نوين طراحان خودرو است که در حال حاضر دارند قدرت را به دست ميگيرند و نگاه دنيا به خودروها را تغيير ميدهند. در همان حال که 68 ميليون آمريکايی متعلق به نسلی که اکثرا" در دهه هشتاد به دنيا آمده اند، به سنی رسيده اند که پشت فرمان مينشينند، خودروسازان زير فشار هم در جست و جوی راه های تازه ای برای تامين خواسته های آنان اند.

راهی که تويوتا برگزيده " اف جی کروز" است، يک خودروی اسپرت دو ديفرانسيالی فوق مدرن که توسط چرگوسکی و جين کيم (17) 27 ساله طراحی شده که يکی ديگر از اعجوبه های طراحی در " کالتی" است. سوای خودروهای برون جاده ای، " اف جی کروز" پيشينه های ارزشمند و عالی ديگری هم دارد. اين خودرو بازسازی لند کروزهای اوليه و مدل اف جی 40 است که در دهه های شصت و هفتاد رواج داشتند.

کيم، که قبلا" از هنرمندان ديوارنويس بوده، ساخت اين وسيله نقليه را راهی برای تضمين آينده آن شرکت خودروسازی ميدانست. کيم، که در سئول به دنيا آمده، مثل چرگوسکی و ديگر همنسلانش بزرگ شده است: بازی های کامپيوتری ميکرده و آخر کلاس خودش را با کشيدن طرح خودروها مشغول ميکرده است. اما او اين رويا را در سر نداشت که به شکل حرفه ای به کار طراحی خودرو بپردازد. او ميگويد: " من هيچ وقت نميدانستم که طراحی خودروها کاری است که ميشود عملا" از آن راه امرار معاش کرد. مثل اين است که از راه ساخت بازی های کامپيوتری امرار معاش کنی. کی اين کار را ميکند؟"

اما بعد از آن که خانواده اش، وقتی که او 12 سالش بود، به جنوب کاليفرنيا نقل مکان کردند، فهميد که خيلی ها اين کار را ميکنند. کيم، که مدل موهايش سيخ سيخ است و با لحن ژيگولوهای موج سوار حرف ميزند، سخت مجذوب فرهنگ جوانان جنوب کاليفرنيا، گوش دادن به موسيقی هيپ هاپ، پرداختن به بازی کامپيوتری " پاتک" (18)، و تفنن با ديوارنويسی ميشود.

در مورد خودروی " اف جی کروز"، کيم کار طراحی خارجی را بر عهده گرفته است. چرگوسکی هم به طراحی داخلی آن مشغول ميشود. کيم، در حالی که موسيقی " امينم" (19) توی گوشی هايش غوغا ميکرد، روزهای متمادی در اتاقک خود به کار دست و پنجه نرم کردن با خودروی رويايش مشغول بود. در اين کار، او از يکی از درنده ترين مخلوقاتی که ميشناخت الهام گرفت: يک حيوان حمله ور، ببر. طرح هايی که ترسيم ميکرد شکل به جلو خم شده داشتند، مثل سگی که آماده حمله است.

او با آن که موظف بود وجوه اصلی اف جی 40 را به نوعی در کار خود حفظ کند – سپر مجزای پايينی، اتاق قائم، زاويه مايل در سپرهای جلو – مثل موسيقی گردان ها (دی جی ها) عمل کرد، مولفه های از پيش موجود را با هم ترکيب کرد و چيزی کلا" تازه و نو ساخت. او ميگويد: " من ميخواستم وجه منحصر به فرد اف جی 40 را حفظ کنم، بدون اين که کارم فقط نگاه کردن به پشت سر باشد."

چرگوسکی برای طراحی داخلی از يک بازی کامپيوتری فوق مدرن الهام گرفت که بازيکن آن نقش يک تيرانداز را بر عهده دارد، بازی ای به اسم " هاله" (20) که از محصولات " مايکروسافت ايکس باکس" (21) است. چرگوسکی ميگويد: " در هاله به طرزی باورنکردنی دقت همه جانبه ای در کار طراحی صورت گرفته است. روی تک تک اجزا فکر شده، هيچ چيزی بی حساب و کتاب نيست، همه چيز با شما ارتباط برقرار ميکند." چرگوسکی اين امکان را به منزله فرصت نوظهوری برای استفاده و ارتقای طراحی خودرو ميديد. او ميگويد: " کار طراحی خودرو آزادی عمل تازه ای پيدا کرده. ميتوانی ملايم کار کنی، خشن کار کنی، واپس نگر باشی، يا پيشرو باشي. هر شيوه ای جواب ميدهد."

چرگوسکی داخل اتاق خودرو را از فولاد ساخت، بلندگوهايی را در اطراف آن نصب کرد، و چراغ های کوچکی با نور زرد کهربايی و دستگاه گيرنده شکبه های ماهواره جهانی را که قابل جابجايی است در وسط داشبورد تعبيه کرد. او ميگويد، اين بايد از آن نوع خودروهايی ميبود که آن هايی که ميخواهند به جشنواره های موسيقی بروند دوست دارند سوارش شوند. پس، طبعا"، بايد پشتی يکسره ای ميداشت که راحت جمع شود و جا برای دو تا کيسه خواب باز شود.

سال گذشته در " نمايشگاه خودروی ديترويت " (22) از اين خودروی خلاقانه آبی رنگ، که شباهت زيادی با "هاله" داشت پرده برداری شد، و اين خودرو جلوه باشکوه و با ابهتی را به نمايش گذاشت. بسياری از کسانی که برای کيم و چرگوسکی اعجوبه های طراحی بودند به نمايشگاه آمدند و آن ها را حسابی تحويل گرفتند. نمايندگان عالی رتبه تويوتا آن قدر تحت تاثير قرار گرفتند که نظرشان اين بود که خيلی جالب است که شاهد توليد اين خودرو باشند. حرف و حديث های فراوان، و اين گواه آشکار، همه پيش بينی کننده اين بودند که ظرف يکی دو سال آينده ميشود در نقاطی شاهد در آمدن اف جی کروزها از پارکينگ ها شد. اکنون چرگوسکی و کيم به سروقت پروژه بسيار محرمانه بعدی خود در " کالتی" رفته اند. با توجه به جو رقابتی که در اين صنعت وجود دارد، نميتوانند بگويند چه کار دارند ميکنند اما آن ها قصد دارند مسيری را که از خود از پيشگامان راهگشای آن بودند ادامه دهند.

خودرو به عنوان هنر
پاردو با خنده خواهش کنانه ميگويد: " سلام خوشگله، ميتونم کليدای 360 رو بگيرم؟" در يک صبح پرجنب و جوش، ما در راه رفتن به کارگاه مهندسی فورد ايم، انباری که در مرکز تحقيقاتی شرکت در " ديربورن" (23) ميشيگيان جا خوش کرده است، و پاردو ميخواهد يک ماشين سواری درست و حسابی برايمان ترتيب دهد. در بين خودروهايی که در اينجا خودنمايی ميکنند، مشکل بشود برای ماشين سواری از " مودنا 360 فراری" (24) درست و حسابی تر پيدا کرد. اين خودرويی است که آن ها ميخواهند با " جی تي" جديدی که پاردو دارد طراحی ميکند به جنگ آن بروند، و يکی از اين خودروها را آن بيرون پارک کرده اند که الهام بخش شان باشد. برچسبی روی سپر عقب زده اند که رويش نوشته: " دلم ميخواهد با يک فورد جی تی رانندگی کنم." اما پاردو هيچ وقت نتوانسته با اين فراری رانندگی کند. مهم ترين چالشی که در راه بدل شدن او به منجی شرکت فورد وجود دارد بی برنامگی در شهرتی که به هم زده و بی کلگی در رانندگی است.

پاردو، پيش از آن که به کار در شرکت فورد مشغول شود، آن زمان که از اعضای گروهی از هنرمندان صنعتی بود که خودشان را " پروانه " (25) ميخواندند، يک انبار متروکه مخصوص لوازم سرايداری را خريداری کرده بود. او در اينجا تابلوهای رنگی بزرگی به سبک پيتر مکس (26) از خودروهای اسپورت کلاسيکی مثل فورد " جی تي" نقاشی ميکرد، و بعد هم دست به کار ترتيب دادن مهمانی های مفصل شد. در يکی از اين مهمانی ها، تعدادی از مدل ها را به حفاظ ها و سرپوش های فولادی مجهز کرده، و از تسمه نقاله های موجود در انبار به عنوان مسير متحرک استفاده کرد.

او همچنين " تندربرد" شبقی مدل 1968 ای را خريد که سقفش را برداشته و درهای را جوش داده که باز نشوند و حالا در سالن پذيراييش آن را پارک کرده است. اين همان خودرويی است که کيد راک (27)، ستاره موسيقی و از دوستان پاردو، برای استفاده در يکی از اولين شوهايش از او قرض گرفت، در اين شو صحنه ای هست که در آن پاردو پشت فرمان نشسته است.

برای کسی که خودروها را به عنوان آثار هنری اصيل در نظر ميگرفت، کاروان کاميون ها و سواری های فورد طبقه متوسط آمريکا هرچه بود جذابيتی از نوع جاذبه های جنسی نداشت. پاردو به استخدام شرکت فورد در آمد، بالاخره از او خواستند که طراحی اين " جی تی" جديد را بر عهده بگيرد و آن وقت بود که نظرش در اين باره عوض شد. نفسش بند آمده بود: " مثل دوباره نقش زدن زيباترين دختر دنيا بود."

پاردو به عنوان مدير طراحی " جی تی " خود – و تيمش – را با تمام توان وقف اين پروژه کرد. ديوارهای کارگاه را با عکس های استيو مک کوئين (28) پوشانده بود. هرروز صبح صحنه آغازين فيلم کلاسيکی از مسابقات اتوموبيل رانی " جايزه بزرگ " (29) دهه شصت را نمايش ميداد. فورد بار ديگر فراری را هدف گرفته بود، چون مادانای 360 فراری را سرآمد اين خودروها ميدانست. پاردو ميگويد: " آن خودرو پرقدرت و هيجان انگيز است، اما به نظر من بيش از حد گرد و قلنبه است." به همين خاطر او تصميم گرفت که " جی تی" خودش را طوری بسازد که هم از فراری و هم از " جی تي" اوليه خيره کننده تر باشد. او توجهش را روی خطوط متمرکز کرد، و طرح کلی را طوری تنظيم کرد که خودرو حالت افتاده و نزديک به زمين داشته باشد. (فاصله بالاترين نقطه خودرو با سطح زمين فقط 110 سانتيمتر است.) و اين خودرو، با صندوق عقب پهن، موتور ميانی کم حجم، و جلوبندی افتاده و نزديک زمين، آن طور که انتظار ميرود خودرويی اغواکننده است.

پاردو همه آن چه را که در توان داشت صرف اين خودرو کرد، حتی ساز و برگ شطرنجی پر زرق و برقی را که مدل ها بايد وقت پرده برداری از " جی تی" به تن ميداشتند طراحی کرده بود. آن وقت او و تيمش برای تماشای اين نمايش خيره کننده به " نمايشگاه خودروی ديترويت" رفتند تا شاهد نمايش " جی تي"های کلاسيک در ميان مه و دود شوند. پاردو اين را به خاطر دارد که: " مثل يک رويا بود."

مدير عامل شرکت، بيل فورد (30)، که تحت تاثير واکنش تماشاگران قرار گرفته بود، تصميم به تسريع روند توليد اين خودرو گرفت، به طوری که همزمان با صدمين سالگرد تاسيس شرکت، اين خودرو در جاده ها باشد. اين خودرو به قول فورد " ابرخودروی صد سالگی " (31) خواهد بود.

پاردو ميگويد، در عصری که خوانندگان رپ دلشان ميخواهد ماشين سواری شان را در برنامه " خانه های ام تی وی " (32) به رخ بکشند، امتحان نهايی برای " جی تی" توانايی آن برای وارد شدن به اين محفل است. او ميگويد: " وقتی ماشينت را جلوی يک باشگاه يا يک گالری هنری پارک ميکنی، اگر افه الکی بگيری مردم ميتوانند دخلت را بياورند. من ماشينی لازم دارم که بتوانم بدون آن که مثل احمق ها به نظر برسم پارکش کنم."

به محض اين که از در ورودی پارکينگ رد ميشويم، پاردو گاز فراری را تا ته ميگيرد و موتور ماشين را به غرش در ميآورد تا دل همکارانش را خنک کند. بعد، با دقت، سرعتش را کم ميکند و ميرود سمتی که غذای سبکی بزنيم، و مواظب است که ماشين را به جايی نزند.

مهمانی پشت فرمان
جمعيت از راه رسيده اند و وان بزرگ اوضاع خيلی ناجوری دارد. يک ساعتی به شروع مهمانی پاردو در کارگاهش مانده است. او بدون پيراهن، شلوارک به پا، و دستکش های لاستيکی آبی بزرگی به دست، وان را با برس ميشويد. يک موسيقی گردان (دی جی) مشغول تنظيم يک قطعه تکنو وينيل (33) است. مادر پاردو، يک زن کلمبيايی سرزنده، کمک ميکند تا چند تکه برزنت را گوشه ای پهن کنند. يک گوشه يک کلاه بزرگ نقره ای مارک " بوسه هرشی " (34) افتاده، از وسايل سر صحنه يکی از جنجالی ترين قطعات نمايشی پاردو است: " دختر شکلاتی" (35)، يک قطعه هنری که در مهمانی ای که برای خوشگذرانی طراحان خودروی به مناسبت برپايی " نمايشگاه خودروی ديترويت" ترتيب داده بود آن را به نمايش گذاشت. پاردو ميگويد: " دختر شکلاتی طوری به نظر ميرسيد که انگار نقاشی شده. خطوط بدنش برجسته شده بود. خب وقتی توی خيابان قدم ميزنيد و يک دختر شکلاتی رنگ را مييينيد، ميگوييد، اوه اونو نگاه کن. وقتی هم که يک جی تی رد شود همين نوع هيجان و جنب و جوش را ايجاد ميکند."

مهمانی خيلی زود با حضور انبوه آدم های خوش عکس گرم ميشود: مدل های خيلی زيبا، هيپی های پايين شهری، و چند تايی از کارکنان ظاهرا" بی قرار شرکت فورد. پاردو يواشکی به اتاق خوابش ميخزد تا سری به لوبيا پلوها بزند، و در همين حال فيلم فوق مدرن وودی آلن (36)، " واگن خواب " (37)، بی سر و صدا از تلويزيونی که پشت سر مهمان ها است پخش ميشود. يک نفر با سر تراشيده همين طوری خودش را وسط معرکه مياندازد. اين که او پاردو را نميشناسد از آنجا معلوم ميشود که مدلی از خودروی " جی تی " را که روی قفسه کناری گذاشته شده برميدارد و نگاه ميکند.

طرف با هيجان به پاردو ميگويد: " چه باحاله، ژيگول! چيه اين، جی تی 1966؟"

پاردو ميگويد: " نچ. 2005."

" امکان نداره! دارن يه مدل تازه ميسازن؟ تو از کجا ميدونی؟"

پاردو با بی تفاوتی ميگويد: " من اونجا کار ميکنم. من اونو طراحی کردم."

چشم های طرف گشاد ميشود، و دستش را توی هوا بلند ميکند. کف دستی به کف دست او ميزند و ميگويد: " ژيگول! اين غوغا ميکنه!"

پاردو هم، هرچند هنوز نميتواند کاملا" به خودش مطمئن باشد، ميگويد: " آره، همين طوره."








1. David Kushner
2. Detroit
3. Camilo Pardo
4. Thunderbird
5. 2005 Ford GT
6. Jay Leno
7. Nicholas Cage
8. John Travolta
9. William Chergosky
10. Calty Design Research
11. Lexus
12. Newport Beach
13. Coldplay
14. Millennium Falcon
15. Han Solo
16. Star Wars
17. Jin Kim
18. Counter-Strike
19. Eminem
20. Halo
21. Microsoft Xbox
22. Detroit Auto Show
23. Dearborn
24. Ferrari 360 Modena
25. Propeller
26. Peter Max
27. Kid Rock
28. Steve McQueen
29. Grand Prix
30. Bill Ford
31. Centennial Supercar
32. MTV Cribs
33. techno vinyl
34. Hershey's Kiss
35. Girl in Chocolate
36. Woody Allen
37. Sleeper








English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.