|
نويسنده: جاناتان لسر (1)
دسامبر 2004
باريك و لاغر، با ريش سياه بزی و شخصيتی آرام كه لازمه يك موزيسين است، جان برنسون (2) می تواند به راحتی خود را به جای خواننده ای جا بزند كه آلبومش در سطح بين المللی فروش زيادی داشته است. و در حقيقت، همينطور هم هست. برنسون، كه گيتار هم می نوازد و شعر هم می سرايد، گروه ريز وست بيسمنت (3) را در سال 1996 به همراه دوستش و نوازنده جاز، كريس لينورس(4)، تشكيل داد. سبك موسيقی اين گروه چهار نفری آميخته ای است از راك اند رول با موزيك فولك آمريكايی و موزيك هيپ، و اشعار طعنه آميز.
برای فروش بيشتر آلبوم دومشان، " در كنار رودخانه ای كه آبی می درخشد" (5)، برنسون و ديگر اعضای گروه يك تور 31 روزه در 26 شهر آمريكا در تابستان امسال اجرا كردند و موفق شدند شنوندگان زيادی را به كلوپ های راك در سرتاسر آمريكا بكشانند. اگر به خاطر يك برنامه از پيش برنامه ريزی شده نبود، ممكن بود كه مدت بيشتری برنامه تور خود را ادامه دهند. ولی برنسون بايد به سانفرانسيسكو بازمی گشت تا در كنسرت مدرسه ای كه به شاگردانش موسيقی درس می دهد، برنامه اجرا كند.
معلم مدرسه ای كه ستاره راك هم هست؟ 10 سال پيش، يا حتی پنج سال پيش، يك همچين چيزی غير ممكن بود. در آن زمان، موزيسين ها از دو نوع بودند: يكی آنهايی كه توسط كمپانی های موسيقی برای ساختن آلبوم انتخاب می شدند، و ديگری هم بقيه آدمها. برای گروه اول، " كشف شدن " توسط يكی از كمپانی های موسيقی مانند اجازه ورود به يكی از كلوپ های خيلی اختصاصی بود. بدون داشتن يك سی. دی. هيچكس نمی تواند موسيقی شما را بشنود، و ساختن يك سی. دی. برای خيلی از آدمها كار بسيار پر هزينه و پيچيده ای بود. و حتی اگر كسی می توانست اين كار را انجام دهد، راه خوب و موثری برای عرضه آن به مردم وجود نداشت. برای همين افرادی كه برچسب كمپانی های موسيقی را روی موسيقی خود نداشتند می بايستی به اجرای برنامه های كوچك اكتفا می كردند، يا احتمالا پول زيادی را صرف می كردند تا چند " آهنگ نمونه "، كه با دستگاههای آماتوری ضبط شده بود، ضبط كرده و به اين كمپانی ها بزرك ارسال كنند. همه اينها با اين آرزو انجام می گرفت كه شخصی از جايی پيدايش شود و زندگی آنها را دگرگون كند.
حالا ديگر اينطور نيست. حالا، يك حد وسط نيز وجود دارد كه به واسطه برنسون و هزارها نفر مانند او به وجود آمده است. پيشرفتهای اخير در ضبط و توزيع ديجيتالي، درهای تجارت ضبط موسيقی را به روی همگان گشوده، و صنعتی را كه زمانی توسط " اصلی ها " اداره می شد به چيزی كه در دسترس همگان می باشد، تبديل كرده است. در آمريكا، معمولا به واسطه مكانهايی كه اين گروهها در آن مجبور به تمرين هستند و همچنين به علت اصوات نپخته ای كه سالهاست توليد می كنند، به اين گروه های صيقل داده نشده 'پوليش نشده' و 'امضا نشده' (قرارداد با كمپانی های موسيقی) "گروه های پاركينگی" می گويند.
ولی آهنگ 47 دقيقه ای " در كنار رودخانه ای كه آبی می درخشد " گروه ريز وست بيسمنت همان كيفيت صدا و ريزه كاری های حرفه ای را دارد كه آهنگهای ساخته شده توسط شكيرا، نلی يا U2 دارند. اينك يك معلم مدرسه قادر است كه از خود يك ستاره راك بسازد.
توليد آنجلو مونترون (6)، مدير هنرمندان و رپرتوارهای شركت موزيك اور (7)، يك كمپانی موسيقی نيويوركی، می گويد، " تكنولوژی در حال تغيير روند كشف شدن گروهها است. گروههای موسيقی می توانند بگويند كه ما سی. دی. خودمان را درست كرده ايم. ده سال پيش هيچكس نمی توانست چنين حرفی بزند. آنها با هر زحمتی بود پولی برای استفاده از استوديو برای يك روز دست و پا می كردند و هر كاری از دستشان برمی آمد در آن يك روز انجام می دادند. امروزه، هر گروهی كه كمی قابليت و چند تا وسيله خوب هم داشته باشد، می تواند يك سی. دی. با كيفيت خوب توليد كند. حتی همه آنهايی كه در رده های پايين اين سلسله مراتب قرار دارند از اين قضيه استفاده خيلی زيادی می برند."
برنسون از پس اندازی كه داشت و وام كوچكی كه برای ساخت يك استوديوی كوچك در منزلش گرفته بود برای توليد "در كنار رودخانه ای كه آبی می درخشد" استفاده كرد. وی می گويد، " ضبط اين آهنگ با حداقل امكانات انجام شده است، يك جی. 4 مك (8)، پرو تولز (9)، يك تقويت كننده اوليه و پنج ميكروفون. ولی اين همه آن چيزيست كه به آن احتياج داريد."
با اينكه نرم افزارهای ضبط موسيقی وجود دارند، از جمله ديجيتال پريفورمر (10)، كيو بيس (11) و ای مجيك (12)، هيچ يك از اينها به معروفی پرو تولز نمی باشد. نه تنها اين بهترين انتخاب برای استوديوهای خانگی می باشد، بلكه، به نظر مونترون، پرو تولز كم كم دارد جانشين دستگاههای متعارف نوار دو اينچی آنالوگ در استوديوهای حرفه ای در سرتاسر كشور می شود. آلبومهايی كه روی پرو تولز ضبط شده اند شامل آلبوم " سنت انگر" (13) گروه متاليكا، سی. دی. "ريكی مارتين" كه در سال 1999 باعث موفقيت ريكی مارتين شد، آلبوم " دگمه شروع را فشار بده " (14) گروه اروسميت (15)، آلبوم " هجوم خون به مغز" (16) گروه كولد پلی (17)، آلبوم " پرواز كننده در شب " (18) گروه بيورك (19) و آلبوم "زندگی شگفت انگيز است " (20) گروه اسپاركل هورسز (21) می باشند.
برنسون می گويد، " در واقع خودمان ياد گرفتيم كه با پرو تولز چگونه كار كنيم. ما با نسخه مجانی ( كه به شما امكان ضبط حداكثر هشت آهنگ صوتی 24 بيت را می دهد) به مدت سه ماه كار كرديم تا اينكه قلق كار دستمان آمد. قلق كار با اين برنامه خيلی حسی است، ولی در ضمن خيلی نكات پيچيده ای دارد كه سالها طول می كشد تا استفاده از آنها را ياد بگيريد."
قيمت يك پرو تولز ابتدايی 1.000 دلار است. در قديم، می توانستيد با 1.000 دلار حداكثر برای يك روز يك استوديوی خيلی رده پايين كرايه كنيد. در واقع، تا همين چند وقت پيش، ساختن يك سی. دی. می توانست تا صدها هزار دلار خرج بردارد – يكی از اصلی ترين دلايلی كه كمپانی های بزرگ موسيقی، با سرمايه های بسيار هنگفتی كه دارند، انحصار تقريبا كاملی روی توليد موسيقی داشتند. برنسون پيشنهاد می كند كه همه بايد مجله تيپ آپ (22) را بخوانند؛ انجيلی برای همه آنهايی كه می خواهند موزيكشان را خودشان توليد كنند. مونترون گوشزد می كند كه گروههای زيادی وجود دارند كه به صورت آن لاين درباره رفع اشكالات پرو تولز با يكديگر گفتگو می كنند و راهنمايی های خوبی ارائه می دهند.
برنسون از درآمد گروه ريز وست بيسمنت پول زيادی به جيب نمی زند؛ ولی در ضمن ورشكسته هم نشده است. حالا كه استوديوی خانگی خود را راه انداخته است، حتی اگر فقط چند صد نفر سی. دی. های وی را بخرند، هزينه ساخت يك سی. دی. به راحتی تامين می شود. وی می گويد، "ما می توانيم تا ابد سی. دی. توليد كنيم. هدف اصلی ما هم همين بود."
مايك بلكسيل (23) رهبر يك گروه پاپ نيويوركی به نام گلدشات (24) است كه آهنگهايش در كالج ها و راديوهای مستقل در سرتاسر كشور و در سريال های تلويزيونی كمدي، منجمله "جك و جيل" و "هاير گراندز" (25)، شنوندگان و بينندگان زيادی داشته است. هزينه ای كه وی برای ساختن آلبوم جديد گروهش می كند، حتی از هزينه ای كه برنسون كرده است نيز كمتر می باشد. (برای اينكه با پرو تولز كار می كند، هزينه ساخت اين آلبوم شايد در حدود 3.000 دلار از شروع تا انتها باشد.) او ضبط را در يك آپارتمان در بروكلين كه متعلق به يك تهيه كننده به نام تيم برايت است انجام داد. بلكسيل می گويد، " اتاقك صوتی در اتاق خواب است، و دستگاه جاز در آشپزخانه. تمام دستگاهها در همه جای خانه پخش شده اند. نگرانی ما اين بود كه آيا آدمها مهندسين خوبی برای استفاده از پرو تولز هستند يا نه. و هر چه كه بيشتر می گذرد، می بينيم كه، بله هستند."
همگی متفق القول قبول دارند كه نوارهای آنالوگی كه به صورت حرفه ای ضبط می شوند هنوز هم بهترين صدا را عرضه می كنند. "استريل" عنوانی است كه افراديكه در تجارت موسيقی دستی دارند برای توصيف ضبط ديجيتالی از آن استفاده می كنند. ولی واقعيت اين است كه اگر شما يكی از علاقمندان افراطی موسيقی نباشيد، تفاوتی بين آهنگی كه به صورت آنالوگ ضبط شده يا آهنگی كه به صورت ديجيتال توسط پرو تولز ضبط شده است، تشخيص نخواهيد داد. و می توانيد از چند تا فوت و فن ساده برای اضافه كردن " گرمی" صدای آنالوگ استفاده كنيد؛ مثل ضبط نسخه نهايی آهنگ روی يك نوار و بعد ضبط دوباره آن به صورت ديجيتالی.
مونترون، مدير شركت اور موزيك، می گويد، "صدای ديجيتال می تواند خشك و استريل باشد. همه دارند سعی می كنند چاره ای برای اين مشكل پيدا كنند، و بالاخره اين كار را خواهند كرد." در واقع، مونترون، با در نظر گرفتن همين قضيه در حال ساخت آلبوم راك خود است. وی می گويد، " اين آلبوم می تواند با آلبومهايی كه توسط كمپانی های معروف ساخته می شوند، رقابت كند. شما قادر نخواهيد بود تفاوت بين اين آلبوم و يك ضبط بسيار پر هزينه را تشخيص دهيد، و انجام اين كار بيشتر از 5.000 دلار برای من هزينه در بر نخواهد داشت. البته، من امكان استفاده از مهندسين درجه يك و همه تجهيزاتی كه لازم است را در اختيار دارم، ولی هر كسی می تواند مشابه همين كار را انجام دهد."
توزيع نه تنها انقلاب ديجيتالی باعث پديدار شدن روش جديد و كم هزينه ای برای ضبط يك آلبوم عالی شده است، بلكه روشی جديد و بهتر – و مجانی – برای توزيع آن نيز به وجود آورده است. برنسون می گويد، " اينترنت واقعا فوق العاده است؛ زيرا كه يكدفعه همه امكان دسترسی به كار شما را پيدا كرده اند. اشخاصی كه در اروپا زندگی می كنند موسيقی ما را می شناسند. ما از ايتاليا، فرانسه و انگلستان پست الکترونيکی دريافت می كنيم كه درخواست خريد آلبوم هايمان را دارند. آدمها، مخصوصا به نظر می رسد آنهايی كه در اروپا زندگی می كنند، به دنبال يافتن موسيقی مستقل در اينترنت هستند."
به غير از تارنمای خودشان (www.raysvastbasement.com)، موزيك گروه ريز وست بيسمنت در تارنما های موسيقی مستقل، مانند Epitonic.com نيز موجود می باشد. اين تارنما شامل نقدها و دان لودهای كيفيت بالا از گروههايی است كه آلبوم هايشان مورد پسند سردبيرهای اين تارنما قرار گرفته اند. توزيع كنندگان آن لاين ديگری نيز وجود دارند؛ مانند CDBaby.com و TheOrchard.com، كه هر آلبومی از هر موسيقيدانی را برای سود كمی می فروشند. و البته غول بزرگ Amazon.com هم هست، كه هر چيزی را كه كد ميله ای (بار كد) داشته باشد را می فروشد – كاری كه می توان به راحتی با هزينه كمی انجام داد. همه اينها نمايانگر يك تغيير بسيار اساسی می باشند: تا همين چند وقت پيش، فروشگاه های صفحه فروشی تقريبا تنها جايی بودند كه می توانستيد موسيقی مورد علاقه تان را خريداری كنيد، و شبكه توزيع بين المللی كنترل زيادی روی انتخاب اين آهنگها داشت.
برنسون می گويد، " من خيلی مطمئن نيستم كه اين مجرای بهتری برای كشف شدن باشد، برای اينكه همه گروهها به اين مجرا دسترسی دارند. ولی كاری كه اين مجرا می كند اين است كه به شما اين امكان را می دهد تا موسيقی خود را در اختيار همگان قرار دهيد و مجبور نباشيد كه پاسخگوی كسی به غير از خودتان باشيد، يا مجبور شويد كه صداقت هنری تان را قربانی كنيد."
برنسون اميدوار است محبوبيت بيشتری در ميان توده مردم پيدا كند؛ ولو اينكه ابزارش ديجيتالی باشد. وی می گويد، " برای ما اين روندی آهسته است. تقريبا هر سه ماه يكبار اتفاقی جديدی روی می دهد كه ما را به دسته ای از شنوندگان جديد معرفی می كند، و اين روند كماكان در حال رشد است." به جای اينكه وقت خود را صرف جلب توجه كمپانی های بزرگ نمايد، از اينكه اين روش را انتخاب كرده خوشنود است. او می گويد، " درست مثل پيدا كردن يك همسر می باشد. اگر سعی كنيد با هر زنی كه آشنا می شويد طرح دوستی بريزيد، مرده هرزه ای به حساب می آييد. آدم بايد سرش به كار خودش باشد، و آن را به بهترين نحو انجام دهد، و سرانجام آن زن – يا كمپانی – كه دوست داريد و مناسب است را پيدا خواهيد كرد."
تا كنون ريز وست بيسمنت بيش از 1.000 كپی از دو آلبوم خود به فروش رسانده است. تا زمانيكه گروه در حال معرفی موزيكش به سرتاسر دنيا و همچنين افزايش شانسش برای توزيع بيشتر موزيك گروه می باشد، اين ميزان فروش برای سربسر شدن هزينه های گروه كافيست. مونترون می گويد، " اگر با موفقيت سي. دي. های خود را بفروشيد و يكی از كمپانی ها اين قضيه را ببيند، توجه آنها جلب خواهد شد. اين نشان می دهد كه شما چيزی داريد كه مردم دوست دارند."
استفاده از اينترنت برای فروش اجناستان يكی ديگر از حربه های جديد گروه های پاركينگی است. بلكسيل از گروه گلدشات ساعتهای فراغت خود را در اتاقهای چت می گذراند تا برای موسيقی گروهش مشتری پيدا كند. وی می گويد، " تريبونها و جاهايی را پيدا می كنيد كه در آنها راجع به موسيقی صحبت می كنند، و لينك خود را در آنجا نصب می كنيد." اخيرا او به تريبون جان ماير (26) در تارنمای MTV.com رفت و درباره گروه گلدشات با هزاران نوجوان مشتاق صحبت كرد ("اگر از او خوشتان می آيد، بد نيست كه سری به..."). بعد از آن بلكسيل به يكی از تارنما های اينترنتی نيويورك تايمز در رابطه با موسيقی رفت و همينكار را تكرار كرد. و شما می توانيد يك گروه خاص از مردم را هم نشانه برويد: بلكسيل می گويد، " اگر آهنگی داريد كه درباره موضوعی معترض است، می توانيد آن را در تارنمای DemocraticUnderground.com پست كنيد."
و البته پست الکترونيکی هم موجود است: تقريبا تمام گروههايی كه با كمپانی ها قرارداد امضا نكرده اند، از گروههای تارنمای ياهو برای ليست آدرس پست الکترونيکی خود استفاده می كنند. ياهو به شما اين امكان را می دهد كه به هزاران آدرس بدون هيچ هزينه ای پست الکترونيکی بفرسيد – البته كه اين كار خيلی ارزانتر از خريدن كارت پستال و تمبر می باشد.
ولی همه خبرها خوب نيستند. مونترون می گويد، " يكی از جنبه های مثبت اين است كه همه می توانند موسيقی خود را توليد كنند، كه خيلی خوب است. جنبه منفی اين است كه موسيقی به درد نخور هم خيلی زياد شده است. خيلی از آنهايی كه مشغول به اين كار هستند مهندسين آماتور می باشند." ولی اين فرقی برای كاری كه او هميشه انجام می داده است ندارد: پيدا كردن الماس در بين آشغالها. بد هم نيست، فقط به اين خاطر كه هر فردی می تواند آلبومی در سطح حرفه ای ضبط كند، معنی اش اين نيست كه می تواند مخلوط گوناگون يا ميکس خوبی هم انجام دهد، و آلبومی كه بد ميكس شده است، حتی به گوش يك شنونده عادی نيز بد صدا است.
با اينحال، اين مشكلات باعث دلسردی گروههای پاركينگی امروزه نمی شوند. آنها در هر صورت از اينكه شانس خوبی برای موفقيت دارند، خوشحالند. برنسون می گويد، "ديشب پس از پايان برنامه، شخصی به سراغم آمد و گفت، ' موسيقی خيلی تجارت مشكلی است.' و من با خودم فكر كردم، ' كدام تجارت مشكل نيست؟'"
1. Jonathan Lesser 2. Jon Bernson 3. Ray's Vast Basement 4. Chris Linnevers 5. By a River Burning Blue 6. Angelo Montrone 7. Or Music 8. Mac G4 9. Pro Tools 10. Digital Performer 11. Qbase 12. Emagic 13. St. Anger 14. Just Push Play 15. Aerosmith 16. A Rush of Blood to the Head 17. Coldplay 18. Vespertine 19. Bjork 20. It's a Wonderful Life 21. Sparklehorse 22. Tape Op 23. Mike Blaxill 24. Gladshot 25. Higher Ground 26. John Mayer
|