Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
عناوين
 
 

چرخ دنده های حياتی : در پايتخت كشور، كارمندان عرب – آمريكايی كنگره، چرخهای مجلسين را به جلو ميرانند

اگر كنگره ايالات متحده را ماشينی فرض كنيم، كارمندان حكم چرخ دنده هايی را دارند كه آنرا به جلو ميرانند.



به قلم نيك كولاكوفسكی
ژوئيه 2005

آنها اطمينان حاصل ميكنند كه ارباب هايشان، يعنی نمايندگان و سناتورها آمادگی لازم را دارند، با افراد حوزه انتخابيه ملاقات ميكنند، برخی امور تحقيقاتی را پيگيری ميكنند، كنفرانسها را برگزار ميكنند، و گاهی نقش پيك را بازی ميكنند. بعضی حتی بلك بری يا توت سياه ، دستگاهی كه شخص ميتواند زمان ملاقات ها را تنظيم كند و بهر جا مايل است ای. ميل كند، خود را دارند كه گويی به دستشان جوش خورده است.

گو اينكه تنها اقليتی از عرب – آمريكايی ها در كنگره كار ميكنند، لكن نقش كليدی در آنجا دارند. معدودی دارای سمت های بسيار بالايی هستند، و مستقيما به مشاوره با سناتورها و يا نمايندگان مجلس می پردازند. عده ای ديگر سعيشان در اين است كه نيازهای جوامع عرب- آمريكايی در سراسر كشور را به آگاهی كسانی برسانند كه ميتوانند كاری در اين مورد انجام دهند.

دنيای اين كارمندان كوچك و جمع و جور است، انبوهه و شنگله ای از دفاتر اداری شكوهمند در اطراف كاخ كنگره (كاپيتول ) واقع در واشنگتن دي. سي. ، با اسامی نظير هارت، ديركسن، و ری بورن. خارج از محدوده محافظت شده اين مجموعه، كارمندان در آپارتمان های كوچك هم منزل يا هم اطاقی ميشوند، يا در مسافرخانه های اطراف محله كه به محل سكونت "باز" و "كبوتر" سياسی اشتهار يافته زندگی ميكنند. يا بهتر است آنرا مانند يك دهكده ببينيم، جمع و جور اما خود كفا.

و مانند هر دهكده ديگری اينجا نيز فرهنگی يكرنگ و در هم تنيده دارد، و غالبا نيز جدا از بافت كلی و تنگ نظرانه. " در آنجا قطعا اين نگرش و باور عمومی حاكم است كه "كارمند ديده ميشود و صدايش را كسی نبايد بشنود" " اين را يك كارمند عرب- آمريكايی هنگام رد درخواست يك مصاحبه ميگويد. خوشبختانه اين رويكرد به همه دفاتر روی تپه كاخ كنگره سرايت نكرده است. هنوز چند كارمند عرب – آمريكايی هستند كه به "های" اجازه ميدهند نيم نگاهی سريع به زندگی خصوصی شان بياندازد : چكار ميكنند، چطور اين كار را پيدا كردند و آغاز كارشان چگونه بود، و اقليت بودن در سريعترين باند جاده سياسی چه حال و هوايی دارد."

چند اندرز
يك صبح گرم بهاری در شهر است و كارمندان آماده ميشوند به درون تپه كاپيتول بخزند و يك روز كاری را شروع كنند. منهم داخل يك نهر روان كاركنان شده از مقابل جمعی از دستياران آبی پوش كه در پياده روها ايستاده و دکمه های بلک بری های خود را فشار می دهند ميگذريم. از درهای شيشه ای ساختمان هارت --- كه چند خيابانی با كاخ كنگره فاصله دارد --- وارد ميشويم؛ و پس از خالی كردن جيبهايمان از كل محتويات، از پول خرد گرفته تا تلفن همراه، در سينی مخصوصی كه از مقابل فلز ياب و مامور مربوطه ميگذرد، بالاخره داخل ورودی اصلی مرمرين ساختمان ميشويم.

اينجا دفتر كار سناتورها و كاركنان آنهاست، و داخل ساختمان را براستی پر هيبت ساخته اند. در مركز ورودی اصلی، يك مجسمه آهنی غول آسا، كار هنرمند شهير آلكساندر كالدر ، مانند يك موشك فضايی پيشرو در محفظه لوله مانندش سر به فلك كشيده است. در سراسر راهروی كناری دفاتر كار قرار دارند، و جلوی هر در شيشه ای پرچم مربوط به هر ايالت را بر افراشته اند.

گرچه هيبت ورودی اصلی را ندارد، معذالك سالن مركزی جلسات تحقيق در عمارت هارت بيننده را تحت تاثير قرار ميدهد. اينجا نيز مخلوطی از مرمر است و چوب گران قيمت، شاه نشينی نيمه كروی، و محلی كه با طناب مجزا شده برای مطبوعات. امروز قرار است رسيدگی پر سر و صدايی بوسيله كميته قضايی سنا صورت گيرد، و به اين معنی است كه برای كاركنان سناتورهايی كه صحبت خواهند كرد زمان پركاری و عرق ريزی است؛ منجمله برای جو زاگبی 35 ساله مشاور حقوقی سناتور دموكرات ريچارد دوربين از ايلينويز .

زاگبی تنها چند دقيقه زودتر از سناتورش وارد سالن تحقيق ميشود. رسيدگی امروز كه مربوط به مسايل امنيتی است يك ساعتی ميشود كه شروع شده، اما برخی قانون گزاران تا زمانيكه نوبتشان برای طرح سئوال نرسيده خود را آفتابی نمی كنند. با عينك و موهای پرپشت و مشكی، و بينی تيز، زاگبی را كه نيمه لبنانی است، ميتوان براحتی بجای يكی از دانشجويان دانشگاه گرفت كه از رديف آخر تماشاگر اين رسيدگی سنا هستند. زاگبی بلافاصله فعاليتش را شروع ميكند: به يكی از دستياران اشاره ميكند اوراقی را ميان نمايندگان مطبوعات تقسيم كند؛ بعد چيزی را زير لب به همكارانش كه پشت سر سناتورهايشان نشسته اند نجوا ميكند.

وقتی بالاخره سناتور دوربين وارد سالن شده در صندلی خود قرار ميگيرد، زاگبی باز هم دنده تندتری چاق ميكند و فعاليتش بيشتر ميشود: خم ميشود و مطلبی را در گوش سناتور پچ پچ ميكند. وقتی دوربين سر ميگرداند تا چيزی را نگاه كند، زاگبی نيز حركت رئيسش را تقليد ميكند؛ و وقتی سناتور بر ميخيزد تا جلسه را ترك كند، زاگبی درست پشت سر اوست: انگار نيرويی غيبی و فرامادی آن دو را پيوند زده است. " كار من اينست كه مطمئن شوم وقتی نوبت سناتور رسيد او برای طرح سئوالات ذيربط آمادگی دارد"، اين را زاگبی در يكی از نادر مواقعی كه سرش خلوت تر است ميگويد و ادامه ميدهد : " كلی مطلب هست كه سريعا در حال وقوع است؛ و ما بايد آماده باشيم."

در هر دفتر كار كنگره، هر يك از كاركنان مسئول انجام يك سری امور خاص است. حوزه كاری زاگبی امور مربوط به تروريسم، اطلاعات، مهاجرت، و آزاديهای مدنی را در بر ميگيرد. او كه از نظر تحصيلات و حرفه يك وكيل است، گروه ويژه ای را در وزارت دادگستری پايه گزاری كرد كه به دنبال وقايع 11 سپتامبر از واكنش شديد عليه عرب- آمريكايی ها، مسلمانان و آسيايی ها جلوگيری كند. چند سال بعد تصميم گرفت وارد پروسه قانون گزاری شود. او ميگويد: " مطالبی بودند كه از نقض حقوق بشر و حقوق مدنی كه كارم در آن مورد بود فراتر ميرفتند."

بخش عمده كار هنوز هم شامل مبارزه برای آرمانهای بزرگ است؛ بعلاوه او بايد مطمئن شود كه سناتورش احترام لازم را كسب می نمايد. وقتی در يك جلسه سئوال و جواب نوبت سناتور دوربين تصادفا رعايت نميشود، زاگبی سريعا بر ميخيزد خود را مستقيما به همتای خود كه پشت سر رئيس كميته نشسته ميرساند. نجواهای پر حرارتی ميان آن دو مبادله ميشود؛ و دقايقی بعد رئيس كميته از اينكه نوبت سناتور را رعايت نكرده پوزش ميخواهد، و وضع عادی مجددا بر قرار ميگردد.

سوای حضور در كميته رسيدگي، زاگبی --- كه عمويش جان زاگبی يكی از مهمترين نظر سنجان آمريكا ست --- ساير فعاليت های روز به روز خود را بر ميشمارد : " پيگيری قانون گزاری كه رييسم به آن علاقه نشان ميدهد، و آنچه مورد علاقه اوست سعی ميكنم آنرا جلو بياندازم، در آماده سازی طرح و پيش نويس آن كمك ميكنم، و زمان رسيدگی به طرح را جلو مياندازم."

ليست بلند بالايی ست. بيخود نيست كه "توت سياه" خود را "شيشه عمرش" خطاب ميكند. ممكن است ساعت 3 صبح باشد، اما اگر شب قبل از يك كميته تحقيق مهم باشد، بعيد نيست كه هنوز ای. ميل ها به اطراف و اكناف در رفت و آمدند، و هنوز خيلی ها دنبال پاسخ به سئوالشان هستند، يا توضيحات و روشنگری بيشتر ميخواهند، يا ميخواهند در مورد استراتژی كار بدانند. ولی حتی زاگبی هم دمش در جای ديگری گير است. او هم بهر حال خانواده خود را دارد و بايد ميان خانواده و كار تعادلی بر قرار كند.

زبان اول
دفاتر سناتور دموكرات، ماريا كنت ول ، از ايالت واشنگتن كه در بالاترين طبقات روی ورودی اصلی هارت قرار دارد، در يك صبح چهارشنبه از همه وقت شلوغ تر ند و سخت سرگرم كار. دو كارمند پشت ميزشان در محوطه پذيرش نشسته اند و گويی عملا مشغول اجرای يك آواز دو نفره اند، مرتبا هم صدا ميگويند " دفتر سناتور كنت ول، لطفا يك لحظه تامل بفرمائيد"، و به اين ترتيب به تلفن پشت تلفن پاسخ ميدهند. افرادی در كت و شلوار و لباس رسمی مرتبا از درهای شيشه ای ورودی وارد ميشوند و در حاليكه كارت خود را ارائه ميدهند، درخواست ملاقات با سناتور را دارند. در پس زمينه يك دوربين تلويزيونی صحن اصلی سنا را، در حاليكه قانون گزاران مشغول حضور و غياب هستند، نمايش ميدهد.
اينجا جاييست كه هانا ريفايی 24 ساله ، كه اولين سال کار خود به عنوان يک گزارشگر را ميگذراند، هر روز صبح برای رفتن به دفتر كارش به آن وارد ميشود. با مادری مراكشی و پدری مصری، و عربی بعنوان زبان اولش (كه در منزل آموخته) ريشه های عربی او بسيار عميقند؛ و هر دو سال يا بيشتر سفری به مراكش ميكند. هانا در لانگ آيلند (جامعه ای از نيو يوركی ها در ساحل اقيانوس اطلس) متولد شده اما بزرگ شده آن سر كشور در ايالت واشنگتن در كنار اقيانوس كبير است.

شغلش او را در مركز برخی امور قرار ميدهد كه در حال حاضر كشور از آنها متاثر است. مانند زاگبی و كاركنان ديگر در دفاتر كنگره، ريفايی نيز مسئوليت خاصی دارد و مسايل بخصوصی را پوشش ميدهد: نظير بهداشت و بهزيستي، رفاه ملی ، امور مربوط به كودكان، و مهاجرت. بعنوان گزارشگر پارلمانی او نقش رابط و ارتباط ميان سناتور دور اولش و موكلين او در حوزه انتخابيه اش را ايفا ميكند. اگر كسی در جايی مطلبی در مورد زمينه فعاليت ريفايی بنويسد، او از جانب سناتورش پاسخ لازم را خواهد داد.
ريفايی ميگويد : " كارم محشر است؛ اين فرصت را به من ميدهد كه در تماس و مبادله افكار دائمی با مردم در ايالت واشنگتن باشم، و فكر ميكنم واقعا جالب است كه ببينم مردم را چه چيزی به هيجان مياورد." البته بعضی ها به همان شدت و هيجان با او بر سر مسايلی اختلاف نظر دارند، اما او عقيده دارد اگر كسی اين زحمت را بخود داد كه به سناتور تلفن كند يا نامه بنويسد، سزاوار دريافت پاسخ هم ميباشد.

شناخت زبان و ريشه های عربی او كمك بزرگی است. بخاطر حضور شركت های عظيمی هم چون بوئينگ و مايكرو سافت يك جامعه قابل ملاحظه ای از عرب – آمريكاييان در منطقه سياتل گرد هم آمده اند. بخشی از كار ريفايی اين است كه با جوامع و گروه های عرب و مسلمان منطقه ارتباط بر قرار نمايد. او ميگويد : " اين كاريست كه به اندازه كافی انجام نشده. چند نفری از آن مردم گمان ميكردند من يك خبر چين اف. بی. آی. هستم؛ و كه به آنجا رفته ام كه آنها را لو بدهم. ولی خيلی ها هم بودند كه مثلا ميگفتند: " خدا را شكر، كه كسی هست كه به ما گوش ميدهد." "
و اگر گذشته و سوابق مليش در دفتر اثری داشته باشد حتما اثر مثبتی است. " مردم سئوالاتی راجع به فلسطين و عراق دارند، كه در غير اين صورت امكان پرسش آنرا نمی يافتند"، هانا ريفايی با اطمينان ميگويد، و اضافه ميكند: " اما چون مر ميشناسند و ميبينند جزء كاركنان دفتر سناتور هستم احساس اطمينان ميكنند، و چون مرا مثل يك دوست ميشناسند احساس راحتی ميكنند و اين قبيل سئوالات را طرح ميكنند."

بر خلاف زاگبی، ريفايی كه يكی از 5 گزارشكر پارلمانی شاغل در دفتر سناتور است، به ندرت با شخص سناتور ارتباط دارد يا مستقيما با او تماس ميگيرد. او ميگويد : " كار در دفتر خيلی سلسله مراتبی است. نه اينكه مجاز نباشيم ، فقط اينست كه نيازی به تماس مستقيم با سناتور نيست، يا لا اقل بطور عادی و مداوم نيازی نيست. هر چه بخواهم به او بگويم بايستی از كلی كانالها و رده های ديگر بگذرد." فكرش را بكنی اين خود شانس بزرگی است: زيرا او در قسمت سياست گزاری و تصميم گيری نيست كه بايد در آماده باش دائمی باشد، بخصوص به هنگام رای گيری يا رسيدگی يا در كميته تحقيق. حتی موكلين و افراد حوزه انتخابيه هم كارشان هميشه فوريت ندارد و ميتوانند بخود كمی مرخصی بدهند. از همه مهمتر اينكه، او دائما به يك بلک بری يا "توت سياه" زنجير نشده است.

روابط بين المللی
البته تمام كارمندان سرو كارشان با موكلين نيست، يا نبايد اربابشان را در مورد مطالب داخلی بروز نگه دارند. لارا علامه 27 ساله يكی از كاركنان حرفه ای و دائمی كميسيون روابط خارجی مجلس نمايندگان است، و برای رئيس كميسيون، نماينده جمهوريخواه هنری هايد از ايلينويز ، كار ميكند. در حاليكه سنا تنها 100 عضو دارد، مجلس نمايندگان دارای 435 نفر عضو است و طبعا كار قانون گزاری آنهم بيشتر است. اين به آن معنی است كارمندان مجلس نيز باندازه همكارانشان در سنا سرشان شلوغ است؛ وقتی كنگره از تعطيلات بر ميگردد و داير است، كاركنان عملا تمام وقت كار ميكنند و ساعت كار بخصوصی ندارند: آنها اينقدر كار ميكنند كه كار تمام شود. بعضی روزها تمامی ندارند.

اما علامه از قبول يك " توت سياه " خودداری ميكند، و خيلی هم در اين مورد مصر است: " شايد بايد قبول كنم، ولی بالاخره هر كس يك توان و حدی دارد.
علامه كه نيمه لبنانی است ميتواند به عربی بخواند و بنويسد، كه بی شك كمك بزرگی به كار اوست كه در مورد سياست خارجی خاور ميانه است. اين بمعنی فعاليتی روز به روز شامل تحقيق، ملاقات مقامات خارجي، و نيز مسافرت به منطقه سه يا چهار بار در سال ميشود. " برای هفته آينده دارم روی سخنرانی در باره اصلاحات در خاور ميانه كار ميكنم، بعد هم پروژه ای در باره همكاری بر سر آب سرچشمه رودخانه اردن."
او ادامه ميدهد : " به گمان من ميراث عرب – آمريكايی من عامل مثبتی در زندگيم بوده و هم چنين در كل پروسه سياست گزاري، بخصوص بعد از تحولات 11 سپتامبر، تاثير مثبتی داشته. فكر ميكنم صرف ديدن عرب هايی كه جزيی از نظام هستند و ميتوانند نگرانی های جهان عرب را بهتر به گروه های ذی نفوذ انتقال دهند، عامل مفيد و سازنده ای است." معذالك سه سال و نيم پيش كه اين كار را شروع كرد احساس انزوا ميكرد، و اضافه ميكند : " فكر ميكنم بيشتر به اين خاطر بود كه كاركنان عرب – آمريكايی زيادی نبودند كه بتوانم با آنها ارتباط بر قرار كنم."
علامه اضافه ميكند : " اما راهش اينست كه بكار بچسبی و كارت را به نحو احسنت انجام دهی، آنوقت عاقبت به نتيجه ميرسی و خود را می قبولاني." مانند هانا ريفايی كه كارش را در دفتر سناتور كنت ول تصادفی و " از طريق بودن در محل درست در زمان درست" پيدا كرده بود، علامه نيز كار فعلی را كاملا تصادفی پيدا كرده است : " من ميخواستم برای يك گروه مدافع حقوق بشر يا يك سازمان غير دولتی (ان. جی. او.) كار كنم، اما در اينجا آشنايی داشتم كه مرا به اينجا آورد."

جامعه نامرئی
چون كنگره نام كارمندانش را بر اساس قوميت فهرست نمی كند، مشكل بشود دانست تعداد دقيق عرب – آمريكايی های شاغل در مجلس و سنا چند نفر است. سخنگويان گروه هايی نظير موسسه عرب – آمريكايی و شورای امور اجتماعی مسلمانان ، سازمانهای غير انتفاعی كه غالبا با كاخ كنگره سروكار دارند، معتقدند رقم مزبور بين 15 تا 20 باشد. اما هم ريفايی و هم علامه تنها توانستند يكی دو نفر كارمند عرب – آمريكايی را نام ببرند كه شخصا ميشناسند.

از خيلی جهات كارمند بودن در كنگره مانند جزيی از ديگ حليم بودن است: وقتی همه تقريبا همشكل و محافظه كارانه لباس پوشيده اند و كارهای مشابهی را در دفاتر يك شكل و بی نام و نشان در يك مجموعه عظيم و همراه در شتاب انجام ميدهند، بسيار دشوار است كه كسی مشخص شود يا از جمع بيرون بزند. " مگر اينكه با اسم ريفايی آشنا باشی؛ و چه خواهی گفت اگر بگويم كه خيلی از اشخاص فكر ميكنند من ايتاليايی هستم"، هانا ميگويد و خنده سر ميدهد. " گويی زياد دنبال علائم مشخصه نمی گردند و ما هم فاقد آنيم، مثل اينكه، بخود بگويند آها! تو هم يكی از ما هستی."

اين بخشی از موضوع است، بعلاوه نفس كار هم به ميزان زيادی شخص را منزوی ميكند، بويژه وقتی كنگره داير است. آنوقت مدام سيلی از ای. ميل، تلفن، اطلاعات برای تجزيه و تحليل، موكلينی كه بايد ملاقات كنی و پاسخگو باشی، يك باره همه بر سرت خراب ميشوند و ديگر وقتی باقی نمی ماند. تازه خيلی از كاركنان، منجمله ريفايي، يا تمام وقت يا نيمه وقت به كالج های مختلف ميروند. اينطور ديگر وقتی باقی نمی ماند كه بخواهی بدانی آن كارمند ديگر كيست كجا كار ميكند و چه ميكند. به اين ترتيب تشكيل يك گروه يا جامعه دشوار ميشود.

معهذا برخی، منجمله جو زاگبی، هنوز تلاش ميكنند. " من چند گرد هم آيی غير رسمی را تا كنون ترتيب داده ام. تعداد زيادی عرب – آمريكايی در دولت وجود ندارند، و بهر حال فكر ميكنم شناخت يكديگر به همه كمك كند. ما يقينا متناسب با جمعيتمان حضور نداريم."
بعلاوه، اينكه بخواهی از جماعت يك شكل بيرون بزنی و مشخص شوی به هيچ وجه تشويق نميشود، بر عكس. كاركنان اينجا هستند كه كاری را انجام دهند، نه اينكه حضورشان را تبليغ كنند. اگر كنگره را دهكده ای بگيريم، هر دفتر به منزله يك خانه است، و همه يكسان منزوی، در خود فرو رفته و دهان درز گرفته. اما كاركنان، منجمله عرب – آمريكايی ها، به شكل ديگری شناخته شده و شنيده ميشوند. از طريق هزاران وظيفه خرد و كلان، و انجام درست آن، آنها سيستم را به جلو ميرانند.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.