|
از نيک کالوکفسکی (1) مارس 2005
کن شوپ (2) سوار بر خودرويی که آميخته ای از يک اتومبيل چهار چرخ و شنرو به نظر می رسد در لب پرتگاهی ايستاده و تصميم می گيرد که آيا مسير را ادامه دهد يا نه.
در سن 39 سالگی، با اينکه شوپ به شوخی می گويد که ديگر پير شده اما ورزش جديد او می تواند لرزه به اندام مردان جوان تر بياندازد: سنگ خيزی، يا بالا و پايين رفتن از تپه های سنگی و گلی تقريبا عمودی با خودروهای مخصوص. اگر بايستيد يا با دنده عقب حرکت کنيد امتياز از دست می دهيد و بايد از برخورد با مخروط های ترافيکی که سر راه قرار گرفته هم اجتناب کنيد. چپ نکردن هم خوب است اما معمولا زياد اتفاق می افتد.
قابليت اين ورزش در تبديل يک سنگ خيز از قهرمان به بازنده در يک چشم به هم زدن را هيچ چيزی بهتر از مسابقه سنگ خيزی پاييز گذشته که او در آن شرکت داشت به نمايش نمی گذارد.
در اين مسابقه بود که شوپ خود را در لبه آن پرتگاه يافت. با راندن از روی پرتگاه 10 امتياز اضافی کسب می کرد. و چپ کردن هم به معنی از دست دادن امتياز، استخوان های شکسته، و بدتر از همه، آسيب احتمالی به قطعات موتور خودرو بود. نقشه او: گاز را تا ته گرفتن. اگر سرعت کافی بگيرد، می تواند قبل از اينکه قوانين فيزيک به خودرو او غلبه کند خود را به پايين سرازيری برساند.
بعضی ها کمی هيجان زده می شوند اما من يک جاهل هستم. می توان با ايمنی کامل کارهای خيلی احمقانه ای انجام داد.
شوپ پدال گاز را فشار داد. در ثانيه اول همه چيز طبق نقشه پيش رفت. اما ناگهان پشت خودروی او از زمين بلند شد. خودرو چپ شد و دو استخوان بازوی شوپ را خرد کرد. او فقط شانه بالا می اندازد.
ابزار کار
البته، سنگ خيزی ورزشی است که در آن رانندگی از روی پرتگاهی 10 فوتی کاملا عادی به شمار می رود. تريسی جردن (3) 27 ساله که همانند شوپ يکی از بهترين اين ورزش محسوب می شود می گويد، "در پنج سال اخير 30 بار چپ کرده ام. ما همه نوع محافظ به تن داريم و خودروهايمان هم مجهز به کليدهای قطع هستند. از خريدن اين تجهيزات در آن زمان خوشحال نبوديم اما حالا هستيم."
هيچ سنگ خيزی از آسيب مصون نيست: جردن در جستجوی افتخار سنگ خيزی تاکنون دماغ و چند دندان خود را شکسته و دو بار دچار ضربه مغزی شده. و اين ورزش در حال گسترش است: بزرگ ترين مسابقات سنگ خيزی اکنون علاوه بر ده ها سنگ خيز و هزاران تماشاچی، تلويزيون و مجله ها را هم به سوی خود جذب می کنند. همه ساله سنگ خيزهای جديدی به اين ورزش می پيوندند که بسياری از آنها استعداد زيادی دارند.
سنگ خيزها بايد در زمان محدودی که معمولا حدود 10 دقيقه است مسير از پيش تعيين شده ای را طی کنند. نمونه ای از مسيری دشوار بالا رفتن از ديواره عمودی با زاويه 63 درجه به طول 10 متر است که سه چهارم از راننده ها را مغلوب خود می کند. و البته حرکت در سرازيری از همه مشکل تر است: برخی از پرتگاه ها 90 درجه يا حتی بدتر هستند. جول مک کلور (4) سنگ خيز می گويد، "از هر چيزی بالا می روم، اما سرازيری ترسناک است."
به همين دليل است که يکی از دو ابزار مهم اين ورزش مجهز بودن به وينچ موتوری ای است که بتواند خودرو شما را از بدترين شرايط نجات دهد. جردن می گويد، "در صورت استفاده از وينچ در پايين آمدن از يک سرازيری مثلا 45 درجه ديگر آنچنان سرعتی نمی گيريد." مجهز بودن به وينچ برای بالا رفتن از ديواره ها هم بسيار پر ارزش است.
ابزار مهم ديگر ديده بان است که يک جفت چشم و دست اضافی شما محسوب می شود. راننده ها به ديده بان های خود علاقه زيادی دارند: يکی از مسيرهای محوطه جليکو (5) بعد از ديده بان و همسر يکی از راننده ها "زمين رقص يويو" (6) نام گرفته. آرون دوسنبرگ (7) سنگ خيز می گويد، " ديده بان 75 درصد تيم است. راننده در هنگام مسابقه ديد خوبی ندارد. ديده بان چشم او است و به او جهت می دهد."
با رشد محبوبيت و سخت تر شدن رقابت های اين ورزش، يک ديده بان خوب می تواند تفاوت ميان جام پيروزی و اکسل شکسته باشد. جيسون هنسل (8)، ديده بان دوسنبرگ، بيرون می ايستد تا خودرو چپ نشود. دوسنبرگ می گويد، "با او از کودکی دوست بودم. بايد ديده بان کسی باشد که به او اعتماد داريد."
سخنی از اسپانسرهای ما
سنگ خيزی حدودا پنج سال پيش آغاز شد اما مدتی نيست که به اندازه ورزش های غير متعارف ديگر شهرت کسب کرده است. کانال ورزشی بزرگ ای اس پی ان (9) پوشش اين ورزش را امسال آغاز خواهد کرد. شرکت هايی نظير بی اف گودريچ (10) و تويو تايرز (11) جديدا به سنگ خيزان قهرمان پول و تجهيزات می دهند.
جان گيللاند (12) يکی از سنگ خيزهايی است که اسپانسر شرکتی دارد: بی اف گودريچ پول لاستيک ها را می دهد و لوگان آف رود (13) هزينه خودروی او را متقبل شد. گيللاند که صاحب شرکت توليد شن و ماسه ای در دورانگو (14) در ايالت کلرادو است می گويد، "درآمد من از محل اين کار در سال گذشته بيشتر از حقوقی بود که به خودم می پردازم."
پول عامل ضروری و حياتی است چون سنگ خيزی ورزش گرانی است. مک کلور می گويد، "راه اندازی خودرو برای هر رويداد حداقل 2.500 دلار هزينه دارد. هزينه سوخت برای رفت و آمد به تنسی 2.000 دلار است. با در نظر گرفتن تمامی هزينه ها و تعميرات، هر آخر هفته ده ها هزار دلار خرج می شود." داشتن يک اسپانسر، که در مورد او شرکت فبتک (15) توليد کننده قطعات يدکی است، از سنگين شدن بيش از اندازه هزينه ها جلوگيری می کند.
بيشترين هزينه های خود خودرو اما مربوط می شود به سوخت، تجهيزات ايمني، و هزينه های زيست محيطی. بسياری از مسابقات سنگ خيزی در زمين های بکری برگزار می شوند که توسط اداره مديريت زمين ايالات متحده (16) نگهداری شده و نبايد آلوده شوند. هر خودرو مجهز به سيستم هايی است که مانع از ريختن مايعات در هنگام چپ شدن می شود. علاوه بر اين، هر راننده مواد پاک کننده و کيسه هايی به همراه دارد تا خاک آلوده شده را از محل خارج کند.
عمودی رفتن
اما مهم تر از هر چيزي، اين خودروها طوری طراحی می شوند که روی چرخ های خود بمانند، حتی در هنگام بالا رفتن از شيب 45 درجه. تريسی جردن در ساخت خودرو سنگ خيز سه اصل در نظر می گيرد: وزن کم، مرکز ثقل پايين، و ديد خوب. بعضی از راننده ها لاستيک های خود را با آب يا ساچمه های سربی پر کرده تا مرکز ثقل را پايين تر بياورند.
ساختن يک خودروی جديد می تواند بيش از پنج هفته به طول بيانجامد. اما با داشتن اسپانسر شرکتی تهيه قطعات برای سنگ خيزها آسان تر می شود. بسياری از سنگ خيزها اهل کارولينای شمالی يا جنوبی هستند که مسابقات نازکار (17) ابتدا در آنجا پا گرفت. در آينده نزديک، سنگ خيزها خواهند توانست وارد جرگه اتومبيل رانان هم بشوند.
اما جردن شغل خود را ترک نمی کند. او می گويد، "به خانه که باز می گردم شغلم در انتظارم است و در نتيجه وقت زيادی ندارم." در هنگام فراغت از سنگ خيزي، جردن در شرکت آسفالت خانواده خود مشغول به کار است.
1. Nick Kolakowski 2. Ken Shupe 3. Tracy Jordan 4. Joel McClure 5. Jellico 6. Yoyo's Dance Floor 7. Aaron Dusenberg 8. Jason Hensel 9. ESPN 10. BFGoodrich 11. Toyo Tires 12. John Gilleland 13. Logan Offroad 14. Durango 15. Fabtech 16. United States Bureau of Land Management 17. NASCAR
|