Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
محصولات
 
 

یونس الاینوعی

یونس الاینوعی مراکشی بر تمامی احتمالات چیره شد تا جای خود را در میان بزرگان ورزش باز کند




از جان ویلنر (2)

ژوئن 2005

مسابقه هنوز تمام نشده بود که آن را یکی از بزرگ ترین مسابقات تنیس تاریخ نامیدند. یونس الاینوعی مراکشی و اندی رادیک (3) از ایالات متحده در مسابقات یک چهارم نهایی جام 2003 اپن استرالیا، چیزی در حدود پنج ساعت در مقابل هم بازی کردند. آنها پس از استفاده از 66 توپ مجموعا 483 امتیاز به دست آوردند. جان مکنرو (4) اسطوره تنیس و مفسر تلویزیونی گفت، "این فوق العاده ترین بازی تنیسی بود که تابحال افتخار تفسیر آن را داشتم."

اما در این لحظه بخصوص، آنها مشغول گیم چهلم ست پنجم هستند و رادیک با برد تنها یک امیتاز فاصله دارد. هر دو بازیکن مدتی است که از نقطه خستگی کامل عبور کرده اند. الاینوعی می خواهد انرژی لازم برای پاسخ به سرویس قدرتمند رادیک را از کجا پیدا کند؟ او فشار از دست دادن یک امتیاز دیگر را چگونه تحمل خواهد کرد؟

در واقع، هیچ فشاری روی الاینوعی نبود - دست کم در مقایسه با آنچه او سال ها پیش پس از سرپیچی از پدر، ترک تحصیل، و رفتن به ایالات متحده برای دنبال کردن رویاهای خود تجربه کرد. او اکنون می گوید، "این کار برای همه نیست. کاری که من کردم برای یک جوان مخاطره آمیز است. هیچ کس به من نگفت "بازیکن خوبی خواهی شد." من تنها کسی بودم که فکر می کردم موفق می شوم."

این ماجرا برای الاینوعی، که موفق ترین ورزشکار عرب در یک ورزش تحت تسلط غرب است، بس شگفت انگیز بوده است. ماجرایی مملو از رنج و سعادت، و غم و شادی؛ ماجرایی که عزم او را بارها به مرحله آزمون گذاشت. آیا او این کار را به کسی توصیه می کند؟ ابدا. آیا او حاضر است تمام این کارها را مجددا تکرار کند؟ صد در صد.

این تاریخچه اوست.

از رباط به فلوریدا

الاینوعی، پسر دوم بومگیان (5) و اودت (6) الاینوعی، در محله آگدال شهر رباط بزرگ شد. پدر الاینوعی کارمند وزارت اقتصاد بود و مادر او در سفارت فرانسه کار می کرد و هر دو از بازی تنیس در کلوپ محلی لذت می بردند. یونس در کودکی به سوی ورزش فوتبال کشیده شد، اما بعد از رسیدن به سن نوجوانی، علاقه او بیشتر متوجه تنیس شد.

او در برابر کریم، برادر بزرگ تر خود هر هفته در یک کلوپ ورزشی بازی می کرد، مجله می خواند، و مسابقات را در تلویزیون تماشا می کرد. قهرمان او یانیک نوآ (7) بازیکن بزرگ دورگه فرانسوی-کامرونی بود که متس ویلاندر (8) را در مسابقات نهایی فرانسه 2003 شکست داد. این مسابقه بیش از هر مسابقه دیگر الاینوعی را در این مسیر قرار داد.

او می گوید، "من خاطرات بسیار خوبی از بازی نهایی ویلاندر دارم. نوآ نور زندگی من بود و موجب شد تا تنیس را برگزینم. و آفریقایی بودن او هم موجب می شد تا احساس نزدیکی بیشتری به او کنم."

الاینوعی در سال 1990، با تنها 18 سال سن، والدین خود را متقاعد کرد تا اجازه دهند او هفته ای را در آکادمی بولتیری (9)، که یک مرکز مشهور تنیس واقع در براندنتون در ایالت فلوریدا است بگذراند. اما الاینوعی با نظر اول عاشق شد: ده ها زمین بازی، صدها بازیکن رقیب، و مربیان عالی - یک بهشت تنیس راستین. او از پدر اجازه خواست تا به مدت نامعلومی در آکادمی بماند، که به معنی ترک تحصیل او در مراکش بود. و همانگونه که انتظار می رفت، پاسخ پدر منفی بود.

الاینوعی در هر صورت ماند

الاینوعی می گوید، "پدرم به من می گفت که این یک شغل واقعی نیست، که از تنیس نمی توانم امرار معاش کنم. مشکل ترین بخش از کار برای من این بود که چگونه به پدرم توضیح دهم که من اولین مراکشی موفق در این کار خواهم شد. اما او نمی خواست من بازی کنم. ما به مدت یک سال با هم حرف نزدیم. و درست در همان زمان بود که می دانستم که شکست نخواهم خورد. می بایست به او نشان دهم که این تصمیم صحیح است. این انگیزه بسیار خوبی بود."

اما الاینوعی نه پول کافی برای پرداخت هزینه ها و حق التدریس ها، و نه بورسیه ورزشی داشت. بورسیه ها مختص پر امیدترین بازیکنان بودند و او یک استعداد رده دوم محسوب می شد. تنها، بی پول و هزاران کیلومتر از وطن، او تنها راه ممکن را انتخاب کرد: او سر کار رفت. او اتوبوس را می راند و محوطه ها را تمیز می کرد. راکت ها را زه می کشید. توپ جمع می کرد. از کودکان مراقبت می کرد. و در ساعات فراقت از کار، تا جایی که میل داشت بازی می کرد. این در حالی بود که در مراکش، او به اندازه اجازه پدر و مادر خود می توانست بازی کند. در مراکش، تنیس همیشه فرع بود و تحصیل اصل.

کریم، برادر او می گوید، "پدر ما میل داشت که الاینوعی تحصیل کند چون تنیس کار پر مخاطره ای بود. می توان در هر لحظه مجروح و از بازی حرفه ای برای همیشه حذف شد. والدین به دنبال امنیت هستند. یونس می دانست که شکست در کار نیست."

با گذشت زمان، بومگیان دریافت که بازی تنیس تا چه حد برای الاینوعی لذت بخش است - چگونه روحیه او را تقویت می کند، و چگونه به او اعتماد به نفس برای رویارویی با جهان اطراف می بخشد - و سرانجام آشتی کردند. پس از دو سال کسب مهارت در آکادمی، و با حمایت خانواده اش، الاینوعی وارد تنیس حرفه ای شد. درآمد و رده بندی او در انجمن تنیس حرفه ای در گرو پیروزی در مسابقات بود و به همین دلیل، الاینوعی به دورترین نقاط جهان تنیس سفر کرد - هند و توگو - تا در برابر رقیبان ضعیف تر بازی کند.

با بهره گیری از بنیه عالی و قد تقریبا دو متری خود برای زدن سرویس ها، الاینوعی به تدریج در جداول رده بندی صعود کرد. از حول و حوش 700 به 70، 50، و 30. در 1993، او در مسابقات کازابلانکا دوم شد. در 1994، او برنده چهار مسابقه جام دیویس شد. در 1995، او به چهارمین دور مسابقات جام فرنچ اُپن فرانسه راه یافت. او می گوید، "استرالیا و نیویورک را دیدم. مانند یک رویا بود."

در 1996، الاینوعی به مسابقات نهایی سه رویداد راه یافت و می رفت که یکی از بازیکنان تراز اول شود که مچ پای راست او شکست. او چند ماه پس از عمل جراحی در نوامبر بازگشت اما پای او هنوز مسئله داشت و از مسابقات کناره گیری کرد. زندگی حرفه او ناگهان به خطر افتاد. آیا پدر راست می گفت؟ آیا این همه سال ها تلف شده بود؟ او می گوید، "همه چیز از هم پاشید."

او سپس در یک زمین تمرین با آن سُفی (10) آشنا شد و شش ماه بعد با او ازدواج کرد. کریم می گوید، "ازدواج به او ثبات و پشتوانه داد. تنیس می تواند موجب احساس تنهایی بازیکن شود. مثل فوتبال نیست. من تنیس را با بوکس و شطرنج مقایسه می کنم. تنیس مانند شطرنج تاکتیک دارد، و مانند بوکس مستلزم قدرت جسمی و تنهایی بازیکن است."

الاینوعی پس از یک عمل جراحی دیگر در فوریه 1998، در تابستان همان سال به عنوان چهارصد و چهل و چهارمین بازیکن جهان به زمین بازی باز گشت. او به مرحله نهایی یک رویداد انجمن تنیس حرفه ای در شهر سانتیاگو در شیلی راه یافت، مقام خود را از نفر 444 به 49 رساند، و به عنوان بهترین بازیکن برگشتی سال معرفی شد. او این موفقیت را مدیون آن سُفی و فرزند اول خود می داند.

الاینوعی که اکنون صاحب سه فرزند است می گوید، "همسرم پذیرفت که 11 ماه مسافرت و در هتل ها زندگی کند. با وجود بچه او می توانست بگوید سخت است و در خانه بماند. بعد از اتمام بازی ساعت 10 شب است و صرف شام تا 12 طول می کشد. اینها مشکلات یک ورزشکار حرفه ای هستند. تنیس اولویت اول من بود، و همسرم این مسئله را پذیرفت. او از من پشتیبانی کرد."

الاینوعی در طول مدت طولانی فعالیت حرفه ای خود پنج عنوان انجمن تنیس حرفه ای را فتح و 3.7 میلیون دلار کسب درآمد کرد. موفقیت آمیزترین سال برای او 2002 بود. او در این سال برنده سه رویداد (در کازابلانکا، دوحه، و مونیخ) شد و به مرحله چهارم نهایی جام آمريکايی یو اس اُپن راه یافت.

او سپس مشغول آماده شدن برای مسابقات جام اُپن استرالیا 2003 شد.

تولد دوباره تنیس

تنیس در ایالات متحده تولد دوباره ای را در سال های اخیر تجربه کرده است. این ورزش که در دهه 70 و اوایل دهه 80 با حضور بازیکنانی مانند مکنرو و جیمی کانرز که استعداد شگفت انگیز و شخصیت های جالب آنها این ورزش را بسیار دیدنی می کرد، در اوج خود بود، در دهه 90، به دلیل کسالت آور بودن حتی بهترین بازیکنان، طرفداران خود را از دست داد. اما ظهور رادیک و بازیکنان زن که استعداد را با زیبایی ظاهری ترکیب می کردند - مانند ونوس و سرینا ویلیامز (11)، آنا کورنیکوا (12)، ماریا شاراپوا (13) - تنیس را دوباره به سر زبان ها بازگرداند.

لی هامیلتون (14)، مدیر عامل انجمن تنیس ایالات متحده می گوید، "بی شک، زنان در خط مقدم این حرکت قرار دارند. آیا جاذبه جنسی کمک کرده است؟ حتما... اما سعی خواهیم کرد که سلیقه ها را به شکلی منطقی حفظ کنیم."

اما در جهان عرب، تنیس همواره به عنوان یک ورزش فرعی مطرح بوده است. دلیل این مسئله بیش از هر چیز اقتصادی است. به دلیل عدم وجود زمین های عمومی، این ورزش تنها در دسترس آنهایی قرار دارد که پول کافی برای عضویت در یک باشگاه را داشته باشند - مانند خانواده الاینوعی.

الاینوعی می گوید، "در جهان عرب، بسیاری از افراد از بضاعت مالی کافی برای بازی تنیس محروم هستند. ما هم باید مانند ایالات متحده و فرانسه زمین های عمومی داشته باشیم. یکی از آرزوهای من این است که مراکش را پر از زمین های عمومی تنیس کنم تا بچه هایی که بضاعت مالی کافی برای عضویت در باشگاه ها و گرفتن مربی ندارند، بتوانند بازی و تمرین کنند. اما این به آینده مربوط می شود. فعلا مشغول رقابت هستم. هیچ بازیکن عربی تاکنون برنده یک رویداد چند جامی گرند اسلم نشده است. آرزوی من اول شدن است."

بهترین فرصت برای او دو سال پیش در مسابقات جام اپن استرالیا فراهم آمد. در رتبه بیست و دوم، الاینوعی با 33 اِیس، لیتون هیویت (15)، قهرمان محلی را در دور چهارم شکست داد. او سپس در مسابقه ای پنج ساعتی که فورا به یک اسطوره تبدیل شد، در مقابل رادیک قرار گرفت. این دو بازیکن در ست چهارم به امتیازات مساوی دست یافتند و بنا به مقررات این مسابقات، آنقدر بازی کردند تا یکی از بازیکنان برنده دو ست پی در پی شود. برنده معمولا پس از شش ست تعیین می شود اما اینجا وضعیت به گونه دیگری بود. با امتیاز 19-19، آنها راکت ها را به توپ جمع کن ها سپردند تا قدری استراحت کنند.

در ست سی نهم، بازی الاینوعی به تدریج رو به ضعف گذاشت. امتیاز نهایی به نفع رادیک، که برنده این مسابقه شد اینگونه بود: 4-6، 7-6، 4-6، 6-4، 21-19.

باد کالینز (16) مفسر تنیس مشهور در ایالات متحده این مسابقه را مشاهده کرد و در روزنامه بوستون گلوب (17) نوشت: "دو غریبه دیدار کردند تا در ورزشگاه لیور (18) شاهکار ورزشی خلق کنند."

الاینوعی هنوز به اندازه همان روز مسابقه تحت تاثیر قرار دارد. او گفت، "فضای به وجود آمده توسط تماشاچیان موجب شد تا ما از مرزهای توان خود عبور کنیم. از یافتن فرصت بازی در یک چنین مسابقه ای افتخار می کنم."

عملکرد او به تمام شک و شبهه ها پایان داد: الاینوعی بزرگ ترین بازیکن تنیس عرب در تاریخ است. اما موفقیت های دیگری هم در انتظار او بود، بخصوص در مسابقات گرند اسلم. شش ماه پس از ملبورن، او در یک بازی چهار ستی در ویمبل دن مغلوب آندره آقاسی شد. او سپس به مرحله یک چهارم نهایی مسابقات یو اس اپن راه یافت. او چهاردهمین بازیکن جهان شناخته و با ترکیب شخصیتی شاداب و تنیس پر هیجان به یکی از پر طرفدارترین بازیکنان این مسابقات مبدل شد.

مکنرو به خبرنگاران گفت، "ای کاش تمام بازیکنان به اندازه الاینوعی شور و ذوق به بازی می آوردند. ما به بازیکنان بیشتری مثل او نیاز داریم."

اما الاینوعی در هیچ جایی به اندازه کشور خود مشهور و محبوب نبود. او از پادشاه محمد ششم مدال طلایی که بالاترین افتخار ورزشی این کشور محسوب می شود دریافت کرد. باشگاه تنیس سلطنتی در شهر مراکش زمین اصلی خود را بنام او نام گذاری کرد. یکی از روزنامه های اصلی اقتصادی این کشور از خوانندگان خود خواست تا فرد مورد علاقه و الگوی خود را نام ببرند. نام الاینوعی در صدر این لیست و قبل از نام های نخست وزیر و هیچام الگروج (19)، ستاره دو و میدانی قرار گرفت.

کریم می گوید، "یونس موجب شد تا تنیس در کشور مراکش رواج پیدا کند. قبل از این، مردم در قهوه خانه ها فقط به تماشای مسابقات فوتبال می نشستند. اما یونس باعث شد تا مردم مسابقات تنیس را هم در قهوه خانه ها تماشا کنند."

اما الاینوعی، که به شش زبان تسلط دارد (عربی، انگلیسی، پرتغالی، فرانسوی، اسپانیایی، و ایتالیایی)، به قهرمان بودن رضایت نداد. او می خواست تنیس را ترویج دهد و به کودکان نیازمند کمک کند. او از سازمان های غیر دولتی که در زمینه کمک به فقرا تلاش می کنند دیدن کرد. او برای هر سرویس اِیسی که می زد، مبلغ 100 دلار به بنیاد محمد ششم اهدا می کرد (در مورد بازی خود در مقابل هیویت در استرالیا یعنی 3.300 دلار). بنا به درخواست پادشاه، او سنجاق زرد نشان بنیاد خیریه را به سینه خود می زد اما مسئولین تنیس آن را خلاف آئین نامه پوششی تشخیص داده و ممنوع کردند. این روزها، او و کریم در تلاش هستند تا برای بچه هایی که خانواده آنها بضاعت عضویت در باشگاه ها را ندارند کلاس های آموزشی برگزار کنند.

گرگ شارکو (20)، یکی از مسئولین تنیس ایالات متحده می گوید، "یونس سفیر جهانی بزرگی برای ورزش تنیس محسوب می شود. هر کجا که رفته، محبوب شده است. هواداران از تماشای بازی او لذت می برند چون می دانند او با تمام وجود بازی می کند. و در خارج از زمین بازی نیز، او برای کمک به کودکان فقیر فعالیت های زیادی می کند."

چالش پیش رو

در پاییز 2003، یعنی یک ماه پس از راه یابی به مرحله یک چهارم نهایی مسابقات یو اس اُپن، الاینوعی از یک سری مصدومیت جدید رنج برد. عارضه فاشئیت کف پا، یا آسیب دیدگی تاندون های کف پا، او را وادار به کناره گیری از مسابقات استرالیا کرد. و هشت ماه بعد که به زمین باز گشت، از ناحیه شانه مصدوم شد. او بخشی از دوره بازپروری خود را در کوه های مراکش، که دونده های کشور در آنجا تمرین می کنند گذراند، و بخش دیگر را در بارسلون با آن سُفی و سه فرزند خود.

او امسال بدون موفقیت خاصی در چهار رویداد، و از جمله مسابقات اُپن دوبی شرکت کرد. مصدومیت شانه سرویس های او را مختل کرده و به همین دلیل دیگر یک بازیکن تراز اول به حساب نمی آید. کریم اعتراف می کند، "او از زمان دریافت این مصدومیت ها تاکنون در رنج است."

الاینوعی اکنون 33 ساله است و با توجه به اینکه بازی را از سنین بالاتر آغاز کرد، گرفتار خستگی روانی ای که بسیاری از بازیکنان اروپایی، استرالیایی، و آمریکایی که از گهواره تنیس را آغاز می کنند مبتلا می شوند نشده است. اما مصدومیت های 33 ساله ها به سرعت 23 ساله ها بهبود نمی یابند.

آیا الاینوعی برای مسابقات فرنچ اُپن آماده خواهد بود؟ برای ویمبل دن چطور؟ آیا قدرت و اعتماد به نفسی که او را روزگاری به یکی از مطرح ترین بازیکنان مسابقات و بزرگترین بازیکن عرب مبدل ساخت، مجددا به دست خواهد آورد؟ کسی نمی داند.

شارکو می گوید، "اگر به خاطر مصدومیت ها نبود، کسی نمی دانست که الاینوعی به کجاها می رسید. اما حتی اگر الاینوعی برنده یک بازی دیگر هم نشود، جایگاه او در تاریخ محفوظ است.




1. Younes El Aynaoui
2. Jon Wilner
3. Andy Roddick
4. John McEnroe
5. Boumegien
6. Odette
7. Yannick Noah
8. Mats Wilander
9. Bollettieri Academy
10. Anne Sophie
11. Serena Williams
12. Anna Kournikova
13. Maria Sharapova
14. Lee Hamilton
15. Lleyton Hewitt
16. Bud Collins
17. Boston Globe
18. Laver Arena
19. Hicham El Guerrouj
20. Greg Sharko



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.