Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
عناوين
 
 

حکایت من - در خانه در دو دنیا

پدرم سوری مسلمان و مادرم اروپایی کاتولیک است. فرهنگ و دین و اعتقادات کاملا متفاوت این دو بینش وسیعی درباره زندگی به من داده است. در آمریکا با دین و فرهنگ و اعتقادات پدرم بزرگ شدم و این شرایط برای یک دختر جوان در یک جامعه غربی آسان به نظر نمی رسد. در آمریکا کسی که هرگز دوست پسر نداشته به نظر عجیب و غیر عادی می رسد. اما من مسئله ای نداشتم.



اینجا در آمریکا حق انتخاب دارید. می توانید نوع زندگی و دوستان خود را انتخاب کنید. در نهایت همه تصمیم ها با خود شماست. انتخاب من مسیر سنتی بود و همین اخیرا در سن 21 سالگی با مردی لبنانی ازدواج کردم. او را انتخاب کردم. و تا حد مرگ دوستش دارم. فکر می کنم ازدواج گام بزرگی در زندگی ام بود؛ به من احساس امنیتی می دهد که زنان در این سن شاید نداشته باشند. بعضی از آمریکایی ها شاید درک نکنند چرا کسی در سن من بخواهد ازدواج کند؛ اما در خاورمیانه، ازدواج برای زنان کم سن تر از من مسئله ای عادی است. همه فکر می کنند اگر زود ازدواج کنید دیگر نمی توانید از زندگی لذت ببرید و درستان را تمام کنید. اما به نظر من می توانید همه کار بکنید، و مورد احترام هم باشید.

در سن نوجوانی با پدر و مادرم به کشورهای زیادی رفتم. توانستم در جاهای زیبایی زندگی کنم و فرهنگ های مختلفی ببینم. مدتی در سوریه زندگی کردم و به مدرسه بین المللی رفتم. از زندگی در آنجا واقعا لذت بردم؛ زندگی ساده است و مردم... میهمان نوازی یک غریبه از شما در هیچ جا به اندازه خاورمیانه نیست. در آمریکا بیشتر مردم یک تازه آشنا را معمولا به خانه شان راه نمی دهند. اما در آنجا، وقتی با خانواده ای آشنا می شوید، آنها بدون توجه به اینکه از کجا آمده اید و چه دینی دارید شما را به خانه شان می برند و با احترام رفتار می کنند (و احتمالا مجبورتان می کنند آنقدر غذا بخورید تا نتوانید تکان بخورید).

در آن دوره عربی من کامل نبود. آخرین باری که به لبنان و سوریه رفتم سه سال پیش بود. هر بار که به آنجا می روم عوض شده است. لبنان مثل ساوث بیچ است. دوستان و فامیل های زیادی در لبنان دارم و محیط آنجا خیلی چند فرهنگی است. کسی که عربی صحبت نمی کند مشکلی نخواهد داشت چون بیشتر مردم نه تنها انگلیسی را روان صحبت می کنند، بلکه احتمالا چند کلمه عربی هم به شما یاد خواهند داد. خیلی سریع می توانید عبارت های مختلفی یاد بگیرید.

چندین سال قبل، وقتی در سوریه درس می خواندم، هر کسی انگلیسی صحبت نمی کرد. اما به من خیلی خوش گذشت. مردم خیلی صمیمی بودند و اصلا مهم نبود که حرف همدیگر را نمی فهمیم. من بچه بودم و برای خودم بازی می کردم و وقتی از اینکه نمی فهمیدم بچه های دیگر چه می گویند ناراحت می شدم خیلی از آنها کمک می کردند. اما بالاخره فهمیدم (و هیچ وقت نشد که در خرید کردن مشکل داشته باشم). اگر حق انتخاب داشته باشم، روزی برمی گردم و در آنجا زندگی می کنم؛ احتمالا در لبنان.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.