|
از تپه هاى شرقى كوههاى راكى به طرف غرب، تا سيرا نوادا در كاليفرنيا تا رشته كوههاى كسكيد در ساحل شمال غربى در مجاورت اقيانوس آرام و به داخل آلاسكا، اين بزرگترين منطقه در ايالات متحده است كه داراى جمعيتى پراكنده مى باشد( نقشه K۱۱:۲۸). جمعيت نسبى كم، خصوصيت ويژه و قابل شناسايى مهم اين منطقه است. در حقيقت ساير عناصر ناحيه اى در جغرافياى اين منطقه از تنوع زيادى برخوردارند. قسمت هايى از آن، زمين هاى ناهموارى است و فلات هايى در آن پراكنده اند، كه بسيارى از آنها از وسعت زيادى برخوردارند. بارندگى سالانه، از بيش از ۱۲۵ سانتى متر در شمال آيداهو تا كمتر از ۲۵ سانتى متر در دشت ها متغير است. جمعيت اين منطقه بيشتر اصليت اروپايى دارند، اگر چه مكزيكى الاصل ها و سرخ پوستانى هم به نسبتى قابل توجه در جنوب ساكنند. كشاورزى آبى و همين طور دامدارى در برخى از نواحى از اهميت برخوردار است، در حالى كه در ساير نقاط، چوب برى، توريسم و استخراج معادن اهميت بيشترى دارد.
بعضى از گيرا ترين و زيبا ترين مناظر آمريكا در اين سرزمين پهناور واقع شده اند. اثر انسان ها در اين منطقه، اگر چه از نظر محلى اهميت دارد، تا اندازه خيلى زيادى تحت الشعاع شكوه محيط طبيعى قرار گرفته است.
يك محيط سخت
آمريكايى هاى مقيم شرق اين كشور به يك سرزمين بدون پستى و بلندى عادت دارند كه نقاط مختلف آن به ندرت داراى اختلاف سطح مهمى است. جايى كه كوه وجود دارد، در بيشتر موارد اختلاف دامنه كوه تا قله بيش از ۱۰۰۰ متر نيست. در مقايسه با آن، تغييرات مهم در ارتفاع، ۱۰۰۰ متر يا بيشتر در منطقه داخلى غربى عادى است.
عامل دوم در جغرافياى طبيعى ناحيه، صعب العبور بودن آن است. بيشتر كوههاى شرق ايالات متحده به نظر گرد و شكل گرفته مى آيند، كوههاى غرب داراى سراشيب هاى تند و تقريبا" عمودى هستند و قله هاى آنها اغلب به صورت بريدگى هاى ناهموارى است كه به طرف آسمان سر برافراشته. اين تفاوت تا حدى به دليل قدمت آنهاست. بيشتر كوههاى غرب آمريكا، اگر چه نه همه آنها، بسيار جوانتر از ارتفاعات شرق اين كشور هستند. فرسايش، كه به نرم ساختن تدريجى سطح زمين منجر مى شود در زمان بسيار كمترى انجام شده است.
در خلال آخرين دوره تاريخ زمين شناسى يعنى پليستوسن فرسايش انجام شده توسط يخچال هاى كوهستانى سهم عمده اى در شكل دادن توپوگرافى منطقه داخلى غرب داشته است، و باقيمانده هاى يخچالى هنوز هم در بعضى از قسمت هاى اين ناحيه يافت مى شوند. اين يخچال هاى كوچك در كوههاى كنار اقيانوس آرام در جنوب آلاسكا بيش از همه وجود داشته اند و در جهت جنوب تا مركز كوههاى راكى در كلرادو و سيرا نوادا در كاليفرنيا نيز مشاهده مى شوند.
يخچال هاى بلند در ارتفاعات شكل گرفته و به تدريج، همزمان با افزايش حجم يخ، به طرف پائين براه مى افتند. يخ در حال حركت يك عامل پرقدرت فرسايش است. جايى كه عمل فرسايش براى مدتهاى طولانى ادامه داشته باشد، يك دره عميقU شكل ايجاد مى شود كه دو طرفش تقريبأ افقى بوده و كف آن نسبتأ صاف است. اگر دو يخچال در كنار هم حركت كنند، يك رشته تپه هاى باريك تشكيل مى شود كه علامت مشخصه آن قله هاى كوچك دندانه دار به نام خط الرأس است. دره يوسه ميتى در سيرا نوادا كه يك دره تقريبأ كلاسيك شكل داده شده توسط يخچال هاست و تقريبأ ۲ كيلومتر عمق دارد، مثالى از يخچال هاى مرتفع است كه شايد بيش از هر نقطه اى ديگر در منطقه جلب توجه كرده و شايد از لحاظ سوژه عكس بردارى مقام اول را داشته باشد.
بيشتر نقاط كم جمعيت داخلى را فلات ها اشغال كرده اند تا كوهها. شايد زيباترين قسمت اين منطقه فلات كلرادو در طول مركز رود كلرادو در يوتا و آريزونا است. اگر چه در بعضى نقاط تفاوتهاى مهمى در ارتفاع مشاهده مى شود، كف بيشتر اين منطقه از صخره هاى رسوبى داراى شيب ملايم تشكيل شده است. خصيصه هاى مهم چشم انداز منطقه نتيجه فرسايش توسط رودهاى به اصطلاح خارجى است كه از فلات مى گذرند و مهمترين آنها رود كلرادو و انشعابات آن است(اين اصطلاح از آن رو به كار مى رود كه همراه با آب يك چيز ناشناس ديگر- يا خارجى – را به داخل اين محيط خشك حمل مى كنند). در اين محيط رودخانه ها به سهولت عامل مهم فرسايشى محسوب مى شوند. بنابراين، هنگامى كه مشاهده مى كنيم در بيشتر فلات برجستگى مهمى وجود دارد، در كنار آن عمل فرسايشى فراوانى انجام شده كه محل آن عمدتأ درست در نزديكى رودخانه هاست. دره هايى كه به وجود آمده اند در زمره معروفترين مثال هاى مناظر طبيعى آمريكا هستند. در حقيقت دره گرند كنيون در كنار رود كلرادو در آريزونا يكى از معروفترين جاذبه هاى طبيعى كشور محسوب مى شود. در پارك ملى گرند كنيون، يك سلسله دره به وجود آمده كه در بعضى از جاها بيش از ۱۶ كيلومتر عرض دارد. علاوه بر آن، مقاومت هاى متفاوت صخره هاى قوى و ضعيف در اين لايه هاى رسوبى يك الگوى گوشه دار از برآمدگى ها و فرورفتگى ها ايجاد كرده كه جزو خصوصيات اين منطقه است.
محدوده اى كه اين ناحيه از كشور را در بر مى گيرد عبارت است از فلات كلرادو در جنوب، و در امتداد جنوب نيومكزيكو و آريزونا، از ناحيه غرب به داخل دث ولى Death Valley و صحراى موهاوى در كاليفرنيا در جهت شمال تا اورگون و آيداهو. اين ناحيه وسيع از يك سلسله كوههاى باريك تشكيل شده كه تعداد آنها به بيش از ۲۰۰ رشته مى رسد و جهت آنها تقريبأ شمالى- جنوبى است و معمولأ طول هيچ كدام بيشتر از ۱۲۰ كيلومتر نيست و قلل آنها بين ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ متر ارتفاع دارد كه از بين حدود ۸۰ حوزه رودخانه وسيع و صاف سر برآورده اند. شمال و غرب حوزه رودخانه كلرادو در بيشتر مناطق داراى زه كشى داخلى است، بدين معنى كه رودخانه ها از داخل خود منطقه سرچشمه گرفته و داخل همان ناحيه نيز ختم مى شود و به دريا دسترسى ندارد. يك نتيجه اين وضعيت آن است كه بيشتر اين منطقه مقادير زيادى از مواد رسوبى را دريافت كرده كه نتيجه فرسايش كوههاى اطراف آن است.
در طول دوره پليستوسن، قسمت هاى مهمى از اين منطقه را درياچه هايى پوشانده بود كه نتيجه آب و هوايى مرطوب تر و آب شدن يخ هاى ارتفاعات بود. بزرگترين آنها درياچه بنويل ۲۵،۰۰۰ كيلومتر مربع را در شمال يوتا مى پوشاند. بيشتر اين درياچه ها نا پديد شده اند يا اندازه آنها كاهش فراوان يافته است، زيرا رودهايى كه به آن مى ريزند وابسته به بارندگى سالانه كمترى هستند، و بسيارى از درياچه ها كه باقى مانده اند از قبيل درياچه پيراميد در نوادا يا گريت سالت ليك در يوتا بسيار شور هستند.
آب كه جريان مى يابد مقادير كمى از نمك هاى قابل حل را با خود به همراه مى برد و بنابراين دخالت كمى در شورى اقيانوس هاى دنيا دارد. اما بدان دليل كه درياچه هاى حوزه رودخانه ها و نزديك كوهها به اقيانوس راه ندارند غلظت نمكشان افزايش مى يابد. گريت سالت ليك كه حدود ۵،۰۰۰ كيلومتر مربع مساحت دارد باقى مانده درياچه بون ويل است و امروزه غلظت نمك آن از غلظت نمك آب اقيانوس بيشتر است.
شمال درياچه ها و منطقه كوهها، يعنى فلات كلمبيا نتيجه گردآمدن تدريجى گدازه هاى آتشفشانى است. اين جريان هاى مداوم كه كوههاى اطراف آنرا محاصره كرده اند، هر كدام به طور متوسط ۳ تا ۶ متر قطر دارند و در بعضى مناطق تا عمق ۶۵۰ مترى روى هم انباشته شده اند. در اين ناحيه چند كوه آتشفشانى كوچك وجود دارند اما خصوصيت اصلى فعاليت هاى آتشفشانى در اينجا جريان هاى وسيعى از مواد مذاب بوده اند. اينجا نيز، رودخانه ها اثر فرسايشى داشته و دره هاى عميق با ديوارهاى شيب دار بوجود آورده اند.
با چند فاصله، الگوى فلات هاى آبرفتى در جهت شمال و به داخل منطقه يوكان Yukon در ناحيه بين كوههاى راكى و بلندى هاى كنار اقيانوس آرام ادامه مى يابد. در مركز آلاسكا، حوزه زه كشى شده رودخانه يوكان، ناحيه بين رشته كوههاى آلاسكا و رشته كوههاى بروكس را در بر مى گيرد و مواد سطحى آن غالبأ صخره هاى رسوبى هستند.
در سراسر منطقه داخلى يك وابستگى قوى بين بارندگى و ارتفاع وجود دارد. منطقه كم ارتفاع عمومأ خشك است. معمولأ بيشتر ميزان بارندگى در تپه هاى ميانى كوهها وجود دارد. تقريبأ تمامى منطقه وابسته به آب سطحى رودخانه هاى خارجى است.
تركيب وضعيت جغرافيايى درجه حرارت و بارندگى به يك طبقه بندي(طرز انتشار) گياهى در سراسر منطقه كم جمعيت داخلى منجر مى شود كه به ارتفاع بستگى دارد و بسيار مشخص است. نقاطى كه ارتفاع آنها از همه كمتر است معمولأ از درختچه هاى صحرايى پوشيده شده اند كه مهمترين آنها در منه است. در نقاط خيلى جنوبى تر در اواخر تابستان به تدريج بارندگى افزايش مى يابد كه تركيب درمنه/ چمنزار را امكان پذير مى سازد. جاى ديگر يا اين تركيب در ارتفاعاتى بالاتر از محل درختچه هاى صحرايى يافت مى شود. در تپه هاى بالاتر از درمنه، يك خط درخت است كه از آن به بعد بارندگى براى تأمين رشد درخت كافى است. جنگل ها ابتدا يك تركيب انتقالى از علف و درخت هاى كوچك مانند كاج و سرو كوهى هستند. در ارتفاعات بيشتر، اين درخت ها به تركيب وسيع ترى از جنگل درخت هاى بزرگتر مثل كاج Ponderosa و كاج Lodge pole و صنوبر Douglas تبديل مى شود. اگر كوهها به اندازه كافى بلند باشند، درخت هاى كوچكتر از قبيل انواع صنوبر كوهى و سپس يك خط درخت دوم وجود دارند. از بالاى اين خط درخت بالايى تركيبى از بادهاى شديد و فصل كوتاه و سرد رشد، نمو درخت را غير ممكن مى سازند و درختان جاى خود را به توندرا (گلسنگ) مى دهند.
منطقه كم جمعيت داخلى، امكان مى دهد كه يك حيات وحش در حال توسعه در آن به وجود بيايد كه شامل گاوميش كوهان دار، گوزن امريكاى شمالى، بز كوهى شاخدار، خرس وحشى، آهوى دم سفيد و بوقلمون وحشى است.
اثر انسانى
در ايالت نوادا، سازمان هاى مختلف دولتى حدود ۹۰ درصد زمين ها را در كنترل خود دارند. اگر چه جاهاى ديگر اين درصد كمتر است، الگوى اصلى تسلط دولت در سراسر منطقه كم جمعيت داخلى غالب است.
تعجب آور نيست كه چنين مقدار وسيعى از زمين ها در دست دولت است. اين ناحيه و آلاسكا جزو آخرين مناطقى بود كه توسط عده زيادى از مردم اشغال شد، و برنامه هاى فدرال در مورد تقسيم زمين، كه به منظور تشويق فعاليت هاى كشاورزى صرف شده بود اينجا چندان ربطى پيدا نمى كرد، چرا كه قسمت كمى از اين ناحيه واقعأ ارزش كشاورزى داشت. اداره آمار ايالات متحده در سال ۱۸۹۰ پايان مهاجر نشينى در نقاط مرزى را اعلام كرد و اين زمانى بود كه بسيارى از بخش هاى منطقه داخلى غرب همچنان نا مسكون بود. همچنين زمانى كه منافع ديگر، از قبيل چوب برى يا معدن، تصاحب زمين هاى خصوصى بزرگترى را مطرح كرد، دولت فدرال برنامه هاى سابق را كه به موجب آن زمين را تقريبأ به صورت رايگان در اختيار مردم قرار مى داد مورد تجديد نظر قرار داد.
قسمت مهمى از مجموع سيستم پارك هاى ملى آمريكا، از جمله پارك هاى مشهورى از قبيل يلواستون Yellowstone، گليسير Glacier و گرند كنيون Grand Canyon، در منطقه داخلى غرب وجود دارند، اما پارك هاى ملى تنها يك قسمت كوچك از مجموع زمين هاى عمومى هستند. بزرگترين سهم از اين زمين ها دردست اداره مديريت زمين است كه قسمتى از وزارت داخله ايالت متحده محسوب مى شود و از اين اراضى استفاده هاى زيادى مى كند كه مهمترين آن به عنوان چراگاه است. اين اداره همچنين عامل اصلى در ساختن سيستم هاى آبيارى و بنا كردن سدهاى هيدروالكتريك در منطقه است.
سرويس جنگل دارى، كه قسمتى از وزارت كشاورزى ايالات متحده است، دومين زمين دار بزرگ فعال است. اين اداره به طور سنتى تاكيد داشته كه بر چرا و نيز قطع درختان نظارت كند و عوايد حاصله را در راههاى مختلف به مصرف برساند و كيفيت و كميت استفاده هاى تفريحى از زمين ها را افزايش داده است.
دو استفاده ديگر از قسمت هايى از منطقه كم جمعيت داخلى حرف زيادى درباره گذشته منطقه و رفتار آمريكا نسبت به كيفيت زمين و فايده آن دارد. اول، بعضى از بزرگترين محل هاى سكونت سرخ پوستان، وسيع ترين ميدان هاى بمباران و تير اندازى، و نيز تنها تاسيسات آزمايش بمب هسته اى در اينجا وجود دارند. جمعيت پراكنده است و تقاضاى استفاده از زمين براى مصارف ديگر چندان بالا نيست.
همانطور كه كشاورزان مرز نشين در دهه هاى آخر قرن نوزدهم به طرف غرب پيش مى رفتند، قسمت عمده بخش داخلى غرب را پشت سر گذاشتند. در حقيقت اگر به خاطر مواد معدنى، حمل و نقل و "كليساى عيسى مسيح قديسان دوره اخير" نبود، تا اوايل قرن بيستم، عمده قليلى اين منطقه را انتخاب مى كردند.
كليساى "قديسان دوره اخير" يا آن طور كه بيشتر معروف است، مورمون ها در سال ۱۸۳۰ در شمال ايالت نيويورك تاسيس شد. اين كليسا و پيروان آن، به خاطر آنچه كه باورهاى "غيرعادى" آنها تلقى مى شد، مرتبأ مورد حملات لفظى و فيزيكى قرار مى گرفتند. مورمون ها چند بار در جستجوى مكانى كه بتوانند به مذهب خود عمل كنند، به نقاط مختلف نقل مكان كردند. بسيارى از مورمون ها، و اغلب پياده، به غرب رانده شدند؛ جايى كه اميدوار بودند يك ايالت مستقل مورمون ايجاد كنند. محلى كه براى اقامت اوليه خود در غرب انتخاب كردند، دره واساچ بود كه بين كوههاى واساچ و گريت سالت ليك در شمال يوتا واقع شده كه بعدأ به شهر سالت ليك تبديل شد. اينجا به عنوان محلى براى شروع فعاليت هاى كشاورزى جاى مناسبى به نظر نمى رسيد. هوا خشك بود، درياچه شور و بى مصرف، و زمين اطراف سترون. مع الوصف مورمون ها به سرعت عمليات كشاورزى خود را آغاز كردند. به دنبال پيوستن تازه واردان كلنى هاى آنها گسترش يافت . نرخ بالاى زاد و ولد آنها نيز جمعيتشان را افزايش داد. روياى آنها تاسيس يك كشور مستقل به نام ديزرت Deseret بود كه از شمال به جايى كه اكنون اورگون و آيداهو است، و از سمت جنوب به لوس آنجلس در كاليفرنيا گسترش داشته باشد. جوامع مورمون در فاصله هاى هرچه دورتر از سالت ليك نيز تاسيس شد.
سرانجام اميد مورمون ها در تاسيس ديزرت به ناكامى منجر شد. با كشف طلا در كاليفرنيا و نوادا، نواحى آمريكايى نشين به داخل و ماوراى مناطق مورمون ها نيز گسترش يافت و يك بار ديگر مورمون ها خود را تحت اختيار ايالات متحده يافتند. ديزرت به تدريج بين شش ايالت مختلف تقسيم شد.
مورمون ها اولين آمريكايى هايى بودند كه با مسائل زندگى در قسمت داخلى غرب روبرو شدند، و توانستند بيشتر اين مسائل را محل كنند. هيچ كدام از مشكلات آنها مهمتر از مسئله آبيارى نبود. آمريكايى ها قبلأ به آبيارى وسيع احتياج نداشتند، و تكنيك ها و كنترل مركزى لازم براى جمع آورى و انتقال آب براى مصرف كنندگان بسيار زياد كشاورزى تقريبأ نا شناخته بود. مورمون ها در تپه هاى غربى كوههاى واساچ تعداد زيادى سد ساختند، و كيلومترها كانال آب مورد لزوم را در دره پائين به دست مصرف كنندگان مى رساند. امروزه نتيجه اين كوشش ها آن است كه بيشتر قسمت هاى دره با محصولات كشاورزى، درخت و چمن هاى سبز پوشيده شده است. اين كوشش هاى اوليه براى آبيارى در سطح بالا، آغاز رونق آبيارى در قسمت داخلى غرب بود.
نفوذ موثر مورمون ها در قسمت هاى داخلى غرب همچنان ادامه دارد. از حدود ۱۱ ميليون جمعيت منطقه، بيش از۱/۵ميليون آنها مورمون هستند.
ساختار پراكنده اقتصادی
آبيارى و كشاورزي: بيشتر جريان چند رود مهمتر در قسمت هاى كم جمعيت داخلى براى مصارف مختلف برگردانده شده كه مهمترين آنها آبيارى است. قانون احياى اراضى مصوب سال ۱۹۰۲، دولت فدرال را موظف كرد كه از ساختن سدها، كانال ها، و سرانجام سيستم هاى هيدروالكتريك براى ۱۷ ايالت غربى (به جز آلاسكا و هاوايي) حمايت كند. امروزه، بيش از۸۰ % آب حاصل از پروژه هاى مورد حمايت دولت فدرال، به مصرف آبيارى بيش از۴ ميليون هكتار زمين مى رسد. در حالى كه بيشتر اين زمين ها در كاليفرنيا است، مع الوصف پروژه هاى آبيارى بزرگى در سراسر منطقه وجود دارد.
آيداهو در دشت رودخانه اسنيك Snake، يك ميليون هكتار زمين آبى دارد و از اين لحاظ در منطقه در مقام اول قرار دارد. اين موضوع اين ايالت را قادر مى سازد كه در زمره توليد كنندگان اصلى سيب زمينى و چغندر قند قرار گيرد. كشت يونجه و گله دارى نيز در اينجا اهميت دارد. پروژه احياى اراضى دره كلمبيا، آبهاى فراوان رودخانه كلمبيا را كه پشت سد گراند كولى در مركز واشينگتن جمع شده دريافت مى كند. اين پروژه بيش از ۴۰۰،۰۰۰ هكتار زمين را آبيارى مى كند كه محصول آنها از جمله يونجه، چغندر قند و سيب زمينى است. از اولين دهه اى كه مورمون ها در دره واساچ مستقر شدند، آبيارى در اين دره توسعه كمى يافته است. اينجا حدود ۴۰۰،۰۰۰ هكتار زمين آبى عمدتأ به كشت چغندر قند و يونجه اختصاص يافته است. محصولات عمده گراند ولى، در طول رودخانه كلرادو در غرب مركز ايالت كلرادو بيشتر يونجه و سيب زمينى است، اگر چه ميوه هاى درختى، بخصوص هلو نيز اهميت دارند. در واشينگتن، شعبات رودخانه كلمبيا، به ويژه ياكيما و وناچى معروف ترين مناطق توليد سيب آمريكا را آبيارى مى كنند.
هر كدام از اين مناطق تعداد محدودى از محصولات را توليد مى كنند. فصل كوتاه رشد منطقه مانع آن است كه محصولاتى كه به فصل طولانى رشد نياز دارند توليد شوند. و بازار محلى نيز محدود است و نياز به لبنيات يا سبزى هاى تازه را به حداقل مى رساند.
مناطق جنوبى تر كه آبيارى مى شوند، اگر چه كمبود آب بر آنها تأثير گذاشته است، مع الوصف نسبت به نقاط شمالى يك امتياز مهم دارند و آن فصل خيلى طولانى تر رشد است. دره ايمپريال در كاليفرنيا، كه در هر سال بيش از ۳۰۰ روز آن دچار يخ بندان نيست، يكى از مناطق اصلى توليد محصولات كشاورزى آمريكا است. بيشتر كاهو، انگور، پنبه و يونجه آمريكا از اينجا تأمين مى شود. اين يونجه به مصرف تغذيه دامها مى رسد. تعداد دامهاى دره بيش از ۲۵۰،۰۰۰ راس است. اخيرأ در اينجا يك نيروگاه توليد برق تاسيس شده كه از كود فراوان دامها، براى سوخت استفاده مى كند. فصل رشد در اين ناحيه آن قدر طولانى است كه بتوان دو بار محصول برداشت كرد و البته اين موضوع جمع توليد را افزايش مى دهد.
دره كوچلا Coachella Valley در شمال سالتون سى در ايالت توليد كننده محصولاتى از قبيل خرما، انگور و گريپ فروت است. دره يوما در طول جنوب رودخانه كلرادو، توليد كننده پنبه، چغندر قند و پرتقال است. در دره سالت ريور، نزديك فينيكس در آريزونا، كاهوى زمستانى، پرتقال و پنبه جزو محصولات مهم هستند. آنهايى كه در جنوب به عمل مى آيند، برعكس محصولات شمال، با رقابت مستقيم كمى از جانب مراكز كشاورزى در بازارهاى عمده ايالات متحده روبرو هستند.
خدمات حمل و نقل: به علت آنكه در منطقه داخلى غرب ترافيك كمى وجود دارد، هدف اصلى مسئولين حمل و نقل آن بوده كه رفت و آمد در اين منطقه را تا آنجا كه امكان دارد سريع و كم هزينه ترتيب دهند. بدين دليل مسير بيشتر شاهراههاى اصلى و راه هاى آهن در اين ناحيه شرقى – غربى است و از مراكز شهرى غرب ميانه تا شهرهاى ساحل غربى كشيده شده است.
با وجود چنين طرحى در سيستم حمل و نقل، گستردگى اين منطقه ايجاد تاسيسات خدماتى زيادى را براى ترافيكى كه از آن عبور مى كند الزام آور مى سازد. بسيارى از شهرهاى منطقه در ابتدا به عنوان مراكزى براى ارائه خدمات و نظارت بر خطوط آهن به وجود آورد. اين مراكز، بدون توجه به آنكه در محل جمعيتى هست يا نه، در نقاطى به وجود آمد كه پرسنل راه آهن مورد نياز بودند. اگر چه از سالهاى آخر دهه ۱۹۴۰ به علت استفاده از نوآورى هاى تكنولوژى كارگران راه آهن كمترى در محل مورد نياز بودند، بجاى آنكه جمعيت اين مناطق بدان علت كاهش يابد، افزايش هم يافت. دليل آن چيزى نبود جز نياز براى كسانى كه به ترافيك كاميون ها و اتومبيل ها از طريق پمپ بنزين، تاسيسات تعمير اتومبيل، متل و رستوران خدمات ارائه ميدادند.
اگر چه خدمات حمل و نقل در اصل نفوذ زيادى روى رشد اوليه مراكز شهرى داشت، شهرهايى كه بيش از همه توسعه يافته اند از عوامل ديگر نيز بهره مند شده اند. براى مثال اسپاكين در واشينگتن، با جمعيتى بيش از ۳۵،۰۰۰ نفر به مركز اصلى "امپراتورى داخلى" واشينگتن تبديل شده است. آن ناحيه كه از نظر جغرافيايى تعريف شده و نيمى از پيرامون آن را رودخانه كلمبيا در مركز ايالت واشينگتن گرفته، از مدتها قبل محصولات كشاورزى مهمى داشته است. آلبوكرك در ايالت نيو مكزيكو با حدود ۵۰۰،۰۰۰ نفر جمعيت، از طريق مركزيت و قابليت دسترسى خود در ايالت، نقشى شبيه اسپاكين يافته است. فينيكس در اريزونا ابتدا به عنوان يك شهر كشاورزى رشد كرد. و هنگامى كه آمريكائيان براى محيط گرم و خشك آن به اين شهر هجوم آوردند، رونق گرفت. اين شهر به يك مركز بازنشستگى و نيز نقطه مورد توجه صنعت تبديل شده و صنايع آن از قبيل صنعت الكترونيك كه محصولات كوچك و گران بها توليد مى كنند، به ويژه در رشد اين شهر سهم داشته اند.
آگدن در ايالت يوتا يك مركز مهم راه آهن است و از همان ابتدا در ناحيه جزو مهمترين شهرهايى بود كه داراى چنين خصوصيتى هستند، اما به يك مركز مهم شهرى تبديل نشده است. اين نقطه تنها ۵۵در كيلومترى شمال سالت ليك است، و شهر اخير همچنان به عنوان مركز ايالت يوتا و مورمونيسم اعتبار خود را حفظ كرده است.
توريسم: تنوع و جاذبه هاى فوق العاده مناطق كم جمعيت داخلى هر سال ميليونها نفر توريست را به طرف خود مى كشاند. كسانى كه عازم بيشتر پارك هاى مهم هستند، ابتدا بايد از يك باريكه طولانى و زيبا عبور كنند كه در آن متل ها، اغذيه فروشى ها، فروشگاههاى سوغاتى، و ساير منابع محلى به تعداد زياد وجود دارد. علاوه بر آن فاصله بين جاذبه هاى توريستى معمولأ زياد است و ارائه خدمات در بسيارى از جاها مورد نياز است. هنگامى كه قمار خانه هاى ايالت نوادا را كه جنبه قانونى هم دارند به عنوان قسمتى از صنعت توريسم به حساب بياوريم، اثر كلى اين صنعت بر منطقه چشم گير تر خواهد بود.
چوب برى و دامپروري: صنايع دامپرورى و چوب برى براى دسترسى به بسيارى از مواد اصلى مورد نياز خود به زمين هاى دولتى وابسته هستند. زمين هايى كه سرويس جنگل دارى و اداره مديريت زمين در اختيار دارند، براى چراى دام در اختيار متقاضيان است، و بيشتر چوب برى هايى كه در سرزمين هاى كم جمعيت داخلى انجام مى شود، در اراضى متعلق به سرويس جنگل دارى است. سطوح توليد در هر هكتار هم براى محصولات دامپرورى و هم چوب برى، بخصوص هنگامى كه با زمين هاى بخش خصوصى مقايسه شود، نسبتأ پائين است.
يكى از دلايل عدم كفايت ظاهرى در اينجا پائين بودن كيفيت زمين است. در بسيارى از مناطق خشك تر، براى چراى قابل قبول دام در برابر هر رأس، ۴۰ هكتار زمين مورد نياز است. تنوع آب و هواى فصلى زياد در بيشتر اين ناحيه، آن را به يكى از معدود نقاط آمريكا تبديل كرده كه در آن حركت موسمى انجام مى شود- حركت موسمى چهارپايان عبارتست از انتقال دامها توسط كسانى كه مراقب آنها هستند به نقاط كم ارتفاع در زمستان و به چراگاههاى كوهستانى و علفزارها در تابستان. اين روش بخصوص در اقتصاد گوسفند دارى اهميت دارد. عده زيادى از ايالت باسك، كه چوپانان ماهر كوههاى پيرنه در اسپانيا و فرانسه بودند، به عنوان كارگران قراردادى به اين منطقه آمدند تا گله ها را اداره كنند. امروزه فرزندان آنها بخش مهمى از جمعيت چند ايالت، به خصوص نوادا را تشكيل مى دهند.
معادن: در اواخر قرن نوزدهم به فاصله كمى از مورمون ها ورود معدنچيان طلا نيز آغاز شد و آنها به دومين گروه بزرگ مهاجران منطقه تبديل شدند. كشف رگه طلاى كامستاك Comstock در نوادا باعث ظهور ويرجينيا سيتى شد كه جمعيت آن در زمان اوج خود در حدود سال ۱۸۷۰ به ۲۰،۰۰۰ نفر افزايش يافت اما با كاهش سنگ معدن با كيفيت بالا، تقريبأ ناپديد شد.
به دنبال كشف كامستاك و رونق معادن طلا و نقره جمعيت نوادا به سرعت افزايش يافت. پذيرش اين ايالت به داخل اتحاديه در سال ۱۸۶۴، يعنى مدتها قبل از ايالات همسايه آن، اين رشد را به حد اعلا رساند. تقليل بسيارى از اين منابع معدنى در اواخر قرن نوزدهم، باعث كاهش شديد در جمعيت نوادا شد و اين كاهش تا مدتها پس از آغاز قرن بيستم كاملأ جبران نشد. امروزه اقتصاد معدن در اين ايالت- يا هر قسمتى از مناطق داخلى غرب- اهميت چندانى ندارد، اگر چه بعضى از مراكز معدنى رها شده جزو جاذبه هاى مهم توريستى هستند.
امروزه مس مهمترين ماده معدنى منطقه است و مركز توليد آن آريزونا و يوتا است. معدن بزرگ و باز بينگهام، كه گفته مى شود وسيعترين حفره ساخت بشر در دنيا است، حدود ۸ ميليون تن مس توليد كرده است. از جمله مراكز ديگر توليد مس در آريزونا عبارتند از مارنسى در قسمت شرقى ايالت كه از همه مهمتر است و نيز سان مانوئل، گلوب، و بيس بى كه همه در جنوب قرار گرفته اند.
بيشتر سنگ مس استخراج شده در قسمت هاى كم جمعيت داخلى داراى عيار كم بوده و ميزان فلز آن زير ۵ % است. بنا برا ين بيشتر معادن در همان نزديكى داراى تاسيسات ذوب يا تغليظ هستند تا با كاهش شديد وزن آنچه استخراج شده، هزينه هاى حمل آنرا به حداقل برسانند. بنابراين تصفيه مس يكى از صنايع مهم محلى است.
پس از مس، قلع و روى از محصولات مهم منطقه هستند و با اين دو ماده اغلب چند ماده معدنى ديگر نيز در همان محل استخراج مى شوند. مثلأ معدن بات هيل در مونتانا، براى مدتها توليد كننده مهم قلع و روى و نيز مس بود. منطقه كوردالن Coeur d’Alene در شمال آيداهو توليد كننده طلا، نقره، سرب و روى است. ناحيه ليدويل در كلرادو علاوه بر اين چهار فلز داراى موليبدنيوم است كه در ساخت محصولات فولادى كاربرد دارد. در حقيقت سه چهارم مصرف موليبدنيوم دنيا از منطقه ليدويل تأمين مى شود. اكتشاف اورانيوم نيز در منطقه رواج داشته و امروزه يوتا و كلرادو، ايالت هاى مهم توليد كننده آن هستند. هر سال تقريبأ ۲۵ ميليون تن زغال سنگ نيز استخراج مى شود.
در هزاران كيلومتر مربعى كه محل تلاقى ايالت هاى يوتا، كلرادو و وايومينگ است، ذخيره هاى وسيع سنگ نفت گرين ريور قرار دارد. در دل اين صخره ها هزار ميليارد بشكه نفت موجود است كه بسيار بيش از تمامى ذخاير موجود شناخته شده دنيا است. اگر چه مشكلات عملياتى و محيط زيستى اينجا توسعه اين صنعت را فعلأ متوقف كرده است.
اين منابع معدنى نقش كمى در نگاهدارى يا افزايش توسعه شهرى داشته اند. شهر بات Butte در مينه سوتا با ۳۴ هزار نفر جمعيت در سال ۱۹۹۰، شايد بزرگترين شهر منطقه است كه همراه با معدن(مس) به عنوان پايه اصلى اقتصاد آن رشد كرده، مع الوصف از مدتها قبل يك مركز توسعه و تبديل فرآورده هاى كشاورزى نيز بوده است.
|