|
در سال ۱۹۶۱ يك جغرافى دان فرانسوى نتايج يك مطالعه وسيع از منطقه به شدت شهرى شمال شرقى ايالات متحده را منتشر كرد. پروفسور ژان گوتمنJean Gottmann ۲۰ سال در منطقه اى كه از جنوب نيو همپشاير New Hampshire و شمال ماساچوست تا واشينگتن دى سى را در بر مى گيرد ( نقشه۳ ۴۱ كيلو بايت) به تحقيق پرداخت. او بدين گونه استدلال كرد: اين "يك منطقه بسيار مخصوص" است و آن را ابر شهر ناميد.
ابر شهر در طول ساحل شمال شرقى ايالات متحده با پيوستن حومه هاى بزرگ و مستقل شهرى به يكديگر پديد آمد. همان طور كه جمعيت اين شهرها افزايش يافت، اثرات اين رشد به حلقه هاى اطراف شهرهاى كوچكتر منتقل شد. حومه هاى بزرگتر در اين حلقه ها خود به گسترش كلى فضاى شهرى كمك مى كردند حاشيه هاى خارجى حومه هاى بوجود آمد سرانجام با هم تداخل كرده و يك منطقه شهرى بسيار وسيع بوجود آورند.
تم غالب ابر شهر "شهر بودن" آن است. در مقياس هاى مختلف، خدمات شهرى به ميليون ها نفرى كه در اين ناحيه زندگى مى كنند عرضه مى شود، فرم هاى شهرى هرگز غالب نيستند. در اينجا ساختمان هاى ادارى و مسكونى، مغازه هاى كوچك و مراكز خريد عظيم، كارخانجات، پالايشگاه ها و مناطق مسكونى، پمپ هاى بنزين و دكه هاى همبرگر فروشى به تعداد هزاران واحد وجود دارد و نيز انبارهاى فراوانى كه براى نگهدارى موقت كالاهايى در نظر گرفته شده كه توسط كشتى، راه آهن و كاميون حمل شده – و همه اينها در طول منطقه اى است كه در طول يك مسير ۸۰۰ كيلومترى واقع شده است.
ابر شهر شامل فضاى سبز بسيارى نيز هست. برخى از آنها پارك ها يا زمين هاى ديگرى هستند كه براى تفريح در نظر گرفته شده؛ بيش از۳ ميليون هكتار زمين به كشاورزى اختصاص داده شده است.
با وجود خصوصيات مختلف ابر شهر، اين حضور فوق العاده خصوصيات شهرى آن است كه اين منطقه در ايالات متحده را چنان مهم كرده است.
در آمد متوسط سرانه بالاست و به نسبت جمعيت، تعداد بيشترى از ساكنان آن داراى مشاغل ادارى و تخصصى هستند. فعاليت هاى حمل و نقل و ارتباط آن بسيار است و اهميت فوق العاده اى دارد و علت آن تا حدى وضعيت ساحلى منطقه است.
تقريبأ ۴۰ در صد همه پروازهاى تجارتى بين المللى از مراكز ابر شهر به عنوان نقطه اصلى عزيمت خود استفاده مى كنند. و تقريبأ ۳۰ در صد تجارت صادراتى آمريكا از طريق شش بندر اصلى آن انجام مى شود.
موقعيت جغرافيايى ابر شهر
چرا اين منطقه بخصوص ايالات متحده چنين توسعه يافته است؟ هر موقع از يك جغرافى دان چنين سوالى را مى پرسند، معمولأ اولين جنبه اى كه او در نظر مى گيرد موقعيت آن است و در حقيقت در مورد ابر شهر موقعيت و وضعيت اين منطقه وسيع شهرى راهنمايى براى پيدايش و رشد آن است.
در يك طرح اجمالى از وضعيت اين منطقه بسيارى از خصوصيات آن به چشم مى خورند. اين منطقه قسمتى از ساحل را اشغال كرده و حاشيه هاى شرقى آن شبه جزيره هائى بسيار متراكم است كه در اقيانوس اطلس پيش رفته اند. در طول ساحل جزاير پراكنده اى وجود دارند كه بعضى از آنها آنقدر بزرگ هستند كه مى توانند احتياجات جوامعى را تأمين كنند. خليج ها و دهانه هاى رودخانه طورى به داخل زمين ها رخنه كرده و پيش رفته اند كه به همان نحو زمين به داخل اقيانوس پيشروى داشته است. اين نفوذ متقابل در خط ساحلى مساحت بيشترى از زمين را به اقيانوس نزديك كرده و بدين طريق نسبت به يك ساحل مستقيم تر فرصت هاى بزرگترى براى دسترسى به حمل و نقل آبى ارزان قيمت فراهم مى سازد.
بندر گاه هاى خوب نيز بايد وجود داشته باشد و ابر شهر به بهترين بندرگاه هاى طبيعى آمريكا دسترسى دارد. در طى آخرين يخبندان هاى قاره اى، نيمه شمالى ابر شهر از يخ پوشيده شده بود. هنگامى كه پوشش يخى شروع به ذوب شدن كرد، مسيرهاى رودخانه اى بزرگ تشكيل شد. قدرت فرسايشى رودخانه ها دشت صاف ساحلى را در مسير خود عميقأ گود كرد. همان طور كه سطح دريا بالا آمد، دره هاى رودخانه اى پست تر " غرق شدند" و دهانه هاى رود را به وجود آوردند و حاشيه اقيانوس به طرف داخل سرزمين ها پيش آمد. اين دره هاى رودخانه اى يخچالى بعضى از بندر گاه هايى را به وجود آوردند كه بعدأ در توسعه ابر شهر مفيد واقع شدند.
يكى ديگر از مساعدت هاى مهم هاى مهم دوران يخچالى در يك يا دو محل مشخص تر است. مقادير زيادى خاك، سنگ و ساير خرده ريزهايى كه توسط يخچال هاى در حال گسترش حمل مى شد، هنگامى كه جبهه يخى شروع به عقب نشينى كرد انباشته شد( كه مورين ناميده مى شود). يك سلسله برآمدگى ها هنگامى كه يخ عقب نشست درست در جنوب جايى كه اكنون ساحل كانكتيكت Connecticut است برجاى ماند. هنگامى كه سطح آب دريا بالا آمد اين مورين ها تبديل به يك جزيره شدند و توسط رسوبات اقيانوس سطح آن گسترش يافت. گرچه اين جزيره چنان پهن نبود كه بتوان آن را هيچ چيزى جز لانگ آيلند ناميد [ به معناى جزيره دراز يا طويل است].
لانگ آيلند Long Island كيفيت بندرگاه نيويورك را از دو جهت مهم افزايش داده است. اول نوار ساحلى قابل دسترس براى تسهيلات بندرى، كه در طول رودخانه هودسن eudsonH اهميت دارد، به نحو چشمگيرى افزايش يافته است. دوم هنگامى كه يك منطقه شهرى در طول يك بندر گاه بزرگ و كاملأ توسعه يافته گسترش مى يابد، اين رشد فضايى بيشتر را طلب مى كند. در برابر فرسايش "پالسيدز" پرچين ها محدود بود به غرب رودخانه، زمين مرغوب براى روبرو شدن با رشد شهرى منطقه نيويورك محدود بود به رودخانه هودسن در نيو جرسى New Jersey در محل باتلاق هاى موجدار و پشته مقاوم در برابر فرسايش "پالسيدز" در شرق هودسن تنها باريكه از خشكى وجود دارد، كه جزيره مانهاتان است. اما دورتر از "ايست ريور" لانگ آيلند قرار دارد، يك زمين صاف با مختصرى سراشيبى بدون باتلاق هاى مانع نيو جرسى. بخش هاى بروكلين و كوئينز در نيويورك ابتدا در كناره غربى لانگ آيلند توسعه يافتند و اين محل فضاى بسيار زيادى براى توسعه شهرى بعدى به طرف شرق عرضه كرد.
اگر چه ابر شهر داراى بندرگاه هاى طبيعى فراوان و درجه اولى است، خصوصيات ويژه محدود ديگرى وجود دارد كه چنان مثبت به توسعه اقتصادى منطقه كمك كرده باشد. آب و هوا فوق العاده ملايم نيست، اگر چه تابستان ها معمولأ به اندازه كافى طولانى است و بارندگى به آن اندازه است كه تكيه گاهى براى كشاورزى باشد نوع خاك ها متنوع است و خاك مناطق داخلى بالتيمور، مريلند و فيلادلفيا، پنسيلوانيا بهتر از اكثر خاك هايى است كه در نزديكى نيويورك وجود دارد.
خصوصيات عمومى جغرافيايى ابر شهر در جنوب نيويورك، مزاياى ديگرى براى زندگى شهرى عرضه مى كند. سفر به داخل كشور از ساحل اقيانوس اطلس، كه يك دشت ساحلى بسيار هموار است، جاى خود را به منطقه اى ناهموار و اغلب داراى تپه و ماهور مى دهد كه پيده مون نام دارد. تپه ماهورهاى نامنظم پيده مون به علت وجود صخره هاى بسيار قديمى و بسيار سخت است. اين سطح در برابر فرسايش مقاوم است و سطح پيده مون بالاتر از سطح دشت ساحلى است. بنابراين هر جا در پيده مون رودى جارى است، يك سرى جريان هاى تند آب و آبشار هاى كوچك در طول خطى كه مرز جغرافيايى طبيعى آن را دنبال مى كند جريان دارد – مرزى كه خط آبشار ناميده مى شود.
مهاجر نشين هاى اوليه خط آبشار را مانعى براى كشتيرانى يافتند اما مسلمأ يك منبع تأمين آب بود. سكونت گاه هاى مهاجرين در طول خط آبشار توسعه يافت مكان هايى كه تا حد امكان در داخل سرزمين ها بود اما هنوز به كشتيرانى اقيانوس دسترسى داشت. علاوه بر آن بدان علت كه خط آبشار اغلب در راس مسير كشتيرانى بود، كالاهايى كه وارد كشور مى شد يا آنهايى كه صادر مى شد، بايد در نقاطى در خط آبشار تخليه شود تا به يك وسيله حمل و نقل منتقل گردد. اين نقاط از جمله كالاهاى صادراتى كه از داخل كشور به ابتداى رودخانه محل كشتى رانى منتقل مى شدند درآمد حاصل مى كردند. در بسيارى از اوقات، مراحل توليد نيز در اينجا وجود داشت.
اين قسمت از آمريكاى شمالى همچنين بر سر راه يا با فاصله كمى از نزديك ترين راه دريايى بين اروپا و مزارع توليدى مستعمرات درياى كارائيب و آمريكاى جنوبى بود و اين موضوع حداقل در مورد كسانى كه به موطن خود باز مى گشتند صادق بود. بنا براين بنادرى كه بعدأ ابر شهر در اطراف آنها توسعه يافت نقاط توقف مناسبى بود كه به طور فعال تجارت دريايى كه در قرون هجدهم و نوزدهم به سرعت گسترش يافت كمك مى كرد.
عامل ديگر حائز اهميت در اين رشد، موقعيت جغرافيايى شهرهاى اصلى نسبت به داخل كشور بود. فيلادلفيا و بالتيمور به اين دليل به سرعت رشد كردند كه هر كدام نقطه مركزى يك منطقه كشاورزى نسبتأ بزرگ و حائز اهميت بود. راه هاى دستيابى به مناطق داخلى همان اوائل بوجود آمد و همين مسئله به رشد فعاليت هاى تجارتى اين شهر ها كمك كرد.
از بو ستون به طرف خارج از كشور، زمين ها بيش از حد پوك و صخره اى بودند (و هستند)، و اين منطقه براى كشاورزى خوب، بيش از حد نا هموار بود. اما تپه هاى نيو انگلند را جنگل هاى كاج و درختان سخت چوب پوشانده بود كه براى ساختن كشتى تقريبأ ايده آل بود. يك منطقه قابل دسترسى ديگر نيز كناره هاى ساحلى نيو انگلند و قسمت هاى دورتر جنوبى خليج چيزاپيك بود كه از نظر وفور ماهى بسيار مطلوب، و ميزان صيد خيلى بالا بود.
اگر چه اهميت قابليت دسترسى در برآورد وضعيت يك شهر، در مورد نيويورك بيش از همه هويدا است زيرا امتياز اصلى آن موقعيت اين شهر است كه در آغاز بهترين راه طبيعى قرار گرفته كه به كوه هاى آپالاش ختم مى شود. شبكه رود هودسون- موهاك، كه بعدأ توسط كانال ايرى، خطوط راه آهن و شاهراه ها تقويت شد و اهميت آن افزايش يافت، دسترسى به گريت ليكز و از آنجا به غرب را تأمين مى كند كه اين به نوبه خود راه دسترسى به مناطق وسيع داخل كشور است. همانطور كه ايجاد مناطق مهاجر نشين و نيز فعاليت هاى اقتصادى در دشت هاى داخلى افزايش يافت، مقادير فراوانى از كالاهاى توليدى به قطب هاى شهرى ابر شهر حمل شد. شهرى كه بيش از همه از اين تجارت رو به گسترش سود برد همان محلى بود كه به بزرگترين راه طبيعى به داخل كشور دسترسى داشت: نيويورك.
در طول دوران مستعمراتى آمريكا، به همان نسبت كه تجارت بين اروپا، منطقه كارائيب، و سرزمين هاى داخلى آمريكا گسترش يافت، كارخانجات كوچك در شهرهاى بندرى بزرگ تر، از بالتيمور به طرف شمال، ظاهر شدند. هم زمان با رشد صنعت در مناطق شهرى، تقاضا براى نيروى كار افزايش يافت و مهاجران را از شمال غربى اروپا جذب كرد و نيز تعداد زيادى از كارگران كشاورزى به اين بخش جذب شدند كه نتيجه آن افزايش زياد جمعيت در اين شهرها بود. بانك ها و ساير موسسات اقتصادى از سرمايه گذارى در كارخانجات محلى و كشتى سازى حمايت مى كردند. فعاليت هاى خدماتى، مشاغل عمده و خرده فروشى، مراكز اطلاعاتى و كنترل، رشد كردند و باعث گسترش بيشتر شهر ها شدند، و در اين ميان بيشترين رشد نصيب نيويورك، فيلادلفيا، بوستون و بالتيمور شد.
غير عادى ترين موضوع در مورد اين منطقه اين حقيقت نيست كه اين شهرها رشد كرده اند بلكه آن است كه چهار شهر به اين بزرگي(كه بعدأ با اضافه شدن واشينگتن به ۵ شهر افزايش يافت) آنقدر نزديك هم بودند و هنوز هم به رشد خود ادامه مى دادند. البته وضعيت واشينگتن فرق مى كند. زيرا اگر چه اين شهر نيز روى خط آبشار قرار گرفته، رشد آن مستقيمأ نتيجه گسترش ساختار دولت ملى است. چهار شهر ديگر، همراه با بسيارى از شهر هاى ديگر در محور شهرهاى بسيار بزرگ وابستگى خيلى زيادى به اوضاع اقتصادى داشتند. در خلال قرن نوزدهم رشد ملى آن قدر عظيم بود، و ارتباط بين مناطق داخلى و اين چهار بندر آن قدر اهميت داشت كه هيچ كدام از اين چهار بندر قادر نبود سيل كالاهايى را كه به سوى همسايگان و رقباى خود جارى بود به تنهايى جذب كند. در آغاز قرن بيستم مجموع منابع اقتصادى اين چهار شهر در داخل مملكت به يك مقياس قاره اى رسيده بود.
محيط طبيعى شهر ها
در سراسر ابر شهر، اين فرم ها و عمل كرد هاى شهرى است كه مهمترين عامل منطقه اى يك پارچگى اين ناحيه است. ساختمان هاى بلند، خيابان هاى شلوغ، خانه سازى هاى متراكم و واحدهاى صنعتى با يك سلسله فعاليت هاى فرهنگى - تاتر ها، اركسترهاى سمفونيك، موزه هاى هنرى و كتابخانه هاى بزرگ - همراه هستند. گاهى نيز چيزهايى به قهقرا مى رود: ساختمان هاى رو به ويرانى، ترافيك شديد در خيابان ها و آلودگى هوا. همه اينها و عوامل ديگر در مناطق قابل اهميت در ابر شهر حضور دارند.
اين خصوصيات در بيشتر شهرهاى بزرگ دنيا نيز يافت مى شوند. آن چه كه ابر شهر را از آنها متمايز مى كند آن است كه خصوصيات شهرى در اين منطقه از خود شهر هاى اصلى آن چنان گسترش يافته كه اين مناطق به تدريج در هم ادغام شده و حالت يكپارچه به خود گرفته اند. بدين طريق ابر شهر تبديل به يك نوع آزمايشگاه عظيم شده كه در آن شكل گيرى الگوهاى به شدت شهرى و خصوصيات ويژه مسائل اين مناطق را مى توان در مقياسى بسيار وسيع مشاهده كرد.
جمعيت نسبى در ابر شهر بالاست، به طورى كه در سال ۱۹۸۷ به طور متوسط به ۳۰۵ نفر در هر كيلومتر مربع مى رسيد. البته برخى از بخش هاى محيطى آن جمعيت هايى دارند كه تراكم آن تنها به ۱۰ تا ۲۰ درصد جمعيت نسبى كل محل مى رسد. تراكم اقامت با نزديك شدن به شهر افزايش مى يابد و نزديك مركز شهر به حداكثر مى رسد. مثلأ در نيويورك در سال ۱۹۸۷ به طور متوسط تراكم جمعيت به ۲۲۶ نفر در هر هكتار مى رسيد كه معادل بيش از ۲۲۶۶۰ نفر در هر كيلومتر مربع است.
با اين الگوى فشردگى جمعيت، سازمان هاى شهرى داراى چه خصوصيات ديگرى هستند؟ اساسأ شهر هاى مدرن نتيجه پيامد هاى فعاليت هاى اقتصادى در محل هستند. هنگاميكه كسى تصميم مى گيرد به داخل شهر نقل مكان كند يا حرفه اى را در داخل آن جا به جا كند، امتيازهاى اقتصادى اين انتخاب است كه در اخذ اين تصميم نقشى اساسى دارد. اين امتياز ها آن قدر فراگير هستند كه تعداد زيادى از مردم در فاصله بسيار نزديكى از هم زندگى مى كنند و اغلب اين فاصله نزديك تر از آن چيزى است كه ترجيح مى دادند و براى بهره مندى در منافعى كه در اين راه عايدشان مى شود عواقب منفى بسيارى را تحمل مى كنند.
اگر چه عده روز افزونى از شهرنشينان مضرات زندگى شهرى را با نقل مكان به محلاتى كه در مركز شهر قرار ندارد به حداقل رسانده اند. عده ديگرى حتى دورتر از آن هم رفته حومه هاى شهر را ترجيح مى دهند. هر روز از شهرهاى كوچك، جايى كه قبلأ خانه هاى مخصوص ايام تعطيل بوده و اكنون تبديل به سكونت گاه هاى دائمى شده، و نيز از مناطق غير شهرى، عده زيادى براى رفتن به سر كار، راهى طولانى را طى مى كنند. اما اين پراكندگى جمعيت مضرات زندگى انبوه و به اصطلاح خوشه اى را كاملأ از بين نبرده است بلكه تنها دامن گير جمعيتى شده كه هنوز با آن مواجه هستند. اين مسئله يعنى زندگى در بيرون از شهر، همچنين محل هاى كار را براى مردمى كه در منطقه زندگى مى كنند پراكنده ساخته است؛ در حال حاضر نسبت به سابق درصد كمترى از جمعيت براى كار كردن مجبور است به مركز شهر برود.
عنصر اصلى در چشم انداز زندگى شهرى اثر متقابل است. به طور كلى بهاى جا به جا كردن يك شيء با فاصله اى كه بايد حمل شود نسبت مستقيم دارد. بنا برا ين فعاليت ها در شهر ها متمركز مى شوند تا مخارج حمل و نقل به حداقل برسد. اهميت توانايى جا به جايى از يك نقطه به نقطه ديگر در مناطق شهرى از نسبت بالاى زمين هايى كه به اين كار اختصاص داده شده هويدا است. خطوط اثر متقابل براى جا به جايى انسان ها، در خيابان ها، راه آهن هاى زير زمينى، پل ها، تونل ها، پياده رو ها و پاركينگ ها قابل مشاهده است. در شهر هاى قديمى تر مانند آنهايى كه در ابر شهر وجود دارند، مركز تجارتى شهر( داون تاون) هنگامى ساخته شد كه مسافرت پياده يا با كالسكه انجام مى گرفت؛ بنا بر اين در اين شهر ها تنها ۳۵ % مناطق مركزى به تسهيلاتى اختصاص يافته كه در خدمت اين اثرات متقابل است. در شهر هاى جديد تر، كه پس از ظهور صنعت اتومبيل سازى توسعه فراوان يافت، اين نسبت بسيار بالاتر است.
ساير فرم هاى اثر متقابل شايد به همان اندازه اهميت دارد گرچه كمتر به چشم مى آيد. جا به جايى آسان اطلاعات و ايده ها در شهرها، از حمايت گسترده سيستم هاى فوق العاده توسعه يافته تلفنى، تلگرافى، كامپيوترى و ساير سيستم هاى ارتباطى برخوردار است. ۹۰ سال قبل مناطق تجارتى مركزى همه شهر هاى بزرگ را شبكه هاى تار عنكبوتى خطوط تلفنى پوشانده بود كه گوياى فشردگى تقاضا در بخش ارتباطات بود؛ امروزه خطوط تلفنى در كابل هايى پيچيده شده اند كه زير زمين قرار دارند.
شايد انگيزه اصلى براى اثر متقابل جدايى جغرافيايى عرضه و تقاضا است. از نظر اقتصادى، اگر كالا يا خدماتى در محلى مورد نياز است و در دسترس نيست، آن كالا يا خدمات بايد از منطقه ديگرى تأمين شود. در نتيجه ممكن است اثر متقابل پديد آيد.
همه اين پيچيدگى ها در يك چشم انداز شهرى امرى واضح است. در يك منطقه نسبتأ كوچك انواع و اقسام فعاليت ها در مقياسى وسيع جريان دارد. لازم است كه بعضى از فعاليت ها گرداگرد هم باشند، در حاليكه بقيه در سراسر منطقه پراكنده هستند. از آنجايى كه در شهر فعاليت هاى گوناگونى انجام مى شود، اثرات متقابل بين مشاغل مختلف در حوزه هاى مختلف يا در بين خود آن مشاغل شدت مى گيرد. هنگامى كه اين فعاليت ها ترسيم مى شوند، نتيجه استفاده از زمين در مقياسى وسيع و به صورتى پيچيده است.
تمركز جمعيت و فعاليت هاى شهرى مستلزم حمايت از طرف سازمان هاى مختلف نيز هست. اين خدمات عمومى كه به طور سنتى توسط ادارات دولتى سازمان يافته و عمل مى كنند، از يك نگاه اقتصادى تنها به طور غير مستقيم سازنده و مولد هستند، اما براى عملكرد تجارت و صنعت لازمند.
علاوه بر خدماتى از قبيل تأمين آب، برق و جمع آورى فاضلاب و زباله، شهر دارى ها نيروى پليس و آتش نشانى، ساختن و اداره كردن تسهيلات حمل و نقل عمومى، بهداشت، گردآورى آمارهاى جمعيتى حياتى و فراهم ساختن امكانات آموزشى و غيره را تأمين مى كنند.
اين خدمات در شهر هاى بزرگ آن قدر فراگير هستند كه ساختار هاى دولتى عظيمى براى اداره آنها به وجود آمده است. يك مثال براى نشان دادن حداكثر ميزان اين دخالت شهر نيويورك و حومه آن است. در سال ۱۹۸۲ بيش از۱۵۵۰ سازمان اجرايى در اين شهر فعاليت مى كردند.
معهذا هنوز هم يكى از اجزاى لازم در چشم انداز شهرى قابليت دسترسى است. دسترسى آسان بين بيشتر قسمت هاى يك منطقه شهرى، هميشه در برنامه ريزى و ساخت مناطق شهرى موضوع اصلى مورد توجه نبوده است. مثلأ نقشه اصلى خيابان هاى بيشتر شهرها در ابر شهر اقتباسى بوده از الگوى شبكه هاى ساده و مستطيلى كه در قرون هفدهم و هجدهم عموميت داشت.
هنگامى كه اين شهرها توسعه يافتند، دسترسى ناكافى به خدمات و امكانات مختلف از طريق اين خيابانها مشخص شد. مثلأ يك شبكه مستطيلى، داراى چهار راه هاى متعدد با زاويه قائمه بود. بدان دليل كه در هر چهار راه ترافيك قطع مى شود، وقتى حجم ترافيك زياد تر باشد زمان توقف در هر چهار راه بيشتر طول مى كشد. در سال۱۹۰۰ بالتيمور و بوستون هر كدام بيش از۵۰۰،۰۰۰ نفر جمعيت داشتند و جمعيت فيلادلفيا به حدود ۱/۳ ميليون و نيويورك به حدود ۳/۵ ميليون نفر رسيده بود. آن زمان اثر اصلى اتومبيل هنوز آشكار نشده نبود، اما هنوز هم در مراكز شهرى راه بندان هاى شديدى وجود داشت.
با آغاز سال هاى دهه ۱۹۵۰ تغييراتى روى داد كه به گسترش سريع شهرها و افزايش استفاده از اتومبيل منجر شد. نسبت روز افزونى از نيروى كار شهرها به مسافت هاى دورى در خارج از شهر و مناطق مسكونى پرجمعيت نقل مكان كردند كه دسترسى به آنها براى سيستم هاى حمل و نقل عمومى به صرفه نبود. از نظر اقتصادى سرعت و قابليت انعطاف حمل و نقل با كاميون بهتر از استفاده از راه آهن براى مسافت هاى كوتاه و انتقال بار به وسائل حمل و نقل جاده اى بود. جواب برنامه ريزان ترافيك توصيه ساختن شاهراه هاى كمربندى و نيز اتوبان هايى بود كه همه گونه وسايل نقليه به آن دسترسى نداشتند تا بدين طريق وسايل نقليه محلى از آنهايى كه شهر را دور مى زنند و به راه خود ادامه مى دهند جدا شوند. اين تغييرات كه تا حدى موفق بود، به اضافه اقدامات ديگر، به افزايش تقاضا براى دسترسى به مركز شهر، ارتباط بين مركز و حومه و سرانجام بين بخش هاى مختلف حومه منجر شد. بدين طريق الگوى كامل قابليت دسترسى دچار پيچيدگى شده و اداره آن با مشكلات جديدى روبرو شد.
همه اين عوامل نشان دهنده يكى از اجزاى مهم چشم انداز شهرى است و آن تغيير است. هر سال دهها هزار نفر ساكن جديد وارد شهرهاى بزرگ مانند فيلادلفيا يا نيويورك مى شوند و حتى تعداد بيشترى آنجا را ترك مى كنند، كه برخى به شهر هاى دوردست رفته و بعضى فقط به حومه شهر نقل مكان مى كنند. ساختمان هايى ويران مى شوند و ساختمان هاى جديدى بنا مى گردند. الگوى خيابان ها و نيز عملكردها دستخوش تغيير مى گردد و سيل مردم، كالاها و ايده ها براى تطبيق با اين الگوهاى جديد تغيير مى كنند.
اين تغييرات را نيز مى توان در بسيارى از مناطق مهم آمريكا مشاهده كرد، اما آنها به طرقى به وجود آورنده واقعى ابر شهر بوده اند.
تغيير الگوها در ابر شهر
شايد ريشه اى ترين و تأثير گذار ترين تغيير در۴۰ سال گذشته، گسترش بسيار وسيع مساحت شهر هاى بزرگ بوده است. به وضوح مشخص است كه جمعيت نيويورك بزرگ خود تا چه مسافت هايى رسيده اند، اما مناطق بوستون، فيلادلفيا، بالتيمور و واشينگتن نيز رشد فوق العاده اى داشته است. نيويورك از همان ابتدا هم صاحب بيشترين جمعيت و هم داراى گسترده ترين فعاليت هاى اقتصادى بود، اما سه شهر بندرى ديگر نيز داراى زمينه هاى محكمى براى رشد بودند. در همان زمان، دولت فدرال فعاليت هاى خود را به سرعت گسترش داد. ناحيه كلمبيا (واشينگتن و ناحيه كلمبيا در هم ادغام شده اند) ديگر قادر نبود بيش از آن جمعيت خدماتى شهرى را جذب كند و افراد روز افزونى براى تهيه غذا، پوشاك و خدمات خود آنها مورد نياز بود. توسعه شهرى باعث شد كه جمعيت به ايالت هاى همسايه يعنى ويرجينيا و مريلند سرازير شوند.
پراكندگى جمعيت شهرى در مسافت هاى دور از محدوده شهرها، روى فعاليت هاى شهرى ابر شهر يك تأثير قوى نيز داشت. هنگامى كه جمعيت هاى شهرى افزايش يافت، لازم بود تعداد بيشترى از مردم با آن مواد غذايى تغذيه شوند كه از مناطق غير شهرى حمل مى شد. دهها ميليون جمعيت ابر شهر مصرف كننده مواد كشاورزى فراوانى هستند كه از سراسر آمريكا و نقاط ديگر مى آيد. اگر چه صاحبان بسيارى از آن زمين هاى كشاورزى و باغدارى نزديك شهرها بدين تصميم رسيدند كه تخصص خود را روى غذا ها و محصولاتى بگذارند كه قيمت آن بالاتر است و زودتر فاسد مى شود. محصولات لبنى، گوجه، كاهو، سيب و انواع محصولات پرمصرف كه به نام "محصولات سفره" معروف هستند در بخش هاى غير شهرى ابر شهر جزو اقلام درجه اول درآمدند.
همچنين همان طور كه حاشيه هاى مناطق شهرى توسط خانه سازى فشرده و فعاليت هاى شديد اقتصادى بيش از پيش اشغال مى شد، قيمت زمين افزايش مى يافت. يك مزرعه ۶۰ هكتارى كه چند دهه قبل ۲۰ هزار دلار قيمت داشت و به عنوان زمين كشاورزى به فروش مى رسيد اكنون توسط يك بساز و بفروش به مبلغ يك ميليون دلار خريدارى مى شود. خود آن شخص سازنده نيز به نوبه خود مى تواند اين زمين را از جمله به ۲۵۰ قطعه دويست متر مربعى تقسيم كرده و پس از خيابان كشى و تأمين آب و برق آن هر قطعه را به ۲۵ هزار دلار يا در مجموع به ۶،۲۵۰،۰۰۰ دلار بفروشد.
حتى اگر يك خانواده كشاورز در برابر سود آور بودن چنين معامله اى مقاومت مى كرد، همان زمان كه مناطق مجاور براى فعاليت هاى شهرى مورد استفاده قرار مى گرفت ماليات هاى زمين به شدت افزايش مى يافت و به سطح مناطق شهرى مى رسيد. تا زمانى كه قوانين كنترل زمين به تصويب رسيد كه زمين را همچنان براى كشاورزى حفظ كند، تنها راهى كه براى خانواده باقى مانده بود كه همچنان به حرفه خود ادامه دهد دنبال كردن توليد انبوه محصولات كشاورزى با ارزش بود.
گسترش مناطق شهرى و تغييرات مشابه آن در فعاليت هاى كشاورزى در ابر شهر باعث شد كه دسترسى به خدمات در بين نقاط مختلف شهرى با اشكال مواجه شود. از همان اوايل جريان هاى شديد ترافيك بين شهرهاى ابر شهر به وجود آمد. هنگامى كه اشخاص شاغل در شهرهاى بزرگ به كار اشتغال داشتند، محل سكونت خود را تغيير دادند، بسيار طبيعى بود كه درصد بالايى از آنها مكانى را براى زندگى انتخاب كنند كه به راحتى بتوانند به محل كار خود دسترسى داشته باشند. شاهراه هاى كمر بندى، و در مقياسى كوچك تر خطوط آهن و جاده هاى اصلى بين شهرى به محل هايى تبديل شدند كه جمعيت ابتدا نزديك آنها بود و سپس به مناطق دورتر پراكنده شد. در نتيجه اولين مناطقى در حومه شهرها كه در هم ادغام شدند اين محل هاى ارتباطى بين شهرى بود و تقاضاى روز افزون براى قابليت هاى دسترسى باعث شد كه تسهيلات مسافرت بين شهرى باز هم بهترى به وجود آيد و تاسيسات لازم ساخته شود.
همان طور كه جمعيت هاى مناطق جدا از هم شهرى رشد كرد، تركيب اين جمعيت ها نيز تغيير يافت. قبل از سال ۱۹۱۰، شهرهاى ابر شهر تعداد فراوانى از مهاجران اروپايى را به خود جذب كرد. اين مهاجران از طريق يكى دو بندر بزرگ ابر شهر وارد مى شدند كه معمولأ نيويورك بود. آنهايى كه به سفر خود به سمت غرب و مناطق كشاورزى يا مراكز شهرى غرب ميانه و گريت پلينز ادامه نمى دادند، در محلات پرجمعيت داخل شهرهاى ابر شهر ساكن مى شدند و معمولأ هر مليتى براى خود جامعه اى تشكيل مى داد.
هنگامى كه جنگ جهانى اول در اروپا آغاز شد، جريان مهاجران متوقف گرديد و يك موج جديد مهاجرتى در داخل خود ابر شهر شروع شد. آن چه كه اول يك جريان بسيار باريك مهاجرتى سياهان از ايالت هاى جنوبى بود، به تدريج شروع به رشد كرد و افزايش يافت. مهاجران سياه پوست و گروه هايى از سفيد پوستان شهر نشين از داخل منطقه از الگوى اسكان مورد استفاده گروه هاى مهاجرتى اروپا تقليد كرده و همان جريان را تكرار كردند. بيشتر سياه پوستان در داخل شهرها و مناطقى مستقر شدند كه قبلأ جمعيت هاى كوچك سياه پوست در آنها ساكن شده بودند.
با ادامه مهاجرت سياه پوستان در خلال قرن نوزدهم، فشردگى جمعيت افزايش يافت و باعث شد كه نقاط مسكونى نسبت به مناطق اصلى و مركزى گسترش يافته و از آن دور شود. اغلب، پس از دهها سال افزايش جمعيت در داخل يك شهر، فشردگى جمعيت سياهان در مناطق بيرونى سياه پوست نشين نيز افزايش مى يافت.
در خلال سال هاى اخير دو تغيير مهم و دو جنبه كاملأ جديد در زندگى شهر نشينى پيش آمده است – تغييرى كه از نظر وسعت مى تواند جنبه ملى داشته باشد و بيش از هرجا در بزرگترين و قديمى ترين شهرها از قبيل بنادر ابر شهر به چشم مى آيد.
اول آنكه در خلال سال هاى آخر دهه ۱۹۶۰، براى اولين بار در تاريخ ايالات متحده، مردم نقل مكان از شهرهاى بزرگ – هم خود شهر مركزى و هم حومه هاى آن – را آغاز كردند و تعداد كسانى كه از اين شهرها كوچ كردند بيش از كسانى بود كه براى سكونت وارد مى شدند. شهرهاى كوچك و شهرك ها و مناطق روستايى بين آنها به طور كلى جاهايى بوده اند كه پذيراى اين تغيير جمعيتى شده اند.
دوم، در نقاط مختلف مناطق شهرى ساخت آسمان خراشهاى ادارى به صورت مجتمع رونق فراوان يافته است. از اواسط دهه ۱۹۷۰ظهور آسمان خراش هاى ادارى جديد با نماى فولادى و شيشه اى خط افق مراكز تجارتى بسيارى از شهر هاى آمريكا را تغيير داده است. اما اين خصوصيت ديگر منحصر به مراكز شهر هاى قديمى نيست. مجتمع هاى ادارى عظيم در حلقه هاى اطراف شهرهاى مركزى سر برآورده اند- و بسيارى از آنها از لحاظ جمع مساحت زير بنا نسبت به محل تجارتى شهر اصلى از وسعت بيشترى برخوردارند. به نظر ميرسد كه همين تغيير مهمترين اثر را در تعيين محل مشاغل و الگوى مسافرت به آنها بدهد و ديگر وضعيت محل سكونت چندان اهميتى نداشته باشد.
واضح است كه مناطق شهرى چشم اندازه هاى تغيير هستند، و تغييرات در ابر شهر هماهنگ با خصوصيات غير عادى اين منطقه است. تغييرات اين منطقه مداوم و عميق بوده و در سطحى صورت گرفته است كه با هيچ كجاى دنيا قابل مقايسه نيست.
|