Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
محصولات
  فونت فارسی -   
 
 

فصل نهم - خطوط ساحلى جنوب

حاشيه هاى جنوبى ايالات متحده را مى توان به دو قسمت تقريبأ مساوى تقسيم كرد. نيمه اول، "منطقه مرزى جنوب غربى" داراى يك مرز زمينى طولانى با مكزيك است و شامل يك ناحيه وسيع داخلى است كه نفوذ هاى فراوانى را از آن كشور تجربه كرده است. نيمه ديگر كه اينجا به آن مى پردازيم، خط ساحلى را به طرف مشرق و از دهانه رود ريو گراند در تگزاس تا كاروليناى شمالى تعقيب مى كند و شامل شبه جزيره فلوريدا است ( نقشه۸ ۲۳ كيلو بايت). هر دو كناره از نظر عرض جغرافيايى، جنوبى محسوب مى شوند و داراى يك منطقه كوچك مشترك در جنوب تگزاس هستند، اما "خطوط ساحلى جنوب" از "منطقه مرزى جنوب غربى" همان قدر قابل تميز است كه هر دو منطقه مجاور ديگر در آمريكا.

خطوط ساحلى جنوب به دو دليل اصلى قابل تشخيص است: اول آب و هواى مرطوب و محيط نيمه استوايى آن است. آب هاى گرم خليج مكزيك يكى از عوامل مهم تأثير گذار در آب و هواى ساحلى اين ناحيه است. اين منطقه بسيار مورد علاقه جهانگردان و كسانى است كه قصد اقامت دارند، و كشاورزى آن به دليل وجود اين محيط، به خوبى مشخص است.

دوم نقش اين منطقه در ايجاد الگوى تجارتى ايالات متحده با بقيه جهان و خصوصيات بارز صنعتى اش به تعريف آن نيز كمك مى كند.

عامل سوم مربوط به وضعيت اين منطقه، موقعيت آن بين نقاط دور دست جنوب و آمريكاى لاتين است. آب هايى كه بيشتر جمعيت خطوط ساحلى را از همسايگان آنها جدا مى كرد، براى مدتهاى طولانى در مقابل نفوذ فرهنگى آمريكاى لاتين بر اين منطقه يك حايل محسوب مى شد. اما در دهه هاى اخير رشد جمعيت داراى ميراث كوبايى در فلوريداى جنوبى و رونق تجارت بين آمريكاى لاتين و ايالات متحده، خصوصيات ويژه اين منطقه را برجسته تر كرده است.

محيط نيمه استوايی

در بين چندين جزء متشكله محيط طبيعى، آب و هواست كه بيشترين تأثير را در جغرافياى انسانى خطوط ساحلى جنوب داشته است. آب و هواى مرطوب و نيمه استوايى، فصل طولانى رشد، زمستان هاى معتدل و تابستان هاى گرم و مرطوب، همه در الگوهاى فعاليت انسانى وابسته به اين منطقه دخالت دارد.

تنها در جنوب كاليفرنيا، جنوب غربى آريزونا و هاوايى طول متوسط فصل رشد معادل فصل خطوط ساحلى جنوب است. با در نظر گرفتن اين مقياس، كه تعداد روزهاى بين آخرين يخ بندان در بهار و اولين يخبندان در پائيز است، تمامى منطقه ۹ ماه يا بيشتر رشد بالقوه محصولات كشاورزى خود را تجربه مى كند. همچنين تقريبأ تمامى اين ناحيه داراى آن ميزان بارندگى است كه براى بيشتر فعاليت هاى كشاورزى آن كافى باشد. متوسط بارندگى بيش از ۱۲۵ سانتى متر است و بيشتر باران ها در تابستان بين آوريل و اكتبر مى بارد، هنگامى كه تابش خورشيد مستقيم و بى دريغ است و هواى گرم باعث رشد بيشتر گياهان مى شود.

اين نوع آب و هوا دو پيامد مهم دارد. اول، تا هنگامى كه ساير شرايط لازم كشاورزى از قبيل خاك حاصلخيز، زهكشى مناسب زمين و كنترل آفات وجود داشته باشد، كشاورزان مى توانند بدون ترس از يخبندان، محصولات خود را تا اواخر پائيز كشت كنند. در چند ناحيه امكان دارد در يك فصل رشد دو بار محصول برداشت و بعضى از سبزى كاران حتى بيش از اين نيز حاصل بر مى دارند. دوم، و حتى از آن مهم تر فرصت براى توليد محصولات ويژه اى است كه تنها در نقاط معدود ديگرى در ايالات متحده قابل كشت هستند.

از زمانى كه در طول قرن شانزدهم براى اولين بار اسپانيايى ها مركبات را به فلوريدا آوردند، توليد آن يك عامل بسيار مهم در اقتصاد اين ايالت بوده ؛ اگر چه مناطق اصلى توليد مركبات به تدريج به جنوب و نواحى داخلى شبه جزيره منتقل شده است.

در بين ۷ نوع مركبات كشت شده در منطقه، پرتقال و گريپ فروت از همه مهم تراست. در سال ۱۹۹۲ بيش از۶ ميليون تن پرتقال برداشت شد. از سال ۱۹۴۵، قسمت روز افزونى از محصول پرتقال به جاى آنكه به صورت تازه به فروش برسد به صورت هاى ديگر درآمده و اين ميزان اكنون ۸۰ % است. بدست آوردن فرآورده هاى مختلف از پرتقال(كه بيشتر آن به صورت عصاره منجمد است)، يك صنعت قابل توجه در فلوريدا به وجود آورده كه باعث شده سود آن نصيب عده زيادى گردد تا آنكه صرفأ ميوه تازه را به طرف شمال بفرستند. علاوه بر آن تهيه فرآورده هاى آن اجازه مى دهد در تمام سال فروش امكان پذير باشد و تنها به زمان پس از برداشت محصول محدود نشود.

گريپ فروت نيز تقريبأ در همان منطقه توليد پرتقال كشت مى شود. اما مجموع تقاضا پائين تر است و درآمد آن نيز يك چهارم پرتقال است. در جنوبى ترين نقاط تگزاس نيز باغات بزرگ پرتقال و گريپ فروت وجود دارد كه با سيستم قطره اى آبيارى مى شود.

از آنجايى كه مركبات ميوه هاى درختى هستند، يك قسمت مهم مخارج توليد آن مربوط به برداشت است. اين ميوه ها بايد با دست چيده شوند و اغلب اين كار با استفاده از يك نردبان بلند انجام مى شود. در خلال فصل كوتاه برداشت، كارگران موقتى زيادى مورد نياز است و اين كار هر ساله هزاران كارگر مهاجر را به باغ هاى انبوه و پارك مانند مى كشاند كه به شدت كار مى كنند.

توليد نيشكر منحصر به زمين هاى ساحلى جنوب در سرزمين اصلى ايالات متحده است. نيشكر يك گياه دائمى است كه براى آنكه كاملأ برسد به بيش از يك سال وقت احتياج دارد و تحمل يخبندان را ندارد. علاوه برآن آب مورد نياز آن نيز زياد است – حداقل حدود ۱۲۵ سانتى متر باران در سال. به نظر مى رسد كه هم حرارت و هم آب مورد نياز آن مانع مى شود كه اين گياه در همه جاى آمريكا كشت شود مگر آنكه تحت آبيارى باشد، اما مقادير نسبتأ قابل توجهى نيشكر در لوئيزيانا و فلوريدا كشت مى شود.

از لحاظ شرايط آب و هوايى كشت برنج كمتر مواجه با محدوديت است. چنانچه آب كافى به آن برسد، در طول يك فصل رشد به بار نشسته و زمان آن تقريبأ نسبت مستقيمى با مقدار گرمايى دارد كه در تابستان دريافت مى كند. اين محصول با استفاده از سيستم آبيارى در منطقه خطوط ساحلى جنوب در لوئيزيانا و تگزاس كشت مى شود.

علاوه بر محصولات خاص خود، قسمت هايى از سرزمين هاى ساحلى در زمره مناطق مهم كشور هستند كه سبزيجات كشت مى شود. بيشتر سبزى جات تازه اى كه در طول زمستان به بازارهاى شهرى ميرسد، در فلوريدا و در حاشيه هاى جنوبى ساير ايالات ساحلى خليج مكزيك كشت مى شود. همچنين براى محو ساسهاى مولد تب گاوى كوشش هايى صورت گرفته است. مدرن ساختن چراگاهها، اصلاح نژاد گاوهاى پر طاقت برهمن Brahman با گله هاى بهبود يافته داخلى باعث شده كه صنايع گوشت فلوريدا به يكى از عوامل مهم تقويت اقتصاد اين ايالت تبديل شود.

اگر چه شرايط آب و هوا در منطقه براى كشاورزى مناسب است، شرايط خاك و كيفيت آن بسيار متنوع تر است. تنوع خاك از نقاط حاصل خيز اما خشك ساحل لوئيزيانا و دلتاى ميسى سى پى تا خاك هاى بى نهايت شنى شمال و مركز فلوريدا را در بر مى گيرد. چيزى كه اين وضع را پيچيده تر مى كند بخش هايى از ساحل فلوريدا در خليج مكزيك و نيزارهاى وسيع منطقه، بيشتر از جنس گلهاى باتلاقى يا شن هاى مرطوب است، در حالى كه سواحل تگزاس، جورجيا و كاروليناى جنوبى ممكن است بنا به وضع شرايط محلى خاك هاى مردابى يا خاك هاى شنى باشد. بخش هايى از خاك هاى باتلاقى لوئيزيانا هنگامى كه خشك شوند، بويژه براى توليد نيشكر و برنج بى نهايت بار آور هستند.

درست در نقطه مقابل اين وضع، بيشتر زمين هاى باقى مانده سرزمين هاى داخلى جنوب از آبيارى گسترده برخوردار است. مثلأ كوهستان هاى مركزى فلوريدا در قسمت زيرين داراى يك طبقه خاك شنى است كه نسبت به نگاهدارى آب در خود از كيفيت نسبتأ پائين تا بسيار پايين برخوردار است. هنگامى كه اين منطقه توليد كننده مركبات و سبزى جات به جاى آنكه منحصرأ به باران متكى باشد(زراعت ديم)، از آبيارى برخوردار است، توليد سالانه آن ۱۰ برابر بيشتر است. با بهره بردارى از پيشرفت هاى ممكن و ظرفيت موجود تكنولوژى، محيط مشخص نيمه استوايى سرزمين هاى ساحلى از نظر كشاورزى پيشرفته تر از بسيارى از مناطق جنوب شرقى است.

تفريحات و تسهيلات مربوط به بازنشستگى نيز جزو صنايع مهم سرزمين هاى ساحلى جنوبى محسوب مى شوند. حتى از اوايل سالهاى دهه ۱۹۵۰ اهميت عوامل سازگارى و لطافت آب و هوا در جهت رشد فلوريدا و ساحل خليج مكزيك روشن بود. از آن موقع تا كنون اثرات آنها افزايش يافته است.

يك امتياز مستقيم اقتصادى نيز توسط فعاليت هاى توريستى در منطقه به وجود آمده است. بين نيو اورلئان در لوئيزيانا و موبيل در آلاباما، قسمت ساحلى ميسى سى پى با ساختن هتل ها، متل ها، رستوران ها و سواحل مصنوعى رونق اقتصادى خوبى را در زمينه توريسم تجربه كرده است.

اگر چه مهمترين قطب توريستى منطقه فلوريدا بوده است. اين ايالت با سواحل طولانى خود در كرانه هاى اقيانوس اطلس و خليج مكزيك، دهها سال است كه مردمان بسيارى را براى تعطيلات زمستانى به خود جذب كرده است. تقاضا براى تسهيلات نيمه استوايى آن قدر بالاست كه توسعه منابع تفريحى حتى تا شمال و در طول ساحل اقيانوس اطلس تا سواحل جورجيا و سواحل جنوب و شمال كارولينا گسترش يافته است.

همه جاذبه هاى توريستى به منابع طبيعى بستگى ندارد. ساختن مجتمع تفريحى ديسنى ورلد Disney world ميليون ها نفر بازديد كننده را از ايالات ديگر به جنوب مركز فلوريدا كشانده است. جاذبه هاى بسيار ديگرى در اين قسمت از ايالت، به ويژه اطراف اورلاندو به وجود آمده كه نويد جذب توريست هاى زياد و درآمد هاى كلان را ميدهد. انتظار مى رود اين مجتمع بزرگ تفريحى در مركز فلوريدا حلقه ارتباطى زمينى بين ساحل شرقى فلوريدا و نقاط شهرى ساحل غربى آن باشد.

اگر چه محيط نيمه استوايى سرزمين هاى ساحلى جنوبى امتيازات بسيارى را با خود دارد، مع الوصف اين محيط تمامأ سود آور نيست. از نظر كشاورزى، توليد سود آور سبزى جات كشاورزان را تشويق كرده كه سرتاسر سال محصول توليد كنند. بنابراين هنگامى كه گاهى در اواسط زمستان جنوب فلوريدا يخبندان مى شود، گاهى آسيب فراوانى به محصولات وارد مى شود. به همين صورت، مركبات فلوريدا بين اكتبر و اواخر مى برداشت مى شود و يخبندان زمستانى مى تواند به ميوه هايى كه در حال رسيدن هستند لطمه بزند. چيزى كه كمتر درباره آن صحبت شده خسارت اينگونه سرماهاى بى موقع است كه به نيشكر كاران لوئيزيانا وارد مى شود.

يك موضوع غير قابل پيش بينى تر، اتفاقى تر، مهمتر و از نظر محلى مخرب تر، گردبادهاى منطقه است- طوفان هاى بزرگ موسمى كه توسط گرماى شديد خورشيدى بر فراز آب هاى گرم اقيانوس ها و درياها ايجاد مى شود. از آنجايى كه اين طوفان ها به عنوان يكى از پديده هاى محل پذيرفته شده اند و ماهواره ها و ساير تجهيزات هوا شناسى در دسترس هستند آمادگى براى مقابله با شديدترين نيروى باد و باران مى تواند زودتر انجام شود. و بدان دليل كه هنگام رسيدن گردباد شديدترين لطمات معمولأ متوجه باريكه نسبتأ كوچكى است، سال هاست كه قسمت هاى بسيارى از اين منطقه لطمه نديده است. از طرف ديگر بدان دليل كه گردبادها از نظر مدت و قدرت بسيار متفاوتند، نقاط مسكونى با وجود اخطارهايى كه در مناطق مورد خطر داده شده در نواحى مختلف پراكنده اند.

تجارت در نقاط مرزى آمريكا

خط ساحلى خليج مكزيك تنها داراى چند بندرگاه تراز اول بوده كه براى فعاليت هاى تجارتى در سطح بالا مناسب است. اينجا يك خط ساحلى برآمده با آب هاى كم عمق كه شامل سواحل فعال زيادى است وجود دارد و بسيارى از قسمت هاى آن به مرداب هاى وسيع يا زمين هايى ختم مى شود كه داراى موانع نسبتأ پوشيده هستند. اگر بتوان گذرگاهى در بين سدهاى شنى ايجاد كرد، حفاظت در برابر طوفان هاى دريا تأمين شده است. خطوط كشتى رانى ساحلى از اين حفاظت در سيستم راههاى آبى بين مناطق ساحلى استفاده مى كنند. اگر چه از آنجائى كه بيشتر خليج هاى كوچك در پشت اين سدهاى شنى بيش از آن گود هستند كه بتوانند براى لنگر گيرى كشتى هاى تجارتى اقيانوس پيما مناسب باشند، بيشتر بنادر بزرگتر در دهانه رودها در طول خط ساحلى يا به فاصله كمى از دهانه رودهايى كه به خليج مكزيك يا اقيانوس اطلس مى ريزند به وجود آمده اند.

هركدام از خليج هاى كوچك كه داراى تسهيلات بندرى مناسبى هستند، در دهانه رودى قرار گرفته اند كه در قسمتى از نواحى داخلى جارى است، اما اين رودها از نظر امكان كشتى رانى با هم تفاوت بسيار دارند. همه آنها به گسترش مهاجر نشين هاى جديد كمك كرده اند و هنوز هم در برخى از آنها كرجى هاى كوچكى رفت و آمد مى كنند. همگى بايد به داخل كشور دسترسى داشته باشند بدين معنى كه با شبكه راه آهن كه به بازارهاى مهم محلى متصل است تقويت شده اند يا رودخانه اى كه به بندر ساحلى مى ريزد براى كشتيرانى بهتر، اصلاح شده است. مثلأ جكسون ويل در ابتدا ترمينالى بود براى قطارهايى كه از جورجيا وارد فلوريدا مى شدند. اين نقطه تمركز اصلى به عنوان يك منطقه داخلى بود كه به غرب و به "زمين باريك" ايالت و در جهت جنوب به ارتفاعات حاصلخيز مركزى گسترش يافته بود. نتيجه آن بود كه وضع جكسون ويل حتى قبل از آنكه شبكه شاهراهها پايگاه محلى آنرا براى رشد تقويت كند تثبيت شده بود.

از لحاظ قابليت دسترسى، نيو اورلئان خود در يك طبقه جداگانه قرار مى گيرد. اين شهر قبلأ هم يك محل كنترل و هم يك محل كشتى رانى براى تمامى رودخانه ميسى سى پى بود. رودخانه ميسى سى پى توسط كشتى هاى بخارى مخصوص نواحى كم عمق كه داراى چرخ هاى پارويى بودند– به شرط رعايت احتياط- تا نقاط دور دست شمال و تا اعماق زمين هاى كشاورزى داخل كشور قابل كشتى رانى بود. شعبات اصلى، اين راه آبى واحد را هم از طرف مغرب به داخل گريت پلينز و هم از سوى شرق بداخل قطب صنعتى گسترش مى داد. محل نيواورلئان در كنار پيچ يك رودخانه بزرگ و روى يك دلتاى كم ارتفاع رودخانه كه تنها چند متر بالاتر از سطح دريا بود، بدان معنى بود كه مواجه با سيل، يك تهديد سالانه بشمار مى آمد كه اغلب صورت عمل به خود مى گرفت. اما موقعيت شهرى آن براى همه كسانى كه به تجارت وابسته بودند چنان امتياز عظيمى داشت كه جمعيت آن از همان اوائل قرن نوزدهم رشد كرد و هنوز هم همچنان باقى است.

ميراث دوره استعمار فرانسهء نيواورلئان به طرز آگاهانه اى در محله فرانسوى شهر حفظ مى شود و تركيب مشخصى از رستوران هاى كرئول، كاژون و اروپايى، گروه هاى متنوع و غنى جاز و نمايشى، و معمارى قرن هجدهم ميليونها توريست را به شهر كشانده است. يك بازديد كننده از نيولورلئان ممكن است با ديدن ترافيك سنگين كرجى ها و كشتى ها در روى رودخانه و صنايع سنگينى كه توسط اين ترافيك حمايت مى شود متعجب گردد. (نيو اورلئان شلوغترين بندر آمريكا است).

شهر مهم ديگر در قسمت غربى سرزمين هاى ساحلى جنوب، كه در سال ۱۹۷۰ از همه شهرهاى منطقه بزرگتر بوده برعكس نيو اورلئان است. هوستون تگزاس از بسيارى جهات يك شهر جديد است. اين در اصل يك شهر بندرى نبود اما از طريق ساختمان آن (كه از سال ۱۸۷۳ آغاز گرديد) و بازسازى هاى ممتد كانال كشتى رانى هوستون در طول خليج گود گالوستون به يك بندر تبديل شده است. با ظهور صنعت پتروشيمى محلى در سال هاى آخر دهه ۱۹۴۰، ارتباط هاى بندرى آن اهميت بيشترى يافته و رشد كرده است.

موضوعات اصلى كه سرزمين هاى ساحلى جنوب را مشخص مى كند مى تواند به طرز يگانه اى در دگرگونى فرهنگى بى نظير منطقه ميامى بزرگ در فلوريدا يافت شود.

در طول سال هاى دهه ۱۹۵۰ با جاذبه هاى ميامى به عنوان يك عامل مشخصه به طور انفعالى برخورد مى شد. كافى بود از آن چه آنجا وجود داشت لذت ببريد هواى شهر در سراسر زمستان گرم بود؛ موقعيت محلى آن، دسترسى به سواحل طولانى و آبهاى گرم استوايى را ميسر مى ساخت. بندرگاه براى تسهيل سفر كشتى هاى مسافربرى از آمريكا به جزاير درياى كارائيب در آن نزديكى به بهسازى كمى نياز داشت. تا سالهاى دهه ۱۹۶۰ طول كشيد كه موقعيت محل در آخرين نقطه غربى حاشيه قاره اى باعث شود كه همه عناصر موجود در ميامى آن را به يك مركز مهم سيستم مالى و تجارى تبديل كند.

كليد تغيير استفاده از موقعيت ميامى، مهاجرت كوبايى ها بود. بين سال هاى ۱۹۵۹ و ۱۹۸۱ جمعيت اهالى آمريكاى لاتين ناحيه ميامى بزرگ (كه ۸۵ درصد آن كوبايى هستند) از ۲۵،۰۰۰ نفر به حدود ۷۰۰،۰۰۰ نفر افزايش يافته است.

جمعيت كوبايى، نسبتأ زود جذب فعاليت هاى مالى، تجارتى و خرده فروشى شد. سرعتى كه با آن جمعيت هاى زيادى در ميامى ساكن شدند، بازار "فورى" خود را خلق كرد. مشاغل واقع در قسمت هاى ديگر ايالات متحده كه مى خواستند فعاليت هاى خود را به بازارهاى آمريكاى لاتين گسترش دهند حداقل قسمتى از فعاليت ها و دفاتر خود را به ميامى انتقال دادند تا كوبايى هاى اسپانيولى زبان را استخدام كنند. تماس هاى شغلى با جزاير درياى كارائيب كه پناهندگان كوبايى با خود آوردند، براى منافع شغلى آمريكايى نيز جالب بود. اين داد و ستد كه در طول چندين دهه به طرق مختلف چندين برابر شده، جهت گيرى جغرافيايى طبيعى ميامى را به طرف جنوب گشوده است.

توسعه صنعتى

حاشيه طبيعى و واقعى آمريكاى شمالى به عنوان يك قاره با كناره ساحلى منطبق نيست. يك فلات قاره در كف دريا و در ماوراى ساحل گسترش يافته است. در بعضى از موارد، امتداد اين فلات تنها چند كيلومتر است، اما در طول بيشتر كرانه هاى اقيانوس اطلس و در خليج مكزيك، امتداد لبه اين فلات ممكن است بيش از ۸۰ كيلومتر از ساحل فاصله داشته باشد. جستجوى مواد معدنى در طول ساحل از رود ريوگراند تا دهانه رود ميسى سى پى به كشف يك سلسله ذخيره هاى وسيع نفت و گاز، هم در ساحل و هم در كف دريا، منجر شده است.

هنگامى كه در اوايل قرن بيستم ميدان نفتى ساحل خليج مكزيك به توليد رسيد، هوستون هنوز يك شهر متوسط با جمعيتى كمتر از ۷۵،۰۰۰ نفر بود. موقع آمار گيرى سال ۱۹۹۰ جمعيت اين شهر به ۱/۶ ميليون نفر رسيده بود و پس از نيويورك، لوس آنجلس و شيكاگو، در ايالات متحده مقام چهارم را داشت. هوستون كه در طول ساحل طولانى هلالى بين رود ميسى سى پى و مرز مكزيك، حدود نيمه راه قرار گرفته همچنين در راس مثلث تگزاس واقع شده كه شهرهاى دالاس، فورت ورث و سان آنتونيو را به هم متصل مى كند. در حالى كه دالاس در سال ۱۹۹۰ از لحاظ جمعيت مقام هشتم و سال آنتونيو مقام دهم را دارا بود، ارتباط با اين مراكز رشد داخلى و صادرات مهم پنبه كه مركز آن در شرق تگزاس قرار گرفته نيز به قدرت هوستون از لحاظ موقعيت جغرافياى كمك كرده است.

جستجو براى ذخيره هاى اضافى نفت در طول ساحل خليج مكزيك قبل از اواسط قرن در جهت غرب و به طرف دريا گسترش يافت. حتى با وجود آنكه موفقيت شركت هاى نفتى در اكتشافات باعث شد معضلات مسائل اقتصادى موقتأ كاهش يابد، اما اين خود باعث پيدايش مسائل جديدى شد. با چيرگى بر مشكلات فنى حفر چاهها و استخراج نفت با استفاده از سكوهايى كه بسيار دورتر از خشكى بود، اختلافات بين دولت هاى ايالتى و فدرال بر سر اختيارات مربوط به منابع فلات قاره بالا گرفت. يك نتيجه از يك سلسله دعاوى پيچيده و پرونده هاى دادگاهى حكم هاى مختلف و متفاوت بوده است: فلوريدا و تگزاس مجازند تا ۱۳/۵ كيلومتر به طرف دريا ادعا داشته باشند، در حالى كه حد دسترسى لوئيزيانا، آلاباما و ميسى سى پى ۴/۸ كيلومتر است.

افزايش سريع و مداوم مصرف داخلى نفت، گاز طبيعى و محصولات نفتى، در خلال سالهاى اوليه دهه ۱۹۷۰ دولت فدرال را برآن داشت كه بهره بردارى حوزه هاى دريايى بين بيلاكسى در ميسى سى پى و خليج تامپا در فلوريدا، و از سال هاى دهه ۱۹۸۰، خارج از ساحل اقيانوس اطلس را به مزايده بگذارد.

ذخيره هاى نفتى در طول ساحل بين شمال مكزيك و رود ميسى سى پى آن قدر وسيع هستند كه توجه و اهميت دادن به منابع سرزمين هاى ساحلى جنوب ارجحيت ملى دارند، و حتى اگر اين ذخيره ها، تنها منابع معدنى ناحيه بودند، باز هم به همين اندازه اهميت داشتند. در حال حاضر تگزاس و لوئيزيانا دو ايالت از بين سه ايالت پرچمدار توليد نفت هستند (ايالت سوم آلاسكا است). و درحالى كه تگزاس و لوئيزيانا داراى حوزه هاى بزرگ توليد در داخل و در فواصل دور نسبت به ساحل هستند، حوزه هاى ساحلى قسمت مهمى از كل عايدات اين دو ايالت در اين زمينه را تأمين مى كند.

ذخيره هاى فراوان بزرگ گاز طبيعى پراكنده ساحل خليج مكزيك در فواصل مختلف در تاقديس هاى بزرگ ذخاير نفتى منطقه و همراه با نفت وجود دارند. شبكه گسترده لوله هاى بزرگ، گاز مراكز اصلى توليد ساحلى را به نقاط اصلى مصرف در سراسر كشور و در داخل قطب صنعتى منتقل مى كنند.

تشكيلات زمين شناسى و سنگ هاى تشكيل دهنده سواحل تگزاس و لوئيزيانا كه محتوى نفت و گاز طبيعى است، حاوى دو ماده معدنى ديگر نيز هستند كه از نظر اقتصادى ارزش دارد: سولفور و سنگ نمك. صخره هاى زيرين هلالى موجود كه ذخيره هاى نفتى و گاز طبيعى را در بر مى گيرد، از محل هايى كه استخراج صرفه اقتصادى دارد با فشار تدريجى سنگ هاى بزرگ گنبدى شكل نمك به طرف بالا شكل گرفته است. سنگ نمك كه نسبت به سوخت هاى معدنى ارزش بسيار كمترى دارد به مقادير فراوان در جنوب غربى لوئيزيانا بدست مى آيد. سولفور از نمك بيشتر ارزش داشته و در لايه هاى پوشش بسيارى از گنبدهاى نمكى يافت مى شود. ذخيره هاى بزرگ سولفور در بيومونت تگزاس و در طول مرز ايالت نزديك ليك چارلز لوئيزيانا، همه احتياجات ايالت متحده را تأمين مى كند . ذخيره هاى ديگر هم در داخل كشور و هم زير فلات قاره نشان مى دهد كه اين ماده معدنى براى سال هاى متوالى و به مقدار فراوان وجود دارد. فسفات نيز كه از نظر ملى اهميت دارد از ذخيره هاى بزرگ در فلوريدا بدست مى آيد.

استخراج نفت و گاز طبيعى معمولأ به خودى خود باعث رشد فراوان شهرى و صنعتى محلى نمى شوند. مراحل كشف و استخراج مستلزم در اختيار داشتن تجهيزات مخصوص و گران قيمت است، اما بسيارى از عمليات بهره بردارى به وسايل فراوان يا كارگر خيلى زياد نيازى ندارند. اگر چه توليد نفت در مقياس خيلى زياد مى تواند در كوتاه مدت سرمايه فوق العاده زيادى بوجود آورد و ثروتى كه در يك محل جمع مى شود باعث جذب صنايع مختلفى مى شود كه مى تواند از مواد معدنى نزديك محل هاى توليد آنها استفاده كند. پالايشگاه هاى نفت در خارج همه بندرهاى مهم از كارپس كريستى تگزاس گرفته تا پاسكاگولا در ميسى سى پى ساخته شده اند و بيشترين تعداد آنها در اطراف هوستون، بيومونت و پرت آرتور تگزاس قرار دارند.

اثر مهم تر اين توسعه، پديد آمدن صنايعى هستند از قبيل صنايع پتروشيمى كه براى موجوديت خود به محصولات توليدى پالايشگاه نياز دارند. گاز طبيعى و محصولات نفتى، به عنوان اجزاء تشكيل دهنده محصولات فوق العاده زيادى به كار مى روند. اقلامى از قبيل انواع پلاستيك ها، رنگ ها، ضديخ گرفته تا كودهاى شيميايى، حشره كش ها و دارو ها در اصل در مجتمع هاى شيميايى توليد مى شوند كه در طول ساحل غربى خليج مكزيك قرار گرفته اند. علاوه بر آن، ساير صنايع شيميايى كه به توليد نفت و گاز طبيعى وابسته نيستند، از قبيل آنهايى كه اسيد سولفوريك، كودهاى شيميايى فسفات دار و لاستيك هاى سنتتيك توليد مى كنند، مصرف كنندگان مهم سولفور نمك هستند. وجود اتفاقى اين مواد معدنى مهم در ناحيه اى كه داراى توانايى هاى وسيع سرمايه گذارى است، از رشد سريع اقتصادى و جمعيتى آن حمايت كرده است.

اگر چه علاوه بر موجود بودن سرمايه و نزديكى مواد خام، مسائل ديگرى نيز در تعيين موقعيت جغرافياى صنايع، حتى صنايع پتروشيمى، اثر دارد و آن قابليت دسترسى است. سرزمين هاى ساحلى جنوب، همان گونه كه گفته شد، در حاشيه قاره قرار گرفته و همين جاست كه خط تعويض بين حمل و نقل دريايى و خشكى است. علاوه بر آن، از آنجايى كه حمل و نقل دريايى ارزان تر از حمل و نقل زمينى است، بارگيرى محصولات نهايى و تمام شده از ساحل خليج مكزيك، مى تواند به نحو كارآمدى صورت پذيرد و توسط كشتى هاى اقيانوس پيما به بنادر ابر شهر و به وسيله كرجى و از طريق راه هاى آبى و سيستم رودخانه ميسى سى پى به قطب صنعتى حمل شود. از طرف ديگر، توليدات ديگر و مواد خام مى تواند به طريق كارآمد ترى به صنايع خليج مكزيك منتقل گردد.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.