Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
پيوندها
  فونت فارسی -   
 
 

"تهديد از جانب سلاح هاى واقعى عراق" نوشته رولف ايکوس Rolf Ekeus

سرپرستان سابق هيئت بازرسان سازمان ملل در عراق

"تهديد از جانب سلاح هاى واقعى عراق" نوشته رولف ايکوس Rolf Ekeus


سرپرستان سابق هيئت بازرسان سازمان ملل در عراق


رولف ايکوس از سال ١٩٩١ تا ١٩٩٧ مدير اجرايى کميته ويژه سازمان ملل (UNSCOM) در عراق بوده است. او که قبلاً سفير سوئد در ايالات متحده بوده، اکنون رياست انستيتو استهکلم براى تحقيقات صلح بين المللى را بر عهده دارد. اين مقاله که نخستين بار در ٢٩ ژوئن ٢٠٠٣ در روزنامه واشنگتن پست انتشار يافته، جنبه عمومى دارد و انتشار مجدد آن بلامانع است.


تهديد از جانب سلاح هاى واقعى عراق
نوشته رولف ايکوس


با يافت نشدن سلاح هاى کشتار جمعى در عراق تا زمان حاضر، انتقاد سياسى بر عليه پرزيدنت بوش و تونى بلر نخست وزير انگلستان در حال افزايش است. قبل از جنگ، دو رهبر علنا اعلام کردند که رژيم عراق نه تنها چنين سلاح هايى را بدست آورده و توليد کرده است، بلکه کماکان به قصد استفاده آنها را نگاه داشته است. اين مورد يک دليل مناسب براى دست زدن به عمليات نظامى بر ضد عراق و صريحاً يک عمل خصمانه باعث جنگ تلقى شد.


يک تيم بازرسى سازمان ملل، قبل از جنگ، و ارتش آمريکا، بعد از جنگ، در عراق به جستجو پرداخته و به هيچ چيزى دست نيافته اند که در نهايت بتوان آن را سلاح هاى کشتار جمعى ناميد. آيا زمان آن فرا رسيده است که به بازى سرزنش بوش و بلر براى آغاز يک جنگ نامشروع يا غير قانونى ملحق شويم؟ اجازه دهيد در ابتدا بعضى از حقايق اين تصوير پيچيده را بررسى کنيم.


عراق در جنگ خود بر عليه ايران (٨٨-١٩٨٠) از سلاح هاى شيميايى استفاده کرد. مى توان گفت اين استفاده پيامد قاطعى داشت: باعث شد که ارتش ايران که بسيار بزرگتر بود بر عراق غالب نشود. علاوه بر آن، عراق از بمبهاى شيميايى در حملات هوايى بر عليه جمعيت غير نظامى کرد در شمال اين کشور استفاده کرد. گازهاى اعصاب، از قبيل سارين و گاز خردل بلافاصله و به طرز دردناکى چندين هزار غير نظامى را به کشتن داد. بعداً بيش از ١٠٠،٠٠٠ نفر در اثر پيامدهاى آن جان سپردند يا فلج شدند.


اين يادآورى ها نمايانگر آن است که تهيه سلاح هاى شيميايى از جانب عراق و استفاده از آنها در جهت تعقيب دو هدف استراتژيک صورت گرفت که عبارت بود از بازداشتن ايران از گسترش احتمالى دامنه نفوذ خود در منطقه خليج فارس و سرکوبى مخالفت هاى داخلي. جنگى که در سال ١٩٨٠ توسط عراق آغاز شد بر عليه دشمن تاريخى خود ايران بود. از لحاظ استراتژيک و طى نسلها، عراق/ بين النهرين بعنوان دروازه بان ملت عرب بر عليه گسترش مکرر ايران به طرف غرب قرار گرفته است، تهديدى که با پيدايش انقلاب اسلامى در ايران در سال ١٩٧٩ شدت يافته است. همه اميرنشين ها و کشورهاى منطقه خليج که تحت حاکميت اعراب مسلمان اهل تسنن هستند، ناسيوناليسم و گسترش طلبى ايران را بويژه بعد از انقلاب شيعى اين کشور يک مسئله دائمى تلقى مى کردند.


براى صدام حسين که به روش و قول خود مدافع ملت عرب محسوب مى شد، دشمن دائمى عراق نه ايالات متحده يا اسرائيل، بلکه بنا به قول طارق عزيز در يک گفتگو با من، "جانوران ايراني"
Beasts”) (”Iranian بودند. ايران با بيش از ۶٤ ميليون نفر جمعيت خود چالشى را بوجود مى آورد که عراق با جمعيت ٢٤ ميليونى خود از طرق نظامى متعارفى قدرت مقابله با آن را نداشت. با استفاده از سلاح هاى شيميايى براى مسموم کردن و کشتن "امواج انساني" نيروهاى جوان و تقريباً محافظت نشده مهاجم ايراني، ارتش عراق بدفعات خود را از شکست نجات داد. و بنابراين مسئله بصورت يک عقيده عمومى درآمد و رهبرى عراق نيز آن را تقويت کرد که تنها سلاح هاى غير متعارفى است که مى تواند تضمين کند که عراق در جنگ بر عليه ايران پيروز خواهد شد.


در مورد سلاح هاى بيولوژيكي، تيم بازرسى سازمان ملل، UNSCOM، پس از چهار سال رسيدگى توانست وجود يک برنامه مهم سلاح هاى بيولوژيکى مخفى در عراق را مورد تائيد قرار دهد. اين کار در اوت ١٩٩۵ به پناهنده شدن حسين کمال داماد صدام حسين و مدير برنامه هاى سلاح هاى کشتار جمعى عراق، به خارج از اين کشور منجر شد. پس از اين پناهندگي، در خلال بازپرسى هاى هيئت ويژه سازمان ملل در عراق، دانشمندان سلاح هاى بيولوژيکى اين کشور که اکنون قادر بودند کمى بيش از حد معمول به صراحت صحبت کنند توضيح دادند که کار آنها عمدتاً روى پروژه هايى با هدف يافتن سلاح هايى بر عليه ايرانيان بود.


در مورد پروژه سلاح هاى هسته اي، مقامات عراقى از تخلفات سيستماتيك خود نسبت به تعهدات عراق از پيمان منع گسترش سلاح هاى غير متعارفى با اين عنوان دفاع مى کردند که ايران نيز بعنوان يکى از طرفهاى قرارداد در زمينه توسعه سلاح هاى اتمى خود فعال بود. حمله هوايى عراق در سال ١٩٨٣ به رآکتورهاى اتمى ايران در بوشهر نمايانگر وسواس عراق در مورد ايران است.


حتى برنامه هاى کاملاً قابل توجه توسعه موشکى عراق نيز با ايران در ارتباط بود. عراق موفق شد از بيش از ٨٠٠ موشک اسکاد که از اتحاد شوروى خريدارى کرده بود، صدها فروند آن را تعديل و بهينه سازى کند و برد آنها را بين ٢٠٠ تا ٣٠٠ کيلومتر افزايش داده و به ۵٠٠ تا ۶٠٠ کيلومتر برساند که
براى رسيدن به تهران کافى بود.


بطور خلاصه انگيزه و منبع الهام همه چهار جزء ممنوعه و مخفى برنامه سلاح هاى کشتار جمعى عراق، دشمنى اساسى و رقابت با ايران است. بنابراين در خلال جنگ خليج در سال ١٩٩١، عراق از سلاح هاى شيميايى موجود خود که به سهولت قابل دسترسى بود و به مقادير قابل توجه در جنوب اين کشور ذخيره شده بود بر عليه نيروهايى که توسط ايالات متحده رهبرى مى شدند استفاده نکرد. رهبرى عراق اين نکته را براى من روشن ساخت که استفاده از سلاح هاى شيميايى در جبهه اى با چنان تحولات سريع ، جائى که دشمن قدرت تحرک فراوانى داشت و براى مقابله با سلاح هاى شيميايى از تعليمات و تجهيزات خوبى برخوردار بود، از نظر نظامى معنى نداشت. علاوه بر آن، تمايل عراق براى استفاده از سلاح هاى شيميايى کاهش يافته بود زيرا جيمز بيکر وزير امور خارجه ايالات متحده به طارق عزيز وزير خارجه عراق قول داده بود که چنين احتمالى هدف ايالات متحده در جنگ را از آزادى کويت به تغيير رژيم در عراق تغيير خواهد داد.


اين حقيقت که عراق در جنگ اخير با نيروهاى ائتلاف، که اکنون از تعليمات و تجهيزات باز هم بهترى نسبت به جنگ قبلى برخوردار بودند، با سلاح هاى شيميايى برخورد نکرد نبايد موجب تعجب شود. سلاح هاى شيميايي، مانند ساير سلاح هاى کشتار جمعي، براى دشمن ديگرى توسعه يافته بود. اما بحث بزرگى که باقى مى ماند درباره موضوع بغرنج غيبت سلاح هاى شيميايى در عراق است. کسانى که از بوش و بلر بدگويى مى کنند سعى کرده اند از وجود اختلاف بين تضمين هاى سطح بالا درباره تملک عراق بر سلاح هاى شيميايى (و ساير سلاح هاى کشتار جمعي)، و عدم توانايى نيروهاى اشغالگر براى يافتن چنين موادى يک دست مايه سياسى فراهم سازند. اين انتقاد، تحريف و ناچيز شمردن يک تهديد عمده براى صلح و امنيت بين المللى است.


در طول جنگ بر عليه ايران، عراق اين نکته را دريافت که عوامل سلاح هاى شيميايي، بويژه عوامل عصبى از قبيل سارين، سومان، تابون و بعداً وى ايکس تنها دو هفته بعد از نگهدارى در بشکه يا پر شدن در مهمات شيميايى خراب مى شود. دليل آن اين بود که شيميدانهاى عراقى که به آزمايشگاهها و تجهيزات توليد درجه اولى دسترسى نداشتند قادر نبودند اين عوامل را به اندازه کافى خالص سازند. (هيئت ويژه سازمان ملل UNSCOM در سال ١٩٩١ دريافت که مقادير زيادى از گاز اعصابى که در عراق کشف کرد خاصيت کشندگى خود را تا حد زيادى از دست داده بود و براى تهيه سلاح مناسب نبود.)


بنابراين سياست عراق بعد از جنگ خليج، توقف توليد عوامل تسليحاتى و تمرکز روى طرح و مهندسي، بمنظور فعال کردن توليد و فرستادن مستقيم عوامل جنگى و تسليحات شيميايى به جبهه در صورت بروز جنگ بود. صدها مهندس شيمى و مهندس توليد و استحصال براى توسعه عوامل اعصاب، بويژه وى ايکس کار مى کردند و وظيفه اصلى آنان تثبيت عوامل تسليحاتى بمنظور طولانى ساختن خاصيت کشندگى آنها بود. چنين کارى مى توانست در تاسيسات عادى توليد غير نظامى و همگام با فعاليت هاى آنها، مثلاً مقاصد کشاورزى انجام گيرد، جايى که مقاديرى گاز اعصاب مى توانست در خلال دوره هاى کوتاه توقف توليد مواد شيميايى معمولى ساخته شود.


اين ترکيب محققين، مهندسين، کارآيي، مواد اصلي، و تکنيک هاى توليد و آزمايش چيزى بود که تهديد شيميايى عراق، يعنى سلاح هاى شيميايى اين کشور را بوجود مى آورد. تمرکز سياسى تقريباً شگفت انگيزى که بر جستجوى بشکه هاى زنگ زده و تکه هاى مهمات حاوى مواد شيميايى کم اثر صورت گرفته به تحريف مسئله سلاح هاى کشتار جمعى در عراق گرايش داشته و دولت هاى آمريکا و انگلستان را با انتقادهاى غير موجهى روبرو ساخته است.


تهديد واقعى سلاح هاى شيميايى از جانب عراق داراى دو بخش بوده است. يکى توانايى حمل عوامل نيرومند شيميايى به جبهه براى استفاده بر عليه دشمنى بوده که از تجهيزات و تعليمات ضعيفى برخوردار است. قسمت دوم امکان اين موضوع است که متخصصين سلاح هاى شيميايى عراق مى توانستند با شبکه هاى تروريستى از قبيل القاعده متحد شوند -- شبکه اى که به نظر مى رسد با آن پيوستگى خيلى زيادترى دارند تا دانشمندان بيکار روسى که ايالات متحده درباره آنها نگران است.


در اين چارچوب آنچه از برنامه سلاح هاى بيولوژيکى عراق باقى مانده، و بويژه متخصصين اکنون بيکار آن، تهديد بالقوه اى را دقيقاً با همان ابعاد بوجود مى آورند. در حاليکه سلاح هاى بيولوژيکى در جبهه به آسانى قابل استفاده نيستند، بعنوان وسيله اى براى يک حمله عمده تروريستى بر هدفهاى غير نظامي، بالقوه از قدرت انهدام بيشترى برخوردارند.


مانند سلاح هاى شيميايي، سياست عراق در رابطه با سلاح هاى بيولوژيکى توسعه و بهبود کيفيت عوامل اين سلاح ها بود. احتمال دارد که عراق، عليرغم تکذيب هاى خود، مقدارى آنتراکس در انبارهاى خود نگهدارى مى کرد. اما اگر عراق در خفا داراى توانايى هاى تحقيق و توسعه و نيز توانايى توليدى بود که توسط بيولوژيست هاى دخيل در برنامه هاى سابق خود اداره مى شدند، مسئله مى توانست پيچيده تر و خطرناکتر باشد. دوباره، چنان برنامه کاملى نسبت به مقدارى عوامل انبار شده با کيفيت مشکوک، به خودى خود يک اسلحه بيولوژيکى مهمتر را شامل مى شد.


اين مسئله که بازرسان سازمان ملل و بالاتر از آن تيم هاى نظامى جستجو در رخنه کردن بر برنامه پيچيده، به خوبى تمرين شده و محافظت شده سلاح هاى کشتار جمعى در عراق با مشکلاتى روبرو بوده اند قابل درک است. اين ماموريت با توجه به اين حقيقت که عراق يک "جمهورى ترس" بود، و به راستى اکنون نيز چنين است با مشکلات بى نهايت زيادى روبرو بود. از طريق تماس هاى غير مستقيم خود با بعضى از دانشمندان عالى رتبه تسليحاتى عراق، من به اين نتيجه رسيده ام که حکومت وحشت هنوز نيز پا برجاست.
خارجيانى که با عراق سرو کار نداشته اند نمى توانند به سهولت دامنه ترس و رعبى را که طى سالهاى وحشت صدام بر اين ملت نا شاد رخنه کرده است دريابند. تا زمانى که صدام حسين و پسرانش دستگير نشده اند يا ثابت نشده که مرده اند تعداد کمى از کسانى که در برنامه هاى تسليحاتى دخيل بوده اند اطلاعاتى راجع به فعاليت هايشان عرضه مى کنند، و احتمال هم دارد هيچ کس سخنى نگويد. در حقيقت ريسک روبرو شدن با انتقام وحشتناک برعليه خود يا فاميل شخص بسيار زياد است. اولين مرحله دستور کار سلاح هاى کشتار جمعى بايد ايجاد يک محيط امن و رها از بقاياى ترور و وحشت باشد.


ساختار سلاح هاى شيميايى و بيولوژيکى در عراق از طريق ارتباط هاى بالقوه با تروريسم جهانى تهديد هاى بين المللى سهمگينى را بوجود آورده است. قبل از جنگ اين چارچوب تهديدى بر عليه ايران و از نظر داخلى بر عليه جمعيت هاى کرد و شيعه خود عراق و نيز اسرائيل محسوب مى شد.


پروژه هاى سلاح هاى هسته اى عراق به مواد شکافتنى دسترسى نداشت، اما در رابطه با طرح سلاح پيشرفته محسوب مى شد. اينجا نيز رقابت با ايران يک عامل محرک بود. ايران، بعنوان يکى از طرفهاى مهم ذينفع در سقوط صدام حسين، اکنون از اين فرصت عالى برخوردار است که برنامه سلاحهاى هسته اى و ساير فعاليت هاى مربوط به سلاحهاى کشتار جمعى خود را مورد تجديد نظر قرار دهد.


اکنون در به روى ابتکارات سياسى باز است تا دوباره منطقه را عارى از سلاح هاى کشتار جمعى سازد و ساختار ثبات و امنيت خليج فارس را شکل دهد. علاوه بر اين شکست رژيم صدام، که يک مخالف سرسخت صلح بين اسرائيلى ها و فلسطينى ها بود، در را به روى يک جريان صلح واقع بينانه و نيرومند در خاور ميانه گشوده است.


اين مسئله براى توجيه دخالت نظامى بين المللى که رهبرى آن را ايالات متحده و بريتانيا بر عهده گرفته اند کافى است. پذيرفتن شق ديگر -- اجازه دادن به صدام حسين براى ماندن در قدرت همراه با قابليت هاى تسليحاتى شيميايى و بيولوژيکى خود -- برابر بود با تحمل ادامه عامل بى ثبات کننده مسابقه تسليحاتى در منطقه خليج، از جمله اتمى ساختن آينده آن، تهديد هايى بر عليه منابع انرژى جهان، رخنه تکنولوژى سلاح هاى کشتار جمعى و فن آورى آن به شبکه هاى تروريستي، باج گيرى سيستماتيك نسبت به کوشش هاى ايجاد و حفظ جريان صلح بين اسرائيلى ها و فلسطينى ها و ادامه مرعوب ساختن مردم عراق.


واشنگتون پست با بدست آوردن حق چاپ بوسيله چارلز گاس



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.