Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
پيوندها
  فونت فارسی -   
 
 

به گفته روزنامه نگار ايرانى هيچ فرد عراقى خواهان بازگشت صدام نيست

مقاله اى توسط روزنامه نگار ايرانى امير طاهرى (Amir Tahari) که در تاريخ 17 جولاى در نشريه نيويورک پست (New York Post) بچاپ رسيد.

18 ژوئيه 2003


به گفته روزنامه نگار ايرانى هيچ فرد عراقى خواهان بازگشت صدام نيست


مقاله اى توسط روزنامه نگار ايرانى امير طاهرى (Amir Tahari) که در تاريخ 17 جولاى در نشريه نيويورک پست (New York Post) بچاپ رسيد.


( اين مقاله نخست در تاريخ 17 جولاى در نشريه نيويورک پست به چاپ رسيد. اجازه توزيع/ نشر مجدد/ ترجمه اين مقاله در مطبوعات داخلى که در خارج ايالات متحده هستند داده شده است. اشخاصى که قصد در توزيع مجدد اين مقاله دارند مى بايست اعتبار را به نويسنده داده و اين عبارت را درج کنند: حق چاپ محفوظ 2003 امير طاهری)


( آغاز)


عراقى حقيقي
به نگارش امير طاهری


" آشوب عراقی!" اين عنوان مقاله روى جلد الوطن العربى (Al-Watan Al-Arabi)، نشريه هفتگى طرفداران صدام حسين که در پاريس منتشر مى شود، مى باشد. انعکاس آن در آخرين شماره نشريه آمريکائى تايم (Time) نيز يافت مى شود، که دورنماى ناخوشايندى براى اين کشور تازه آزاد شده را ترسيم مى کند. روزنامه القدس (Al Quds)، ديگر نشريه طرفدار صدام از واشنگتن پست در حمايت از ادعاهاى خود که " جنگ مقاومت مردمي" در عراق در حال رشد است ، نقل قول مى کند. برخى از نشريات ايالات متحده و بريتانيا و " اروپاى قديم" با ادعاى براينکه عراق يک " باتلاق" و يا يک " ويتنام ديگر" شده است، از اين هم فراتر رفته اند. روزنامه پاريسى لموند (Le Monde) از واژه " انگرناژ" به معنای زنجيره ای از حوادث استفاده مى کند که هم کلمه ای شيک است و هم فرانسوی.


اين هم صدايى در صدداست که به ما بباوراند که بيشتر عراقى ها به رژيم سابق تاسف مى خورند و حاضر هستند تا آزادکنندگان خود را کشته و يا براى دفع آنهاازکشور جان خود را بدهند.


ببخشيد، آقايان چنين چيزى نيست.


نه خواب و خيال برخى از رسانه هاى گروهى عرب، که مدتها توسط صدام حمايت مى شدند، و نه بيزارى فطرى برخى از رسانه هاى گروهى غرب از جورج دبليو بوش ( George W. Bush) و تونى بلر (Tony Blair)، در حقيقت جرياناتى که در عراق رخ مى دهد، تغييرى مى دهد.


حقيقت امر اين است که هيچ بازديد کننده اى که اين روزها پا به خاک عراق بگذارد، کسى را نخواهد يافت که خواهان بازگشت صدام باشد.


شکايات فراواني، اکثرأ در بغداد، از کمبود امنيت و قطعى برق وجود دارد. اضطراب از آينده در زمانى که بيکارى طبقه متوسط قريب به 40 درصد است، وجود دارد. عراقى ها همچنين از اين در تعجب هستند که چرا نيروهاى متفقين با آنها بطور موثرترى ارتباط برقرار نمى کند. ولى اين به آن معنا نيست که حمايت عمومى براى خشونت عليه متفقين وجود دارد.


حقيقت ديگر اين است که خشونتى را که ما، بويژه عليه نيروهاى آمريکائي، در شش هفته گذشته شاهد آن بوده ايم، محدود به کمتر از يک درصد کل مساحت عراق مى شود، که در منطقه اى بنام " مثلث سنى " که بخشى از بغداد را نيز شامل مى شود، رخ داده است.


در جاهاى ديگر، حضور نيروهاى متفقين يا بعنوان يک حقيقت زندگى پذيرفته شده و يا به آنها خوش آمد گفته مى شود.


در روز چهارم ژوئيه برخى از مغازه ها و خانه هاى شخصى در نقاط مختلف عراق، منجمله مناطق کرد نشين و شهرهاى شيعه نشين، پرچم آمريکا را بعنوان ابراز قدردانى به ايالات متحده، به احتراز در آوردند.


خالد کيشتائينى (Khalid Kishtaini)، يکى از داستان نويسان اصلى عراق مى گويد:" ما آزاد سازى خود را بعنوان آغاز دوستى با ايالات متحده و بريتانيا که هزار سال بطول خواهد انجاميد، قلمداد مى کنيم. ايالات متحده وبريتانيا نشان دادند که يک دوست در نياز، حقيقتأ يک دوست است. و چيزى نمى تواند آنرا تغيير دهد."


در روزهاى نخستين رها سازى عراق، برخى از واعظين مساجد با سخنرانى عليه " اشغال"، سعى در آزمايش وضع موجود کردند. ولى بزودى پى بردند که مخاطبين آنها نظرى کاملأ متفاوت دارند. امروزه، موضوع اصلى نطق در مساجد مربوط به همکارى بين مردم عراق و نيروهاى متفقين براى بازسازى کشور جنگ ديده و قراردادن آن در مسير دموکراسى دور مى زند.


حتى روحانى شيعه افراطى مقتدى صدر (Muqtada Sadr) اکنون اذعان مى دارد که حضور متفقين در عراق " نتايج مطلوبي" ببار مى آورد. او مى گويد: " نيروهاى متفقين بايد در ثبات اين موقعيت به ما کمک کنند، اگر ناگهان ما رادر نيمه راه رها کنند، دوران التيامى که بدان نياز داريم امکان پذير نخواهد بود. "


حقيقت ديگر اين است که تمامى 67 شهر عراق و 85 درصد شهرهاى کوچک اکنون شهردارى هاى کاملأ در حال عمل دارند. برخى از وزارت خانه ها، از جمله وزارت بهداشت و آموزش و پرورش نيز موفق به راه اندازى برخى از عمليات خود شده اند . صنعت نفت نيز مجددأ احيا شده و طرحهايى درجريان است که تا قبل از پايان سال، توليد را به 2.8 ميليون بشکه نفت خام در روز برساند.


قطعأ، زندگى در عراق امروزي، گلستان نيست. ولى فراموش نکنيد که اين وضعيت پس از جنگ يک کشور است. قحطى وجود ندارد - - در واقع، بازارها بيش از هر دوره اى پس از اواخر دهه 1970 پراز مواد غذايى شده است - - در حاليکه نرخ مواد غذايي، با اينکه در نخستين هفته هاى پس از آزادى کشور، افزايش يافت، اکنون پايين تراز قيمت هاى اين اجناس سالهاى اخير حکومت صدام است.


بيشتر بيمارستانها مجددأ با وسايل اصلى طبى براى نخستين بارپس از 1999 شروع به کار کرده اند. همچنين حدود 85 درصد مدارس ابتدايى ، متوسطه و تمامى دانشگاههاى کشور بغير از 2 دانشگاه مجددأ با تمامى شاگردان و معلمين بازگشايى شده اند.


فرق اين است که ديگر مامورين مخابرات (mukahebrat) ( پليس مخفي) وجود ندارند که در محوطه دانشگاهها پرسه زنند و يا در عقب کلاس هاى درس نشسته تا مطمئن شوند که سخنرانى ها وخطابه ها و نيز دانشجويان در مورد عناوين ممنوعه سخن نمى گويند. درضمن دانشجويان لازم نيست که روز را با دعاى سوگند وفادارى به ديکتاتور آغاز کنند.


هيچگونه خروج همگانى در هيچ جاى عراق ديده نشده است. بر عکس، بسيارى ازعراقى هاکه توسط صدام از خانه هاى خود رانده شده بودند، به شهرها و روستاهاى خود برمى گردند.


بازگشت اين افراد، صنعت ساختمانى را، که در سالهاى واپسين صدام مرده در آمده بود، احيا نمود. تبعيدى ها و پناهندگان عراقى در خارج که بسيارى از آنها در ايران و ترکيه بسر مى بردند نيز به وطن بر مى گردند. فقط ماه گذشته هلال احمر ايران، بازگردانى بيش از ده هزار عراقى را، که بيشتر کرد و شيعه هستند،اعلام نمود.


در عراق امروز، هيچ " آدم بى خانمان"، هيچ گروه آواره و هيچ صف طولانى قربانيان جنگى که در جستجوى سرپناهى باشند وجود ندارد.


براى نخستين بار در طى تقريبأ 50 سال، هيچگونه زندانى سياسي، هيچگونه اعدام، شکنجه و يا محدويت در آزادى سخن وجود ندارد. عراق امروز تنها کشور اسلامى است که در آن تمامى نظرات - - از اسلاميون اطرافى حزب الله گرفته تا استالينى ها، و ليبرال هاى گذرا، سوسياليست ها و ملى گرايان عرب و اسلاميون معتدل - - آزادى کامل را در جهت ارائه افکارشان در اين بازار فکرى دارند. از اين بهتر، تمامى آنها اکنون در مجمع حاکمه تازه تشکيل شده Majlis al-Hukum )) مجلس الحکام، نماينده دارند. عراق همچنين تنها کشور اسلامى است که در آن بيش از صد روزنامه و هفتگي، که نماينده افکار متفاوت هستند، بدون اجازه پليس و سانسور منتشر مى شود.


از قطعى برق بويژه در عراق بسيار گفته شده است. ولى اين تا حدى به علت 30 درصد افزايش در استفاده است که فصلى و بعلت استفاده از تهويه مطبوع در دماهايى که به 115 درجه مى رسد مى باشد. در شهرهاى ديگر - - براى مثال بصره (Basra) - - دومين شهر بزرگ عراق، برق در هردوره اى تحت رژيم صدام حسين، بيشترمصرف مى شود.


يک دکه کتاب فروشى آزاد در خيابان رشيد نشانگرهزاران کتابى است که تحت رژيم صدام حسين متعلق به ليست سياه بوده ويا ممنوع الچاپ شده بودند ولى اکنون براى فروش در معرض عموم است. در ميان نويسنده هاى ممنوع تقريبأ تمامى بهترين نويسندگان و شعراى عراق قرار دارند، که بسيارى از جوانهاى عراقى براى نخستين بار است که با نام آنها آشنايى مى يابند.


کيوسک هاى نوارهاى ويدئو وصوت اکنون در عراق و ديگر شهرهاى عمده عراق گشايش يافته اند که برای عراقى ها دسترسى به يک دنياى فرهنگى ممنوع شده را مهيا مى سازند.


کيوسک هاى گل فروشى در کنار رودخانه فرات اکنون به سرکار برگشته اند.


هاشم ياسين (Hashem Yassin)،که يک گل فروش است مى گويد:" کار و بار خوب است، سابق بر اين، ما مقدار زيادى گل براى عزادارى ها و تشييح جنازه ها مى فروختيم ولى اکنون براى عروسي، تولد، پارتى ها و براى هداياى دوستان به دوستان مى فروشيم."


اقتصاد بازار آزاد راه خود را به درون سيستم سوسياليستى عراق به طرق مختلف باز مى کند. صدها دستفروش، انواع و اقسام کالاهاى وارداتى را ارائه مى دهند و با فروش نوشابه هاى غير الکلي، که اغلب در ايران پر شده، و بيسکويت و آدامس که از ترکيه وارد مى شود، کار و بار خوبى پيدا کرده اند.


برخى از قهوه خانه ها، در رقابت جهت جلب مشتري، تلويزيون ماهواره اى در اختيار مشتريان مى گذراند. هر شب، مردم در قهوه خانه ها جمع مى شوند و در حال تماشاى تلويزيون با يکديگر از آنچه در يک جو آزاد تجربه ميکنند، سخن مى گويند، چيزى که تحت رژيم صدام ناشناخته بود. شايد براى غربى ها درک شادى و شعف عراقى ها در توانايى تماشاى تلويزيون مشکل باشد، ولى اين کشورى است که تحت رژيم صدام، افراد را بعنوان جاسوس محکوم و در صورت مالکيت بشقاب ماهواره اي، اعدام مى کرد.


ديگر سمبول آزادى بدست آمده ،افزايش ناگهانى تلفن هاى موبايل و ماهواره اى است. بيشتر آنها متعلق به تبعيدى هاى بازگشتى است. ولى حضور آنها براى بسيارى از عراقى ها، قوت قلب است. تحت رژيم صدام، مالکيت غير قانونى اينها مجازات مرگ بهمراه داشت.


چهره بغداد بعنوان نسخه شرقى غرب دور در هاليود غرب شايد تعبير خوبى نباشد. زندگى بصورت بسيار آهسته اى به شکل عادى خود بر مى گردد. عروسى ها، که هميشه در طول تابستان خيلى طرفدار داشت، اغلب با ويژگى هاى قبيله اى سنتى خود مجددأ برگزار مى شود. اولين کنسرت راک پس از جنگ، توسط يک گروه پسر اجرا شد، و تيم فوتبال عراق، به سرپرستى يک مربى آلماني، تمرين خود را مجددأ آغاز نمود.


امروزه، دو عراق وجود دارد: يکى عراقى است که توسط کسانى که در آمريکا و اروپا آرزوى استفاده از آنرا بعنوان وسيله اى جهت صدمه زدن به بوش و بليردارند ترسيم مى شود،و ديگرى عراق واقعى است، وطن 24 ميليون نفر با اميدها و آرمانها گوناگون و طبيعتأ، با اضطراب از آينده.


محسن صالح (Mohsen Saleh)، يک زمين شناس در بغداد مى گويد:" پس از اينکه ما علت نارضايتى خود را ابراز کرديم من اين نکته اساسى را بياد مى آورم که : صدام رفته است. فردى که از سرطان شفا يافته از سرماخوردگى شکايت نمى کند."


-- امير طاهرى يک روزنامه نگار ايرانى و نويسنده 10کتاب در مورد خاورميانه و اسلام است. آخرين اثر وى : " لا ايراک لدسو دکارت: le dessous des cartes) L’Irak (است که اخيرأ توسط اديشنز کامپلکس( Editions Complexe )بچاپ رسيده است. براى تماس وى به تارنمای فوق مراجعه کنيد: www.benadorassociates.com


( پايان)



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.