Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

کسانی که توانایی برنده شدن را ندارند

نشريه آنلاين نيو ريپابليک، 12 دسامبر 2007


نوشته دنيس راس

گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی در باره ايران معمای جديدی را ارائه می کند: گر چه [اين گزارش] تقريباً بطور حتمی حاصل ارزيابی و کندوکاو دامنه داری است، احتمالاً با گذشت زمان اطمينان خاطر کمتری به ما می دهد. چطور ممکن است که چنين محصول پيشرفته ای از دستگاه جاسوسی تأثيری چنين منفی داشته باشد؟ هنگامی که اين گزارش مسئله را در چارچوبی ناردست قرار می دهد و با سياستمداری آميخته نشده است، می تواند اين تأثير منفی را در بر داشته باشد.

من فرضيات يا تحليل های گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی، يا در این مقوله، نتيجه گيری اصلی آن را زير سوال نمی برم. من می پذيرم که ايرانی ها برنامه مخفيانه سلاح های هسته ای خود را در سال 2003 به حالت تعليق درآوردند. اما متأسفانه به نکته اصلی توجه نشده است. مشکل ما مسئله سلاح سازی نيست، مسئله عبارت ازتوليد مواد شکاف پذیراست، زيرا در مقايسه با توليد مواد شکاف پذیرکه موصضوعی کانون را در اولید بمب های هسته ای تشکيل می دهند، سلاح سازی نه بطور خاص دشوار است و نه پر خرج.

به عبارت ديگر، بخش دشوار تبديل شدن به يک قدرت هسته ای، غنی سازی اورانيوم يا جداسازی پلوتونيوم است. و می دانيد؟ ايران با سرعت هر چه تمام تر بسوی هر دوی آنها در حال پيشرفت است. با 3,300 سانتريفيوژ عملياتی برای چرخش گازهای اورانيوم در تأسيسات اين کشور در نطنز (و سانتريفيوژهای بيشتری که بزودی مورد استفاده قرار خواهند گرفت) و ساختن يک کارخانه آب سنگين برای جداسازی پلوتونيوم در اراک، ايرانی ها قادر خواهند بود حداکثر تا سال 2010 در هر دوی اين فعاليت ها چيره دست شوند.

شايد به اين دليل است که پرزيدنت هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهوری سابق ايران، در سال 2005، به گروهی از کارشناسان آمريکايی از جمله جورج پرکوويچ از بنياد کارنگی، گفت ايران تحقيقات خود را در زمينه سلاح های هسته ای متوقف کرده است. بنا به اظهار پرکوويچ، رفسنجانی گفت: "ببينيد، تا زمانی که ما بتوانيم به غنی سازی اورانيوم بپردازيم و در چرخه سوخت استاد شويم، به چيز ديگری نياز نداريم. همسايگان ما قادر خواهند بود به نتيجه گیری مناسب برسند."

شايد همانطور که رفسنجانی اشاره کرد، ايرانی ها به تظاهر به داشتن سلاح های هسته ای بدون توليد عملی آنها راضی باشند. از نظر رفسنجانی، تا زمانی که همسايگان ايران فرض را بر این بگذارند که اين کشور سلاح های هسته ای دارد، خواسته های ایران برآوره خواهد شد. اما آيا ما می توانيم بر اين فرض که ايران اين موضع را بطور نامحدودی حفظ خواهد کرد حساب کنيم؟ و حتی اگر می توانستيم اين کار را بکنيم، در صورتی که ايران به قدرت قهری بيشتری بر همسايگان خود دست يابد خاور ميانه چه شکلی بخود خواهد گرفت؟ آيا از سياست های توليد نفت برای جدايی ما از متحدينمان يا اعمال نفوذ بيشتر دراقتصاد جهان استفاده نخواهد شد؟ آيا ما با منطقه ای که خصومت روزافزونی نسبت به منافع ما دارد روبرو نخواهيم بود؟ از آنجايی که ايران در تلاش تضعيف، انزوا و دلسرد کردن کشور يهودی [اسراییل] بوده است، آيا ما شاهد محدود شدن چشم انداز صلح اعراب-اسرائيل نخواهیم بود؟ و آيا عربستان سعودی به منظور پرهيز از نياز به لطف و مرحمت ايران تصميم به هسته ای شدن نخواهد گرفت – و آيا اين کار مصری ها را نيز بر آن نخواهد داشت که به دنبال انجام همين کار باشند؟

منظور اين است که حتی تصور ايران به عنوان يک قدرت هسته ای عواقب خطرناکی به همراه خواهد داشت، از جمله تبديل خاور ميانه به منطقه ای مسلح شده به سلاح های هسته ای. تلاش بريتانيا، فرانسه، و آلمان به متقاعد کردن ايران به توقف برنامه هسته ای خود تصادفی نيست. به همين نحو، تصادفی نيست که دوقطعنامه شورای امنيت سازمان ملل به منظور وادار کردن ايران به توقف تلاش های غنی سازی خود، تحريم های محدودی را برای اين کشور منظور داشته اند.

قابل توجه است که قطعنامه های در برگیرنده تحريم ها که به تصويب شورای امنيت رسيده است به برنامه مخفيانه تسليحات هسته ای ايران مربوط نبوده است. روس ها، در ميان ديگران، باور نکرده اند که ايران چنين برنامه ای داشته است. در عوض، با اين قطعنامه ها جامعه بين المللی روشن کرده است که برنامه غنی سازی ايران – و رد پيشنهادها برای راکتورهای آب سبک برای اهداف هسته ای غيرنظامی توسط ايران– را نشان دهنده اين می داند که ايران در مقطعی قصد توسعه توانايی سلاح های هسته ای را داشته است.

با آنکه از لحاظ فرض علمی چيزی تغيير نيافته، گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی روايت جديدی را خلق کرده است. [اين گزارش] مسئله را در قالب متفاوتی ارائه کرد و توجه را از غنی سازی به برنامه تسليحاتی سوق داد. خوب، اگر برنامه تسليحاتی متوقف شده است، آيا ما نمی توانيم احساس راحتی کنيم؟ مسلماً، اين نتيجه ای است که چينی ها با توجه به سياست سوداگرانه خود در قبال ايران و سياست خارجی بطور کلی، به آن رسيده اند. آنها اکنون می گويند نيازی به يک قطعنامه تحريم کننده ديگر عليه ايران نيست. روس ها نيز، به آنها ملحق می شوند، که بدون شک تا اندازه ای منعکس کننده تمايل پوتين به اين است که در صحنه بين المللی به خاور ميانه نشان دهد روسيه جایگزینی برای آمريکا است.

[اين موضوع] اگر نشانه هيچ چيز ديگری نباشد، بدان معناست که دستيابی به يک قطعنامه تحريم کننده ديگر در آينده نزديک در سازمان ملل به مراتب دشوارتر خواهد بود. ما هميشه می توانيم برای تحريم ها در خارج از شورای امنيت عمل کنيم. اتحاديه اروپا، ژاپن، و کره جنوبی همه گزينه ای جذابی هستند چرا که برای سلامت اقتصادی ايران از اهميت زيادی برخوردارند. اما از اين نظر نيز گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی اين کار را دشوار تر کرده است. هيچيک از کشورهای اروپايی يا آسيايی، بخصوص با توجه به برداشت بسيار منفی نسبت به دولت بوش در اين کشورها، نمی توانند نسبت به ايران سختگيرانه تر از ايالات متحده عمل کنند. مهم نيست که پرزيدنت بوش هنوز اعمال فشار بر ايران را تشويق می کند – آژانس های اطلاعاتی وی اين برداشت را بوجود آورده اند که ايران در آينده نزديک تهديدی به شمار نمی رود.

مجدداً، تضاد اين مسئله مشخص است. مفهوم تلويحی گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی حاکی از اين است که رهبری ايران تصميم های خود را بر اساس يک "روش هزينه- سود" می گيرد – و برنامه سلاح های هسته ای احتمالاً اصولاً در واکنش به فشار بين المللی متوقف شده است." اما با نحوه ای که گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی اين مسئله را ارائه داده، اکنون اعمال فشاری که به گفته اين گزارش در سال 2003 کارآمد بوده است، به مراتب دشوار تر خواهد بود.

می توان جامعه اطلاعاتی را به خاطر ارائه گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی در قالبی اشتباه مورد انتقاد قرار داد، اما جامعه اطلاعاتی مسئول انتشار ارزيابی خود برای عموم نبود. پرزيدنت بوش و اطرافيان وی تصميم گرفتند آن را به اطلاع عموم برسانند – کلاً، ارزيابی های اطلاعاتی ملی معمولاً در اختيار عموم قرار نمی گيرند. بدون شک، رئيس جمهوری و مشاوران وی اين استنباط را داشتند که پس از اينکه گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی به اطلاع کميته های ناظر کنگره رسيد، يافته های آن فاش خواهد شد، و آنها می خواستند راه گريزی قبل از افشای مطالب [اين گزارش] داشته باشند.

بسيار خوب، متأسفانه، نحوه عرضه آنها ازاین گزارش نه تنها از نظر چارچوب آن بلکه از اين نظر که ضربه ای ناگهانی به متحدين ما وارد کرد، ضعيف بود. بريتانيايی ها، فرانسوی ها، و آلمانی ها رهبری تلاش ديپلماتيک در قبال ايران را در سازمان ملل و اتحاديه اروپا به عهده گرفته اند؛ از آنجايی که مردم هر يک از اين کشورها شک زيادی نسبت هر چيزی که دولت بوش به عنوان تهديد مطرح می کند دارند، برای آنها مهم بود تا در معرض این موضوع قرار نگیرند. چطور ما نتوانستيم قبل از انتشار گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی قضاوت های اساسی را برای آنها توضيح دهيم و تدبيری برای اتخاذ يک روش مشترک عمومی اتخاذ کنيم؟ اگر چنين هماهنگی در زمينه يک پيام عمومی به عمل آمده بود، مشکل بتوان باور کرد که اطلاع رسانی در مورد يافته ها به عموم به نحو بهتری انجام نمی شد—و امروز همه ما در موقعيت بهتری نبوديم.

متأسفانه، ايران اکنون آسان تر می تواند بدون مانع به برنامه های هسته ای خود ادامه دهد. احتمال بسيار کمتری وجود دارد که اين کشور با همان فشارهای اقتصادی (يا احتمالاً نظامی) روبرو شود که در سال 2003 می توانست رهبری ايران را به این امر متقاعد کند که هزینه توسعه توانايی های هسته ای بسيار زياد است. چه کسی در ميان نخبگان ايران اکنون ممکن است در صدد ارائه استدلالی در برابر احمدی نژاد یا مخالفت با نحوه برخورد او مسائل هسته ای بر آید؟ بدون شک، اين چيزی نيست که نويسندگان گزارش ارزيابی اطلاعاتی ملی به دنبال آن بوده باشند، اما در اينجا سياستمداری ضعيف تلاش های بهبود يافته ما را در دستگاه جاسوسی پايمال کرده است.

دنيس راس مشاور و پژوهشگر برجسته زيگلر در مؤسسه سياست خاور ميانه در واشنگتن است و کتاب: و چگونه می توان اعتبار آمريکا را در جهان اعاده کرد را تألیف کرده است



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.