نماینده دائم ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی و دفتر سازمان ملل متحد در وین شورای امور خارجی مصر قاهره، مصر 11 فوریه 2008
خانم ها و آقایان، خوشوقتم که در جلسه شورای امور خارجی مصر در قاهره حضور دارم. من بویژه از تعقیب گامهای سفیر رمزی ( ) همکار خوبم در وین که در این مورد و در همین جا در ماه دسامبر در مقام پیشین خود سخن گفت، احساس خشنودی می کنم مصر و ایالات متحده آمریکا، در امنیت و ثبات خاور میانه علاقه ای مشترکی را دارند. پرزیدنت بوش، ماه گذشته در طی سفر خود به مصر، قاطعانه از " تعهد مشترک ما به صلح، امنیت، و رفاه" سخن گفت.
امروز مایل هستم در باره دو موضوع که بطور مستقیم با این تعهد مشترک اربوط دارند سخن بگویم. نخست اینکه چگونه باید بطور مشترک به تلاش خود در متقاعد کردن رهبران ایران به پیروی از تعهدات بین المللی خود، همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی، و تعلیق فعالیت های خطرناکی که باعث نگرانی جهانی است، ادامه دهیم. دوم اینکه چگونه کشورهای حقیقتأ پای بند به تعهدات عدم گسترش سلاح های هسته ای قادرند استفاده صلح آمیز از فن آوری هسته ای داشته باشند و در همان حال خطر سلاحهای در حال تکثیر را کاهش دهند. معانی برآورد اطلاعاتی ملی در ماه دسامبر ایالات متحده فشرده ای از اظهار داوری های عمدۀ برگرفته از برآورد اطلاعاتی ملی (NIE) را در باره برنامه هسته ای ایران و مقاصد آن برنامه فاش ساخت. نیمۀ نخست جمله اول برآورد حاکی است: " ما [جامعۀ اطلاعاتی ایالات متحده] با اطمینان فراوان اظهار داوری می کنیم که ایران در پایز سال 2003 برنامه سلاح های های هسته ای خود را متوقف کرده است..
یک خواننده عادی وسوسه می شود که نفس راحتی بکشد و به سراغ مبحث بعدی برود. اما یک خواننده دقیق زیر نویس و بقیه داوری را هم می خواند. یک خواننده دقیق در می یابد که دنیا حق داشته است از بابت فعالیت های هسته ای ایران نگران باشد—و متوجه می شود که رفتار ایران هنوز تهدیدی به حال صلح و امنیت است. من با دقت گزارش NIE را خواندم و به سه نتیجه مهم رسیدم.
نخست، ما مدارک جدیدی در اختیار داریم و بیش از پیش مطمئن هستیم که ایران تا سال 2003 فعالیت هایی در زمینه طراحی سلاحهای هسته ای، مسلح سازی، تبدیل و غنی سازی اورانیوم داشته است. ایران تنها وقتی خود را تحت فشار و بررسی موشکافانه روز افزون بین المللی دید، این عملیات را اندکی جلوتر از چهار سال پیش متوقف ساخت.
حتی قبل از انتشار گزارش NIE آژانس بین المللی انرژی اتمی نشانه هایی دال بر فعالیت های هسته ای با بُعد هسته ای نظامی مشاهده کرد. گزارش های مکرر توسط محمد البرادعی مدیر کل، نگرانی هایی را در رابطه با طرح اعلام نشده تبدیل اورانیوم ، آزمایش مواد انفجاری با تراکم بالا، و طراحی رسانگر ورود مجدد موشکی، و نیز وجود ارتباطات اجرایی بین این فعالیت ها، برانگیخت.
دوم، رهبران ایران می توانند، به راه اندازی مجدد همان فعالیتها در ارتباط با تولید سلاح دست بزنند. بگذارید تاریخ اخیر را بیاد آوریم.
در پاییز سال 2003، ایران تحت فشار بین المللی روزافزونی قرار گرفت. آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA آگاهی یافته بود – نه از طریق مقامات رسمی ایران بلکه به وسیله یک گروه مخالف آگاهی یافته بود – که ایران مشغول ساخت تأسیساتی برای تبدیل اورانیوم و غنی سازی آن در اصفهان و نطنز و در اراک مشغول تأسیس یک راکتور آب سنگین است که کاملأ برای تولید اورانیوم برنامه ریزی شده می باشد. این فعالیت ها تخطی از الزاماتی که ایران در زمینه ایمنی به عهده داشت به شمار می آمدند..
تحت فشارهای بیشتر، تهران به طور علنی فعالیت های غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد. اکنون می دانیم که تهران در همان موقع کار مخفی طراحی سلاح و مسلح سازی را متوقف ساخت.
علیرغم فشارهای بین المللی مکرر، ایران فعالیت غنی سازی اورانیوم را از سر گرفت. همچنین این امکان نیز وجود دارد، اکنون و یا در آینده، طراحی سلاحها و مسلح سازی را نیز از سر بگیرد. در واقع، در همان حال که جامعه اطلاعاتی اطمینان کامل دارد که این فعالیت ها در سال 2003 لااقل برای چند سال متوقف شده، نسبت به اینکه آن فعالیت ها از آن هنگام به بعد از سر گرفته نشده اند فقط دارای اطمینان متوسط است. دبیر کل دومرتبه به ما اخطار کرده است که آگاهی IAEA از فعالیت های جاری ایران در حال کاهش یافتن است. به این ترتیب هیچگونه یقینی وجود ندارد که IAEA از شروع مجدد طراحی سلاحهای هسته ای و یا فعالیت های مسلح سازی و یا تلاشهای پنهانی تبدیل و غنی سازی اوانیوم اطلاعی داشته باشد. این موضوع مایۀ نگرانی بسیار جدی است. سوم، ایران به کار خود در زمینه دست یابی به مهارت در غنی سازی اورانیوم که بآسانی می توان آنرا در جهت تولید اورانیوم مورد نیاز برای ساخت یک بمب بکار برد ادامه می دهد. جامعه اطلاعاتی ایالات متحده بر این باور است که ایران عامدأ گزینه تولید سلاحهای هسته ای را در اختیار خود نگه می دارد - و برنامه جاری غنی سازی آن، که در تخطی ازقطعنامه های شورای امنیت صورت می گیرد، بخشی از همین در اختیارنگهداشتن این گزینه است.
تولید مواد شکاف پذیر– چه اورانیوم با درجه غنای بالاو چه پلوتونیوم با غلظت مخصوص ساختن سلاح - - از لحاظ فنی پرچالش ترین و وقت گیرترین بخش ساخت یک بمب هسته ای به شمار می رود. فن آوری غنی سازی که در نطنز در حال رسیدن به حد کمال است می تواند در تاسیسات مخفی دیگری از روی همان الگو تکرار شود. از آنجا که تولید مواد شکاف پذیر وقت گیرترین بخش ساخت یک بمب هسته ای به شمار می رود، بر آورد جامعه اطلاعاتی ما هنوز حاکی از آن است که ایران در زمانی بین سال های 2010 تا 2015 می تواند اورانیوم با درجه غنای بالا را به اندازه کافی برای ساختن یک بمب اتم تولید کند. . توقف فعالیتهای مسلح سازی، نشان نمی دهد که ایران از تولید سلاح هسته ای در صورتیکه تصمیم به چنین کاری داشته باشد، منصرف شده است.
ایران ادعا می کند که در حال توسعه قابلیت غنی سازی خود در جهت تولید سوخت هسته ای برای راکتورهای برق است. ولی ایران در حاضر دارای هیچ راکتوری برای تولید نیرو نیست. برای راکتوری که در بوشهر در دست ساختمان است، ایران اخیرأ سوخت لازم را از روسیه دریافت کرد ه است.
توانایی تولید سلاحهای هسته ای مشتمل بر سه بخش موثر است.
* نخست، تولید مواد شکاف پذیر. ایران آشکارا درحال ادامه اقدامات خود برای دستیابی به در این توانایی در تأسیسات غنی سازی نطنز است. گزارشهای مطبوعاتی اخیر هشداری است بر این که ایران همچنین در حال تولید سانتریفوژهای پیشرفته تر برای بهبود این قابلیت است.
* دوم، طراحی و مسلح سازی کلاهک هسته ای- گزارشNIE حاکی از آن است که ایران این فعالیت ها را تا بیش از 4 سال پیش انجام می داده است. ایران بسادگی قادر است این فعالیت ها را بدون اطلاع IAEA از سر بگیرد.
* سوم، وسیله موثر برای فرستادن سلاحهای هسته ای [به سوی هدف] . ایران هفته قبل یک موشک بالیستیک را آزمایش کرد و اعلام داشت که در حال تولید موشکی با برد حتی دور تر است. نوار ویدئویی که در آن پرزیدنت احمدی نژاد در حال دادن دستور پرتاب این موشک است باید همه ما را به تأمل وادارد. گزارشNIE برای خط مشی ما و نیز برخورد دسته جمعی ما در رویا رویی با این چالش به چه معنا است؟ در اینجا پای سه موضوع در میان است.
نیاز مستمر به افشای کامل
نخست، ایران افشای کامل از فعالیت های هسته ای پیشین خود را به IAEA بدهکار است.
افشای کامل فعالیت های پیشین به دو علت از اهمیت برخوردار است. نخست، فاش ساختن فعالیت های گذشته به ایران برای جلب مجدد اعتماد بین المللی دای بر این که اظهارات کنونی ایران درست و کامل است را کمک می کند. دوم، IAEA را در موقعیت مناسب تری قرار خواهد داد تا درصورت راه اندازی دوباره فعالیت های مسلح سازی از سوی ایران، آن را کشف کند.
این موضوع که رهبران ایران، از جمله رهبرکل، مکررأ فعالیت های گذشته را در رابطه با سلاح های هسته ای – علیرغم شواهد روزافزون در جهت مخالف، انکار می کنند، اصطراب انگیز است. رهبران در تهران می گویند که می خواهند پرونده مربوط به فعالیت های هسته ای کشورشان را " ببندند". ولی پرونده فقط وقتی می تواند بسته شود که رهبران ایران پیشینه خود را روشن کنند، که این موضوع پذیرش و توضیح فعالیت های تسلیحاتی و درگیری نیروی نظامی ایران در آن را نیز شامل می شود.
دکتر البرادعی درهفته های آینده، پیش از اجلاس شورای حکام IAEA در اوایل ماه مارس، دست به کار تهیه گزارش جدیدی را در رابطه با ایران خواهد بود. محک آزمایش در مورد گزارش این خواهد بود که آیا ایران فعالیت های تسلیحاتی پیشین خود را فاش ساخته وس به IAEA اجازه داده تا در باره توقف این فعالیت ها تحقیق کند.. ناتوانی ایران از انجام این کار، همانطور که گزارش NIE نتیجه می گیرد، قرینه دیگری است بر این که ایران یک تصمیم راهبردی در جهت متوقف ساختن برنامه سلاحهای هسته ای نگرفته و فعالانه راه استفاده از این گزینه را برای خود به منظور تولید باز نگه می دارد..
فاش سازی کامل، آزمایشی است واقعی در مورد این که آیا ایران در امر همکاری جدی است و یا اینکه می خواهد فرصت بیشتری در اختیار داشته باشد.
دوم، ایران باید فعالیت های هسته ای کنونی خود به طور کامل افشا کند.
هفته گذشته، اینجا در قاهره، دکتر البرادعی مجددأ از رهبران ایران خواست تا پروتکل الحاقی ( ) را به اجرا بگذارد و گامهای دیگری در جهت شفاف سازی بردارد. شورای حکام IAEA و شورای امنیت سازمان ملل نیز تقاضاهایی مشا بهی ارائه داده اند. این پروتکل الحاقی دسترسی واطلاعات بییشتری را در اختیار بازرسان آژانس می گذارد تا ماهیت صلح آمیز فعالیت های هسته ای ایران را مورد تحقیق قرار دهند.
ایران همچنین باید تعهدات خود را طبق ماده 1 و 3 مقررات موافقتنامه ایمنی در ارائه زود هنگام اطلاعات راجع به تأسیسات هسته ای جدید را بجا آورد.
برای این که ماهیت صلح آمیز فعالیت های ایران به گونه ای تمام عیار تأیید شود، فاش سازی کامل فعالیت های کنونی ضرورت دارد. فاش سازی کامل لازم است تا اطمینان حاصل شود که رهبران ایران مجددأ فعالیت های مسلح سازی پنهانی را که بنا به تشخیص NIE داده اندکی قبل از چهار سال پیش متوقف شده است، آغاز نکنند.
نیاز مکرر به تعلیق کامل
سومین موضوع مطرح در ارتباط با گزار ش NIE چنین است ضرورت مبرم تعلیق فعالیت های مربوط به غنی سازی و دیگر فعالیت های حساس مربوط به گسترش سلح های هسته ای ازطرف ایران است. تعلیق به صورت یک ضرورت مبرم باقی می ماند چون تولید مواد شکاف پذیر از لحاظ فنی پرچالش ترین و وقت گیرترین بخش ساخت سلاح است. تعلیق به صورت یک ضرورت مبرم باقی می ماند چون بنا به تشخیص NIE تلاش ایران در جهت دستیابی به فن آوری غنی سازی، برای برنامه های غیر نظامی ضروری نیست و بخشی از کوشش عمدی جهت در اختیار داشتن گزینه تولید سلاحهای هسته ای است. تعلیق به صورت یک ضرورت مبرم باقی می ماند چون شورای حکام IAEA و شورای امنیت سازمان ملل اعتماد خود را نسبت به این که ماهیت فعالیت های هسته ای ایران کاملأ صلح آمیز است، از دست داده اند..
در آوریل گذشته، سردبیر روزنامه کیهان، که به رهبر کل نزدیک است پس از آنکه پرزیدنت احمدی نژاد با سرسختی آغاز فعالیت های غنی سازی را در دژهای زیرزمینی در نطنز اعلام داشت، ، یک سخنرانی در تهران ایراد کرد.. سردبیر گفت: " کشوری که دانش و فن آوری غنی سازی اورانیوم را بدست آورده است فقط یک گام از تولید سلاحهای هسته ای فاصله دارد. این گام [اضافی] گامی علمی و یا فنی نیست بلکه یک تصمیم سیاسی است." در همان زمان سرمقاله ای در کیهان حاکی از این بود که ایران در حال تعقیب یک "برنامه راهبردی ابهام انگیز" در دو مسیر است – " یک، مسیر پیشرفت سریع در کار فنی خود، و مسیردوم، کاهش تدریجی دسترسی IAEA به تأسیسات هسته ای "است. این سرمقاله هشدار داد که " دستهای ایران در تأسیسات هسته ای خود باز است." و دنیا "باید در هر لحظه ای توقع دیافت یک تکان را از سوی ایران داشته باشد."
این "استراتژی ابهام آمیز" بطور چشمگیری شبیه به همان گزینه هسته ای است که بنا به گزارش NIE ایران برای در اختیار خود نگهداشتن آن به سختی در تلاش است. این خود روشن می کند که چرا جهان به ماهیت فعالیت های هسته ای و مقاصد رهبری آن اعتماد ندارد.
کشوری که در حال توسعه گزینه ساخت سلاحهای هسته ای است به اندازه که کشوری که در واقع آن سلاحها را می سازد، خطرناک است. این موضوع بویژه در مورد کشوری که رهبران آن تعهدات بین المللی خود را نادیده گرفته اند، بطور فعال از تروریسم حمایت می کنند، و سرسختانه مخالف صلح در منطقه هستند، صدق می کند. چنین دستگاه رهبری قادر است گزینه هسته ای را با سرعت به یک زراد خانه هسته ای تبدیل کند. این امربنوبه خود، کشورهای مجاور را وادار می کند تا بدنبال کسب قابلیت های مشابهی باشند، موجب بروز خطرهای تازه و بی ثباتی هایی در منطقه و احتمال یک مسابقه تسلیحات هسته ای می گردد.
" طرح کاری" ایران و ضرب الاجل های لغزندۀ آن
ماه گذشته، دکتر البرادعی سفری به تهران داشت تا با بالاترین مقامات کشور ملاقات کند. او به این سفر رفت تا به طور جدی آنها را به فاش سازی کامل [فعالیت های] گذشته و حال و تعلیق تمامی فعالیت های خود در ارتباط با غنی سازی اورانیوم فراخواند.
متأسفانه، رهبران ایران این کار را نکردند. آنها شفافیتی را که تقاضا شده بود ارائه ندادند. آنها با تقاضاهای وی مبنی بر اجرای پروتوکل الحاقی و یا تعلیق فعالیت های حساس مربوط به گسترش سلاح های هسته ای موافقت نکردند.
در عوض، آنها برخی از اطلاعات اضافی را در مورد کار سانتریفوژ های پیشرفته خود ارائه دادند و مجددأ ضرب الاجل دیگری را برای حل و فصل موارد حل نشده به تعویق انداختند. این دقیقأ با شیوه کار گذشته مطابقت می کند: استفاده از همکاری گزینشی به منظور به تأخیر انداختن اقدام بین المللی.
هشت ماه قبل دکتر البرادعی و ایران توافق کردند تا " برنامه کاری" را به اجرا بگذارند و بر اساس آن مسائل باقیمانده را در برنامه هسته ای ایران حل و فصل کنند. در سپتامبر، آقای البرادعی از رهبران ایران خواست تا این برنامه کاری را تا انتهای ماه نوامبر به اتمام رسانند. آنها چنین نکردند. در طی ملاقات ماه گذشته در تهران، رهبران ایران موافقت کردند این برنامه کاری را تا اواسط این ماه به انجام رسانند. بگذارید ببینیم که آیا این کار را می کنند یا نه.. .
ما از دکتر البرادعی و بازرسان او حمایت می کنیم تا برای مسائل باقیمانده را حل و فصل کنند. هرچند، موفقیت در این امر اساسأ به همکاری ایران - - همکاری که کماکان ناقص است - - بستگی دارد و ضرب الاجل های تعیین شده نیز بطرز مشکوکی لغزنده شده اند.
وقتی که شورای حکام IAEA در ظرف سه هفته آینده تشکیل جلسه می دهد، ما نقشه کار را بررسی ودر باره همکاری ایران با یک آزمایش ساده قضاوت می کنیم: آیا رهبران ایران تمامی فعالیت های تسلیحاتی پیشین خود را فاش کرده اند، و آیا آنها به بازرسان IAEA اجازه می دهند که در مورد تعلیق آنها تحقیق به عمل آورند؟
ادامه راهبرد دو مسیره ما بسوی قطعنامه صلح آمیز
وزیران خارجه اروپا، روسیه، چین و ایالات متحده ماه گذشته ملاقات کردند و درمورد تحکیم راهبرد دو مسیره به سوی یک قطعنامه صلح آمیز به توافق رسیدند. این راهبرد با در نظر گرفتن کوششهای مستمر ایران برای مانع آفرینی و به تأخیر انداختن همکاری، در حین پایه گذاری قابلیت غنی سازی همچنان به صورت یک امر معتبر و مبرم باقی می ماند.
اولین مسیر راهبرد، مسیر مذاکره است. در ماه ژوئل 2006، وزیران خارجه 6 کشور پیشنهادی مهم و سخاوتمندانه به ایران ارائه کردند. این پیشنهاد، که به تایید شورای امنیت نیز رسید، به ایران کمک می کند تا به آنچه رهبرانش ادعا می کنند می خواهند از برنامه هسته ای خود به دست آورند نایل آید: شناسایی بین المللی؛ مزایای اقتصادی؛ فن آوری پیشرفته؛ ویک منبع تازه برای نیروی برق با تضمین تدارک سوخت که نفت و گاز بیشتری را برای فروش در بازار ذخیره می کند.
پیشنهاد 6- کشوری هنوز روی میز است. بعلاوه، شورای امنیت قصد خود را مبنی بر تعلیق اقداماتش اگر و تا زمانیکه ایران فعالیت های مربوط به غنی سازی و فرآوری مجدد را به حالت تعلیق در آورد و با انجام مذاکرات بین 6 کشور و ایران موافقت کند، مورد تاکید قرار می دهد. و رایس، وزیر امور خارجه اعلام داشته که حاضر است به این مذاکرات، در هر زمان، و در هر مکانی بپیوندد.
دومین مسیر راهبرد دومسیره شامل اعمال فشار دیپلماتیک و اعمال تحریم های هدفمند برای متقاعد ساختن رهبران ایران به انتخاب مذاکرات جدی به جای سرپیچی مکرر.
وزیران شش کشور با توافق بر سر عناصر سومین قطعنامه تحریم ها، که هم اکنون در نیویورک تحت بررسی است، این مسیررا استحکام بخشیده اند. سومین قطعنمامه تحریم یک ضرورت است. در واقع، دیر هم شده است - تا رهبری ایران را به تغییر روش و پیروی از قطعنامه های شورای امنیت متقاعد سازد. این فشارهای بین المللی گسترده بود که ایران را متقاعد ساخت تا فعالیت های هسته ای خود را مورد بازنگری قرار دهد، و این فشارهای بین المللی لازم است که ایران را وادار سازد تا سرپیچی خود را از خواست شورای حکام IAEA و شورای امنیت مورد بازنگری قرار دهد.
هدف مجازات مردم ایران نیست. هدف همانا تغییر محاسبه راهبردی از طرف رهبران آنها است. اگر رهبران ایران دنبال جلب احترام هستند، اگر رهبران ایران خواستار امنیت هستند، و اگر رهبران ایران در پی نیروی برق هسته ای غیرنظامی هستند، باید به انتخاب هایی که در جلوی رویشان قرار دارد نظری بیندازند، و به جای تحریم ها وانزوای بیشترمذاکره و مزایای مترتب بریک برنامه هسته ای غیر نظامی را برگزینند. رهبران ایران آنچه را که در حقیقت نوید بخش ترین فرصت دست یافتنی در جهت توسعه یک برنامه تولید نیروی هسته ای صلح آمیز قانونی است، رد می کنند.
در عوض، فعالیت های هسته ای ایران، چالشی عظیم در برابر دستیابی به صلح و ثبات در خاورمیانه است. آنها چالشی عظیم را بر امید جهانی کردن پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای و کوشش های مربوط به جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی هسته ای در منطقه ای تحمیل می کنند. اینها چالش هایی است که در مورد آنها نگرانی مشترک وجود دارد و ما باید به اتفاق یکدیگر با آنها مواجه شویم.
پیگیری کوشش های هسته ای صلح آمیز با مخاطرات کاهش یافته گسترش سلاح های اتمی رهبران ایران اغلب استدلال می کنند که تلاش های دیپلماتیک ما، تلاش بداندیشانه را برای محروم ساختن آنها و دیگر کشورها را از حقوق مسلم و قانونی شان پنهان می کند. این ادعا از حقیقت بسیار دوراست.
برعکس، پرزیدنت بوش قویّا از دسترسی بیشتر و یکسان مردم کشورهای توسعه یافته و و در حال توسعه به انرژی هسته ای پشتیبانی می کند.
ایالات متحده تایید می کند که شمار فزاینده ای از کشورهای جهان – از اروپا تا آسیا، از خاورمیانه تا آفریقا، و کشورهای قاره آمریکا – در پی انرژی هسته ای بعنوان راهی برای ذخیره ذخایر موجود انرژی ، گوناگون ساختن منابع انرژی، و حمایت از محیط زیست هستند. ما هم اکنون یک قرار داد همکاری هسته ای رسمی با مصر داریم، و آماده ایم تا به مصر در توسعه یک برنامه تولید نیروی هسته ای امن و مطمئن که نیازهای در حال افزایش ا کشور را به انرژی برآورد، کمک کنیم. ما گفتگوهای پیشاپیش مصر را با IAEA تحسین می کنیم.
ایالات متحده استفاده های صلح آمیز از فن آوری هسته ای را تا زمانی که کشورهای دست در کار الزامات بین المللی خود را محترم بشمارند و معیارهای بین المللی را در زمینه ایمنی، عدم گسترش، کنترل صادرات، و امنیت فیزیکی رعایت کنند، تشویق و حمایت می کند.
متأسفانه، همان فن آوری که در غنی سازی اورانیوم برای تولید سوخت هسته ای راکتورهای مولد نیرو بکار می رود می تواند در تولید سلاحهای هسته ای نیز بکار رود.
بیشتر کشورهایی که امروز، نیروی هسته ای در اختیار دارند، سوخت هسته ای تولید نمی کنند. در واقع، ایجاد تأسیسات غنی سازی بسیار پرهزینه و وقت گیر است – برای اکثریت کشورها، تصمیم اقتصادی مناسبی نیست. کشورهای پیشرفته ای نظیرسوئد و کره جنوبی، برنامه های هسته ای پردامنه ای در اختیار دارند، همانند بیشتر کشورهای دارای نیروی هسته ای، از .مزایای نیروی هسته ای بدون غنی سازی اورانیوم بهره برداری می کنند،. آنها بر بازار تجاری تکیه می کنند که گوناگون و درخور اعتماد اند.
بازار تجاری، متکی به تضمین بین المللی برای تدارک سوخت، قادر است به کشورها کمک کند تا بدون نیاز به توسعه پر هزینه، غیر ضروری و بالقوه خطرناک قابلیت های غنی سازی ، به نیروی برق هسته ای دسترسی داشته باشند.
در ماه ژوئن سال گذشته، آقای البرادعی گزارشی را تهیه کرد که در آن چهار چوب چند جانبه ای برای تضمین تدارک سوخت هسته ای تشریح داده شده است. این چهار چوب چندین مفهوم را، از ترتیب تدارک تحت اداره IAEA گرفته تا " بانک های سوخت" واقعی تحت نظارت IAEA یا کنترل ملی در بر می گیرد. نزدیکترین روشی به نتیجه بخشی که تاکنون ارائه شده توسط روسیه بوده است که هم اکنون درحال مذاکره با IAEA است تا دو محموله هسته ای با اورانیوم کم غنی شده را به آژانس تحویل دهد تا بعنوان بانک سوخت هسته ای از آن استفاده شود.
ایالات متحده آماده است تا از این کوشش ها حمایت کند. وزارت انرژی ما، در حال مخلوط کردن 17 تن اورانیوم بسیار غنی شده از انبارهای نظامی ما به اورانیوم کم غنی شده و مناسب برای سوخت هسته ای است. اینها به عنوان ذخیره ملی منظور خواهند شد و برای تضمین تدارک سوخت در دسترس خواهندبود.
IAEA ترتیبات چند جانبه را در جهت تضمین سوخت هسته ای را طی 50 گذشته مورد توجه قرار داده است. ما امیدواریم که این بررسی های طولانی مفاهیم در طی ماههای آینده به تصمیمات مشخص بیانجامد. مشارکت در این کار یک تصمیم داوطلبانه از سوی دولت های مستقل خواهد بود. هیچ کشوری حق خود را از دست نمی دهد و یا مجبور به پذیرش االزامات تازه نیست. در عوض، هدف این است که به کشورها کمک شود تا به نیروی برق هسته ای دستیابی داشته باشند در همان حال یک " جایگزین در خور اعتماد " برای دستیابی به فن آوری های حساس ارائه گردد.
با نگاهی به ماورای فن آوری ها و مفاهیم امروزی، ایالات متحده مشارکت درانرژی هسته ای جهانی ، یا GNEP را به عرضه کرد. GNEP بر اساس دید مشترک توسعه انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز بشکلی امن و مطمئن استوار است. GNEP در پی کاوش فن آوری های آتی است که چرخه سوخت هسته ای را برای مقاومتر ساختن آن در برابر گسترش سلاح های هسته ای تغییر شکل می دهد – در همان حال زباله های به جا مانده را برای انبار کردن دراز مدت کاهش می دهد. GNEP همچنین مشغول کار بر روی فن آوری های پیچیده در طراحی و زیربنای راکتور با تأکید ویژه بر نیازهای کشورهای در حال توسعه است.
GNEP رشد شگفت انگیزی را شاهد بوده است. GNEP در دومین اجلاس خود در ماه سپتامبربا به دست آوردن 16 شریک، اندازه خود را سه برابر کرد و اخیرأ تعداد شرکا را به 20 رسانید. شرکت کنندگان از تمامی نقاط جهان و از مراحل مختلف توسعه هسته آمده اند و نمایانگر جاذبه جهانی نیروی هسته و راه های مبتکبرانه برای اداره چرخه سوخت هسته ای و کاهش زباله های هسته ای هستند.
همکاری آمریکا – مصر
بادمن، وزیر[انرژی] ماه گذشته در قاهره گفت:" مصر مدت مدیدی است که از نظر ملاحظات انرژی دوست بسیار مهم ایالات متحده بوده است و ما متعهد به توسعه و ادامه همکاری استراتژیکی بین کشورهای خود هستیم." ما امیدواریم که بعنوان بخشی از گسترش این همکاری، مصر که اکنون عضو ناظر در GNEP است، به یک شریک تمام عیار تبدیل شود.
ایالات متحده و مصر همچنین از طریق همکاری نزدیک بایکدیگردر جستجوی یک راه حل صلح آمیز در برابر چالش برخاسته ازجاه طلبی های هسته ای ایران اند. در ماه فوریه 2006، دو کشور ما برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق یکدیگر رای دادند. ما همچنین در این نکته توافق داشیم که حل و فصل این مسئله به کوشش های جهانی عدم گسترش و به تحقق هدف مشترک ما برای یک خاور میانه ای آزاد از سلاحهای کشتارجمعی، که شامل وسایل پرتاب آنها نیز می شود، یاری خواهد رساند.
اکنون ما با یکدیگر منتظریم تا ببینیم آیا رهبران ایران آماده اند فعالیت های تسلیحاتی گذشته خود را به طور کامل فاش کنند و به بازرسان IAEA اجازه دهند تا در مورد متوقف شدن آن فعالیت ها تصدیق تحقیق به عمل آورند
کشورهای ما علاقه مشترکی به همکاری نزدیک، چه در پی گیری حل مسالمت آمیز چالش هسته ای ایران و چه در ترویج تولید مسئولانه نیروی هسته ای دارند. تنها از طریق همکاری نزدیک و تلاش مشترک است که ما قادر خواهیم به موفقیت در مطلب اعلام شده از سوی پرزیدنت بوش " تعهد مشترکمان به صلح، امنیت و رفاه"، دست یابیم.
|