شکل گرفتن ناتو در افغانستان ویکتوریا نولند
برخی مواقع آسان است که وجود کشورهای هم پیمان خود را امری مسلم فرض کنیم یا اینکه از خود بپرسیم که آیا از عهده چالشهایی که در مکانی مانند افغانستان وجود دارد، بر می آیند یا خیر. امروز، 25 کشور هم پیمان ناتو و 14 کشور دیگر دوشادوش سربازان آمریکایی و افغانی به ماموریت ناتو در آنجا کمک میکنند. سه سال پیش، فقط تعداد انگشت شماری از ما درگیر مبارزه با طالبان بودیم. نیرویی متشکل از 28,000 سربازغیرآمریکایی و 13 تیم بازسازی استانی غیرآمریکایی در سرتاسر افغانستان این امر را برای نیروهای آمریکایی و افغانی امکان پذیر ساخت تا تمرکز خود را متوجه میدان نبردهای سنگین در شرق این کشور کنند. این جنگ دشواری است، ولی بدون کمک هم پیمانها می توانست بسیار دشوارتر باشد.
کمی بیش از یک سال پیش، تصمیم ناتو مبنی بر به عهده گرفتن مسئولیتهای امنیتی در سرتاسر افغانستان، موجب استقرار 10,000 سرباز اضافی کانادایی و انگلیسی و سربازان اروپایی دیگر در جنوب آن کشور شد، که اکنون با تقریبا 1,000 سرباز استرالیایی مستقر در آنجا همکاری میکنند. این امر به نیروهای آمریکایی شرکت کننده در ماموریت ناتو و "عملیات آزادی دیرپا" (1) این امکان را داد تا تمرکز خود را اساسا متوجه مبارزه با شورشیان در شرق کشور و در امتداد مرز پاکستان کنند و آموزش نیروهای افغانی را افزایش دهند. جهت تقویت این اقدامات، پرزيدنت بوش در سال گذشته تصمیم گرفت تا 3,500 نیروی اضافی در آن کشور مستقر و 2/10 میلیارد دلار به شکل حمایتهای توسعه ای و امنیتی به آن کشور کمک کند. بسیاری از هم پیمانها به این اقدام پیوستند.
تقریبا یک سال بعد، بخشها و روستاهای سرتاسر شرق و جنوب افغانستان -- غزنه، خوست، پاکتیکا، نورستان و کنار؛ در دشت سنگین در هیلمند؛ و در منطقه جنوب قندهار -- از امنیت بیشتری نسبت به سالهای گذشته برخوردارند و امکان دسترسی به آنها نسبت به سالهای گذشته -- در برخی موارد، دهها سال گذشته -- بهتر است. شمار سربازان آموزش دیده افغانی از 35,000 به 50,000 نفر افزایش یافته است، که در برخی از عملیات مهم رزمی سربازان افغانی رهبری مبارزات را به عهده دارند. بهار امسال، ایالات متحده، جهت بهره برداری از پیشرفتهای حاصل شده و حفظ شتاب این پیشرفتها، 3,200 تفنگدار دریایی اضافی -- 2,000 نیرو برای ماموریتهای رزمی در جنوب و 1,000 نیروی آموزش دهنده برای عملیات آزادی دیرپا، که اساسا بر آموزش نیروی پلیس افغانستان تمرکز دارند -- اعزام خواهد کرد. در نشست ناتو در آوریل آینده در بخارست، رومانی، یکبار دیگر از هم پیمانهای خود دعوت خواهیم کرد تا به همین تعداد سرباز و همین مقدار پول به ماموریت ناتو در افغانستان کمک کنند.
علیرغم برخی سرتیترهای هولناک در رسانه ها، موفقیتهای عمده ای در سال گذشته برای افغانیها و 40 شریک امنیتی بین المللی آنها، منجمله تمام کشورهای عضو ناتو، به دست آمد. عملیات بهاره طالبان که از آن داد سخن میرفت هیچوقت عملی نشد، و جاده ها، مدارس، بازارها و فروشگاههای متعددی در سرتاسر کشور ساخته شده است. ولی چالشهای جدی این ماموریت -- برای افغانها، آمریکاییها و هم پیمانهای دیگر -- نیز آشکار شده اند. شورشیان به استفاده از تاکتیکهای مرگبار تروریستی از قبیل مواد منفجره دست ساز، بمبگذاریهای انتحاری، آدم ربایی و ترورهای هدفمند متوسل شدند؛ آنها آموزگاران را جلو چشمان دانش آموزان، اعضای پارلمان را در حوزه های انتخاباتی، و خارجیان را در مرکز کابل به قتل میرسانند. در مناطقی که امنیت ضعیف است، طالبان و سردسته های قاچاقچیان زمینهای مرغوب بیشتری را زیر کشت خشخاش برده اند. جرم و فساد رو به افزایش است، و مردم افغانستان برای مشاهده عدالت و دست به اقدام شدن رهبران منتخبشان روز به روز ناشکیباتر میشوند. در این مدت، جامعه بین المللی تلاش کرده است تا اقداماتش را هماهنگ کند.
افغانیها، با در نظر گرفتن این امر که جهان دموکراتیک اکنون از ایشان حمایت میکند، امید زندگی در آزادی و امنیت را، رها از وحشت فقر طاقت فرسای دهها سال گذشته، پیش روی خود میبینند. ولی برای رسیدن به اهدافشان، باید به مبارزه ادامه دهند -- با سلاح در مقابل طالبان و با شهامت سیاسی در مقابل بیعدالتی، کشت خشخاش، فساد و چالشهای اقتصادی. لازم است که بدانند ما با ایشان خواهیم ماند.
ناتو نیز با مشکلترین چالش خود در طول تاریخ 59 ساله پیمان روبرو است. پیمانی که در تمام دوران جنگ سرد حتی یک گلوله نیز شلیک نکرد، در حال یادگیری در حین انجام کار است. همانگونه که جنگ عراق آمریکا را وادار به تطبیق تاکتیکها و استراتژیهای نظامی و توسعه ای کرد، ماموریت افغانستان به اجبار تغییراتی را در ناتو ایجاد کرده است. با هر ماه که میگذرد، کاناداییها، آلمانیها، لهستانیها، اسپانیاییها، لتونیها، و هم پیمانهای دیگر ما اقداماتی را که برای مبارزه با شورشیان در قرن بیست و یکم مورد نیاز است، فرا میگیرند -- یک اقدام مشترک نظامی-غیرنظامی که مبارزین را در دوشادوش ایجادکنندگان توسعه، دیپلماتها و آموزش دهنده های نیروهای پلیس قرار میدهد. چه راندن هلیکوپتر از این سو به آنسوی صحرا باشد، جا دادن آموزش دهنده ها در نیروهای افغانی باشد، برگزاری شوراهای قبیله ای با پیران دهکده یا اداره تیمهای مشترک غیرنظامی-نظامی بازسازی استانی باشد، اکثر هم پیمانهای ما در حال تدبیـر راههای جدید برای انجام این اقدامات هستند. همانگونه که رابرت گیتس، وزیر دفاع، ماه گذشته صریحا ابراز کرد، این امر مستلزم آموزشهای جدید، تجهیزات جدید، یک دکترین جدید و انعطاف پذیری جدید در ترکیب اقدامات غیرنظامی و نظامی در یک رویکرد حقیقتا جامع و فراگیر به امنیت است.
سه تا پنج سال آینده برای مردم افغانستان، برای پیمان ناتو و برای جامعه کشورهای دموکراتیک بسیار حیاتی خواهد بود. ماموریت افغانستان سرمایه گذاری در امنیت جمعی ما است، این ماموریت همچنین کاتالیزوری برای دگرگونی پیمان دموکراتیک ما در قرن بیست و یکم است. اگر بتوانیم این کار را در منطقه هندوکش (2) درست انجام دهیم، دفعه دیگر که ضرورت داشته باشد تا از امنیت و ارزشهای خود اینچنین دور از کشور دفاع کنیم، نیرومندتر خواهیم بود.
(نویسنده این مقاله سفیر ایالات متحده در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، است.)
1. Operation Enduring Freedom 2. Hindu Kush
|