Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

تفسیر تحریک از جانب ایران

نوشته والتر راسل مید 10 ژانویه 2008


حق چاپ از نشریه وال استریت ژورنال

پرزیدنت جورج دبلیو بوش در بارۀ حادثه روز یکشنبه که طی آن 5 قایق به ظاهر تحت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب ایران 5 ناو متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده را در آب های بین المللی در تنگه هرمز در معرض عملیات ایذایی قرار دادند، گفت: "این حرکت خطرناکی بود." آنها در همان لحظاتی که آمریکایی ها قصد شلیک داشتند دور شدند.

یک سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: "این یک رویداد عادی بود."

آقای بوش پاسخ داد: "اگر به کشتی های ما حمله کنند، این کارعواقبی جدی به دنبال خواهد داشت."

آقای بوش درست می گوید، و دنیا روز یکشنبه تا حدود زیادی به جنگ نزدیک شد."از قرن هیجدهم تا کنون تهدید هایی که متوجه کشتی های جنگی و تجارت دریایی ایالات متحده شده بیشترین موجبات شروع جنگ های آمریکا بوه اند. این الگو از مدت ها پیش آغاز شد. حملاتی که به وسیله دزدان دریایی بربر در دریای مدیترانه صورت گرفت توماس جفرسون را بر آن داشت تا نیروی دریایی آمریکا را به یک ماموریت خطرناکی به مسافت هزاران مایل برای سرکوب تهدیدی که در سال 1801 متوجه کشتی های بازرگانی آمریکا بود اعزام دارد. در جریان جنگ های ناپلئونی، مداخلات انگلیسی ها و فرانسوی ها در کار بازرگانی آمریکا به یک رشته بحران ها و "شبه جنگ های" اعلام نشده ای دامن زد که به جنگ 1812 انجامید.

حملاتی که در دهه 1830 در سوماترا به کشتی های آمریکایی صورت گرفت سبب گردید تا پرزیدنت اندرو جکسن نیروی دریایی ایالات متحده را به یک مأموریت تلافی جویانه فرمان دهد. اعتقاد گسترده (هرچند شاید نادرست) در آمریکا، دایر بر این که رزمناو آمریکایی یو اس اس مین با مین گذاری توسط اسپانیا نابود شده است، پرزیدنت ویلیام مک کینلی را واداشت تا در 1898 با بی میلی جنگ اسپانیا – آمریکا را آغاز کند.

قرن بیستم چندان متفاوت نبود. حملات آلمان به کشتی های آمریکايی در جریان جنگ اول جهانی ورود آمریکا را به آن جنگ موجب گردید؛ حمله ژاپنی ها به پرل هاربر آمریکا را به جنگ دوم جهانی کشانید. حادثه خلیج تنکن در 1964 (حملات ادعایی به کشتی های آمریکایی به وسیله قایق های ویتنام شمالی) سبب شد تا کنگره به پرزیدنت لیندون جانسن اجازه دهد که در هندوچین به استفاده از نیروی نظامی توسل جوید. تصرف رزمناو یو اس اس پوئبلو (Pueblo) توسط کره شمالی، به بحرانی نزدیک به جنگ در اوج جنگ ویتنام دامن زد و دست اندازی کامبوج به کشتی کانتینر میاگز (Mayaguez)، پرزیدنت جرالد فورد را واداشت تا که نیروهای رزمی ایالات متحده را یک ماه بعد از تخلیه سایگون در 1975، به هندوچین بازگرداند. پرزیدنت ریگن نیزدر دهه 1980، هنگامی که معمر قذافی کوشید تا مدعی آب های بین المللی در امتداد کرانه های لیبی در پشت "خط مرگ" شود، به لیبی نیرو اعزام داشت. پرزیدنت کلینتون در سال 1996 هنگامی که چینی ها به داخل تنگه تایوان موشک شلیک کردند زنگ تهدید جنگ را به صدا در آورد.

جغرافیا و وجود منافع سبب شده که آزادی دریاها از دیدگاه آمریکا به عنوان یک نقطه انفجار تلقی شود. ایالات متحده از بابت حمله از سوی خشکی نسبتا مصون است ولی ناوگان بازرگانی ما آسیب پذیر است. و بازرگانی بین المللی به صورت یکی از منافع حیاتی [آمریکا] در آمده است. محدودیت های ایجاد شده توسط انگلیس ها در مورد تجارت مستعمرات به خشم آمریکاییان دامن زد و بسته شدن بندر بوستون سبب گردید تا نارضایی به انقلاب تبدیل شود. پیشینه ای که وجود دارد روشن است: کسانی که به مداخله دربرابر فعالیت دریایی آمریکا، چه در ارتباط با نیروی دریایی وچه [کشتیرانی] بازرگانی، مبادرت می ورزند با منافع حساسی اصطکاک پیدا می کنند که آمریکایی ها طی دو قرن به گونه ای پیوسته، و در صورت لزوم با توسل به جنگ، از آنها دفاع کرده اند.

اینگونه بحران ها سبب شده تا افکار عمومی در پشت سر رؤسای جمهوری نامحبوب قرار گیرد. دو قرن تجربه به این اجماع گسترده انجامیده که آزادی دریاها نمی تواند خدشه دار شود یا به حال خود رها گردد.

پیوند میان آزادی دریاها و سیاست خارجی در تاریخ مدرن آمریکا یک نیروی برانگیزنده بوده است. ایالات متحده، مانند انگلستان پیش از ما، یک قدرت بازرگانی است که منافع اقتصادیش سسب شده تا نقش منحصر به فردی در منافع حاصل از پذایرا ساختن جهان نسبت به سرمایه گذاری و بازرگانی خود ایفا کند. پاکس بریتانیکا (صلح مطلوب بریتانیا) و پاکس آمریکانا (صلح مطلوب آمریکا هر دو بر پایه قدرت دریایی استوار شدند و هر کشوری را که در برابر توانایی آمریکا در امن ساختن خطوط حیاتی دریایی به چالش برخیزد، از خطر مواجهه با تمامی وزن نیروی نظامی آمریکا استقبال کرده است.

تنگه هرمز، مکانی که تحرکات پایان هفته در آن روی داد، به طرزی استثنایی از حساسیت برخوردار است. توانایی آمریکا برای حمایت از جریان آزاد نفت از طریق این آب ها برای بازرگانی جهانی مطلقا حیاتی است. هرگونه واکنش ایالات متحده به چالشی که در آنجا متوجهش شود برق آسا و کوبنده خواهد بود— شاید به مراتب عظیم تر از آنچه که ایرانی ها انتظارش را دارند.

خطر بروز جنگ بین ایالات متحده و ایران بر سر تنگه هرمز یک خطر واقعی است. مقامات ایرانی شاید به طور کامل پیامدهای نظامی وسیاسی چنین یورش هایی را درنیافته باشند. فرماندهان [نیروی] دریایی سپاه پاسداران انقلاب که طبق همه قرائن کمتر از نیروی دریایی متعارف ایران به شکل حرفه ای عمل می کنند، شاید بدون داشتن مجوز از سوی دولت مرکزی دست به اقدام می زنند و شاید احتمال پاسخ ایالت متحده و دامنۀ آن را دست کم می گیرند. آنها با این اعتقاد که اقدام تلافی جویانه کم دامنه و غیر جدی خواهد بود ممکن است براساس ملاحظات سیاسی داخلی در جستجوی یک رویارویی محدود با آمریکا باشند.

هفته گذشته ایرانی ها پیش از آن که گلوله ای به سوی آنها شلیک شود گریختند. اگر ایران بخواهد به یک برخورد نظامی پردامنه با ایالات متحده ای که خشمناک، به پاخاسته و متحد است وارد شود، به مخاطره انداختن کشتی های نیروی دریایی آمریکا در تنگۀ هرمز درست همان راهی است که به چنین برخوردی خواهد انجامید.

آقای مید یکی از پژوهشگران ارشد شورای روابط خارجی و مولف کتاب "خدا و خدا، بریتانیا، آمریکا و دنیای مدرن" (انتشارات Knopf/ 2007) است.

برای اطلاعات بیشتر در باره این مقاله به تارنمای زیر رجوع کنید:

http://online.wsj.com/article/SB119992566081579523.html












English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.