Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

اقتصاد ایالات متحده علیرغم بسیاری از موفقیت هایش با چالش های مهمی روبرو است

دردسر پیش رو، دردسر پشت سر


(این مقاله از نشریه وزارت امور خارجه ایالات متحده، نگاهی اجمالی به اقتصاد ایالات متحده امریکا ، اقتباس شده است.)

اقتصاد ایالات متحده نه تنها دارای نقاط قوت بنیادینی است بلکه مشکلات اساسی نیز دارد.

آژانس اطلاعاتی مرکزی ایالات متحده، شرایط اقتصادی را در نزدیک به 200 کشور خلاصه می کند. این چیزی است که "کتاب واقعیت های جهان " این آژانس در مورد وطن می گوید: "مشکلات درازمدت شامل سرمایه گذاری ناکافی در زیرساخت اقتصادی، هزینه های فزاینده مربوط به امور پزشکی و حقوق بازنشستگی یک جمعیت سالخورده، کسری تجاری و بودجه عظیم، و رکود درآمد خانواده در گروه های اقتصادی پایین تر."

اما مشکلات اقتصادی ایالات متحده، مانند نقاط قوت اقتصادیش، در طول زمان تکامل می یابد.

نابرابری درآمدی را در نظر بگیرید. ایالات متحده از نظر میزان سرانه تولید ناخالص ملی (که بر پایه آنچه پول مشابه می تواند در کشورهای مختلف خریداری کند) با مبلغی نزدیک به 43500 دلار در سال 2006، در مقام دهم، پس از برمودا، لوکزامبوگ، جرزی ، گینه استوایی، امارات متحده عربی، نروژ، گوئرنزی ، جزایر کیمن ، و ایرلند ، اما جلوتر از همه اقتصادهای عمده دیگر قرار گرفته است.

اما توزیع درآمد در ایالات متحده از همه اقتصادهای عمده دیگر نابرابرتر است و در طی چند دهه، بیش از پیش دچار چنین وضعیتی می شود. بنا بر اعلام اداره بودجه کنگره، در سال 2004، یک پنجم بالایی خانوارهای ایالات متحده 5/53 درصد کل درآمد ایالات متحده را کسب نمود، در حالی که یک پنجم پایینی تنها 1/4 درصد را به دست آورد. 1 درصد بالایی به تنهایی 3/16 درصد همه درآمد را، یعنی دو برابر نسبت دهه های 1970-1960، کسب کردند.

گرچه درآمد همه خانوارهای ایالات متحده مقداری افزایش یافت اما بزرگ ترین افزایش، نصیب گروه پردرآمد های بالایی شد.

شورای رقابت پذیری می گوید: "60 درصد پایینی خانوارها افزایش هایی به میزان کمتر از 10 درصد را به صورت واقعی بین سال های 1986 و 2005 شاهد بوده اند در حالی که درآمدهای یک پنجم بالایی به میزان 5/32 درصد، و درآمدهای 5 درصد بالایی به میزان 49 درصد بالا رفته است."

دلیل این بازار کار دو بخشی چیست؟ دیدگاه حاکم این است که بخش پایینی، فاقد آموزش و مهارت های بخش بالایی است. آنها در تلاش برای دست و پنجه نرم کردن با تغییر فناوری و رقابت بر ضد نیروی کار ارزان قیمت در جاهای دیگر اقتصاد جهانی، نمی توانند از افزایش های دستمزد و مزایای دیگر به شکل قابل مقایسه ای برخوردار شوند.

با این حال، آمارها تغییرات پویایی را که در تحرک درآمدی رخ می دهند پنهان می کنند؛ درآمدهای بسیاری از امریکایی ها در طول زمان بالا و پایین می روند. به عنوان مثال از سال 1989 تا 1998، 47 درصد خانوارهای یک پنجم پایین به یکی از گروه های دیگر صعود کردند و 47 درصد خانوارهای یک پنجم پایین به پایین تنزل نمودند. در میان همه خانوارها، نزدیک به 60 درصد در طی آن سال ها، به یک گروه صعود کرده یا به گروهی دیگر تنزل نمودند.

با این حال، سیاستگذاران ایالات متحده از زیان بالقوه درآمدهای راکد مردم طبقات پایین برای اقتصاد آگاه هستند.

بن برنانکی ، رییس خزانه داری فدرال در یک سخنرانی در سال 2007 گفت "اگر ما پاره ای از محدودیت ها را بر خطرات منفی که متوجه افراد آسیب دیده از تغییر اقتصادی هستند وضع نکنیم عامه مردم، به طور کلی، شاید تمایل کمتری به پذیرش تحرکی داشته باشند که برای پیشرفت اقتصادی، این چنین ضرورت دارد."

آمریکایی ها مدتها احساسات دوگانه ای در مورد صاحبان ثروت و شهرت داشته اند. تجار فعال، در مقاطع زمانی مختلف، به عنوان ناخدایان صنعت مورد ستایش قرار گرفته و گاهی به عنوان بارون های لاستیکی مورد استهزاء واقع شده اند. این روزها، بعضی از ثروتمندترین ثروتمندان، نامداران عرصه سرگرمی و ورزش هستند که توسط یک خواست عمومی مبنی بر پرداخت پول به خاطر ویژگی های ستاره گونه منحصر به فرد ایشان حمایت می شوند.

و وضع مشکل انرژی ایالات متحده در این میان چگونه است؟



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.