نوشته هوارد سینکوتا خبرنگار ویژه
این نخستین مقاله از یک رشته مقالات درباره نظام مالی ایالات متحده و مقررات بازار است
واشنگتن –در سراسر سال، پنج روز در هفته، در چاپخانه خاصی که متعلق به اداره چاپ و نشر ایالات متحده در واشنگتن و دالاس است، قریب به 38 میلیون قطعه پول کاغذی، جمعاً در حدود 750 میلیون دلار، به چاپ می رسد.
هنوز هم این حجم بزرگ پول کاعذی و سکه (تولید شده در واحد های مختلف چاپ و ضرب سکه) تنها بخشی کوچک از تمامی پول عرضه شده در کشور – که معادل 7.6 تریلیون دلاردر سال 2008 است— برآورد می شود. (این آمار منعکس کننده تعریف "M2" از میزان پول عرضه شده است که پول کاغذی و سکه، به علاوه حساب های جاری، حساب های پس انداز کوتاه مدت و سپرده های تضمینی کوچک را شامل می شود.)
سیاست های پولی
ماهیت و عملکرد نظام گسترده و پیچیده پول و اعتبار در ایالات متحده نه تنها برای سلامت اقتصاد ایالات متحده ضروری است، بلکه برای رونق و رشد اقتصادی سیستم بین المللی نیز حیاتی است. به این تارنما مراجعه کنید.
و امروزه، بازارهای مالی تحت فشار ناشی از ضرر سنگین در بخش های مسکن و اعتبارات، نظام پولی آمریکا– به خصوص فدرال رزرو ایالات متحده را که به عنوان بانک مرکزی کشور عمل می کند—تحت فشاری که تا کنون سابقه نداشته قرار داده است. به این تارنما مراجعه کنید.
اقتصاد بازار آزاد ایالات متحده در حد وسیعی از توان سازمند ساختن خوود برخوردار است. بنا بر آنچه که بن برنانکی ، رئیس هیئت مدیره بانک کرکزی، در سخنرانی خود در سال 2007 گفت: "نیروهای بازار تعیین کننده اکثریت نتایج اقتصادی ما هستند، واقعیتی که کمک می کند تا بسیاری از موفقیت های اقتصادی کشور در ایجاد ثروت توضیح داده شود... مجموع داده های بازارها اطلاعات به طرزبسیار موثری پخش می کند و می تواند قیمت ها را کارآمد تراز هر برنامه ریز مرکزی تعیین کند."
برنانکی در همان حال اعلام داشت که "مقررات و دخالت های هدفمند دولتی"می تواند به نفع اقتصاد، به خصوص در زمینه بازارهای مالی، ایجاد ثبات و رشد اقتصادی و محافظت از مصرف کنندگان و سرمایه گذاران، عمل کند.
دولت در اقتصاد های مبتنی بر بازار از دو طریق گسترده اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد. اول از طریق سیاست های پولی به کمک دخالت اساسی بانک مرکزی در ارتباط با حجم پول و دسترسی به اعتبار در اقتصاد، عمل می کند. راه دیگر اعمال سیاستهای مالی است – مالیات و فعالیت هائی دولتی که مستلزم هزینه کرن پول است و به صورت معمول توجه و عنوان درشت اخبار بیشتری را در مقایسه با سیاست های پولی به خود جلب می کند.
مبارزات بانک ها
مبارزات سیاسی در مورد ماهیت بانکی و پولی در ایالات متحده به قدمت خود کشور است. اولین تقسیمات سیاسی در این کشور انعکاس دهنده کشاکش میان منافع کشاورزان و صاحبان مشاغل کوچک در مناطق غربی کشور از سوئی و منافع شرکت های بزرگ و بانک ها که عمدتاً در مناطق شرقی استقرار داشتند، از دیگر سو، بود. منافع روستائیان در غرب مغایر یک بانک مرکزی قوی بود در حالیکه سرمایه داران مالی غرب و رهبران شرکت های بزرگ به وجود بانک مرکزی قوی تمایل داشتند.
دانالد کهن ، معاون رئیس هیت مدیره می گوید، هنگامیکه فدرال رزرو تاسیس گشت، "مقرراتی که در نهایت کنگره در سال 1913 برقرار ساخت، انعکاس دهنده مبارزات سختی برای ایجاد موازنه بین این دو دیدگاه مغایر و به وجود آوردن ساختاری مبتنی بر ترکیبی از بخش خصوصی – دولتی و متمرکز- غیر متمرکز بود که ما امروزه داریم." به این تارنما مراجعه کنید. اولین بانک مرکزی کشوری در سال 1791 ایجاد گشت که مخالفت های شدید کشاورزان صاحب منافع را در پی داشت و منجر به ایجاد حزب دموکرات به رهبری توماس جفرسن گردید. او بانک را متهم کردکه تحت سیطره منافع تجار و صاحبان سرمایه های بزرگ قرار دارد.
دومین بانک ایالات متحده با امتیازی 20 ساله در 1816 تاسیس گشت که بهه مبارزه ای حماسی بین منافع سرمایه داران شرقی به رهبری نیکولاس بایدل ، ریاست بانک و پرزیدنت اندرو جکسون ، که نیروهای مردمی را نمایندگی می کرد، دامن زد. مخالفت جاکسون با کنترل مرکزی مالی از حمایت گسترده در میان کشاورزان و طبقه کارگر آمریکا، به خصوص در مناطق برخوردار از رشد سریع درغرب، سود جست.
ممکن است جکسون بحث های اقتصادی مبهمی را علیه بانک به کار برده باشد، اما دیدگاه وی در باره قدرت متمرکز بانک در بحث های اقتصادی تا به امروز بازتاب داشته است. وی در مورد قانون تجدید امتیاز بانک خاطر نشان ساخت: "بسیاری از افراد ثروتمند مایل به شرایط حمایت و منافع یکسان یکسان نیستند، بلکه از ما می خواهند آنها را به کمک اقدام کنگره ثروتمندتر کنیم."
جکسون با خارج کردن کلیه اعتبارات فدرال از بانک باعث گردید که امتیاز آن در سال 1836 منتفی گردد.
وحشت بانک ها و بانک مرکزی
ایالات متحده در قرن 19 عمدتاً از طریق بانک های مستقل و ایالتی اداره می گشت. اگرچه، حتی ایجاد بانک هائی در سطح ملی در1863 نیز نتوانست موفق به جلوگیری از بروز وحشت مالی معمول، که اکثراً منجر به رکود گسترده اقتصادی می شد، گردد.
به عنوان مثال، ترس فراگیردر باره ورشکستگی احتمالی نظام بانکی در 1893، موجب پیدایش بدترین رکود اقتصادی ملی تا آن هنگام گردید، و وحشت گسترده دیگری در سال 1907، انگیزه تصویب قانون بانک مرکزی در سال 1913 گشت که به ایجاد فدرال رزرو (فد) ، به عنوان یک "بانک مرکزی غیر متمرکز" برای برقراری موازنه بین منافع مصرف کنندگان و صاحبان کسب و سرمایه که شامل عناصری از بخش های خصوصی و دولتی است، انجامید.
بانک مرکزی فدرال ثابت کرد که قادر به جلوگیری از رکود بزرگ سال های 1930 که طی آن نزدیک به 10000 بانک ورشکست شدند نیست. اما، قانون بانکداری سال 1935 یم رشته اصلاحات ضروری را در آن به کار بست. در میان این اصلاحات، یکی نیز ایجاد شرکت بیمه سپرده های فدرال برای بیمه سپرده های بانکی بود. نگاه کنید به تارنمای: http://www.federalreserve.gov/ و http://www.federalreserveeducation.org/fed101/ و http://usinfo.state.gov/products/pubs/oecon و http://usinfo.state.gov/products/pubs/economy-in-brief
|