Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:   
   
  English
محصولات
  فونت فارسی -   
 
 

شعرا و فلاسفه عراقی به آزادی می انديشند


به نگارش مايا آلروزو و ويليس ويتر
روزنامه واشنگتن تايمز

بغداد- نويسندگان، شعرا، هنرمندان، و فلاسفه ای که تحت رژيم صدام حسين به سکوت کشانيده شده بودند، اولين سالگرد تلخ و شيرين حاکميت آمريکا را با نوشيدن چای و دود معطر تنباکوی قليان هايی که دست به دست می چرخيد در يکی از ميعادگاه های محبوب شهر برگزار کردند.

کافه حسن امجی در بخشی از بغداد است که به خاطر بازارکتابهای دست دوم خود شناخته شده است، جايی که می توان همه چيز از کتابهای درسی انگليسی و عربی تا کتابهای هيجان انگيز نوشته تام کلنسی را در جاده پوشيده از پتو پيدا کرد. با وجود تهديد منتحرين بمب گزار، حراج هفتگی هنوز هر جمعه جمعيت زيادی را به خود جلب می کند.

در شباهتی زياد به هتل الگانکوئين در نيويورک، کافه حسن امجی در سالهای دهه 1950 محل گردآمدن نويسندگان شد.

امروز، نويسندگانی که در زمان حاکميت صدام از صحنه خارج مانده بودند بار ديگر رفت و آمد به کافه را شروع کرده از اينکه توانسته اند سالها با مشاغل پست امرار معاش کرده اما از قبول دستمزدهای کلان در قبال ستايش ديکتاتور برکنار شده خودداری کنند افتخار می کنند.

عادل علی صيفر، 39 ساله، نويسنده داستان و نمايشنامه کوتاه گفت: "يک اديب بايد آزاد باشد، نه در اينکه استعداد خود را بفروشد بلکه برای اهدای استعداد خود به حقيقت."

آقای صيفر بياد دارد که تحت حکومت صدام گاه بگاه از کافه ديدن کرده و با استفاده از نام يک کودک به عنوان رمز با صدای آهسته ديکتاتور را نفرين کرده است.

آقای صيفردر حال نوشيدن يک استکان چای غليظ و شيرين عربی، قوی ترين نوشيدنی در ليست صورت غذای کافه، گفت: "متاسفم که بسياری از اديبان استعداد خود را صرف ستايش رژيم گذشته کردند."

يکسال پيش نيروهای ائتلاف برهبری آمريکا به عراق حمله کرده و بسرعت صدام را برکنار کردند. اما اکنون هميشه نمی توان براحتی مردمی را پيدا کرد که آمريکا را بخاطر خيابانهای بی قانون، بمب گزاريهای ناگهانی، قطع برق، و بی نظمی کلی در بکار اندازی خدمات اوليه مقصر ندانند.

اما کافه حسن امجی، محلی که ديوارهای محجر از دود تنباکو زرد شده است، جايی است که می توان هنوز مردمی را يافت که نابودی صدام را جشن می گيرند.

سخنان آقای صيفردرباره پرزيدنت بوش همه محبت آميز بود.

وی گفت: "او کار خوبی کرد که رژيم گذشته را برکنار نمود. مانند اين است که تخته سنگی از سينه مردم عراق برداشته شده است."

بنابراين اولين سال زندگی بدون صدام برای آنان که در کافه بودند چه معنايی دارد؟

عبدل هادی فنجان، شاعر51 ساله گفت: "آزادی، فقط آزادی. نه پول، نه کار، فقط آزادی." وی گفت: "جنگ شر صدام، دولتش، و حزب بعثش را کم کرد. حزب بعث طناب رابطه بين عراقيها و آزادی را پاره کرده بود. ما برای نوشتن، حرف زدن، و فکر کردن به آزادی نياز داريم. آزادی مانند يک پرنده است اما پرنده ما اکنون پرواز نمی کند. ما به پرنده ای با بال نياز داريم."

عبدل جبار ج. آويث، 58 ساله، در اوايل دهه 1960 در دانشگاه اورگان در يوجين تحصيل کرد و امروز در يک دانشگاه محلی استاد رياضی است.

وقتی از او خواسته شد آزادی را توصيف کند، آقای آويث گفت: "فوق العاده. بسيار خوب، بسيار دوست داشتنی، مانند موسيقی زيبا اما با رقص آهسته."

وی اضافه کرد: "در آمريکا، وقتی آنها جامعه خود را ساختند، بيش از 200 سال طول کشيد تا همه چيز جا بيافتد. در عراق ما هم بايد همين کار را با عادات و تجربه های خود که با تجارب آمريکائيها فرق دارد انجام دهيم. اما اصول آن يکی است."

وی در حالی که روی يک نيمکت چوب بمبو نشسته و با دوست خود تخته نرد بازی می کرد ادامه داد: "برای من به عنوان يک فرد معمولی آزادی يعنی در محيطی متمدن زندگی کردن، مردم را دوست داشتن، با آنها کار کردن، زندگی کردن، بخوبی همکاری کردن، و هنگامی که با کسی مخالفت داريد سعی می کنيد مشکل را با خوبی، مهربانی، محبت، و دوستانه، مثل هر فرد جوانمردی، حل کنيد."



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.