Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

بیانیه سفیر رایان سی کراکر، سفیر ایالات متحده در جمهوری عراق، در حضور جلسه مشترک کمیسیون امور خارجه و کمیسیون نیروهای مسلح

آمریکاییها، در این اتاق و خارج از آن، منتظر چیزی بیش از جدیدترین اطلاعات به روز درباره آخرین وقایع هستند. آنها میخواهند پاسخ چند پرسش کلیدی را بدانند. آیا اهداف ما واقع بینانه است؟ آیا این امکان وجود دارد که عراق تبدیل به کشوری متحد و باثبات با دولتی دموکراتیک شود و تحت حکومت قانون اداره شود؟ منحنی حرکت ما چیست – آیا عراق، به طور کل، در مسیر درست حرکت میکند؟ آیا میتوان انتظاری بیش از این داشت و در چه چارچوب زمانی؟ آیا روش های بهتر دیگری برای کشور ما وجود دارد؟


آقای رییس،

از فرصتی که در این هفته برای صحبت در کنگره به من داده شد، متشکرم. خدمت در عراق در زمانی که بسیاری از مسائل درکشورمان و برای مردم منطقه در گرو این موضوع است، و در زمانی که تعداد زیادی از آمریکایی های دیگر نیز که دارای قابلیت های فراوان هستند در ارتش و سرویس های غیرنظامی مشغول همین کار هستند، سعادت و افتخاری است که نصیب من شده است. میدانم که مسئولیت سنگینی به عهده من گذاشته شده است تا بهترین و صادقانه ترین ارزیابی را از وضعیت عراق و پیامدهای آن برای ایالات متحده ارائه کنم.

آمریکاییها، در این اتاق و خارج از آن، منتظر چیزی بیش از جدیدترین اطلاعات به روز درباره آخرین وقایع هستند. آنها میخواهند پاسخ چند پرسش کلیدی را بدانند. آیا اهداف ما واقع بینانه است؟ آیا این امکان وجود دارد که عراق تبدیل به کشوری متحد و باثبات با دولتی دموکراتیک شود و تحت حکومت قانون اداره شود؟ منحنی حرکت ما چیست – آیا عراق، به طور کل، در مسیر درست حرکت میکند؟ آیا میتوان انتظاری بیش از این داشت و در چه چارچوب زمانی؟ آیا روش های بهتر دیگری برای کشور ما وجود دارد؟

اینها پرسشهای معقولی هستند که از طرف ملتی که در کشوری دیگر و برای مردم آن کشور سرمایه گذاری کرده و فداکاری میکند پرسیده میشود. اما، در طرح این پرسشها، نباید قدرت تشخیص خود را درباره منافع اصلی آمریکا در رسیدن به نتیجه ای موفقیت آمیز در عراق از دست بدهیم.

قصد من امروز این است که ارزیابی خود را در مورد تحولات سیاسی، اقتصادی، و دیپلماتیک در عراق ارائه کنم. درانجام این کار، نه بزرگی چالش هایی را که عراقی ها با آن روبرو هستند و نه بغرنج بودن وضعیت را کوچک خواهم شمرد. ولی در عین حال، قصد دارم نشان دهم که برای آمریکا امکان مشاهده تحقق اهدافش در عراق وجود دارد و عراقیها توانایی آن را دارند تا از عهده مشکلاتی که امروز با آن روبرو هستند، برآیند و به آنها بپردازند. یک عراق امن، با ثبات و دموکراتیک که با کشورهای همجوار در صلح زندگی میکند، دست یافتنی است. به تشخیص من، منحنی تحولات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در عراق رو به بالا است، ولی شیب این خط زیاد نیست. این روند سریع نخواهد بود، متعادل نخواهد بود، در مقاطعی پسرفت ها و همچنین پیشرفت هایی خواهد داشت، و مستلزم اراده و تعهد بسیار راسخ و محکم از جانب آمریکا خواهد بود. در هیچ لحظه مشخصی قادر نخواهیم بود ادعای پیروزی کنیم؛ و نقطه عطف این ماجرا به احتمال زیاد فقط با نگاه به گذشته قابل تشخیص خواهد بود.

این یک ارزیابی میانه روآنه است، ولی نباید موجب دلسردی شود. در طول زمانی که در عراق سپری کردم، آنچه مرا در رسیدن به این ارزیابی یاری کرد، تامل درباره تاریخ کشور خودمان بود. در زمان های مختلف طی سال های اولیه تشکیل کشورمان، بقای ما به عنوان یک کشور نامعلوم بود. اقدامات ما برای ایجاد نهادهای دولتی همیشه در تلاش های اول موفقیت آمیز نبود. و مسائل سخت – از قبیل برده داری، نداشتن حق رای برای همه، حقوق مدنی، و حقوق ایالتی – فقط پس از بحث و جدل های بسیار تند و خشن و در برخی مواقع خشونت آمیز رفع شد.

عراق در حال تجربه یک انقلاب است – نه فقط یک تغییر رژیم. فقط با درک این موضوع است که میتوانیم ارزش آنچه را که در عراق میگذرد و آنچه را که عراقی ها به آن دست یافته اند، درک کنیم، و در عین حال درباره چالش هایی که وجود دارند، واقع بین باقی بمانیم.

زمينه

ارزیابی موقعیت امروز عراقیها فقط در متن موقعیتی که سابق بر این داشتند عاقلانه است. هر عراقی که زیر 40 سال سن داشته باشد – و این بخش اعظمی از جمعیت عراق است – پیش از آزاد شدن آن کشور چهار سال و نیم پیش، هیچ واقعیت دیگری غیر از حکومت حزب بعث را نمی شناخت. سی و پنج سال پیش از آن، آن کشور مملو از جرم های ضد بشریت در ابعاد و مقیاس مختلف بود. صدام حسین با بیرحمی کامل بر این کشور حکومت می کرد، و از استفاده از زور، قتل و شکنجه علیه افرادی که حتی در حلقه نزدیکان وی بودند، اجتناب نمی کرد. برنامه نسل کشی وی علیه کردها و بیرحمی او نسبت به شیعه هایی که در جنوب کشور زندگی می کردند، کاملا شناخته شده است. در ضمن، او از خشونت و ارعاب به عنوان ابزارهایی جهت تکمیل ویران سازی جامعه عراق استفاده کرد. هیچ سازمان یا نهادی که به نحوی با حفظ رژیم مرتبط نبود، باقی نماند. او فضای رعب و وحشت فراگیری ایجاد کرد که در آن حتی افراد خانواده وی از صحبت با یکدیگر هراس داشتند.

این خاطره ای است که عراقی ها در زمانی که مجسمه صدام در روز 9 آوریل 2003 سرنگون شد به عنوان تاریخ کشورشان در یاد داشتند. نلسون ماندلایی وجود نداشت تا در صحنه ملی و سیاسی سر بر آورد؛ هیچ فردی با استعدادهای رهبری نمیتوانست جان سالم به در برد. یک عراق جدید، به معنای واقعی کلمه، باید از نو ساخته می شد، و در اکثر موارد این سازندگان هم از لحاظ قومی و هم نژادی به نوبه خود به پایین ترين سطح هویت خود تنزل یافته بودند.

پیشرفت های زیادی حاصل شده است، به ویژه در ایجاد ساختاری نهادی که پیش از آن اصلا وجود نداشت. ولی به جای اینکه این دوران، دورانی باشد که در آن خصومت ها و سوء ظن های گذشته برطرف می شوند، جامعه عراق در طول بویژه 18 ماه گذشته فشارهای بیشتری را متحمل شده است. خشونت های فرقه ای در سال 2006 و اوائل 2007 ریشه در ویران سازی اجتماعی صدام داشت و عواقب بسیار وخیمی را برای مردم عراق و نیز سیاست های این کشور به همراه داشته است. انسان های بیشماری آواره شده و کشتارهای فرقه ای گسترده توسط القاعده و دیگر گروه های افراطی موجب تضعیف هر چه بیشتر سیاست ها و بافت جامعه عراق شده است – جامعه ای که از قبل هم فرسوده بود. گزافه گویی نیست اگر بگویم عراق جامعه ای بسیار آسیب دیده است و برای مدتی دیگر نیز همچنان باقی خواهد ماند.

سیاست های ملی

تحولات در عراق باید با در نظر گرفتن چنین پس زمینه ای بررسی شود. عراقی ها در حال روبرویی با جدی ترين و عميق ترين چالش های قابل تصور سیاسی، اقتصادی و امنیتی هستند. مجادله آنها فقط بر سر این نیست که چه کسی باید بر عراق حکومت کند – بلکه آنها میخواهند بدانند عراق چه نوع کشوری خواهد بود، چگونه اداره خواهد شد، و عراقیها چگونه قدرت و منابع کشور را بین خود تقسیم خواهند کرد. قانون اساسی که در همه پرسی سال 2005 تصویب شد به برخی از این پرسش ها به شکل تئوری پاسخ داد، ولی هنوز موارد روشن نشده بسیاری هم در قانون و هم در روش اجرا وجود دارد.

برخی از تحولات دلگرم کننده تر سیاسی در سطح ملی را نه میتوان توسط معیارهای تعیین شده سنجید و نه از فاصله دور از عراق قابل تشخیص هستند. به عنوان مثال، بحث و گفتگوی جدیدی درباره فدرالیسم در میان سران عراق و، مهمتر در درون جامعه سنی آغاز شده است. افرادی که در مناطقی مانند استان انبار و صلاح الدین زندگی میکنند در حال تشخیص این موضوع هستند که چگونه نقش بیشتر افراد محلی در تصمیم گیریها موجب قدرت بخشیدن به جوامعشان می شود. دیگر به بغدادی که همه قدرت در آن متمرکز باشد به عنوان نوشدارو تمام مشکلات نگاه نمیشود. این طرزفکری است که به تازگی به وجود آمده است، ولی در نهایت برای تغییر طرزفکر و رسیدن به یک دیدگاه مشترک در میان سران عراق بسیار ضروری است.

به همین نحو، به خاطر نظام قومی که به هنگام تقسیم منابع کشور در طول چند سال گذشته مورد استفاده قرار گرفته بود، نارضایتی محسوسی در میان عراقی ها وجود دارد. سران جوامع مختلف عراق آشکارا تصدیق میکنند که تمرکز بر منفعت های قومی منجر به حکومترانی بد و ضعیف و لطمات بسیار سخت به عراق شده است. و بسیاری ادعا میکنند که حاضرند فداکاری کنند و آنچه را که لازم است انجام دهند تا عملکرد دولت عراق مقدم بر منافع فرقه ای و قومی آنها باشد.

در انتها، میبینیم که عراقی ها در حال به توافق رسیدن بر سر برخی از مسائل پیچیده، نه از راه ایجاد چارچوبی ملی، بلکه از طریق پرداختن به مشکلات فوری هستند. یکی از این موارد، پذیرش بیش از 1,700 مرد جوان از اهالی ابوغریب، در غرب بغداد، از جمله اعضای سابق گروه های شورشی، توسط دولت مرکزی در نیروهای امنیتی عراق است. یک نمونه دیگر این است که دولت عراق، بدون راه انداختن تبلیغات و جار و جنجال زیاد، با هزاران تن از اعضای ارتش سابق عراق تماس گرفته و به آنها پیشنهاد داده است یا بازنشسته شوند، یا به خدمت در ارتش بازگردند، یا در مشاغل دولتی استخدام شوند. بنابراین، بدون اعلام عفو عمومی، مشاهده میکنیم که عفو عمومی، و به کارگیری اعضای سابق حزب بعث در امور کشور پیش از اصلاح قانون توسط شورای قانون گذاری، در دست اجرا است. در هر دو مورد، بذرهای سازش ملی در حال کاشته شدن هستند.

اما، کشور ما پیشرفت در زمینه سازش ملی را با تصویب قوانین مهم مرتبط میداند. البته در این کار منطق وجود دارد، زیرا، به هر حال، قانونی که از عراقی ها می خواهیم به تصویب برسانند درباره راه های تقسیم قدرت و منابع در میان جمعیت های متعدد عراق است. این قانون همچنین مربوط به چشم انداز کشور عراق در آینده است. به عنوان نمونه، قوانین تقسیم درآمدهای نفت و درآمدهای دیگر با مسائل پیچیده تری به غیر از این سر و کار دارند که آیا عراقی هایی که در مناطق نفتی زندگی میکنند حاضرند این ثروت را با دیگر عراقی ها تقسیم کنند یا خیر. مسئله ای که درباره قانون نفت مشکل است این است که این قانون عراق را یک گام دیگر در مسیر سیستم فدرال، که عراقی ها هنوز از آن استقبال نکرده اند، پیش می برد. ولی یک بار دیگر، مشاهده میکنیم که با تقسیم درآمدهای نفت از طریق اختصاص بودجه به طور مساوی بین استان های عراق توسط دولت مرکزی، حتی با عدم وجود قانون، اقدام عملی انجام شده است.

از بسیاری از جوانب، مباحثی که اکنون در عراق در جریان است مانند همان هایی است که در زمان جنبش حقوق مدنی ما یا مبارزه بر سر حقوق ایالتی رواج داشت. با ادغام اعضای سابق حزب بعث در امور کشور، عراقی ها تلاش میکنند با گذشته بسیار بیرحمانه ای که داشتند کنار بیایند. آنها تلاش میکنند این وحشت را در خود کنترل کنند که حزب بعث ممکن است روزی دوباره به قدرت بازگردد، و در ضمن این موضوع را هم تشخیص میدهند که بسیاری از اعضای سابق حزب بعث جرمی مرتکب نشده اند، و به خاطر سرکوب دیگران به این حزب نپیوستند بلکه به منظور بقای شخصی بوده است. آنها، از لحاظ قدرت های استانی، در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی بسیار جدی درباره یافتن تعادل درست بین قدرت مرکزی و قدرت های استانی هستند. برخی بر این اعتقادند که واگذاری قدرت به استان ها بهترین تضمین برای اجتناب از به قدرت رسیدن افراد مستبد در آینده در بغداد است. برخی دیگر مسئله را این گونه می بینند که با در نظر گرفتن توزیع پیچیده جمعیت در این کشور، عراق به یک قدرت مرکزی توانمند نیاز دارد.

به طور خلاصه، نباید از اینکه عراقی ها چنین مسائلی را هنوز کاملا حل و فصل نکرده اند تعجب کرده و یا دلسرد شویم. بلکه، باید بپرسیم روشی که آنها برای برخورد با چنین مسائلی اتخاذ کرده اند نماینگر جدیت و در نهایت توانایی آنها برای حل مشکلات بنیادی عراق است یا خیر. آیا کادر رهبری جمعی کشور آمادگی دارد تا مصلحت عراق را مقدم بر منافع قومی و جمعیتی بشمارد؟ آیا آنها می توانند در مورد نوع عراقی که می خواهند، به توافق برسند و آیا به توافق خواهند رسید؟

با اینکه اعتقاد دارم سران عراق تصمیم دارند به مشکلات فوری کشور بپردازند، ولی این کار، به دلیل فضای موجود و اهمیت مسائلی که با آن روبرو هستند، بیشتر از آنچه که ما در ابتدا پیش بینی می کردیم به درازا خواهد کشید. نخست وزیر المالکی و دیگر سران عراق با موانع عظیمی در تلاش هایشان برای اداره کارآمد کشور روبرو هستند. آنها با حس عمیقی از تعهد و میهن پرستی با این وظیفه سنگین روبرو شده اند. بخش مهم ارزیابی و تشخیص مثبت من، تلاش هایی بوده است که توسط سران عراق در تابستان گذشته انجام گرفت. پس از هفته ها کار در زمینه آماده سازی و روزهای متعددی که در جلسات فشرده گذشت، پنج تن از برجسته ترین رهبران ملی عراق از سه جمعیت اصلی این کشور در روز 26 اوت اطلاعیه ای صادر کردند مبنی بر توافق بر سر پیش نویس قانون مربوط به ادغام اعضای سابق حزب بعث در امور کشوری و قدرت های استانی. این تفاهم نامه به هیچ وجه تمام مشکلات عراق را حل و فصل نخواهد کرد. ولی تعهد سران این کشور برای همکاری با یکدیگر بر سر مسائل سخت، دلگرم کننده است.

شاید از همه مهمتر این است که این پنج رهبر برجسته عراق با یکدیگر تصمیم گرفتند تا آشکارا تمایل مشترک خود را برای ایجاد یک رابطه بلندمدت با ایالات متحده آمریکا ابراز کنند. علیرغم اختلاف هایی که در دیدگاه ها و تجربه هایشان وجود دارد، همه آنها درباره ادامه حضور نیروهای چندملیتی در عراق توافق نظر داشتند و همگی از فداکاری های این نیروها برای کشور عراق قدردانی کردند.

سیاست های استانی و محلی

در سطح استانی، موفقیت های سیاسی برجسته تر بوده اند، به ویژه در شمال و غرب عراق که پیشرفت های امنیتی در برخی از نواحی بسیار چشمگیر بوده است. در این نواحی، شواهد فراوانی وجود دارد که پیشرفت های امنیتی درها را برای سیاست های ارزشمند باز کرده اند.

در استان انبار، پیشرفت حاصله در زمینه امنیت خارق العاده بوده است. شش ماه قبل، خشونت به وفور وجود داشت، نیروهای ما هر روز مورد حمله قرار می گرفتند، و عراقیها زیر فشار ترس و حشت از القاعده خم شده بودند. ولی القاعده در استان انبار زیاده روی کرد، و اهالی انبار القاعده را از خود راندند – چه گردن زدن دانش آموزان باشد یا قطع کردن انگشتان دست مردم به عنوان مجازاتی برای سیگار کشیدن. با تشخیص اینکه نیروهای ائتلاف میتواند در راندن القاعده به آنها کمک کند، این قبایل جنگیدن در کنار ما، و نه علیه ما، را آغاز کردند، و به همین دلیل منظره انبار اکنون به نحو بسیار چشمگیری با گذشته فرق دارد. نمایندگان قبیله ها در شوراهای استانی حضور دارند، و اکنون به شکل مرتب تشکیل جلسه میدهند تا راههای ازسرگیری خدمات، توسعه اقتصاد، و به اجرا گذاشتن بودجه استانی را مشخص کنند. این رهبران درباره جذب سرمایه صحبت میکنند و به دنبال یافتن کمک هستند تا شهرهایشان را بار دیگر بسازند. چنین صحنه هایی در دیاله و نینوا نیز در حال شکل گیری است، جایی که عراقی ها با کمک نیروهای ائتلاف و نیروهای امنیتی عراق خود را تجهیز کرده اند تا القاعده را از جوامع خود اخراج کنند. دنیا باید توجه داشته باشد زمانی که القاعده اجرای برنامه غیرواقعی راه اندازی خلافت این گروه در عراق را اعلام کرد، مردم عراق، از استان انبار گرفته تا بغداد تا دیاله، به طرز قاطعی آن را رد کردند.

افراطی های شیعه نیز با رانده شدن روبرو هستند. حملات اخیر توسط عوامل گروه جیش المهدی، که از جانب ایران حمایت میشود، علیه عبادت کنندگان در شهر کربلا موجب برانگیختن واکنش شدید شده است و مقتدی الصدر را بر آن داشت تا از جیش المهدی بخواهد حملات خود را بر ضد عراقی ها و نیروهای ائتلاف متوقف کند.

یکی از چالش های اصلی برای عراقی ها اکنون این است که این تحولات مثبت در استان ها را به دولت مرکزی در عراق وصل کنند. بر خلاف ایالت های ما، استان های عراق توانایی کمی در فراهم کردن بودجه از راه دریافت مالیات دارند، که این امر موجب میشود برای به دست آوردن منابع به دولت مرکزی وابسته باشند. توانایی رو به رشد استان ها در طراحی و اجرای بودجه و آمادگی دولت مرکزی برای ارائه منابع به آنها نمایانگر موفقیتی است که در این زمینه کسب شده است. در 5 سپتامبر، رهبران ارشد فدرال عراق به استان انبار سفر کرده و اعلام کردند بودجه ثابت استانی سال 2007، 70 درصد افزایش یافته است و همچنین 50 میلیون دلار برای جبران خسارت های متحمل شده در مبارزه با القاعده تخصیص یافت. همچنین، حمایت دولت مرکزی برای حفظ امنیت ارزشمندی که در نواحی مانند انبار، به وسیله گسترش سریع پلیس های محلی به دست آمده است، ضروری می باشد. دولت عراق نزدیک به 21,000 تن از اهالی انبار را به عنوان مامورین پلیس گماشته است.

اقتصاد و ایجاد ظرفیت

عراق در حال حصول پیشرفتهایی در زمینه اقتصادی است. امنیت بهتر موجب افزایش تحرک و احیای بازارها، با مشارکت فعال جوامع محلی، شده است. ویرانی های جنگ در حال پاکسازی و ساختمان ها در حال ترمیم هستند، جاده ها و سیستم های فاضلاب در دست احداث و تجارت قوت گرفته است.

صندوق بین المللی پول پیش بینی میکند که رشد اقتصادی عراق در سال 2007 از 6 درصد بیشتر خواهد بود. وزارتخانه ها و شوراهای استانی عراق در استفاده از درآمد نفت عراق برای سرمایه گذاری پیشرفت های چشمگیری در طول سال جاری به دست آورده اند. بودجه دولت در سال 2007، 10 میلیارد دلار (نزدیک به یک سوم درآمد پیش بینی شده از صدور نفت) را به سرمایه گذاری ثابت اختصاص داد. بیش از 3 میلیارد دلار به استان ها و منطقه کردنشین اختصاص یافته است. آخرین اطلاعات نشان میدهد که سازمان های دریافت کننده بودجه (وزارتخانه های کشور و شوراهای استانی) تخصیص این بودجه ها را با نرخی بیش از دو برابر سال گذشته آغاز کرده اند. در این زمینه بهترین عملکرد را مقامات استانی داشته اند، که با انجام این کارها، در زمینه برنامه ریزی و تصمیم گیری و برگزاری مناقصه های عادلانه تجربه کسب میکنند. آنها، با انجام این کارها، تحرک بیشتری در توسعه شرکت های محلی و ایجاد اشتغال به وجود آورده اند. با گذشت زمان، پیش بینی می کنیم که با وجود مقامات محلی که پاسخگویی و علاقه بیشتری دارند، نگرش مردم عراق نسبت به رهبران منتخب این کشور تغییر خواهد کرد، و نگرش استان ها نسبت به بغداد تغییر خواهد کرد.

در دو کنفرانسی که در طول دو هفته گذشته در دبی برگزار شد، صدها تن از تاجرین و بازرگانان عراقی با صدها تن از سرمایه گذاران خارجی که به تازگی به بدست آوردن سهمی از تجارت عراق علاقمند شده اند ملاقات کردند. مزایده ای که توسط پرایس واتر هاوس کوپرز برای فروش طیف تلفن همراه انجام گرفت موجب کسب 75/3 میلیارد دلار برای دولت، بیش از آنچه پیش بینی شده بود، گردید. وزیر دارایی قرار است این درآمد، به علاوه تمام درآمد نفت کشور، را صرف سرمایه گذاری فوری و نیازهای ضروری کشور کند.

اما، رویهم رفته، اقتصاد عراق به طرز چشمگیری پایین تر از پتانسیل خود عمل میکند. عدم وجود امنیت در روستاها موجب افزایش هزینه حمل و نقل میشود و به ویژه بر تولید و کشاورزی تاثیر میگذارد. تولید برق در بسیاری از قسمت های کشور بهبود یافته است، ولی به طرز وحشتناکی در بغداد ناکافی است. بسیاری از محله ها در شهر بغداد دو ساعت در روز یا کمتر از شبکه برق ملی برق دریافت میکنند، اما تولید برق برای خدمات ضروری مانند ایستگاه های پمپ آب یا بیمارستان ها خیلی بهتر است. وزیر برق هفته گذشته گفت که 25 میلیارد دلار تا سال 2016 لازم است تا نیازهای برق این کشور را برآورده سازد، ولی با سرمایه گذاری 2 میلیارد دلار در سال که این وزراتخانه از بودجه دولت، به علاوه سرمایه گذاری خصوصی در تولید نیروی برق، دریافت میکند، میتوان به این هدف دست یافت.

کمک های مالی ما صرف بهبود زندگی مردم عادی عراق و حمایت از اهداف سیاسی مان می شود. واحدهای نظامی از بودجه "واکنش اضطراری فرماندهان" (CERP) به منظور تضمین این امر استفاده میکنند که ساکنین عراق، با کاهش خشونت در محله ها، شاهد زندگی بهتری باشند. بودجه "تثبیت جامعه" USAID در حال ایجاد ده ها هزار شغل است. با تخصیص متمم جدید بودجه 2007، "بودجه واکنش سریع" را در اختیار سرپرست های تیم های بازسازی استانی خود قرار داده ایم تا محله ها و نهادهای عراق را در محیط پر جنب و جوشی که اکنون ایجاد شده است، بسازند. آموزش های شغلی و برنامه های میکروفایننس در حال حمایت از شرکت های خصوصی تازه ایجاد شده هستند. و در بغداد، فعالیت و اقدامات ایجاد ظرفیت خود را با وزارتخانه ها افزایش داده ایم.

مجموعه نیروهای منطقه ای و بین المللی

فعالیت بین المللی و منطقه ای با عراق رو به گسترش است. در ماه اوت، شورای امنیت سازمان ملل، به دعوت عراق، ماموریت امدادی سازمان ملل در عراق (UNAMI) را با دستور گسترده تر از طریق UNSCR 1770 ایجاد کرد. پیمان بین المللی با عراق، با ریاست مشترک عراق و سازمان ملل، در حال پیشروی است. در کنفرانسی که در ماه مه در سطح وزیران برگزار شد، هفتاد و چهار کشور وعده دادند از اقدامات عراق در زمینه اصلاحات اقتصادی حمایت کنند. بنا بر گزارش سازمان ملل، 75 درصد پیشرفت درصد از 400 ناحیه ای که عراق برای انجام اقدامات مشخص کرده، حاصل شده است. در ماه جاری، نخست وزیر عراق و دبیرکل سازمان ملل ریاست نشست وزیران در نیویورک را به عهده خواهند داشت تا در مورد پیشرفت بیشتر تحت پیمان بین المللی و موثرترین راه اجرای UNSCR 1770 به بحث و مذاکره بپردازند.

بسیاری از کشورهای همجوار عراق تشخیص داده اند که منافع آنها نیز در گرو نتیجه کشمکش کنونی در عراق است، و در حال فعالیت با عراق به شکل سازنده ای هستند. نشست وزیران کشورهای همجوار در ماه مه، که پنج عضو دائم شورای امنیت (P-5) و هشت کشور صنعتی (G-8) نیز در آن شرکت داشتند، با جلسات بعدی گروه های کاری در زمینه امنیت، مسائل مرزی، و انرژی پیگیری شده است. نشستی در سطح سفیران به تازگی در بغداد تشکیل شد، و نشست دیگر وزیران کشورهای همسایه در ماه اکتبر در استانبول برگزار خواهد شد.

در پس زمینه این سازوکارهای جدید، مزایای همسایگی به تدریج در حال آشکار شدن است. برای اولین بار در طول سال ها، عراق نفت خود را از طریق ترکیه و نیز از طریق خلیج فارس صادر میکند. عراق و کویت در حال رسیدن به نتیجه نهایی در یک معامله تجاری هستند که طبق آن کویت گازوئیل به شدت مورد نیاز همسایه شمالی اش را تامین خواهد کرد. اخیرا اردن بیانیه ای مبنی بر استقبال از اعلامیه اخیر سران و حمایت از اقدامات عراق در زمینه سازش ملی صادر کرد. و عربستان سعودی قصد دارد سفارتخانه ای در بغداد تاسیس کند – اولین سفارتخانه این کشور پس از سرنگونی صدام.

نقش سوریه کمی مشکل سازتر بوده است. از یک طرف، سوریه میزبان نشست گروه کاری امنیت مرزها بود و ورود تروریست های خارجی و عبور از این کشور به عراق را ممنوع کرد. از طرفی دیگر، بمبگذارهای انتحاری کماکان از مرز سوریه عبور میکنند تا افراد غیرنظامی عراقی را به قتل رسانند.

ایران نقش مخربی در عراق ایفا میکند. ایران، در حالیکه ادعا کرده که در گذار از این مرحله از عراق حمایت میکند، به شکل فعالانه موجب تضعیف آن از طریق ارائه امکانات مرگبار برای دشمنان کشور عراق شده است. به نظر میرسد که دولت ایران، با انجام این کار، خطراتی را که یک عراق بی ثبات میتواند برای منافع آن کشور ایجاد کند، نادیده میگیرد.

برنامه ریزی برای آینده

سال 2006 سال بدی در عراق بود. این کشور در مرز از هم پاشی سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفت. سال 2007 شاهد پیشرفت هایی بوده است. چالش های عظیمی کماکان باقی است. عراقی ها هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با پرسش های بنیادی درباره راه های تقسیم قدرت، پذیرفتن اختلاف هایشان، و غلبه بر مشکلات گذشته هستند. تغییراتی که در راهبردهایمان در ژانویه گذشته ایجاد کردیم – افزایش نیروها – به ایجاد تغییر و بهتر شدن مجموعه نیروها در عراق کمک کرده است. افزایش حضور ما این احساس را در محله های تحت محاصره به وجود آورده است که میتوانند القاعده را از طریق همکاری با ما شکست دهند. اقدامات امنیتی ما برای جمعیت عراق اجرای حملات را برای تروریست ها بسیار مشکل تر کرده است. زمان و فضای لازم را برای عراقی ها به وجود آورده ایم تا درباره نوع کشوری که میخواهند تامل کنند. اکثر عراقی ها حقیقتا عراق را به عنوان یک جامعه چند-فرقه ای و چند-قومی میپذیرند – ولی هنوز توازن قدرت در این میان مشخص نشده است.

البته، اینکه آیا عراق به حداکثر پتانسیل خود میرسد یا خیر در نهایت محصول تصمیمات عراقی ها است. ولی دخیل بودن و حمایت آمریکا اهمیت بسیار زیادی در شکل دادن به یک نتیجه گیری مثبت خواهد داشت. کشور ما خون و ثروت زیادی را صرف ایجاد ثبات در عراق و کمک به عراقی ها جهت تشکیل نهادهایی برای یک کشور متحد و دموکراتیک کرده است که تحت حکومت قانون اداره شود. تحقق این چشم انداز به زمان و صبر بیشتری از طرف آمریکا نیاز دارد.

نمیتوانم موفقیت درعراق را تضمین کنم. اعتقاد دارم، همانطور که توضیح دادم، این امر دست یافتنی است. مطمئنم که ترک یا کاهش شدید اقدامات ما موجب شکست خواهد شد، و عواقب چنین شکستی باید به درستی درک شود. عراقی که در هرج و مرج یا جنگ داخلی سقوط کند به معنی درد و رنج انسان های بیشماری خواهد بود – بسیار بیشتر از آنچه تا کنون در داخل مرزهای عراق به وقوع پیوسته است. این امر ممکن است موجب تشویق دخالت کشورهای منطقه شود، که همگی آنها، به شکل بنیادینی، آینده خویش را مرتبط با عراق می بینند. بدون شک، ایران برنده این سناریو خواهد بود؛ نفوذ خود را بر منابع عراق و احتمالا قلمرو این کشور استحکام می بخشد. رییس جمهور ایران پیش از این نیز اعلام کرده است که ایران هر نوع خلائی را که در عراق ایجاد شود، پر خواهد کرد. در چنین محیطی، پیشرفت هایی که در مقابل القاعده و دیگر گروه های افراطی به دست آمده است می تواند به راحتی از بین برود، و آنها می توانند پایگاه هایی ایجاد کنند تا به عنوان مکان امن برای اجرای عملیات منطقه ای و بین المللی مورد استفاده قرار دهند. مسیر فعلی ما دشوار است. گزینه های دیگری که داریم بسیار بدتر هستند.

هر راهبردی با گذشت زمان نیازمند تنظیم مجدد است. این کاملا در محیطی مانند عراق که تغییر یک رویداد روزانه یا ساعتی است، صدق دارد. به عنوان رییس هیات آمریکا در عراق، مرتبا در حال ارزیابی اقدامات مان و به دنبال تضمین این امر هستم که این اقدامات با اقدامات نظامی ما هماهنگ و تکمیل کننده آنها باشند. اعتقاد دارم، در سایه حمایت کنگره، وضعیت غیرنظامی مناسبی در عراق داریم. در طول سال های آینده، به افزایش اقدامات غیرنظامی خود در خارج از بغداد و در منطقه بین المللی ادامه خواهیم داد. این حضور به ما اجازه داده است تا بر ایجاد ظرفیت تمرکز کنیم، به ویژه در استان ها – واحدهایی که احتمالا تاثیر و نفوذشان با انتقال قدرت از بغداد رشد خواهد کرد. تعداد تیم های بازسازی استانی از 10 به 25 عدد در سال جاری افزایش یافته است. در حمایت از این اهداف، از کنگره درخواست کمک های اقتصادی بیشتر، از جمله بودجه بیشتر واکنش سریع برای ایجاد ظرفیت، خواهیم کرد. همچنین خواستار حمایت از دو پیشنهاد مهم خواهیم بود که پیش بینی میشود برای هزاران عراقی ایجاد اشتغال دائم بکند. یکی از این پیشنهادها ایجاد یک "صندوق سرمایه گذاری عراق-آمریکا" است که از مدل موفقیت آمیز صندوق لهستان و دیگر مناطق در اروپای مرکزی الگوبرداری شده است. چنین صندوقی میتواند امکان سرمایه گذاری برابر در شرکتهای جدید یا نوسازی شده مستقر در عراق را فراهم آورد. دومین پیشنهاد، آغاز عملیات در مقیاس بزرگ و راه اندازی تاسیسات نگهداری بر اساس "صندوق سپرده بزرگراه" است. چنین صندوقی، بر اساس تقسیم هزینه، به عراقی ها آموزش خواهد داد تا بودجه و تاسیسات نگهداری زیرساخت های بخش دولتی را ایجاد کنند (نیروگاه ها، سدها و جاده ها). با گذشت زمان، تقسیم هزینه کاهش و پایان خواهد یافت، و به این وسیله متخصصین آموزش دیده و حرفه ای عراقی از خود به جا خواهیم گذاشت و عادت نگهداری پیشگیرانه را در ایشان ایجاد خواهیم کرد.

به اقدامات خود جهت کمک به عراقی ها در پیگیری سازش ملی ادامه خواهیم داد، در حالیکه تشخیص می دهیم ممکن است که پیشرفت در این زمینه در شکل های مختلف باشد و باید در نهایت توسط خود عراقی ها انجام گیرد. به دنبال یافتن راه های بیشتری جهت خنثی کردن دخالت های منطقه ای و تقویت حمایت منطقه ای و بین المللی خواهیم بود. و به عراقی ها کمک خواهیم کرد تا تحولات مثبت در سطح محلی را استحکام بخشند و آنها را به دولت ملی وصل کنند. در پایان، پیش بینی میکنم اقدامات بیشتری را صرف ایجاد مشارکت راهبردی بین آمریکا و عراق خواهیم کرد، که یک سرمایه گذاری است در آینده هر دو کشور.



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.