در خیابانهای خاک آلود انجامنا، پایتخت چاد، تعدادی دختر با چهرههای ظریف در حال فروختن بادام زمینی به عابران هستند. آنها به انگلیسی و فرانسه، زبان مردم تحصیلکرده کشور، صحبت نمی کنند و به مدرسه هم نمیروند. درعوض تلاش میکنند تا با به دست آوردن درآمدی اندک به خانوادههای خود کمک کنند. آنها بدون تحصیلات، با ازدواج زود هنگام به عنوان راهی برای بقا روبرو هستند.
سفارت آمریکا، در نزدیکی محلی که دخترکان بادام زمینی میفروشند، یک مرکز تعلیم زبان انگلیسی به راه انداخته است. دانشجویان معمولی که اغلب بازرگانان، دانشجویان دانشگاه، آموزگاران و سایر افراد هستند، شهریه اندکی برای حضور در این مرکز میپردازند.
اما علاوه بر این افراد، دانشجویان غیرمعمول هم وجود دارند. ماریسا مورِر، کارمند سفارت در سال 2003 تصمیم گرفت که با دختران بادام زمینی فروش در نزدیکی محل مرکز زبان تماس برقرار کند. او از آنان دعوت کرد که با اجازه والدینشان، در مرکز زبان به طور مجانی انگلیسی بیاموزند. دختران موافقت کردند – اغلب در ساعات اولیه بعدازظهرهای گرم، سرشان شلوغ نبود. مرکز، امکان یادگیری و محل امن، خنک و تمیزی برای گردهم آمدن در اختیار آنها قرار داد.
سایر دختران از این برنامه مطلع شدند؛ کار این برنامه تا حدی بالا گرفت که در هر نوبت، کلاسهایی با 15 دختر در سنین بین 10 تا 17 سال برای آموزش مهارتهای جدید زبان برقرار شد. کارمندان سفارت و خانوادهها، برای مرکز پول جمعآوری کردند؛ مرکز موفق شد که برای دختران، یک سری ویدئوی جدید با کتاب تمرین خریداری کند. سپاه صلح و سایر سازمانها هم کتاب اهدا کردند.
درسهای مرکز، مهارتهای بنیادی را به دختران آموزش میدهد – چگونه کمی انگلیسی صحبت کنند، بخوانند، هجی کنند و نام خود را بنویسند – و آنها را به سوی پتانسیلی برای درآمد بیشتر هدایت میکند.
رستورانی یکی از دختران دانشجو را به دلیل توانایی صحبت به زبان انگلیسی استخدام کرد. یکی دیگر از دخترها ، حلیمه 13 ساله، از زبان انگلیسی برای قانع کردن مشتریان به خرید بادامزمینی ِ بیشتر استفاده میکند.
حلیمه میگوید: "والدین من از این که انگلیسی صحبت میکنم خیلی خوشحال هستند. آنها معتقدند که یک روز شغل خیلی خوبی به دست خواهم آورد و شاید به سفر بروم."
بدون این برنامه محال بود که این دخترها روزی قدم به درون مدرسهای بگذارند. آنا که 18 سال دارد یک سال پیش، پس از ازدواج دیگر به مرکز نیامد، اما حالا دوباره برگشته است. او میگوید: "شوهرم به من اجازه داد که بیایم و انگلیسی بخوانم چون او میداند که این قضیه برای ما اهمیت زیادی دارد."
درسهای انگلیسی در مرکز باعث شد که هائوآ، یکی دیگر از شاگردان سابق، به کمک بودجه 20 دلار در سال که توسط کارمندان سفارت تأمین میشود بتواند از تحصیلات رسمی برخوردار شود. او دیگر بادامزمینی نمیفروشد.
هائوآ درباره سه سالی که در کلاسهای انگلیسی گذراند مینویسد: "من کاری در یک مغازه بستنیفروشی پیدا کردم و با مشتریان انگلیسی زبانم، انگلیسی صحبت میکنم. آنها متعجب میشوند و میپرسند که من چگونه میتوانم به این زبان حرف بزنم. من به آنها میگویم که انگلیسی را در مرکز زبان آمریکا یاد گرفتهام.
من میخواهم به تحصیلاتم ادامه بدهم. اهداکنندگان سفارت، از شما متشکرم."
|