Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

گرامیداشت پشتکار به شیوۀ آمریکایی در سینمای ورزشی

دراین فیلم های پرازخلاقیت تأکید می شود که آدم های خوب، حقیقتا ً برندۀ مقام اول اند



نویسنده: ایوت رایدنور
گزارشگر ویژه

واشنگتن- ورزش مانند کوره ای به ورزشکاران حرارت داده تا تفاله ها را بسوزانند – نه تنها تفالۀ معایب آن ها در ورزش، بلکه نقائص شخصیتی آن ها را هم سوزانده و از بین می برد. فیلم های آمریکایی با موضوع ورزش همیشه بر روحیۀ تزلزل ناپذیر تأکید داشته اند که مانند طلای ناب از آتش رقابت ها سر بر می آورد.
یکی از نمونه های کلاسیک این قبیل فیلم ها غرور یانکی ها نام دارد، فیلمی ساختۀ سال 1942 که داستان زندگی لو گریگ، ملقب به "اسب آهنین" و اسطورۀ بازیکنان بیس بال است که زندگی سراسر افتخار او به علت ابتلا به یک بیماری مهلک عصبی، پایان یافت. در این فیلم با شرکت گاری کوپر، زندگی هم تیمی های گریگ، یعنی نیویورک یانکیز، من جمله بیب روت، هم به نمایش درمی آید. گریگ در سخنرانی تودیع خود در استادیوم یانکی گفت، "امروز من خودم را خوش اقبال ترین مرد روی زمین می دانم". در این فیلم نشان داده می شود که شجاعت گریگ در رویارویی با مرگ و جملۀ " ممکن بود بد شانسی بیاورم، اما انگیزۀ زیادی برای ادامۀ زندگی دارم"- چیزیست که خمیرۀ قهرمانان واقعی آمریکا از آن ساخته شده است.
زندگی یکی دیگر از قهرمانان واقعی آمریکا در فیلم داستان جکی رابینسون (1950) به تصویر کشیده شده، که در آن رابینسون، اولین بازیکن آفریقایی آمریکایی لیگ اصلی بیس بال آمریکا، در نقش خود بازی می کند. رابینسون به عنوان اولین کسی که تبعیض نژادی را در لیگ های برتر بیس بال حرفه ای از میان برداشت، هم تملق می شنید و هم با خصومت روبرو بود. او آموزشی برای بازیگری ندیده بود، با این حال بازی او مانند زندگی واقعی اش لطیف بود و دست کم گرفته شد. رابینسون، با هیچ انگاشتن تحریکات افراد خشک ومتعصب، با شجاعت تمام چهرۀ ورزش را برای همیشه دگرگون کرد.
شجاعتی کاملا ً متفاوت، با بازی پل نیومن در فیلم کلاهبردار (1961) به نمایش درمی آید. نیومن در نقش "اِدی- تنده- فلسون" بازی می کند ، آدمی درب و داغان که گرگی در شرط بندی است، و می خواهد طوری بازی کند که تا به آن زمان سابقه نداشته، و تقریبا ً هم موفق می شود – مگر در مقابل سد گنده و چرب "مینه سوتا فَتس"، که جکی گلیسون بازی فوق العادۀ خود را در این نقش ارائه داده است. این فیلم گزارش منظمی از تصمیم قاطع فلسون در شکست دادن فَتس است و این که در این حین، او متوجه خلأ روح خود می شود. فلسون معرف یک ضد قهرمان دهۀ 1960 و درگیر خشم درونی خود است، اما در پایان فیلم عزم خود را جزم کرده و با شجاعت تصمیم می گیرد تحولی در زندگی خود ایجاد کند.
فیلم راکی (1976)، داستان بوکس باز گمنامی بود که به مراحل عالی در حرفۀ خودش صعود می کند؛ این فیلم قطعا ً پرفروش ترین فیلم در نوع خود و مظهر فیلم هایی از این دست است. اما فیلم هایی مانند گریختن (1970) و خرس های بد خبر (1976) هم معرف همین روحیه بودند که به صورت جذاب تری ارائه شدند اما مورد توجه قرار نگرفتند. این دو فیلم، هر دو داستان های بامزه وشیرینی از آدم های ناکام هستند که از فرصتی برای ارتقای خود استفاده می کنند. در گریختن، دسته ای از نوجوانان قشر کارگر، موفق به شکست دادن دوچرخه سواران از خود راضی طبقات بالای جامعه می شوند، و در خرس های بدخبر، تیم ناشایسته لیگ کوچک بیس بال به مدیریت مشکوک والتر ماتاو ( در یکی از تمسخرآمیز ترین نقش هایش) می توانند با اتکا به ارادۀ راسخ و خوش قلبی خود، برنده شوند.
رابرت ردفورد در نقش روی هابز در فیلمی حماسه مانند راجع به بیس بال موسوم به طبیعی بازی کرد؛ او در این فیلم پسر بسیار موفقی بود که پا به سن می گذارد و دنبال فرصتی است که نشان دهد هنوز"بهترین ممکن" می باشد. هابز بازوی پر زوری دارد ( او در یکی از جلسات تمرین، عملا ً توپ را منهدم می کند) و بازی او در زمین همتایی ندارد. با این که دچار وسوسه هایی می شود – ظواهر گول زنندۀ موفقیت، رشوه، و وجود یک زن – موفق می شود همان گونه که از آغاز هم بوده، مردی شرافتمند باقی بماند. باری لوینسون این فیلم را کارگردانی کرده است و استعداد خود را در بازسازی زمان گذشته به نمایش می گذارد؛ حال و هوای ملتهب این فیلم تداعی کنندۀ تصویر کم و بیش اسطوره مانند بیس بال آمریکا در سال های 1930 است.
لیگ حرفه ای بیس بال دختران آمریکایی در سال 1943 و برای جلب توجه آمریکای خسته از جنگ برپا شد تا علاقه به این بازی را نیز به دلیل خدمت بسیاری از بازیکنان مرد در جنگ، حفظ نماید. لیگی که به خودشان تعلق دارد (1992) یک برداشت غیر واقعی از شکل گیری این لیگ است. با گروهی از بازیکنان قوی (جینا دیویس، مادونا، و تام هنکس در نقش سرپرست میگسار تیم) و متنی جذاب، این فیلم زنانی را برجسته می کند که روحیۀ ملت در روز های تیره و تار جنگ جهانی دوم را تقویت کردند.
سی بیسکت (2003) داستان واقعی اسب اصیل مسابقه است که موجب تابیدن نور امید در آمریکایی شد که درگیر رکود اقتصادی دهۀ 1930 بود. موفقیت غیر منتظرۀ این اسب بدخلق نشان داد که شهامت و روحیه و داشتن شکیبایی مهم تر از بزرگی و کوچکی و قدرت است. صعود او از یک اسب فلک زده به افسانه ای در مسابقات، در این فیلم تأثیر گذار به تفصیل نشان داده می شود.
شاید نمونۀ ناب این ژانر، فیلم معجزه (2004) باشد، داستان تیم هاکی روی یخ مردان در سال 1980، که در رقابت مقابل تیم شوروی، برندۀ مدال طلای المپیک شده و آمریکا را به هیجان آورد. هرب بروکس، سرمربی تیم که نقش اورا کرت راسل در فیلم بازی می کرد گفت، من دنبال بهترین بازیکنان نیستم، بلکه دنبال مناسب ترین آن ها هستم – یعنی بازیکنانی پر دل و جرئت که با پایمردی خود، غیر ممکن را ممکن کنند.
دو فیلم متعلق به سال 2005 بازگو کنندۀ داستان واقعی زندگی قهرمانان غیور آمریکا هستند. بزرگترین بازی دوران به کارگردانی بیل پاکستون، داستان زندگی فرانسیس اویمت، بازیکن گلف است که – با وجود تمام مشکلات – عنوان قهرمانی گلف را در سال 1913 از آن خود کرد.مرد سیندرلا، نامزد جایزۀ اسکار به کارگردانی ران هوارد و بازیگری راسل کرو در نقش جیمز ج. براداک، بوکس بازی است که در دوران رکود اقتصادی سال های 1930، موفق شد خود را از چنگ فقر نجات داده وقهرمان سنگین وزن بوکس جهان شود. عشق لطیف همسرش (با بازی رنه زلوگر) الهام بخش و انگیزۀ تصمیم او برای ساختن زندگی بهتر برای فرزندانش بود؛ برادوک مظهر امید انسان های عادی بود.
فیلم کله چرمی ها متعلق به سال 2008 است که داستانی از سال 1925 را به تصویر می کشد؛ این فیلم آخرین نمونۀ شهامت و پردلی در ورزش آمریکاست. داج کانلی (با بازی جورج کلونی) 45 ساله است و مایل است ببیند که تیم نامنظم وآشفته اش وارد فوتبال حرفه ای می شود. کله چرمی ها یک کمدی عجیب و غریب است، اما از طریق قیل و قال زمین های ورزشی، درسی از پایبندی به آرزو ها می دهد.
لیروی "ساچل" پیج، قهرمان افسانه ای بیس بال از ورزشکاران خواسته است که هرگز مأیوس نشوند و همیشه به دنبال راه دیگری باشند. بهترین فیلم های 60 سال گذشته درمورد ورزش آمریکا نشان داده اند که استعداد آمریکایی ها برای "یافتن راه دیگر" ، موانع بزرگی را از جلوی راه برمی دارد – یا با استفاده از همان موانع به عنوان گام هایی محکم به سوی پیروزی می شتابند.






English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.